جزئیات اساسنامه جدید شرکت ملی نفت

اعلام تصویب اساسنامه جدید شرکت ملی نفت ایران پس از یک تاخیر 23 ساله در دولت نهم ، نشان از قریب الوقوع بودن تصمیماتی جدید درباره درآمد نفت دارد.
کد خبر: ۱۵۳۱۳۹

سید کاظم وزیری هامانه چندی پیش در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها خبر از تصویب اساسنامه جدید شرکت ملی نفت ایران در دولت داده بود. وی به جزئیات کاملی از اساسنامه اشاره نکرد و تنها نکته وی این بود که شرکت ملی نفت ایران به یک شرکت هلدینگ و 3 شرکت مادر تخصصی تقسیم می شود. با این حال اساسنامه شرکت ملی نفت به عنوان یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شرکتهای نفت جهان که فروشنده نفت خام ایران و تامین کننده بیش از 80 درصد درآمد ارزی کشور است ، آنقدر مهم و تعیین کننده به نظر می رسد که کارشناسان اقتصادی و تحلیلگران به دنبال دریافت جزییاتی از آن باشند.
اساسنامه فعلی شرکت ملی نفت ایران قدیمی است و نکاتی در آن وجود دارد که به زعم صاحب نظران ممکن است به خدشه دار شدن منافع ملی و بخشی نگری به درآمد نفت منجر شده و بعلاوه به صنعت نفت آسیب برساند و آن را در ردیف گروه های سیاسی قرار دهد. از این رو، از سال 1362 بحث تغییر اساسنامه شرکت ملی نفت در دستور کار دولتها قرار گرفت ؛ اما اکنون که 24 سال از آن زمان می گذرد، هیچ دولتی با وجود سر و صداهای فراوان ، حاضر به تقدیم اساسنامه جدید به مجلس نشده است ، اما ظاهرا دولت احمدی نژاد می خواهد در این مساله نیز ساختارشکنی کند و اساسنامه را به مجلس بدهد.
این گزارش می افزاید: دولت دوم خاتمی در سال 1384 یک اساسنامه جدید برای شرکت ملی نفت ایران تدوین کرد؛ اما آنقدر جنجال در پی آن بویژه در موضوع «بهره مالکانه» مطرح شد که ظاهرا دولت یاد شده از تقدیم آن به مجلس منصرف شد. احتمالا علت عدم تقدیم اساسنامه ، اخلال در پروسه استخراج و فروش و صادرات نفت بوده که برای کشور بسیار حیاتی است ، بنابراین دولتها ترجیح داده اند با اساسنامه فعلی کار کنند و اصلاح و جنجال های پیرامونی آن را به آینده موکول کنند، آینده ای که اکنون 24 سال از آن می گذرد.

محتوای اساسنامه فعلی

خبرنگار ما می نویسد: کارشناسان اقتصاد انرژی 2 ایراد بزرگ بر اساسنامه فعلی شرکت ملی نفت ایران وارد میکنند؛ نخستین ایراد مشخص کردن موضوع مالکیت و حاکمیت بر منابع نفتی ایران است. براساس اساسنامه فعلی ، حاکمیت و مالکیت نفت متعلق به وزارت نفت است. این مساله ، نگرانی هایی را درباره قبضه شدن منابع نفتی در دست یک وزارتخانه و احتمال سوء استفاده جریان های سیاسی و اقتصادی که وزیر احتمالا برخاسته از دل آنهاست ، ایجاد می کند. منتقدان این بند می گویند: اساسنامه فعلی ، نفت را به معنای حقیقی و واقعی کلمه «ملی» نکرده است ، بلکه آن را در سیطره گروه هایی خاص و پرنفوذ و وزارتخانه ای تحت کنترل آنان قرار داده است ؛ در حالی که مالکیت و حاکمیت منابع نفتی باید متعلق به بیت المال باشد و با مدیریت عمومی و شورایی اداره شود.
این گزارش اظهار می کند: دومین ایرادی که بر اساسنامه فعلی شرکت ملی نفت ایران وارد است ؛ نحوه تعامل رئیس جمهور به عنوان ارشدترین مقام سیاسی کشور با نفت است . براساس وضع فعلی ، رئیس جمهور، حضوری تقریبا تشریفاتی به عنوان رئیس مجمع عمومی در تشکیلات نفت دارد. البته وی با انتصاب وزیر نفت ، به طور طبیعی قدرت حضور در این عرصه را دارد، اما این احتمال وجود دارد که عوامل دیگری در تصمیم رئیس جمهور در انتخاب وزیر نفت تاثیر گذاشته و در نتیجه اشراف و حضور مدیریت ارشد سیاسی را بر نفت کمرنگ کرده و زمینه سازی سوء استفاده های زیادی را از درآمد این صنعت ایجاد کنند.
این 2 ایراد بزرگ است که مجموعه مدیریت کشور را بر آن داشته است برای اصلاح اساسنامه تدبیری بیندیشند.

اساسنامه جدید

خبرنگار ما بسیار سعی کرد در گفتگویی رسمی با وزیر سابق نفت یا معاونان فعلی وزارت نفت ، جزییاتی از اساسنامه جدید را دریافت کند، اما به دلیل سفر وزیر سابق ، وی موفق به گفتگو نشد؛ اما برخی منابع به شرط اعلام نشدن نامشان ، اطلاعاتی را از محتوای اساسنامه در اختیار خبرنگار ما گذاشتند. براساس این اطلاعات ، اساسنامه جدید، برخی اختیارات وزیر نفت را به شرکتهای هلدینگ و مادر تخصصی ایجاد شده واگذار کرده است . سه شرکت مادر تخصصی عبارتند از: شرکت مادر تخصصی پتروشیمی ، شرکت مادر تخصصی گاز و شرکت مادر تخصصی اکتشاف و استخراج . سایر امور بازاریابی ، فروش ، سرمایه گذاری و دیگر امور مالی مربوط به نفت به شرکت هلدینگ یاد شده واگذار شده است . همچنین تفکیکی میان رابطه وزیر نفت با شرکت ملی نفت ایران صورت گرفته است. بدین ترتیب که وظایف مدیرعامل ، رئیس هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران تفکیک شده و وزیر نفت صرفا رئیس هیات مدیره این شرکت خواهد بود. از سوی دیگر مدیرعامل شرکت ملی نفت نیز از این پس از سوی رئیس جمهور و با پیشنهاد وزیر نفت انتخاب می شود، مانند پروسه ای که اکنون درباره رئیس کل بانک مرکزی در وزارت امور اقتصادی و دارایی اتفاق افتاده است.
این گزارش می افزاید: دولت تصمیم دارد تا 100 درصد درآمد نفت به خزانه واریز شود و شرکت ملی نفت ایران بابت هزینه های جاری و سرمایه گذاری اش از دولت و در قالب بودجه ، پول دریافت کند. این قید در واقع تصمیم گیری درباره عبارت جنجالی «بهره مالکانه» است . براساس پیشنهادی که دولت دوم خاتمی در اساسنامه شرکت ملی نفت گنجانده بود، حدود 94 درصد درآمد نفت تحت عنوان سود سهام و مالیات به خزانه واریز و شش درصد باقیمانده تحت عنوان بهره مالکانه برای هزینه های جاری و سرمایه گذاری و چرخاندن امور با صلاحدید به شرکت ملی نفت ایران تعلق می گرفت . این پیشنهاد به این شرکت یک استقلال عمل نسبی از دولت می بخشید اما بسیاری از گروه ها و فعالان تاثیرگذار سیاسی این استقلال را نپذیرفتند و ظاهرا اساسنامه جدید نیز به چسبندگی کامل شرکت ملی نفت به دولت تاکید کرده است.
خبرنگار ما می نویسد: منابع مطلع می گویند بندی در اساسنامه قبلی شرکت ملی نفت ایران وجود دارد مبنی بر آن که قوانین عادی کشور در زمینه مالی ، مالیاتی ، معاملاتی ، اداری و استخدامی شامل این شرکت نمی شود و این شرکت صرفا براساس تصمیماتی که مجمع عمومی اش می گیرد، رفتار می کند. این بند از مدت ها پیش مورد اعتراض بوده و ظاهرا در اساسنامه جدید تصور شده که شرکت ملی نفت در شمول تمام قوانین عادی کشور قرار گیرد و تصمیمات مجمع عمومی مصرف و تاثیرگذاری داخلی داشته باشد.
دکتر مرتضی الله داد، استاد دانشگاه صنعت نفت در این باره به خبرنگار ما گفت: یکی از مهم ترین نکات هر اساسنامه ای درباره شرکت ملی نفت ایران ، پاسخگو شدن این مجموعه حساس به لحاظ مالی است. در این باره هر قدر اختیارات وزیر نفت به جاهای دیگری منتقل شود، میزان پاسخگویی و بهانه جویی آن بیشتر می شود؛ وضعیتی که هم اکنون درباره وزیر دادگستری وجود دارد.
وی افزود: از سوی دیگر تنظیم رابطه وزیر با شرکت های زیر مجموعه نفت هم مهم است و هر قدر قدرت تاثیرگذاری وزیر بر این شرکتها بیشتر باشد، امکان حساب خواهی نیز زیادتر است . روشن است اگر اختیارات وزیر نفت سلب شود، قدرت پاسخ خواهی مجلس نیز سلب و نظارت بر مهم ترین درآمد کشور تضعیف می شود.
وی اظهار کرد: درباره بهره مالکانه نیز به نظر می رسد دیدن فعالیت شرکت ملی نفت به عنوان یک بنگاه اقتصادی که می تواند در سطح منطقه رقابت کند، منطقی است. اما اگر چسبندگی این شرکت به دولت زیاد شود، چیزی بهتر از شرکت های دولتی فعلی نخواهیم داشت.
وی در عین حال بهترین راه برای تعیین تکلیف مالکیت و حاکمیت بر منابع نفتی را واگذاری آن به بیت المال و نه دولت دانست و تصریح کرد: نظارت بر درآمد و مخازن نفتی به عنوان یک ذخیره چندین نسلی باید در اختیار بیت المال و مجموعه حاکمیت باشد و نه دولت که در تلاطم گروه های سیاسی و زد و بندهای احتمالی قرار می گیرد. این گونه می توان انتظار شفافیت را نیز داشت.
وی گفت: نکته خوب اساسنامه که من نیز آن را شنیده ام ، آن است که از این پس تراز درآمد نفت در پایان هر سال برای اطلاع عموم منتشر می شود. این قدمی بسیار بزرگ در راه شفاف سازی امور مالی کشور است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها