چطور یک ملوان میتواند حافظه موسیقایی یک اقلیم را تغییر دهد؟ مستند «لبالب»، روایتی است از پانزده سال جستجو در پیِ ناخدایی که میانِ طوفانهای سهمگین، نوای «یا حسین» سر میداد. در گفتگو با محمدعلی زارع شریفی ، کارگردان تلویزیونی و تهیه کننده از جزییات آماه سازی و ساخت مستند لبالب جویا شدیم که در ادامه می خوانید.
تبدیل متن به تصویر
جناب زارع شریفی، دکتر دباغ اسناد و روایات خشک تاریخی را استخراج میکرد؛ شما چطور این کلمات را به «تصویر» تبدیل کردید؟ سختترین بخش کار برای پیدا کردن یک «زبان بصری» که لایق شخصیت باوقاری مثل ناخدا عباس باشد، کجا بود؟
در کار با اسناد و روایت های تاریخی، چالش اصلی این بود که اطلاعات خشک و کتابی، زنده و ملموس شوند. ناخدا عباس شخصیتی باوقار و عمیق داشت؛ نه صرفاً یک قهرمان داستانی، بلکه کسی که زندگی و تصمیم هایش با مردم و دریا گره خورده بود. سختترین بخش کار پیدا کردن زبان بصری درست برای او بود: طوری که حرکات، زاویه نگاه و محیط اطرافش، بدون دیالوگ، شخصیت او را تعریف کنند. ما از جزئیات کوچک کمک گرفتیم: دست هایش روی چوب لنج، نگاهش به افق، نور طلایی صبح روی چهره و لباس های ساده اما متمایز. اینها باعث شدند کلمات کتابی به تصاویر زنده تبدیل شوند که شخصیت ناخدا عباس را به بیننده منتقل میکرد.
لوکیشن های بوشهر؛ لوکیشن یا کاراکتر؟
بوشهر با آن عمارت های قدیمی، کوچه های تنگ و دریای بیکرانش، چقدر در چیدمان فنی شما نقش داشت؟ آیا حس و حال محلات قدیمی بوشهر (مثل دهدشتی و کوتی) موقع ضبط، روی دکوپاژ و نورپردازی شما تأثیر میگذاشت یا همه چیز از قبل طراحی شده بود؟
بوشهر برای ما تنها یک لوکیشن نبود، بلکه یک شخصیت دیگر در فیلم بود. عمارت های قدیمی، کوچه های تنگ و دریای بیکران، همه حس و حال خاصی داشتند که نمیتوانست از پیش طراحی شود. محلات قدیمی بوشهر مثل دهدشتی و کوتی، نور طبیعی، سایه ها و بافت ساختمان ها، روی انتخاب زاویه دوربین، دکوپاژ و نورپردازی تأثیر مستقیم گذاشت. مثلاً وقتی نور آفتاب بعدازظهر از بین دیوارهای کوتاه کوچه میتابید، همان لحظه تصمیم میگرفتیم که پلان را چگونه بچینیم تا همه حس تاریخی و ملموس بوشهر منتقل شود. بخش زیادی از زیبایی بصری فیلم نتیجه تعامل مستقیم ما با محیط واقعی بود.
آن خاطره «لبالب»
دکتر دباغ از خاطرات شیرین زمان ضبط یاد کردند. کدام سکانس یا کدام لوکیشن بود که شما و تیم فنی را غافلگیر کرد؟ آن لحظه ای که حس کردید روح ناخدا عباس در صحنه حضور دارد و دوربینتان لرزید، کی بود؟
یکی از خاطرات شیرین ضبط، سکانس روی عرشه لنج در طلوع آفتاب بود. وقتی دوربین آماده و تیم روی آب مستقر شده بود، حرکت نرم لنج، انعکاس نور روی آب و سکوت صبحگاهی بهقدری واقعی بود که همه حس کردیم روح ناخدا عباس در صحنه حضور دارد. حتی برای تیم فنی، لحظه ای بود که قلب ها لرزید و تصمیم گرفتیم دوربین را با دقت بیشتری بچرخانیم تا هیچ جزئی از این حس طبیعی از دست نرود. آن لحظه، واقعاً تاریخی و جادویی بود.
چالش دریا و دوربین
فیلمبرداری روی آب و لنج، همیشه چالشبرانگیز است. از سختی ها و شیرینی های بردن تجهیزات سنگین آن زمان به دل دریای بوشهر برای بازسازی فضای ناخدا عباس بگویید؛ آیا طبیعت دریا با شما همکاری میکرد؟
بردن تجهیزات سنگین روی لنج در دل دریای بوشهر، همیشه چالشبرانگیز بود. موج، باد و لرزش، هر قاب را تهدید میکرد. اما در همان شرایط، طبیعت خودش همکاری میکرد: گاهی نور صبحگاهی روی آب، یا سکوت دریای خالی از قایق، بهترین قاب ها را خلق میکرد. شیرینی کار دقیقاً در همین تعادل بین کنترل تیم فنی و تسلیم شدن به زیبایی طبیعی بود. هیچ چیز از پیش ساخته نشده بود؛ همه باید با لحظه و محیط کنار میآمدند، و نتیجه این شد که فضای ناخدا عباس واقعی و ملموس به نظر بیاید. لازم به ذکر است که من قبلاً مستند «محرم در بوشهر» را برای شبکه دوم تولید و پخش کردهام.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد