درام روانکاوانه وهیجانی«چشم سرخ» حاصل تلاش فعالان تلویزیونی انگلستان، یکی از تازهترین نمونههاست که مدتی قبل پخش بسیار موفقیتآمیزی در کشور سازندهاش داشت وحالا روی آنتن شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی رفته. چشم سرخ که توانسته امتیاز هفت از ده را از درگاه تخصصی اطلاعات فیلم (آیامدیبی) بهخود اختصاص دهد، همزمان محبوب منتقدان و بینندگان قاب کوچک هم بوده است. دلیل این محبوبیت را باید در شیوه ساخت و حالوهوای منحصربهفرد سریال جستوجو کرد که تا به امروز، کمتر نمونههایی از آن درمیان محصولات برنامهسازان تلویزیونی دیده شده است.
خلق هیجانی نفسگیر
پیتر ای داولینگ، خالق سریال و نویسنده فیلمنامه شش اپیزود آن است. جینگ لوسی، بازیگر آسیاییتبار و ریچارد آرمیتاژ، بازیگر معروف وسرشناس سینما و تلویزیون انگلستان، دونقش اصلی رادرچشم سرخ بازی کردهاند.لزلی شارپ وجما مور دیگر بازیگران این درام هیجانی هستند اما بنا به گفته منتقدان، ستاره اصلی سریال، لوکیشن آن و محدودیت مکانی داستان است. منظور آنها هواپیمایی است که بخش اعظم داستان سریال در آن اتفاق میافتد؛ سازندگان سریال در فضایی تکلوکیشنی تمام تلاش خود را بهمنظور خلق هیجانی نفسگیر بهکار گرفته و توانستهاند از آن با موفقیت بیرون بیایند. در دو دنیای سینما و تلویزیون کمتر اتفاق میافتد که داستان فیلم یا سریال دریک مکان منفرد رخ بدهد ودرعینحال بتواند بیننده را تاپایان ماجراباخود همراه ودرگیر نگه دارد.نمونه مشابه جدیدترچنینچیزی رامیتوان تاحدودی درسریال «هواپیماربایی» ادریس آلبا دید (البته در آنجا بهجز صحنههای داخل هواپیما، داستان روی زمین و در تعداد دیگری لوکیشن هم ادامه پیدا میکرد.)
یک شب اتفاق افتاد!
کل داستان چشم سرخ در یک شب اتفاق میافتد و درباره یک پرواز ویژه از لندن به مقصد شهر پکن است. هانا لی (جینگ لوسی) مامور نیروی ویژه پلیس در این سفر طولانی، درحال انتقال دکتر متیو نولان (ریچارد آرمیتاژ) به کشور چین است. نولان قرار است بهاتهام دستداشتن در فعالیتهای غیرقانونی، در چین محاکمه شود. اما این شب طولانی و این پرواز ظاهرا معمولی، خیلیزود تبدیل به کابوسی برای مامور لی و مسافران هواپیما میشود. با توجه به حضور چند آدمکش حرفهای در داخل هواپیما که قصدشان ممانعت از رسیدن دکتر نولان به چین است ، مامور لی خودش را در مخمصهای خطرناک و دشوار میبیند. از یکسو او باید با مهاجمان مقابله کرده و مانع از اجرای هدفشان شود و از سوی دیگر، نولان را سالم به مقصد برساند. در این میان، پرسش اساسی این است که نولان چه واکنشی نسبت به تمام این اتفاقات نشان میدهد و با کدام طرف ماجرا همراهی و همکاری خواهد کرد.
فضایی بسته و محدود
بحث تولید چشم سرخ اولینبار سال ۲۰۲۳ مطرح شد و برنامهسازان انگلیسی در اولین واکنش نسبت به فیلمنامه آن، تردید داشتند که چنین داستانی که در یک فضای کاملا محدود و بسته رخ میدهد، بتواند انبوه مخاطبان را جذب خود کند. داولینگ که دو اپیزود فیلمنامه را با همکاری جینگان یونگ چینیتبار نوشته بود، تلاش زیادی کرد تا بتواند تهیهکنندگان را مجاب کند که داستانش ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب دارد. او بالاخره توانست بدون آنکه تغییری در فیلمنامه خود بهوجود بیاورد، نظر مساعد سرمایهگذاران را جلب کند. انتخاب آرمیتاژ برای نقش دکتر نولان هم نکتهای بود که بحث زیادی را بین او و تهیهکنندگان سریال بهوجود آورد. آرمیتاژ قبل از آن در فرانچایزهای بسیار موفقی چون «جنگ ستارگان» و «هابیت» بازی و نام خود را بهعنوان بازیگری مثبت ثبت کرده بود که تماشاگران کاراکترهای سینماییاش را بسیار دوست دارند. برای تهیهکنندگان چشم سرخ این پرسش مهم مطرح بود که بازیگری با این چنین سابقه مثبت، در قالب کاراکتری خاکستری مثل دکتر نولان مورد استقبال عموم تماشاگران قرار میگیرد یا نه.
ستایش منتقدان
کار فیلمبرداری سریال در محدوده یک فرودگاه واقعی و ماکت داخل یک هواپیما در حوالی شهر لندن انجام شد. منتقد نشریه گاردین، سریال را ستودنی و مثالبرانگیز معرفی کرد و نوشت که تنش در سراسر داستان و اپیزودهای آن حضور دارد و سازندگانش نوع تازهای از دلهره را به مخاطب ارائه میدهند. وجود رمز و راز و مسائل مربوط به تئوری توطئه از دیگر نکاتی است که داستان چشم سرخ را تبدیل به داستانی سطح بالا و درجه یک میکند. دکتر نولان که بهدلیل تصادف تا یکقدمی مرگ پیش رفته، حالا خود را در مخمصه تازهای میبیند. او به اتهام قتل دستگیر شده و قرار است به پکن بازگردانده شود. او اتهام قتل را رد کرده و عقیده دارد زمان تصادف هیچ زنی را زیر نگرفته و نکشته است. از همینجاست که رمز و راز ماجرا آغاز و این پرسش مطرح میشود که واقعیت چیست و چه کسی درست میگوید. این پرسش تا پایان ماجرا همچنان مطرح است و نقش مهمی در رویکرد داستان ایفا میکند. به این ترتیب، سازندگان سریال به طرح این پرسش میپردازند که واقعیت در کجا قرار دارد و با چه راههایی میتوان به آن رسید.برخی منتقدان انگلیسی به شباهتهای بین چشم سرخ با «برن آپ» سریال سال ۲۰۰۸ شبکه بیبیسی پرداختهاند. برن آپ هم حال و هوایی دلهرهآور و پررمز و راز داشت و برخلاف چشم سرخ، از یک مضمون تند و قوی سیاسی برخوردار بود. همین نکته حال و هوای دیگری به این سریال داده و داستان آنرا باشکوهتر و سنگینتر کرده بود. در عینحال حضور روپرت پنری جونز دوست صمیمی آرمیتاژ در نقش اصلی برن آپ، نتوانسته بود خیل عظیم تماشاگران را به سمت سریال بکشاند.
آرمیتاژ، امتیاز مثبت سریال
عموم منتقدان باور دارند حضور آرمیتاژ در نقش دکتر نولان، عامل موفقیت کلان سریال بوده وشاید اگر بازیگر دیگری این نقش را ایفا میکرد، چشمسرخ نمیتوانست به این حد از موفقیت برسد. این بازیگرخودمیگوید:«دکتر نولان در ظاهر آدمی ساده به نظر میرسد. او جراحی موفق است که برای یک کنفرانس پزشکی راهی چین میشود، اما این سفر ساده، خیلی زود به کابوسی بزرگ تبدیل شده و بستر دگرگونی حالات درونی شخصیت مورد اشاره را فراهم میکند. اوکه به قتل دختر یک ژنرال چینی متهم شده، ناگهان خود را درگیر یک توطئه مرگبار میبیند و باید برای نجات از این مهلکه، چارهای بیندیشد. بازی در این نقش خاکستری برایم حکم یک غنیمت را داشت و زمینه را برای تلاش بهمنظور خلق یک کاراکتر مقبول، فراهم میکرد. طبیعی است که نمیخواستم این فرصت طلایی را از دست بدهم.»
استاد بازیهای دلهرهآور
منتقدان هنری از آرمیتاژ بهعنوان استاد و کارشناس خبره بازیهای دلهرهآور و توطئهآمیز نام میبرند که در فیلمهای قبلی خود (و ازجمله نقش کوتاه اما تاثیرگذارش در اکشن ابرقهرمانانه «کاپیتان آمریکا: اولین انتقامگیر») نمونههایی از ایندست را به اشکال گوناگون ارائه کرده است. انرژی فراوان او برای نمایش کاراکترهایی مجهول که درگیر توطئهای ناشناخته هستند، روح متفاوتی به داستان فیلمها وسریالهایی میدهد که درآنها بازی دارد.به گفته بازیگر:«داستانهایی را دوست دارم که شخصیت مرکزی خود را درگیر یک ماجراجویی ناشناخته میکنند.عمده کتابهایی هم که مطالعه میکنم،درهمین ارتباط است. وقتی فیلمنامهای برای کار پیشنهاد میشود، بسیار مایلم بدانم کاراکتر من در آن قرار است وارد چه نوع ماجراجویی ویژهای بشود و برای برونرفت از آن قرار است چه اقداماتی انجام دهد.فیلمنامه چشمسرخ در این رابطه، یک پیشنهاد ویژه و منحصربهفرد بود که درهمان ابتدا به آن پاسخ مثبت دادم وتمام توانم را برای اجرای درست ومنطقی نقش به کار گرفتم.»
فصل دوم در راه است
بخش اعظم داستان چشمسرخ در داخل هواپیما اتفاق میافتد و پیتر ای داولینگ خالق آن، با چنین مضمونی بیگانه نیست. او چند سال قبل فیلمنامه تحسینشده «طرح پرواز» را نوشت که با بازی جودی فاستر نمایش بسیار موفقیتآمیزی داشت. بخش اعظم صحنههای این فیلم هم در داخل محدوده یک هواپیمای در حال پرواز رخ میداد. داولینگ بیش از هرکس دیگری از موفقیت بالای سریال خشنود به نظر میرسد، چراکه قرار است فصل دوم آن هم وارد مرحله تولید شود. جینگ لوسی در فصل تازه بار دیگر نقش مامورهانا لی را بازی میکند و یکبار دیگر درگیر یک ماجراجویی تند و تیز پلیسی میشود. اما اینبار ریچارد آرمیتاژ در کنار او بازی ندارد و یک بازیگر سرشناس دیگر برای همکاری با لوسی انتخاب خواهد شد. فعلااطلاع چندانی درباره چندوچون داستان فصل دوم دردست نیست وداولینگ هماکنون مشغول نگارش فیلمنامه آن است. جینگ لوسی، بازیگر سریال میگوید:«بهصورت طبیعی بهشدت خوشحال و هیجانزدهام که دوباره به دنیای چشمسرخ برگشته و نقش مامور پلیس داستان رابازی میکنم.اطمینان دارم داولینگ داستان جذاب وپرتنشی برای ماجراهای فصل دوم مینویسد و همه ما یکبار دیگر، وارد دنیایی خاص و مثالزدنی خواهیم شد. سریالهایی چون چشمسرخ از آن دسته آثاری هستند که معمولا هر چند وقت یکبار امکان تولید و پخش پیدا میکنند و مشابه آنها را کمتر روی آنتن میبینیم. تماشاگران تلویزیون که همواره شاهد پخش و نمایش سریالهایی با داستانها و حالوهواهای تکراری هستند، از آثار متفاوتی چون چشمسرخ استقبال بسیار خوبی میکنند و همین استقبال بالاست که زمینه را برای تولید فصلهای بعدی این سریالها فراهم میکند. خود من این امیدوارم که تولید فصلهای زیادی از سریال را در آینده داشته باشیم و تهیهکنندگان چشمسرخ سرمایهگذاری لازم و کافی را برای این کار انجام دهند.»