«قاب کوچک» در گفت‌وگو با ۳تن از عوامل فیلمسازی تلویزیون، اقتضائات پرداخت جدید به خانواده را بررسی کرد

الگو‌سازی خانواده در سریال‌های تلویزیونی

در سال‌های اخیر، همزمان با تحولات اجتماعی، ساختار و فرهنگ خانواده ایرانی شاهد تغییرات چشمگیری بوده.خانواده‌ها کوچک‌تر وهسته‌ای‌تر شده‌اند،نقش زنان وجوانان درتصمیم‌گیری‌ها پررنگ‌تر شده،سبک زندگی شهری وآپارتمانی غالب و حضور فناوری و شبکه‌های اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر ازروابط روزمره راتشکیل می‌دهد.این تغییرات،واقعیت زیسته میلیون‌ها مخاطب تلویزیون است و آثارنمایشی برای برقراری ارتباط مؤثر بانسل‌جدید،نیازمندبازتاب دقیق وبه‌روز این اقتضائات هستند.
در سال‌های اخیر، همزمان با تحولات اجتماعی، ساختار و فرهنگ خانواده ایرانی شاهد تغییرات چشمگیری بوده.خانواده‌ها کوچک‌تر وهسته‌ای‌تر شده‌اند،نقش زنان وجوانان درتصمیم‌گیری‌ها پررنگ‌تر شده،سبک زندگی شهری وآپارتمانی غالب و حضور فناوری و شبکه‌های اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر ازروابط روزمره راتشکیل می‌دهد.این تغییرات،واقعیت زیسته میلیون‌ها مخاطب تلویزیون است و آثارنمایشی برای برقراری ارتباط مؤثر بانسل‌جدید،نیازمندبازتاب دقیق وبه‌روز این اقتضائات هستند.
کد خبر: ۱۵۳۸۲۳۱
نویسنده زهرا عباسی - گروه قاب‌کوچک
 
توجه به این تحولات به‌معنای کنار گذاشتن ارزش‌های اصیل خانواده ایرانی نیست بلکه به‌معنای بازنمایی گرم، واقعی و پویای کانون خانواده در شرایط امروز است. خانواده‌ای که در آن گفت‌وگو، تفاهم و حل مشترک مسائل جایگزین الگوهای یک‌طرفه گذشته شده، فناوری به‌عنوان ابزاری برای تقویت ارتباط به‌کار گرفته می‌شود و والدین در جایگاه همراه و راهنمای فرزندان ظاهر می‌شوند. چنین رویکردی نه‌تنها باعث جذب مخاطب جوان خواهد شد بلکه به حفظ و تقویت ارزش‌های اخلاقی و پیوندهای خانوادگی در جامعه امروز کمک شایانی می‌کند.از این رو با سه تن از عوامل فیلمسازی در تلویزیون صحبت کردیم تا اقتضائات نگاه نو در ارکان مختلف تولید آثار نمایشی تلویزیون را بررسی کنیم. 

تصویر خانواده گرم و واقعی 
کمیل سوهانی، تهیه‌کننده سریال «میراث» با اشاره به تغییرات ساختار خانواده ایرانی گفت: واقعیت این است که در سال‌های اخیر، ساختار خانواده ایرانی دستخوش تحولاتی شده؛ از کوچک‌تر شدن خانواده‌ها گرفته تا تغییر الگوی سکونت، سبک زندگی شهری و تغییر نقش نسل‌ها در تصمیم‌گیری‌ها. این دگرگونی‌ها قطعا بر نحوه بازنمایی خانواده در تلویزیون تأثیر مستقیم دارند و ما به‌عنوان تولیدکننده محصولات رسانه‌ای باید بتوانیم این واقعیت تازه را، هم باورپذیر نشان دهیم و هم به‌گونه‌ای عرضه کنیم که جوان امروز با آن احساس نزدیکی کند. برای ما بازنمایی خانواده یک امر صرفا نمایشی نیست بلکه بخشی از هویت‌ خود ما به‌عنوان تولیدکننده محصول رسانه‌ای است. 
سوهانی ادامه داد: در سریال میراث برای این‌که خانواده‌ گرم و واقعی‌ به‌نظر برسد، بودجه را ‌سمت بخش‌هایی هدایت کردیم که مستقیما به کیفیت تجربه زیسته مخاطب مربوط است، نه صرفا زیبایی بصری. برای این هدف و با توجه به محدودیت بودجه مجبور بودیم به کاهش لوکیشن‌های غیرضروری و تمرکز بر فضاهای کاملا باورپذیر. خانه‌های امروز ایرانی‌ها کوچک‌تر و مبتنی بر سادگی‌اند. بنابراین به‌جای ساخت دکورهای بزرگ و پرهزینه سراغ خانه‌هایی رفتیم که هم حس آشنایی ایجاد کنند و هم به‌لحاظ اقتصادی بهینه باشند. 
قدم بعدی این بود که دقت کنیم به‌جای به تصویر کشیدن خانه‌هایی با وسایل تجملاتی، بخش خوبی از بودجه را صرف طراحی روابط و رفتارها کنیم. یعنی سرمایه‌گذاری در نویسندگی، بازنویسی متن، جلسات مشاوره با پژوهشگران و متخصصان جامعه‌شناسی خانواده. امروز خانواده ایرانی بیش از آن‌که یک تصویر باشد، یک رابطه پویاست و هزینه‌کرد اصلی باید در عمق دادن به این رابطه باشد. جوان امروز خانه‌ای را می‌پذیرد که رفتارهایش آشنا باشد، نه صرفا وسایلش.
این تهیه‌کننده تلویزیون درباره تأثیر تصویر کردن خانواده به‌عنوان هسته حل مسأله عنوان کرد: تجربه‌ تولید اخیر ما در سریال میراث به‌خوبی نشان داده وقتی خانواده به‌عنوان یک هسته حل مسأله تصویر می‌شود نه یک مجموعه نصیحت‌گر یا منبع تنش، مخاطب جوان ارتباط بسیار قوی‌تری برقرار می‌کند. 
خانواده امروز ایرانی دیگر آن خانواده گسترده سنتی نیست. وقتی در داستان‌ها نشان می‌دهیم خانواده نه جایگاه فشار بلکه نقطه اتکا و همفکری است، واکنش‌ها بسیار مثبت می‌شود. جوانان بیش از هر زمان نیاز دارند ببینند خانواده می‌تواند در کنارشان بایستد، نه مقابل‌شان. در پخش‌های قبلی، هر جا قصه حول همکاری خانوادگی در حل مسأله شکل گرفته، میزان همراهی جوانان بالا رفته؛ چون احساس می‌کنند دیده شده‌اند. افزون بر این نقش گفت‌وگوی صریح میان نسل‌ها، بازنمایی چالش‌های واقعی زندگی معاصر و ارائه الگوهای عملی برای همزیستی، جذابیت روایت را افزایش داده و ارتباط احساسی مخاطبان را عمیق‌تر می‌کند. 
وی پیرامون جایگاه فناوری در سریال میراث اضافه کرد: بزرگ‌ترین خطری که آثار نمایشی را تهدید می‌کند، شیفتگی بی‌قاعده نسبت به فناوری یا نادیده‌گرفتن آن است. ما تلاش کرده‌ایم مسیر میانی را انتخاب کنیم؛ یعنی فناوری را جزئی از زندگی خانواده بدانیم، نه تهدید یا قهرمان آن. مثلا در روایت‌ها از فناوری استفاده می‌کنیم تا شکاف‌های نسلی را واقعی‌تر نشان دهیم؛ یا نقش رسانه‌های اجتماعی در سوءتفاهم‌ها و نزدیکی‌ها را بازتاب دهیم؛ یا این‌که مشکلات تولید و کارآفرینی را از دریچه ابزارهای دیجیتال روایت کنیم. فناوری برای نسل جوان یک «زبان طبیعی» است و حذف آن غیرواقعی‌کردن جهان روایت است. اما در عین حال مراقبیم پیام فرهنگی اثر مخدوش نشود. ما در سریال میراث بر آن بودیم که نشان دهیم فناوری باید ابزار باشد، نه معنا. 
سوهانی در پایان درباره مسئولیت اجتماعی بازنمایی خانواده در تلویزیون تاکید کرد: بازخوردهای نسل جوان در سال‌های اخیر حاوی یک پیام روشن بوده است، خانواده را واقعی نشان دهید، نه ایده‌آل‌شده و مصنوعی. از نظر ما خانواده اگر در قصه محور حل مساله باشد، نه منشأ شعار، هم دیدنی‌تر می‌شود و هم قابل درک‌تر. جوان امروز اگر احساس کند تصویر او و دغدغه‌هایش به رسمیت شناخته شده، خودش با سریال همراه می‌شود؛ و این همراهی ارزشمندترین دستاورد هر تولید تلویزیونی است. در عین حال، از منظر اجتماعی و اخلاقی، بازنمایی خانواده مسئولیت مضاعفی بر دوش ما می‌گذارد. بنابراین باید روابط خانوادگی را به‌گونه‌ای ترسیم کرد که هم با واقعیت‌های جامعه سازگار باشد و هم امکان گفت‌وگو، همدلی و مدارا را تقویت کند. 

بازتاب تغییرات خانواده 
امین امانی، کارگردان، تهیه‌کننده و طراح صحنه که کارگردانی «میراث» را  برعهده داشته و البته کارنامه حرفه‌ای‌ او پر از سریال‌های خانوادگی است، درباره تغییرات ساختارخانواده درسال‌های اخیرگفت: در سال‌های اخیر، ساختار خانواده دچار دگرگونی‌های جدی شده است؛جوانان استقلال بیشتری پیدا کرده‌اند،مرزهای نسل‌ها انعطاف‌پذیرتر شده و شبکه‌های اجتماعی تبدیل به یکی از ارکان زندگی شده است. برای من کارگردان، مهم این است که این تغییرات را نه به‌صورت شعاری، بلکه در رفتار، لحن، ریتم و فضای صحنه بازتاب بدهم. وقتی صحنه‌های خانوادگی راطراحی می‌کنم، اولین قدم «شناخت زیست امروز» است. جوان امروز صبور نیست، کوتاه‌حرف می‌زند و ارتباطش بیشتر بر پایه تصویر، پیام‌های کوتاه و احساسات لحظه‌ای است. این خصوصیات را در نحوه بیان دیالوگ‌ها، میزانسن و حتی فاصله‌گذاری میان کاراکترها وارد می‌کنم.
امانی در بیان رویکرد خود برای واقعی‌تر نشان‌دادن صحنه‌ها در آثار خانواده‌محور نمایشی، ادامه داد: برای واقعی‌بودن صحنه‌ها، از پرفورمنس‌های کنترل‌شده استفاده می‌کنم؛ یعنی بازیگرها راازاغراق‌های مرسوم دور می‌کنم تا میزان بازیگری به زندگی واقعی نزدیک شود. این رویکرد باعث می‌شود جوان، خودش را در شخصیت‌ها ببیند و حس کند سریال دارد با او حرف می‌زند، نه درباره او.
این کارگردان و تهیه‌کننده، نمایش تعارض درآثارخانوادگی رایکی ازستون‌های جذابیت دانست واضافه کرد:نمایش تعارض، یکی از ستون‌های جذابیت آثارنمایشی خانوادگی است؛ اما مهم این است که تعارض تنها ابزار هیجان نباشد، بلکه درون‌مایه عاطفی هم داشته باشد. همیشه تلاش می‌کنم تعارض را از جنس واقعیت نشان بدهم؛ با مکث‌ها، نگاه‌های سنگین، نیمه‌گفته‌ها و سوءتفاهم‌هایی که در واقعی‌ترین خانواده‌ها وجود دارد. در صحنه‌هایی که دعوا یا اختلاف شکل می‌گیرد، من به‌جای تمرکز بر فریاد و هیاهو، سراغ ریشه احساسی اختلافات می‌روم، پدری که نگران آینده فرزندش است، خواهری که حقش نادیده گرفته شده، یا جوانی که احساس شنیده‌نشدن دارد. وقتی مخاطب ریشه اختلاف را لمس می‌کند، حتی اگر جوان باشد، ناخواسته به اهمیت پیوندهای خانوادگی فکر می‌کند. 
وی با اشاره به نحوه نزدیک‌شدن به مخاطب جوان ادامه داد: برای نزدیک‌شدن به مخاطب جوان، ضروری است که زندگی مدرن در کنار خانواده ایرانی دیده شود؛ نه در تضاد با آن. من معمولا این کار را با دو ابزار انجام می‌دهم. روایت و زبان بصری. در روایت، اجازه می‌دهم کاراکترهای جوان زندگی دیجیتال داشته باشند؛ از شغل‌های آنلاین گرفته تا روابطی که در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. اما این روابط در خلأ نیست؛ همیشه در بستر همان خانواده سنتی و ارزش‌های درونی آن تعریف می‌شود. در زبان بصری، تلاش می‌کنم قاب‌ها معاصرتر باشند. نورسنجی لایت، عمق تصویر کم، فاصله‌های واقعی، ریتم تدوین تندتر و استفاده از فضاهای آپارتمانی یا خانه‌های تازه‌ساز؛ این عناصر باعث می‌شود سریال برای نوجوان و جوان قابل لمس باشد، بدون این‌که خانواده سنتی زیر سؤال برود. 
امانی تجربه سال‌ها کارگردانی صحنه‌های خانوادگی را دلیل اصلی نگاه خود به این مقوله معرفی و اضافه کرد: سال‌ها کارگردانی صحنه‌های خانوادگی به من ثابت کرده که جامعه پیوسته در حال تغییر است، اما نیاز انسان به امنیت عاطفی همواره ثابت می‌ماند. این تجربه کمک می‌کند تا تحولات اجتماعی ــ از تغییر سبک زندگی تا احساس تنهایی نسل جدید ــ در روایت‌های داستانی بازتاب یابد.

جوانان عجله دارند، بزرگ‌ترها مقاومت می‌کنند
 محسن ملکی، نویسنده سریال «بوقچی»، با اشاره به دغدغه اصلی خود گفت: شکاف بین‌نسلی همواره دغدغه محوری من در نوشتن بوده است؛ چه در این اثر و چه در سریال «کتونی زرنگی».
نسل جوان با ایده‌های جسورانه و بلندپروازانه‌اش ــ ازجمله تمایل به «یک‌شبه ره صدساله رفتن» یا تغییر سریع مسیر شغلی ــ اغلب با مقاومت نسل بزرگ‌تر روبه‌رو می‌شود. در کتونی زرنگی دو جوان می‌خواستند کارگاه پدر را از تولید به واردات تغییر دهند، اما با چالش‌های فراوان مواجه شدند و درنهایت به مصالحه رسیدند: پدر درد فرزندان رافهمید و جوانان دریافتند که نمی‌توان بی‌پروا عمل‌کرد. به باور من، راه‌حل این تعارض‌ها آن است که هر دو طرف یک‌قدم به‌سوی یکدیگر بردارند، خواسته‌ها را کمی تعدیل کنند و حرف هم را بشنوند.این پیرنگ درکتونی‌زرنگی پررنگ‌ترودربوقچی ملایم‌تر بود. وظیفه اصلی سریال‌های تلویزیونی، پیشنهاد مسیری برای گفت‌وگوی سازنده میان نسل‌هاست تا خواسته‌ها به تقابل نکشد. 
ملکی با بیان نقش نویسنده در ایجاد تعادل میان سنت و مدرنیته ادامه داد: نقش نویسنده در ایجاد تعادل میان سنت و مدرنیته بسیار کلیدی است. این تعادل تنها با همنشینی مداوم نویسنده با نسل جوان، شناخت عمیق دغدغه‌ها، زبان و جهان‌بینی‌شان به‌دست می‌آید. من خودم با تدریس به دانش‌آموزان راهنمایی و دبیرستان، تلاش می‌کنم همیشه با طرز فکرشان به‌روز بمانم. به نظرم در خلق شخصیت‌های جوان، جهان‌بینی آنها ــ یعنی نگاه‌شان به آینده، سلیقه درزندگی،پوشش،غذا و ترجیح استقلال شغلی بر ساختار سنتی ــ حتی مهم‌تر از دیالوگ است. 
این نویسنده تلویزیون با تبیین جایگاه خانواده در درام ایرانی، خاطرنشان کرد: جامعه ایران همچنان هویت خانواده‌محور و اصیل خود را حفظ کرده است و درمیان اکثریت مردم، قداست وصمیمیت کانون خانواده همچنان رکنی استوارو پابرجاست. حتی افراد مجرد یا جداافتاده ازخانواده،اقلیت محسوب می‌شوند.بنابراین دردرام‌های ایرانی،مشکلات شخصیت‌ها ــ به‌ویژه نسل جوان ــ ناگزیر باید در همین فضای خانواده حل شود. وظیفه اصلی آثار نمایشی، نشان‌دادن خانواده به‌عنوان پناهگاه امن جوانان و آموزش به والدین برای مواجهه صحیح با آنهاست. نباید پدر و مادری تصویر شود که با کوچک‌ترین خطا، برخوردی چنان سخت کنند که جوان جرأت بیان مشکل را از دست بدهد و مسائلش را به بیرون ببرد. اگر آثارمان آموزشی باشند و سعه‌صدر و صبوری را به خانواده‌ها بیاموزند، جوانان مسائل‌شان را درخانه مطرح می‌کنندو همان‌جا حل می‌شود. 
وی پیرامون ضرورت حفظ تعادل در قصه‌نویسی اضافه کرد: داستان باید چنان طراحی شود که در پایان، هر دو طرف ــ والدین و جوانان ــ بپذیرند رفتار قبلی‌شان در برابر یکدیگر منصفانه نبوده است. نویسنده در آثار خود نباید یکطرفه به دفاع از بزرگسالان یا صرفا حمایت از جوانان بپردازد؛ بلکه باید تعادلی واقع‌بینانه و منصفانه میان دیدگاه‌های دو نسل برقرار کند تا تصویر معتبرتری از روابط و چالش‌های بین‌نسلی ارائه دهد. این نگاه عادلانه باعث می‌شود مخاطب (چه جوان و چه بزرگ‌تر) دیدگاه خود را تعدیل کند و از موضع دفاعی خارج شود.
 اگر اثری تنها والدین را مقصر جلوه دهد یا نسل جدید را صرفا پرتوقع و گستاخ تصویر کند، نه‌تنها هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد، که شکاف موجود را نیز عمیق‌تر ساخته و آرزوها و خواسته‌های جوانان را بی‌ارزش می‌نمایاند.  باید به یاد داشت که همین جوانان، ۱۰ سال دیگر مدیران و تصمیم‌گیرندگان جامعه خواهند بود. بنابراین قصه‌ها باید فضایی ایجاد کنند که هر دو نسل نیازها و دغدغه‌های خود را در آن ببینند و همذات‌پنداری کنند. وقتی نویسنده این تعادل را برقرار سازد، اثر نه‌تنها تأثیرگذارتر خواهد شد، بلکه مخاطب را به بازسازی روابط خانوادگی در زندگی واقعی ترغیب می‌کند و به‌جای تقابل، زمینه‌ساز ترمیم پیوندهای عاطفی می‌شود.
newsQrCode
برچسب ها: الگوسازی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها