در دورهای که بسیاری از رسانهها در سراسر جهان، رو به زرقوبرق سطحی و تولید محتواهای گذرا آوردهاند، آیفیلم با انتخاب «ترمیم» و «بازسازی»، به رسالت خویش در حفظ میراث تصویری و هویت تماشای ایرانی وفادار مانده است. این اقدام اگرچه در قالب بازسازی رنگ و تصحیح نور تعریف میشود اما درواقع یک مواجهه اخلاقی و زیباییشناختی با زمان است؛ نوعی احیای ادراک دیداری که گذشت سالها آن را از وضوح و عمق اولیهاش محروم کرده بود.
حفظ حس نوستالژیک
وقتی سخن از هزاردستان به میان میآید، صحبت از یک اثر معمولی نیست. مجموعه علی حاتمی اساسا در تاریخ تلویزیون ایران جایگاه یک بنای یادبود فرهنگی دارد؛ بنایی که با زبان خاص خود، تلفیق تاریخ، درام و فلسفه قدرت را به تصویر کشیدوازطریق فضاسازیهای بیبدیلش توانست سینمای ملی ایران را در قاب تلویزیون تثبیت کند. ترکیب دکورهای رویایی،ظرافت طراحی صحنه استاد ولیالله خاکدان،عمق دوربینهای کلاسیک ونوری که نگاه حاتمی راهمچون غبار خاطره بر چهرهها پاشیده بود،همه جهانبینی خاصی را میساختند که درآن، تصویر نهتنها تابع روایت بلکه خود حامل فکر بود.گذشت زمان اما این نور و رنگ را بهتدریج از تداوم بازداشت. فیلمنگاتیوها و نسخههای آرشیوی دچار دفرمه نوری و فرسایش دیجیتال شدند و بهویژه درپخشهای تلویزیونی دهههای بعد،ازشدت تراکم پخش وضعف حفظ موادخام،بخش زیادی از جزئیات بصری اثر از دست رفت. اقدام آیفیلم برای بازسازی این سریال، درواقع پاسخ به همین فقدان بود؛ تلاشی برای بازگرداندن اصالت دیداری اثر، بدون اینکه ویژگی نوستالژیک یا حس تاریخی آن قربانی تکنولوژی مدرن شود.
رویکردی علمی و وفادارانه
بازسازی صورتگرفته توسط شبکه آیفیلم از آن جهت اهمیت دارد که در آن نه نگاه تزئینی بلکه رویکردی علمی و وفادارانه حاکم بوده است. در روش کار، فریم به فریم تصاویر زیر دست متخصصان این واحد بازسازی و اصلاح شدهاند. در روش اصلاح این اثر ماندگار ایرانی، آیفیلم بهجای آنکه هزاردستان را بزک کند تا به ذائقه امروز نزدیک شود، کوشیده آن را چنان روشن و باثبات به نمایش درآورد که به زبان تصویر حاتمی نزدیکتر باشد و خللی در درک مخاطب از هویت تاریخی اثر ایجاد نکند. در لوکیشنهایی چون میدان توپخانه، ساختمانهای شهرداری و عدلیه، خیابانهای لالهزار و اکباتان، جواهرفروشی قازاریان، گراندهتل، خانه پیرنیا، ساختمان شاهآباد، کافه پارس، خانه اقدسیه و... بازی ظریف نور و سایه که در نسخههای گذشته به سیاهی یا خاکستری بیجان رسیده بود، اینبار زنده شده است. حتی در بازسازی جدید، خطوط پشتصحنه، حجم پارچهها و چهره بازیگران با عمق طبیعیتری دیده میشود؛ گویی زمانهای که دهها سال از آن گذشته، دوباره در برابر چشمهای ما حاضر میشود.
تلفیق فناوری و اصالت
این ظرافت در کار ترمیم، فقط نشانی از مهارت تکنسینهای تصویری نیست بلکه بازتاب نوعی درک سازمانی از زیباییشناسی اصیل ایرانی است. آیفیلم علاوه بر هزاردستان که بهسبب قدمت بیشتر تولید و جنبه تاریخی آن، همچنین پخشهای قبلی دارای ضعف فرسودگی تصویر، بیشتر در خاطره تماشاگران مانده و تغییرات محسوسش توجه همگان را به خود جلب کرده، سریالهای «آوای باران»،«پایتخت۱» و برخی فیلمهای سینمایی قدیمی را نیز که پنجشنبهشبها روی آنتن دارد، بازسازی کرده است تا فرسودگی و دفرمگی ناشی از تعدد و تکرار پخش را چارهاندیشی کند. نکته مهم این است که برخلاف بسیاری از شبکههای مشابه که در جهان وظیفهشان صرف بازپخش آثار کلاسیک است، درحوزه بازسازی، فلسفه خاصی اتخاذ کرده است؛ حفظ وفاداری به نیت خالق. بر این اساس، ترمیم نه تغییرحس اثر بلکه احیای تجربه تماشای آن است؛ تجربهای که باید نسل جدید مخاطبان آن را با همان کیفیت احساسی و معنایی درک کند که نسل پیشین در زمان پخش اولیه احساس کرده بود. این تصمیم بهظاهر ساده، حامل فهمی عمیق از نسبت میان فناوری و اصالت است. در جهانی که دچار سرعت بیفکر ارتقای تکنیکی شده، آیفیلم به یادمان میآورد که کیفیت تنها زمانی ارزش دارد که حافظ جان اثر باشد، نه قاتل روح آن. بازسازی هزاردستان در امتداد هدف بازگردانی وضوح هویت آیفیلم معنا مییابد؛ حرکتی که میتواند سرآغاز تدوین بانک جامع میراث تصویری ایران باشد. اقدام یک شبکه تلویزیونی به بازسازی درست آثار کلاسیک، درواقع نقشه ذهنی فرهنگ را ترمیم میکند. این کار بهنوعی تأسیس دوباره حافظه دیداری جامعه است. زیرا هر تصویر مرمتشده، بخشی ازحقیقت تاریخی بازنمایی رابه نسل تازه منتقل میکند.از این زاویه،بازپخش هزاردستان با رنگ و نور اصلاحشده، فقط تماشای یک داستان قدیمی بهشمار نمیرود بلکه آموزش غیرمستقیم تاریخ زیباییشناسی ایران است.
دقت تکنیکی و سرمایه فرهنگی
نکته مهم دیگر در بازسازی این اثر، جنبه تربیتی آن برای فضای فنی و هنری سازمان صداوسیماست. آیفیلم با انجام این پروژه نشان داده دقت تکنیکی، سرمایه فرهنگی میآفریند، نه صرفا جذابیت بصری. در این معنا، کیفیت تصویر دیگر هدف نیست بلکه وسیلهای برای انتقال مجدد معناست. بسیاری از اساتید ترمیم فیلم معتقدند هر بازسازی بیاحساس، خود نوعی تحریف است. آیفیلم با احیا و اصلاح تدریجی رنگ و نور هزاردستان نشان داده حس را قربانی فن نکرده، تصاویر برآمده از دل تاریخ سینما را مصنوعی و نچسب نساخته و فن اصلاح و متوازنسازی رنگ و نور و بافت را در خدمت حس اصلی کار و جوهره تاریخی آن درآورده است.
تأملی دیگردرمعنای فرهنگی این اقدام،یادآورجایگاه مجموعههایی چون«سربداران»،«امام علی(ع)»، «روزی روزگاری» و «پدرسالار» است؛ آثاری که هرکدام بهسهم خود بخشی از میراث تصویری و اجتماعی ایران را میسازند و امروز نیز به بازسازی هوشمندانهای مشابه نیاز دارند. اقدام آیفیلم درواقع طرحی مقدماتی برای آغاز یک دوره جدید در بازپخش مسئولانه آثار کلاسیک است؛ دورهای که در آن تفاوت میان نوستالژی و حافظه مشخص شود. زیرا بازسازی اگر درست انجام گیرد، از یک خاطره نوستالژیک فراتر میرود و به ابزاری برای تثبیت حافظه فرهنگی ملت تبدیل میشود. آیفیلم نیز در این معنا شبکهای برای بهیاد آوردن خاطرات برای مخاطب ایرانی در نظر گرفته نشده بلکه به نهادی در حال شکلگیری بدل شده که حافظ اصالت زبان بصری ایران است؛ زبانی که علی حاتمی و نسل او بنیان گذاشتند.
از منظر سیاست رسانهای، این اقدام نیازی حیاتی را پاسخ میدهد: پیوند میان نسلهای رسانهای از طریق بازسازی آثار پایه. به زبان سادهتر آیفیلم با اصلاح تصاویر سریال هزاردستان و امثالهم پلی میان گذشته روایت و آینده مخاطب میسازد. در زمانی که بازنماییهای سریع و منفعل، ذهن جوانان را از ژرفای درک تصویر دور کرده، ترمیم هزاردستان فرصتی است تا توجه عمومی دوباره به ریشههای زیباییشناسی ایرانی جلب شود. این پروژه تاکید میکند که تکنولوژی برای اصالت است، نه اصالت برای تکنولوژی. چنین فهمی، تفاوت بنیادین آیفیلم با ذهنیت تجاری رسانههای پرمصرف امروز را آشکار میسازد.
گفتوگوی گذشته و حال
بازسازی رنگ و نور هزاردستان درواقع نوعی گفتوگو میان گذشته و حال است؛ گفتوگویی بیکلام که در آن نور بهمثابه زبان یادآوری و رنگ به مثابه حافظه جمعی عمل میکند. آیفیلم با بازآفرینی این تصویر، هم شکوه هنری یک سریال را احیا کرده، هم به جامعه یادآور شده است که میراث دیداری نیز مانند آثار مکتوب بخشی از فرهنگ زنده ماست و نیاز به مراقبت و پالایش مستمر دارد. این اقدام از جنس تولید معمول نیست. از جنس پاسداشت است. پاسداشت احساسی که در آن، پیکسلها جای کلمات را گرفتهاند و هر تنظیم دقیق نور، تجدید احترام به خالق اثر است. هزاردستان اکنون از قاب آیفیلم، روشنتر و باثباتتر از همیشه دیده میشود اما آنچه درخشانتر است خود فهم پشت این تصمیم است. ترمیم تصویری آیفیلم، بیانگر یک بلوغ نهادی است؛ بلوغی که میداند قدرت رسانه نه در سرعت انتشار بلکه در عمق وفاداری به معناست و شاید همین معنا، همان چیزی باشد که حاتمی در تمام آثارش میجست: بازگرداندن شأن اندیشه به تصویر ایران. آیفیلم با این بازسازی، نهتنها رنگ و نور، که شأن دیدن را دوباره زنده کرده است.