اظهارات صریح فرمانده کل انتظامی کشور سردار احمدرضا رادان مبنی بر آغاز «برخورد هدفمند با لیدرهای اغتشاش»، نقطه عطفی در مدیریت بحرانی بود که هدف غایی آن، کیان و امنیت ملی ایران است.
تفکیک راهبردی؛ احترام به اعتراض، قاطعیت در برابر آشوب
سردار رادان در سخنانی که بازتاب گستردهای در محافل خبری داشت، بر یک اصل حیاتی تأکید کرد: پلیس حافظ حق اعتراض مردم است اما در برابر مأموریتبگیران سرویسهای بیگانه ذرهای عقبنشینی نخواهد کرد. واقعیت میدانی نشان میدهد که هسته اولیه این تجمعات، مطالبات بهحق بازاریان و اقشار آسیبپذیر درقبال نوسانات ارزی وفشارهای معیشتی بود. این یک حقیقت کتمانناپذیر است که نقد عملکرد اقتصادی وتقاضا برای بهبود معیشت، حق قانونی هرشهروند است اما آنچه در لایههای پنهان این اعتراضات رخ داد،ورود سریع وسازمانیافته لیدرهایی بودکه مأموریت داشتندمطالبات اقتصادی را به شعارهای هنجارشکنانه و اقدامات تخریبی پیوند بزنند. عملیات اخیر فراجا که با تکیه بر اشراف اطلاعاتی انجام شد، نشان داد لیدرهای دستگیر شده، نه معترضان خسته از گرانی، بلکه تکنیسینهای آشوب هستند. اعترافات اولیه برخی از این افراد مبنی بر دریافت وجوه ارزی (دلار) برای ایجاد انسداد در شریانهای حیاتی شهر و تحریک جوانان به خشونت، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: سوءاستفاده از زخمهای اقتصادی جامعه برای تجاوز به امنیت ملی.
اعترافات صریح در تلآویو؛ دشمن نقاب از چهره میکشد
برای درک بهتر ابعاد خارجی این آشوبها، نیازی به تحلیلهای پیچیده نیست؛ کافی است نگاهی به مواضع رسمی و غیررسمی مقامات در واشنگتن و تلآویو بیندازیم. درحالی که رسانههای فارسیزبان بیگانه با ادبیاتی بشردوستانه دم از حمایت از مردم ایران میزنند، در لایههای سیاسی، سخن ازچیز دیگری است.فعالان رسانهای بدنام صهیونیست مانند امیلی شریدر و برخی چهرههای تندروی کابینه فعلی اسرائیل، در روزهای اخیر با وقاحتی بیسابقه از لزوم حضور همهجانبه و دخالت مستقیم در امور ایران سخن گفتهاند. آنها به صراحت از دولتهای خود خواستهاند که از این فرصت برای «تضعیف نهایی» ایران استفاده کنند.در ایالات متحده نیز، سناریوی «فشارحداکثری» اکنون به فاز «آشوب حداکثری» تغییر وضعیت داده است. حمایتهای بیدریغ چهرههایی چون مایک پمپئو و برخی سناتورهای تندروی جمهوریخواه و حتی شخص دونالد ترامپ، رئیسجمهور یاغی آمریکا، نشاندهنده یک طراحی دقیق است. پمپئو که پیش از این نیز از همکاریهای نزدیک اطلاعاتی میان موساد و شبکههای نفوذ سخن گفته بود، اکنون آشکارا از عملیاتیشدن پروژههایی حمایت میکند که در آن، عوامل آموزشدیده در کشورهای همسایه، وظیفه هدایت میدانی اغتشاشگران را برعهده دارند. این اظهارات ثابت میکند که ادعای مسئولان امنیتی کشور درباره وجود ردپای دلار و پشتیبانی لجستیک بیگانه در میدان، نه یک گمانهزنی، بلکه یک واقعیت مستند است.
پروژه تجزیه؛ فراتر از یک اعتراض صنفی
باید با صراحت گفت که هدف نهایی این تحریکات، بهبود قیمت ارزیا کاهش تورم نیست.اتاق فکرهای غربی ــ صهیونیستی به خوبی میدانند که ناامنی، بزرگترین سد در برابر سرمایهگذاری و ثبات اقتصادی است. بنابراین، با دامن زدن به آشوب، در حقیقت در حال بازتولید بحران اقتصادی هستند. از سوی دیگر، تلاش برای کشاندن ناآرامیها به مناطق مرزی و تحریک گسلهای قومیتی، نشاندهنده اجرای پروژه «سوریهسازی» و تجزیه ایران است. آنها بهدنبال آن هستندتابا درگیر کردن نیروهای امنیتی در جنگهای شهری، فضای لازم را برای تحرکات گروههای تروریستی وتجزیهطلب فراهم کنند.
حماسه هوشیاری
اما آنچه محاسبات دشمن را در این نبرد ترکیبی بر هم زد، بلوغ سیاسی و هوشیاری کمنظیر ملت ایران بود. جامعه ایران، بهرغم تحمل فشارهای سنگین اقتصادی و انتقادات جدی به برخی سیاستهای اجرایی، بار دیگر نشان داد که در بزنگاههای تاریخی، دشمنشناس است.مردم بهخوبی درک کردند کسانی که به پرچم کشور و مقدسات اهانت میکنند و اموال عمومی را به آتش میکشند، دلسوز سفره آنها نیستند. به همین دلیل بود که با وجود تبلیغات جنجالی دشمنان برای اوجگیری آشوبها در کشور، روز گذشته آرامش نسبی در سراسر ایران حاکم بود.مشاهدات میدانی در شهرهای مختلف نشان میدهد که به محض عیان شدن ماهیت خشونتآمیز و هدایتشده اغتشاشات، بدنه اصلی مردم معترض، صف خود را از آشوبگران جدا کردند. این هجرت آگاهانه از میدان آشوب، بزرگترین سیلی به گوش کسانی بود که به خیال خود، کار را تمامشده میپنداشتند.فروکش کردن شیب اعتراضات وانزوای لیدرهای مزدبگیر درخیابانها،نتیجه همین بصیرت عمومی است. مردم ایران ثابت کردند که برای اصلاح امور کشور واحقاق حقوق خود، نیازی به راهبری سرویسهای جاسوسی بیگانه ندارند.
امنیت، پیشنیاز اقتصاد
امروز، با جدایی صف معترض از اغتشاشگر، توپ در زمین مسئولان اجرایی است. کاهش نسبی التهابات فضای سیاسی اجتماعی کشور نباید به معنای نادیده گرفتن مطالبات اقتصادی تلقی شود. اکنون که نیروهای امنیتی با فداکاری و هوشمندی، فتنه بیگانگان را خنثی کردهاند، نوبت به دولتمردان است تا با رویکردی جهادی، گرههای معیشتی را باز کنند.امنیت ملی، ناموسی است که ملت ایران تحت هیچ شرایطی بر سر آن معامله نخواهد کرد. تاریخ گواهی خواهد داد که در زمستان ۱۴۰۴، ایران از یک پیچ تاریخی دیگر عبور کرد؛ پیچی که در آن،مثلث «زر، زور و تزویر»قصد داشت امید را در دل این ملت سر ببرد اما با سد محکم هوشیاری مردمی و اقتدار هوشمندانه نیروهای حافظ امنیت برخورد کرد. ما آموختهایم که راه پیشرفت از میان آشوب نمیگذرد و خانه را برای تعمیر، به آتش نمیکشند.