این کتاب خلاصهای از یک کتاب طولانی و عربی از زندگانی امیرالمومنین(ع) است که محمد محمدیان به جهت استفاده عموم، نسخه فارسی و خلاصهشدهاش را نیز تهیه کرده.
نثر کتاب بسیار خوب و روان است، از عبارتهای ادبی خاصی بهره نمیبرد و مناسب خوانش توسط افراد مختلف جامعه است. من معمولا کتبی را که به زبانی بسیار ساده نگاشته شدهاند وخالی ازهرگونه واژهپردازی و بازی با کلمات باشند نمیپسندم اما در این کتاب چون نویسنده مصر بوده به تاریخ و کلمات حضرت امیر پایبند باشد -و چه خوب پایبند بوده- آنچنان دخل و تصرفی در متن نکرده است.
هرچند درست است که کتاب از دخل و تصرف نویسنده و خیالپردازی و قلمفرسایی و چینش کلمات ادبی بیبهره است اما فراموش نکنیم که راوی آن مردی بینظیر یا کمنظیر در فصاحت و بلاغت است که شنیدن/خواندن سخنانش دل را به تلاطم واداشته و اشک، مهمان ناخوانده چشم میشود.
آری، کلام سرشار از حکمت و دانش علی بالاتر از هر متن و صنعت ادبی است. البته در ترجمه به فارسی بهناچار از این زیبایی کاسته شده؛ و چه خوب بود اگر عربی بلد بودم و نسخه اصلی کتاب را مطالعه میکردم و آنگاه سخنان علی بدون هیچ واسطهای به گوش/چشمم هدیه میشد.
«علی از زبان علی» به نقل و روایتهایی که جستهگریخته از جاهای مختلف شنیدهایم و بلدیم نظم میدهد. آنها را در یک سیر تاریخی منظم، با فصلبندیها و دستهبندیهای خوب جای میدهد تا نگاهی کلی از زندگانی آن حضرت بهدست آوریم.
در روزگار ما که خواندن متون تاریخی سخت و خشک، چندان طرفداری ندارد و عموم به کتب رمان و داستان روی آوردهاند، در این بین بعضی نویسندگان دغدغهمند، داستانهای تاریخی و بعضا مذهبی را در قالب داستانی گنجانده و با عنصر خیال و وهم خود آن را سروشکلی تازه میدهند. این حرکت خوبی است اگر وهم و خیال بر متن اصلی غلبه نکند و راست با ناراست مخلوط نشود اما من که همزمان هم طرفدار خواندن متون تاریخی مستند و معتبر هستم و مخالف سرسخت تحریف، هم حوصله و سواد کتب تاریخی مرجع را ندارم. تلاش محمد محمدیان برای پایبندی به تاریخ و استفاده از مطالب متقن و نقل منابع و در عین حال حفظ روند روان داستانی را بسیار میستایم.
اما محتوای بینظیر کتاب...
روزگارعلی(ع) الحق روزگار سختی بوده.آن حضرت میفرمود:اززمانی کهمحمدمبعوث شدروی آسایش وراحتیرا ندیدم!
پس زیاد کوفیان را لعن و نفرین نکنیم چراکه آنها سهجنگ را از سر گذرانده و باز هم امیرالمومنین(ع) از ایشان ایستادگی و جنگ را طلب میکرد_ که حق بود، که خاصیت مرد همین است_ اما بهنظرم خیلی از ما اگر در آن زمان حاضر بودیم حتی در همان سه جنگ هم با بهانههای سرما و گرما و زن و بچه و ترس و راحتطلبی، علی را تنها میگذاشتیم.
دیدهام که میگویم لعن و نفرین کوفیان، داستان لعنهای زیارت عاشورا نشود که میگویند مراقب رفتارتان باشید تا خودتان را آن بین لعن نکنید.
در نهایت نیز لشکری ۳۰هزار نفره آماده شده بود تا به جنگ با معاویه رود که آن ملعون دنیا و آخرت، دست خود را به جنایتی بزرگ آلود و علی را از همه ما گرفت.
در جایجای کتاب، رفتار پدرانه و سرشار از حکمت، عشق، اخلاص و جوانمردی علی، هویداست... بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی، یا امیرالمومنین...