از وابستگی کامل تا خودکفایی راهبردی

در چهل‌و‌هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و دهه فجر، بازنگری در وضعیت امنیت ملی و استقلال سیاسی کشور در دو دوره پیش و پس از انقلاب، از منظر تاریخی و تحلیلی ضروری به نظر می‌رسد.
کد خبر: ۱۵۴۱۰۹۶
نویسنده مسعود رضایی - کارشناس مسائل سیاسی

در دوران رژیم پهلوی، ایران به‌عنوان کشوری کاملا وابسته به آمریکا و برخی قدرت‌های غربی، در تمامی ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی تحت سلطه مستقیم واشنگتن قرار داشت.

این وابستگی در عرصه نظامی به‌صورت بارز نمایان بود؛ تجهیزات تسلیحاتی ایران به‌طور انحصاری از آمریکا تأمین می‌شد و مستشاران نظامی آمریکایی مسئولیت نگهداری، پشتیبانی فنی و تعمیر این تسلیحات را برعهده داشتند.

بخش قابل‌توجهی از بودجه عمومی کشور به خرید این تسلیحات اختصاص می‌یافت. خاطرات مقامات اقتصادی آن دوره ازجمله علینقی عالیخانی و عبدالمجید مجیدی به روشنی نشان می‌دهد که هزینه‌های نظامی از اولویت مطلق برخوردار بود؛ به‌نحوی‌که در صورت تمایل محمدرضا پهلوی به افزایش مخارج نظامی فراتر از ارقام مصوب بودجه، تنظیم مجدد بودجه ضروری می‌شد و این امر معمولا با تخصیص مجدد منابع از بودجه‌های عمرانی به بخش نظامی همراه بود.

در عرصه سیاسی نیز محمدرضا پهلوی کاملا در چارچوب سیاست‌های کلان آمریکا عمل می‌کرد. وی خود در کتاب «پاسخ به تاریخ» تصریح کرده که ایران تنها کشور منطقه بود که از ظرفیت‌های نظامی و اقتصادی لازم برای حفاظت از منافع آمریکا و غرب در این منطقه حساس برخوردار بود. این تبعیت که در میان تحلیلگران و مورخان مورد اجماع است، به تمامی حوزه‌ها ازجمله فرهنگی، اقتصادی و دیپلماتیک تسری یافته بود. رژیم پهلوی عملا به ابزاری برای اجرای سیاست‌های راهبردی آمریکا تبدیل شده بود و هیچ اقدامی خارج از چارچوب تعیین‌شده توسط واشنگتن انجام نمی‌داد. این وابستگی ساختاری، استقلال سیاسی و منافع ملی ایران را به‌شدت به مخاطره می‌انداخت؛ بودجه‌هایی که می‌توانست صرف توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، نظام آموزشی، بهداشت و درمان و رفع نیاز‌های اساسی جامعه شود، در درجه اول به تأمین تسلیحاتی اختصاص می‌یافت که کاربرد اصلی آنها حفاظت از منافع آمریکا بود نه تأمین امنیت ملی ایران. حضور ده‌ها هزار مستشار نظامی آمریکایی در ایران، کنترل کامل زنجیره فرماندهی، تعمیرات و تصمیم‌گیری‌های راهبردی نیرو‌های مسلح را در اختیار آنان قرار داده بود؛ بنابراین ایران در آن دوره فاقد استقلال واقعی بود و به‌عنوان یک بازیگر وابسته به سیاست خارجی آمریکا عمل می‌کرد.

در حوزه امنیت ملی نیز وابستگی کامل به قدرت خارجی حاکم بود. رژیم پهلوی پشتوانه امنیتی خود را منحصرا بر آمریکا استوار ساخته بود و هیچ ظرفیت امنیت ملی درون‌زا و مستقل نداشت. این الگوی امنیت وابسته، با شأن تاریخی، فرهنگی و تمدنی ملت ایران ناسازگار بود؛ ملتی که دارای سابقه‌ای طولانی و هویتی مستقل است، نمی‌توانست تأمین امنیت خود را به‌طور کامل به یک قدرت خارجی واگذار کند و این وابستگی، احساس تحقیر و نارضایتی گسترده‌ای در میان مردم ایجاد کرده بود. هرگاه آمریکا سیاستی برای منطقه تعیین می‌کرد، رژیم پهلوی بدون ارزیابی تأثیر آن بر منافع ملی ایران، در همان چارچوب عمل می‌کرد و گزینه دیگری برای خود متصور نبود.

پیروزی انقلاب اسلامی، نقطه‌عطفی بنیادین در این الگو ایجاد کرد. در نظام جمهوری اسلامی، اصل استقلال‌طلبی و خوداتکایی به‌عنوان مبنای راهبردی پذیرفته شد و به‌تدریج در تمامی عرصه‌ها به مرحله اجرا درآمد. این رویکرد بر تأمین نیاز‌های اساسی کشور با اتکا به ظرفیت‌های داخلی تأکید داشت و نتایج ملموسی به همراه آورد. در حوزه نظامی، تحولی ۱۸۰ درجه‌ای از وابستگی کامل به‌سوی خودکفایی و خوداتکایی رخ داد. در حال حاضر ایران بخش عمده‌ای از تجهیزات نظامی خود ــ از ابزار‌های پایه تا سامانه‌های پیشرفته ــ را با تکیه بر تولید داخلی تأمین می‌کند و در بسیاری از زمینه‌های تسلیحاتی به سطوحی از پیشرفت دست یافته که در رده‌های برتر جهانی قرار دارد. این دستاوردها، نه فقط وابستگی به آمریکا و کشور‌های غربی را به‌طور کامل خاتمه داد، بلکه ایران را به‌عنوان یک قدرت نظامی قابل توجه در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح ساخته است؛ به نحوی که آمریکا و متحدان آن از ورود به درگیری مستقیم نظامی با ایران اجتناب می‌ورزند.

در سایر حوزه‌ها نیز پیشرفت‌های قابل‌توجهی حاصل شده است؛ در بخش‌های پزشکی، صنعتی، کشاورزی و فناوری‌های نوین، ایران به مراحل مطلوبی از توسعه دست یافته که پایه‌های استقلال ملی را مستحکم می‌سازد. استقلال واقعی نیازمند پیشرفت متوازن در تمامی عرصه‌ها، خودباوری ملی و ابتکار عمل داخلی است و جمهوری اسلامی با دستیابی به این پیشرفت‌ها، چارچوب‌های امنیت ملی خود را به‌طور مستقل تعریف و تأمین می‌کند. این استقلال بدون نیاز به اتکا به هیچ قدرت خارجی، امکان تصمیم‌گیری راهبردی و اجرای آن را فراهم آورده است.

طبیعتا این سطح از استقلال و خوداتکایی با منافع قدرت‌های سلطه‌گر، به ویژه آمریکا، در تعارض قرار دارد. آنان با بهره‌گیری از ابزار‌های فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی، تلاش می‌کنند ایران را در تنگنا قرار دهند و اراده ملی را تضعیف سازند. با این حال تاکنون این تلاش‌ها به نتیجه نرسیده و با توجه به استحکام پایه‌های استقلال و عزم ملی، انتظار می‌رود در آینده نیز ناکام بماند. این دستاورد‌ها نه فقط امنیت ملی درون‌زا را تضمین کرده، بلکه جایگاه و عزت ملت ایران را در نظام بین‌الملل ارتقا بخشیده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها