نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه بوشهر با تأکید بر اینکه سنت مدح و مرثیه در این خطه بر پایههای استوار فلسفه، حکمت و شناخت عمیق از جغرافیا و فرهنگ بنا شده، تصریح کرد: عزاداری بوشهر تنها یک آیین احساسی نیست؛ بلکه منظومهای آموزشی، معرفتآفرین و هویتساز مقاومت است که در طول تاریخ، پاسدار هویت دینی مردم این دیار بوده است.
طنین نوای پیشکسوتان در کرانه خلیجفارس
آیینی که با هدف احیا و تکریم عرصه مدح و مرثیه برگزار شد، فراتر از یک آئین صرف، فرصتی برای بازخوانی هویت شیعی و سرمایه تمدنی بود. این نشست که با نام مبارک حضرت بقیهاللهالاعظم(عج) و ادای احترام به ارواح طیبه شهدا آغاز شد، میزبان چهرههای شاخص، خانوادههای معزز پیشکسوتان و مسئولان فرهنگی بود. حاضران در این محفل، نه تنها برای سوگواری، بلکه برای واکاوی ریشههای فرهنگی گرد هم آمدند؛ ریشههایی که قرنهاست هویت دینی استان بوشهر و مناطق همجوار را در برابر تلاطمهای تاریخی بیمه کرده است.
در ادامه، دو محور کلیدی مطرحشده در بیانات آیتالله صفایی بوشهری بررسی میشود: نخست، «مهندسی هوشمند و فلسفه مستتر در کالبد عزاداری بوشهر» و دوم، «نقش حماسی ناخدا عباس دریانورد در پاسداری از این مکتب در عصر اختناق استعمار».
بخش اول: کالبدشکافی فلسفی عزاداری؛ پیوند زیستبوم و معنویت
پرسش بنیادین اینجاست: آیا مدح و مرثیه در بوشهر، از حیث قالب، محتوا و شیوه اجرا، برآمده از یک اتفاق تاریخی صرف یا از یک مهندسی هوشمند پیروی میکند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند درک دقیق نسبت میان «انسان»، «ایمان» و «جغرافیا» است. عزاداری در این استان، پدیدهای زیستمحیطی است که در آن، تمامی عناصر بصری و شنیداری با طبیعت ساحل و دریا پیوندی ناگسستنی دارند.
تقابل کویر و دریا در هندسه سوگ
برای درک این ظرافت، باید به تفاوت ماهوی عزاداری در مناطق کویری و ساحلی نگریست. در جغرافیای کویر، به دلیل شرایط اقلیمی سخت و برخوردهای عمودی طبیعت (مانند طوفان شن)، زندگی با خطوط شکسته تعریف میشود. این ویژگی در عزاداری مناطقی چون یزد مشهود است؛ جایی که فرکانسهای صوتی دارای فراز و فرودهای تند و ملودیها ضربآهنگی عمودی دارند.
اما در بوشهر، همه چیز متأثر از آرامش و تلاطم منظم دریاست. قالب برگزیده برای مرثیه در این خطه، همنوا با امواج خلیجفارس است. همانطور که موج به نرمی بر سینه ساحل مینشیند، دستهای عزادار نیز با همان ریتم بر سینه فرود میآید تا نوای عزا از طریق این موج منظم، بر جان بنشیند.
هندسه دایره؛ نظم کیهانی در آیین سوگ بوشهر
نکته کلیدی دیگر، شکل هندسی عزاداری است. برخلاف مناطق کوهستانی که عزاداریها اغلب خطی و ردیفی است، در بوشهر سوگواری در قالب «دایره کامل» اجرا میشود. دایره در نظام کائنات، کاملترین شکل هندسی و یادآور حرکت منظومههای کهکشانی است. در دایره بوشهری، سکون معنا ندارد؛ بلکه جوشش و حرکتی مدام حول یک محور مرکزی (نوحهخوان و محتوا) جریان دارد. این حرکت دورانی، نمادی از پویایی مذهب و بیعت ناگسستنی با کانون ولایت است که کاملاً آگاهانه طراحی شده است.
بخش دوم: محتوا؛ مدرسهای برای انتقال تاریخ و آگاهی
در مهندسی سوگ بوشهری، محتوا هرگز قربانی فرم نمیشود. در اشعار و نوحههای اصیل این منطقه، خبری از توصیفات سطحی و صرفاً مادی نیست. هر نوحه، فصلی مستند از تاریخ کربلاست و ابزاری برای گزارشگری دقیق حماسه حسینی.
از این منظر، مراسم سینهزنی بوشهر نه فقط یک آیین، بلکه یک «مدرسه آسمانی» است. عزادار پس از پایان مراسم، با کولهباری از اطلاعات تاریخی و معرفت دینی خارج میشود. این محتوا که با ظرافت توسط شاعران و مرثیهسرایان بزرگ تدوین شده، حزنی را ایجاد میکند که به «حرکت» منتهی میشود؛ حرکتی که آموزش مقاومت و بیداری در برابر ظلم را در بطن خود دارد. این نقطه تلاقی هنر، سیاست و دیانت است.
بخش سوم: ناخدا عباس دریانورد؛ ستارهای در آسمان ستایشگری
در این واکاوی، نمیتوان از نام بلند «ناخدا عباس دریانورد» عبور کرد؛ مردی که روز رحلتش به شایستگی «روز ستایشگری» در استان نام گرفته است. او شخصیتی چندوجهی داشت: هم در دانش دریانوردی سرآمد بود و هم در معرفت دینی و هنر مرثیهسرایی. ناخدا عباس تنها یک مداح نبود؛ او مهندس سبکهایی بود که امروز هویت بوشهر را میسازند.
ایستادگی در برابر نفوذ استعمار
حیات ناخدا عباس با تاریکترین دوران نفوذ استعمار در جنوب همزمان بود. در روزگاری که گمرکات و شریانهای حیاتی بوشهر زیر سلطه بیگانگان بود و انگلیس بر مقدرات سیاسی منطقه حکم میراند، استعمارگران تلاش داشتند هر ندای آزادیخواهی را خفه کنند. هدف آنها، تعطیلی یا تهیکردن محتوای عزاداریها بود که کانون آگاهی مردم محسوب میشد.
انگلیسیها با حربه «تهدید و تطمیع» وارد میدان شدند؛ پیشنهاد تأمین بهترین تجهیزات عزاداری از هند در ازای نظارت بر محتوای مجالس! اما هوشیاری علمای بزرگی چون مرحوم بلادی، سید علینقی دشتی و سید مرتضی اهرمی سد راه نفوذ شد. در این فضا، ناخدا عباس با هنر خود، «مکتب مقاومت» را زنده نگه داشت. او با پیوند زدن مصائب کربلا به شرایط روز، به مردم آموخت که ایستادگی در برابر استعمار، تداوم راه اباعبدالله(ع) است.
تبعید و شهادت در غربت
پایداری ناخدا عباس برای دشمنان گران تمام شد و سرانجام او را به خوزستان تبعید کردند. هرچند سالهای پایانی عمرش در دوری از زادگاه گذشت، اما شجره طیبهای که او در خاک بوشهر کاشت، با هیچ طوفانی از جا کنده نشد.
روایت وفات او نیز تکاندهنده است. ناخدا عباس که در سالهای آخر تحت فشار حکومت پهلوی و استعمار در فقر میزیست، هنگام بیماری با مداخله مشکوک یک پزشک انگلیسی مواجه شد. حضور این پزشک و بیرون کردن اطرافیان از اتاق، و سپس اعلام فوت ناخدا، سناریویی مشابه شهادت فرزند مرحوم بلادی را تداعی میکند. او در غربت و فقر رفت، اما میراثش، یعنی «نوحه مقاومت»، جاودانه ماند.
بخش چهارم: مسئولیت امروز؛ از تجلیل تا حمایت
یادکرد از ناخدا عباس و مهندسی عزاداری بوشهر، نباید در گذشته متوقف شود. تجلیل واقعی زمانی محقق میشود که به تکریم مداحان و ستایشگران امروز بینجامد. نباید اجازه داد پیرغلامانی که حافظان این گنجینهاند، به سرنوشت تلخ و فقر سالهای پایانی عمر ناخدا عباس دچار شوند.
ضرورت نگاه ویژه مسئولان
منظومه عزاداری بوشهر و سبک بینظیر عزاداری بانوان این خطه، ثروتی ملی و مذهبی است. مسئولان فرهنگی و اجرایی باید نگاهی ویژه به معیشت و جایگاه اجتماعی اصحاب مدح و مرثیه داشته باشند. پاسداشت سنتها تنها با سخنرانی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند حمایت عملی از کسانی است که چراغ معرفت را در هیئتها روشن نگه داشتهاند.
خاتمه: زایش معرفت از بطن سوگ
عزاداری مطلوب در مکتب بوشهر، سوگواریای است که از درون آن «معرفت» و «استقامت» زایش کند؛ همان پیامی که سیدالشهدا(ع) برای بیداری انسانها مخابره کرد. ضمن گرامیداشت یاد تمامی پیشکسوتان عرصه مدح و مرثیه در جهان اسلام و بهویژه استان بوشهر، امیدواریم در سایه رهبری داهیانه مقام معظم رهبری، این مسیر پرافتخار با صلابت تداوم یابد. عزاداری بوشهر، پیوند جاودانه هنر، جغرافیا و ایمان است که باید برای نسلهای آینده زنده و پویا بماند.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
معاون دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی تهران در گفتوگو با جام جم آنلاین: