ابومهدی المهندس، آن برادرِ میدان و خون، که شانهبهشانهات ایستاد و در همان سپیدهدمِ آتش، همراهت آسمانی شد. سردار حسین همدانی، که پیشتر از همه، ردّ قدمهای تو را شناخت و با همان لبخندِ آرام، به قافلهی شهدا پیوست.

شهید محمد حجازی، که سالها بارِ سنگینِ جبهه را بیهیاهو کشید و سرانجام، دل به همان قراری سپرد که تو نشانش داده بودی. سید رضی موسوی، آن یارِ خاموش و وفادار، که پس از تو طاقت نیاورد و غربتِ شام را با شهادت معنا کرد سید حسن نصرالله، آن صدای استوارِ مقاومت، که هنوز کلماتش بوی خونِ حاج قاسم میدهد و وعدهی «ما میمانیم» را زنده نگه داشته است.
سردار حاجیزاده، پاسدارِ آسمان، که شبهای این سرزمین را امنتر از خوابِ دشمن کرد.
سردار باقری، با قامتی استوار در میان معادلات سختِ جنگ و سیاست، که نقشهها را از پشتِ میز تا خط مقدم میشناخت و آنان که نامشان کمتر بر زبان است سلامی ها، قربانی ها، موسویها، وحیدی ها ، همت ها ، زین الدین ها ، تهرانی مقدم ها ،وحیدی ها ،زاهدیها… یارانی از تبارِ بیادعا، که یا شهید شدند یا هنوز ایستادهاند تا پرچم بر زمین نماند.
و چه بسیار نامها که در هیاهوی دنیا گماند، اما در آسمان با تو همنشیناند
یارانی که ماندن را بلد نبودند وقتی فرماندهشان رفته بود. حاج قاسم… تو رفتی، اما راهت ماند؛ و یارانت، یکی پس از دیگری، رفتند تا این راه بیصاحب نماند.
حاج قاسم… بعد از تو، قافله بیامیر نماند؛ امیر هست، صبورتر از کوه، آرامتر از شبهای دعا. او ایستاد، با دلی آکنده از داغِ یاران و چشمی دوخته به افقهای دور؛ صبرِ او، صبرِ امیر قافلهای است که میداند راه، اگرچه سخت، به مقصد میرسد. رهبری که در طوفانِ تحریم و تهدید، سکان را رها نکرد و نگذاشت کشتیِ ایران بیجهت بچرخد.
و … این روزها، خاکریزها فقط از جنسِ خاک و سیمخاردار نیستند؛ خاکریزِ اقتصاد است، خاکریزِ تحریم، خاکریزِ فشار و تنگی. اما مگر ما از خاکریزهای سختتر عبور نکردهایم؟ مگر این ملت، در جنگِ آتش و خون، ایستادن را نیاموخت؟
به صبرِ امیر قافله دل ببندید و به راهی که با خونِ حاج قاسم و یارانش روشن شده است. این شب، اگرچه طولانیست، اما صبح، از دلِ همین مقاومت طلوع خواهد کرد. از تحریم هم عبور میکنیم؛ همانگونه که از میدانهای مین عبور کردیم، با زخم، با خستگی، اما با امید.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد