جام جم آنلاین – فرگوسن سال 2013 بعد از 27 سال هدایت منچستریونایتد و کسب عناوین تاریخی متعدد با این تیم بازنشسته شده بود. دیوید مویس اسکاتلندی و هموطن فرگوسن مربی بعد از او بود اما یک قهرمانی با جام خیریه تمام هنر او در یک فصل بود. بعد از او رایان گیگز موقتی آمد و رفت. یونایتدیها بعد از او دست به دامان لوئی فن خال هلندی شدند اما او هم ناکامی بزرگی را در اولدترافورد ثبت کرد. مورینیو، آقای خاص فوتبال، هر چند بعد از فن خال سه جام برای یونایتد از جمله لیگ اروپا را گرفت اما تیم تحت هدایت او هم از قهرمانی در لیگ برتر انگلیس به شدت دور بود. بعد از او به ترتیب نوبت سولشایر، کریک (موقت) و رالف رانکینگ بود که بیایند، شکست بخورند و بروند. اریک تن هاخ دیگر هلندی بعدی نیمکت یونایتد بود. حاصل کار دو ساله او دو جام در حذفی و اتحادیه بود اما او هم نتوانست تیم را قهرمان لیگ برتر کند تا رفتنی شود. بعد از او نوبت به روبن آموریم رسید، بدترین مربی تاریخ منچستر. اخراج او هم قابل پیش بینی بود تا موقت نیمکت به دارن فلچر بازیکن اسبق این تیم برسد و بعد از آن هم مایکل کریک. و اما مایکل کریک!
فراتر از 3 امتیاز
مایکل کریک امروز به نامی تبدیل شده که دوباره امید را به اولدترافورد برگردانده است. بعد از اخراج روبن آموریم و دوره کوتاه و موقت دارن فلچر حالا این هافبک سابق و محبوب هدایت منچستریونایتد را بر عهده گرفته و در همان شروع کار کاری کرد که بسیاری از هواداران سالها منتظرش بودند؛ دو پیروزی بزرگ و روحیهبخش مقابل منچسترسیتی و سپس مقابل آرسنال که دیشب به دست آمد. این نتایج برای تیمی که سالهای اخیر سراسر ناکامی و بی ثباتی را تجربه کرده بود چیزی فراتر از سه امتیاز ساده است.
قهرمان تازه نفس
کریک حالا در چشم هواداران به قهرمان تازه تبدیل شده است، قهرمانی که بدون سر و صدا و بدون وعدههای بزرگ فقط با کار و نظم و شناخت درست از باشگاه توانسته موجی از امید ایجاد کند. او کسی است که سال ها پیراهن یونایتد را پوشیده و فضای رختکن و فشار رسانهای و توقع هواداران را به خوبی میشناسد. همین شناخت باعث شده تصمیمهایش طبیعی و قابل قبول به نظر برسد و بازیکنان خیلی سریع با او ارتباط برقرار کنند
یکی از نکات مهم در داستان کریک این است که او در دوران چهار مربی بزرگ و متفاوت در منچستریونایتد حضور داشته و زیر نظر آن ها بازی کرده است. او در دوره سر الکس فرگوسن کبیر طعم موفقیتهای بزرگ را چشید و بخشی از دوران طلایی باشگاه بود. سپس دوران دیوید مویس را تجربه کرد، دورانی که با شوک و افت همراه بود. بعد از آن با لوئی فن خال کار کرد که فلسفه خاص و نظم تاکتیکی ویژهای داشت و سپس با ژوزه مورینیو که مربیای با شخصیت قوی و تمرکز بر نتیجه گرایی بود. این تجربه ها به کریک دیدی چند جانبه داده است و حالا در 44 سالگی او ترکیبی از آن آموختهها را در نقش سرمربی به کار میگیرد. کریک حالا در نقش یک قهرمان تازه نفس ظاهر شده است.
اثر کریک چیست؟
رسانههای انگلیسی خیلی زود برای اتفاقی که در یونایتد در حال رخ دادن است یک عبارت تازه ساختند و آن را اثر کریک نامیدند، عبارتی که به تاثیر شگفتانگیز و فوری او روی تیم بحران زده اشاره دارد. اثر کریک یعنی تیمی که تا همین چند هفته پیش بی روح و بی انگیزه به نظر میرسید حالا با انرژی و تمرکز بازی میکند. اثر کریک یعنی بازیکنانی که اعتماد به نفس از دست رفته داشتند حالا با شجاعت بیشتری توپ میگیرند و تصمیم میگیرند. اثر کریک یعنی هوادارانی که دوباره به آینده امیدوار شده اند.
این اثر می تواند پیامدهای بسیار مهمی داشته باشد چون حالا یونایتد شانس زیادی برای قرار گرفتن در جمع چهار تیم برتر لیگ برتر انگلیس دارد و می تواند بعد از سه فصل غیبت به لیگ قهرمانان اروپا برگردد. بازگشت به لیگ قهرمانان فقط یک موفقیت ورزشی نیست بلکه از نظر اقتصادی و اعتباری هم برای باشگاه حیاتی است و میتواند مسیر نقل و انتقالات و جذب ستاره ها را تغییر دهد. کریک به خوبی میداند که این فرصت چقدر مهم است و به همین دلیل از همان ابتدا روی تمرکز و ثبات تاکید کرده است.
محبوبیت سریع السیر
محبوبیت سریع السیر کریک در یونایتد موضوعی است که حداقل در 10 سال اخیر در یونایتد سابقه ندارد. در تاریخ این باشگاه به ندرت پیش آمده که یک سرمربی در این مدت کوتاه چنین موجی از حمایت و علاقه را به دست بیاورد. هواداران در شبکههای اجتماعی و در ورزشگاه با شعارها و پیامها از او حمایت می کنند و بسیاری از اسطورههای سابق هم از تاثیر مثبت او صحبت کردهاند. این میزان محبوبیت سریع تقریبا بیسابقه است و نشان میدهد هواداران چقدر تشنه یک چهره آشنا و قابل اعتماد بودند.
بعد از کنار رفتن فرگوسن کبیر یونایتد با مربیان زیادی کار کرد؛ از مویس و فن خال گرفته تا مورینیو و سولشایر و تن هاخ هیچ کدام نتوانستند دوره طلایی فرگوسن را تکرار کنند. هر کدام دستاوردهایی داشتند اما ثبات و هویت از دست رفته بود. تیم گاهی قهرمان میشد و گاهی به شدت افت میکرد .این نوسان باعث خستگی هواداران شد و احساس سردرگمی در باشگاه به وجود آورد حالا کریک با رویکردی ساده و بر پایه شناخت از فرهنگ باشگاه تلاش میکند این چرخه را بشکند.
مربی جدید بیاورید!
نکته جالب این است که کریک در حالی این دو پیروزی بزرگ را به دست آورده که قبل از نشستن روی نیمکت مخالفان جدی داشت؛ از جمله روی کین اسطوره سرشناس یونایتد که به صراحت با انتخاب کریک مخالف بود. کین معتقد است کریک تجربه کافی برای چنین مسئولیت بزرگی ندارد. همین انتقادها فشار مضاعفی روی کریک ایجاد کرد اما او به جای واکنش احساسی تمرکزش را روی زمین بازی گذاشت و پاسخ را با نتیجه داد. برد مقابل منچسترسیتی و آرسنال بهترین پاسخ به تمام تردیدها بود. البته مخالفان کریک یکی، دو تا نیستند، مخالفانی که رسانهها آنها را «یک مشت حسود» می نامند!
سبک مدرن مربی گری
سبک مربی گری کریک بر پایه آرامش نظم و ارتباط نزدیک با بازیکنان است. او تلاش میکند فضای تمرین را مثبت نگه دارد و در عین حال روی اصول دفاعی و انتقال سریع به حمله تاکید دارد. تیم او ساختار مشخصی دارد و بازیکنان میدانند در هر فاز از بازی چه وظیفهای دارند .کریک به جای تغییرات افراطی ترجیح میدهد از تواناییهای موجود بهترین استفاده را ببرد و به بازیکنان اعتماد کند .همین اعتماد باعث شده برخی چهره ها دوباره بهترین نسخه خودشان را نشان دهند همانند فرناندز و یا دالو و کنیا.
یونایتد دوباره زنده شده و هواداران دوباره امیدوار شدهاند. باشگاه دوباره رویای بازگشت به روزهای بزرگ را در سر دارد. اگر این مسیر ادامه پیدا کند نام کریک می تواند در کنار نام های بزرگ تاریخ یونایتد قرار بگیرد نه فقط به عنوان یک بازیکن وفادار بلکه به عنوان سرمربیانی که در سخت ترین روزها امید را برگرداند. یونایتد فعلا جای کار دارد. اتفاقات بزرگی در راه است.
منبع: اسپورتز کیدا