مرکز پژوهش های امنیت ملی رژیم صهیونیستی:
ایران هسته ای تغییرات راهبردی در منطقه ایجاد می کند
مرکز پژوهشهای امنیت ملی رژیم صهیونیستی، با انتشار کتاب «ایران هستهای ، مشکلات و راهکارها» معتقد است دستیابی ایران به دانش هستهای
کد خبر: ۱۵۲۱۳۰
تغییری راهبردی در منطقه ایجاد میکند که منجر به توازن قوا در منطقه و تقویت ایران و متحدانش در منطقه خواهد شد.
رسانههای گروهی و مراکز تحقیقاتی اسرائیل بویژه مراکز امنیتی در این رژیم، توجه فوقالعادهای به پرونده هستهای ایران نشان دادهاند و آن را در صدر برنامههای کاری خود گذاشتهاند.
این مراکز بر این باور هستند که در صورت دستیابی ایران به دانش هستهای، انحصار آن از دست اسرائیل در منطقه خارج خواهد شد و در این صورت در منطقه خاورمیانه نوعی توازن قوا و تغییر بنیادی به وجود خواهد آمد.
به گزارش خبرگزاری فارس، در راستای توجه رژیم صهیونیستی به برنامههای هستهای ایران،"مرکز پژوهشهای امنیت ملی" اسرائیل کتابی را با عنوان"ایران هستهای ؛ مشکلات و راهکارها" به چاپ رساند که از یک مقدمه ، سه بخش و خلاصه تشکیل شده است.
کتاب:ایران هستهای (مشکلات و راهکارها)
نویسنده:افرایم کام
صفحه:80صفحه
ناشر: مرکز پژوهشهای امنیت ملی، تلآویو
چاپ اول: 2007
نویسنده این کتاب معتقد است آنچه مایه نگرانی اسرائیل است و تلاش دارد از آن جلوگیری کند تبدیل شدن ایران به یک کشور هستهای است. زیرا این امر به تغییر راهبردی در خاورمیانه و نیز توازن قوا به صورت بنیادی و بی سابقه میانجامد و واقعیت جدیدی را خلق میکند و ایران به عنوان یک دولت منطقهای بسیار مهم و تاثیرگذار و با نفوذ در منطقه تبدیل می شود و محوری قوی و مهم در رویارویی با سیاستهای اسرائیل و آمریکا تشکیل میدهد.
به نظر نویسنده، در صورتی که این امر روی دهد، این مسئله به تقویت جایگاه متحدین ایران مثل سوریه و حزب الله نیز خواهد انجامید و این مانع از آن خواهد شد تا اسرائیل کوچکترین آسیبی به آنها برساند.
علاوه بر آن، نویسنده این کتاب تاکید میکند که دستیابی ایران به سلاح هستهای حالتی از ترس و نگرانی را در جامعه اسرائیل به وجود خواهد آورد که این امر به کاهش مهاجرت به اسرائیل و حتی مهاجرت معکوس و کاهش سرمایه گذاری در این کشور خواهد انجامید.
نویسنده در بخش اول این کتاب با طرح سؤالی در پی ارائه پاسخ آن است: آیا میتوان مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شد؛ سپس برای تحقق این هدف به راهها و ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی اسرائیل و آمریکا اشاره میکند.
در بخش دوم، نویسنده با طرح سؤالی دیگر، در صدد پاسخ گویی به این سوال است: در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای چه اتفاقی رخ خواهد داد و پیامدهای آن برای منطقه چه خواهد بود؛
در بخش سوم و سؤال سوم، نویسنده به راههای مقابله با ایران میپردازد و برای چگونگی زندگی در کنار ایران و پیامدهای هستهای شدن آن برای منطقه و اسرائیل بحثهایی را مطرح میکند.
دکتر "افرایم کام" محقق و پژوهشگر «مرکز پژوهشهای امنیت ملی» در تلآویو است که تا سال 1993در بخش مطالعات وابسته به سرویسهای اطلاعات نظامی اسرائیل (أمان) با درجه سرهنگی مشغول به کار بوده است.
پرسش اول: آیا میتوان مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شد؛
به نظر افرایم، سرویسهای اطلاعاتی اسرائیلی پیشبینی میکنند که ایران تا سه یا چهار سال آینده اولین بمب اتمی خود را تولید خواهد کرد در حالی که پیشبینی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا پنج تا هشت سال است.
نویسنده تاکید میکند که امکان جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هستهای وجود دارد، ولی شروط تحقق این امر در حال حاضر فراهم نیست.
"افرایم" میافزاید: امکان جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هستهای به دو عامل متناقض بستگی دارد: نخست میزان پافشاری ایران در ساخت سلاح، با وجود بهای هنگفتی که برای آن پرداخت خواهد کرد و دوم میزان پافشاری دولتهای غربی برای جلوگیری از دستیابی آن به این سلاح.
وی به رغم عدم وجود هرگونه نشانه ای مبنی بر انحراف ایران به سوی تسلیحات هسته ای و فتوای حرمت ساخت بمب اتمی از سوی رهبر انقلاب اسلامی در این باره میگوید: ایران برای دستیابی به سلاح هستهای پافشاری و سرسختی از خود نشان میدهد و در مقابل کشورهای غربی که با شک و تردید برخورد میکنند هنوز اقدامی جدی از خود نشان ندادهاند و تاکنون در اعمال تحریمهای اقتصادی جدی و سخت بر ضد ایران شکست خوردهاند. به عقیده وی در صورتی که این روند تغییر نیابد، ایران به سلاح هستهای دست خواهد یافت.
نویسنده این گونه نتیجه میگیرد که اسرائیل، آمریکا و دیگر کشورها باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای به کار گیرند زیرا بعد از دستیابی ایران به سلاح اتمی دیگر به سختی میتوان آن را به عقب بازگرداند.
افرایم کام،همچنان که سران اسرائیل معتقدند، عقیده دارد که فعالیت اسرائیل بر ضد برنامههای هستهای ایران باید پنهانی و پشت پرده باشد و اسرائیل نباید آشکارا رهبری حمله بر ضد برنامههای هستهای ایران را بر عهده بگیرد و این ماموریت را باید در پوشش شورای امنیت سازمان ملل بر عهده آمریکا و غرب گذاشت.
نویسنده این کتاب معتقد است احتمال اینکه بتوان مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای از طریق اعمال مجازاتهای سیاسی و اقتصادی بر ضد آن شد، وجود دارد مشروط بر اینکه توافقی بینالمللی وجود داشته باشد و مجازاتهای اقتصادی سخت و مداوم و زیر نظر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران اعمال شود.
افرایم خواستار به کار بستن بالاترین حد مجازاتهای سیاسی و اقتصادی بر ضد ایران شد ولی معتقد است در صورتی که با این اقدام به اهداف مورد نظر خود نرسیم و ایران نیز در حال نزدیک شدن به اولین بمب هستهای باشد میتوان به نیروی نظامی متوسل شد و از رسیدن ایران به سلاح هستهای جلوگیری کرد.
گزینه نظامی:
نویسنده این کتاب تاکید میکند که اسرائیل و آمریکا تنها کشورهایی هستند که گزینه اقدام نظامی بر ضد برنامه هستهای ایران را بررسی و طراحی میکنند.
وی میافزاید: تهدید به استفاده از نیروی نظامی با دو هدف صورت میگیرد: نخست ترغیب کشورهای مهم به برداشتن گامیهایی سریعتر به سوی تحریمهای اقتصادی بر ضد ایران و دوم توسل به اقدام نظامی به عنوان آخرین گزینه را در صورت شکست مجازاتهای اقتصادی به قوت خود باقی میگذارد.
نویسنده تاکید میکند،اسرائیل این توانایی را دارد که دست به عملیات نظامی بر ضد مراکز هستهای ایران بزند و ابزار آن نیز نیروهایی هوایی و موشکهای دوربرد آن هستند.
وی معتقد است که چنین عملیات نظامی چند بعدی، پیچیده و با مشکلات و چالشهایی روبرو است که بارزترین آن مسافت زیاد مراکز هستهای ایران از اسرائیل است که بین 100 تا
1500 کیلومتر فاصله دارد.
پراکنده بودن مراکز هستهای ایران نیز از دیگر مشکلات است که در مناطق مختلف ایران پراکندهاند.
این امر نیازمند هماهنگیهایی نیز هست که بتوان موفقیت این گزینه را تضمین کرد.زیرا در صورت عبور هواپیمای اسرائیلی از حریم هوایی اردن و عراق نیاز به دستکم یک بار سوختگیری است و در صورت عبور از دریای سرخ و اقیانوس هند به دو بار سوختگیری نیاز است، امری که این عملیات را پیچیدهتر میکند، امکان سرنگونی آسان هواپیماهای سوخت رسان است.
علاوه بر این موارد، مراکز هستهای ایران بسیار مستحکم هستند و بخش وسیعی از آنها زیر زمین قرار دارد و از وجود توپخانه، موشک و هواپیما نیز سود میبرد.
و به همین دلیل نیروهای هوایی تهاجمی اسرائیل باید متشکل از هواپیماهای جنگنده، هواپیماهای رهگیر و هواپیماهای سوخترسان در هوا و دیگر هواپیمای پشتیبانی، باشد.
با وجود مشکلاتی که فرا روی اسرائیل برای حمله به مراکز هستهای ایران وجود دارد نویسنده این کتاب تاکید دارد که اسرائیل میتواند دست به عملیات نظامی موفقیت آمیز علیه مراکز هستهای ایران بزند به ویژه اینکه ضرورتی ندارد که اسرائیل تمامی مراکز هستهای ایران را هدف حملات خود قرار دهد و میتواند در این زمینه تنها چندین مراکز را که اقدام به غنی سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم میکنند، هدف قرار دهد.
نویسنده این کتاب قبل از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران فراهم بودن مجموعهای از عوامل را در این زمینه لازم میداند و آن دستیابی به اطلاعاتی دقیق درباره طرح هستهای ایران و نیز تاسیسات هستهای شناخته شده آن و نیز تحقیق مداوم برای شناسایی مراکزی است که اسرائیل از آن اطلاعی در اختیار ندارد.
گزینه نظامی امریکا:
نویسنده این کتاب از این که آمریکا اقدام به نابودی پروژه هستهای ایران کند، استقبال میکند و معقتد است آمریکا با در اختیار داشتن زرادخانههای عظیم و تسلیحات متنوع و مختلف در آن می تواند به هدف مقصود دست یابد و در صورت لزوم برای چندین روز یا چندین هفته یا چندین ماه این مراکز را بمباران کند.
وی در عین حال اذعان میکند که مشکلات و سختیهای زیادی در مقابل گزینه نظامی آمریکا قرار دارد که این امر به اوضاع داخلی این کشور و نیز موضع کشورهای اروپایی و نیز وضعیت و شرایط آمریکا در عراق بر میگردد.
وی میافزاید:آمریکا میتواند با این مشکلات مقابله کند و بر آنها فائق آید و این در صورتی است که آمریکا متقاعد شود که عملیات نظامی بعد از به کار بستن مجازاتهای اقتصادی سخت، تنها راه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
نویسنده این کتاب با بیان اینکه هیچ تضمینی مبنی بر اینکه آمریکا از نیروی نظامی بر ضد ایران استفاده کند وجود ندارد و با تاکید بر اینکه هیچ تضمینی نیست که نیروی نظامی آمریکا بتواند در تحقق اهداف مورد نظر خود موفق شود، این گونه نتیجهگیری میکند که با وجود تمامی تلاشهایی که برای جلوگیری از رسیدن ایران به سلاح هستهای وجود دارد امکان دستیابی ایران به سلاح هستهای باقی است.
ایران هستهای:
نویسنده این کتاب در بخش دیگری از آن به بررسی تاثیر و پیامدهای تولید بمب اتمی توسط ایران علیه اسرائیل و منطقه پرداخته و تلاش دارد با القای غیر صلح آمیز بودن فعالیت های ایران، سیاست آتی ایران هستهای را به خواننده نشان دهد.
وی تصریح میکند که دستیابی ایران به سلاح هستهای تهدیدی بسیار خطرناک علیه اسرائیل و حتی علیه موجودیت آن به شمار میرود و در صورت دستیابی ایران به اولین بمب اتمی نفوذ این کشور در منطقه بیشتر خواهد شد و تاثیر آن بعد از گذشت چندین سال بیشتر روشن خواهد شد؛ زمانی که ایران به زرادخانه هستهای یعنی دست کم به هشت تا 10 بمب اتمی و ابزار پرتاب آن دست یابد.
نویسنده این کتاب این سوال را مطرح میکند در صورتی که ایران به بمب اتمی دست یابد آیا آن را بر ضد اسرائیل به کار میگیرد؛
افرایم به این سوال این گونه پاسخ میدهد: مجموعهای از عوامل در استفاده از آن و نیز عدم به کارگیری و حتی نابودی آن دخیل هستند.
نخست آن که دلایل دستیابی ایران به سلاح هستهای دفاعی است و اساسا بر ضد آمریکاست به ویژه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری و سقوط عراق.
دوم: نیروی بازدارندگی اسرائیل علیه ایران است. اسرائیل در نظر ایران،قدرتی منطقهای، قوی و دارای زاردخانههای هستهای بزرگ و دارای توانمندی است که با در اختیار داشتن زیر دریاییها شهرهای ایران را هدف قرار دهد که این امر به کشته شدن میلیونها ایرانی خواهد انجامید.
و سوم: نیروی بازدارندگی آمریکا.
نویسنده معتقد است که ترس اسرائیل از احتمال حمله اتمی ایران به آن از نظر عملی توجیهپذیر نیست زیرا که این امر به نابودی هر دو کشور خواهد انجامید.
آن چیزی که اسرائیل را نگران کرده است و تلاش میکند از آن جلوگیری کند تبدیل شدن ایران به یک کشور هستهای است. زیرا این امر به تغییر راهبردی در خاورمیانه و نیز توازن قوا به صورت بنیادی و بی سابقه میانجامد و واقعیت جدیدی را خلق میکند و ایران به عنوان یک دولت منطقهای بسیار مهم و تاثیرگذار و با نفوذ در منطقه تبدیل می شود و محوری قوی و مهم در رویارویی با سیاستهای اسرائیل و آمریکا تشکیل میدهد.
به نظر نویسنده، در صورتی که این امر روی دهد، این مسئله به تقویت جایگاه متحدین ایران مثل سوریه و حزب الله نیز خواهد انجامید و این مانع از آن خواهد شد تا اسرائیل کوچکترین آسیبی به آنها برساند و چه بسا چتر هستهای در رویارویی با اسرائیل پدید می آورد.
علاوه بر آن، نویسنده این کتاب تاکید میکند که دستیابی ایران به سلاح هستهای حالتی از ترس و نگرانی را در جامعه اسرائیل به وجود خواهد آورد که این امر به کاهش مهاجرت به اسرائیل و حتی مهاجرت معکوس و کاهش سرمایه گذاری در این کشور خواهد انجامید.
نویسنده ادامه میدهد، ایران هستهای فشار زیادی را به شماری از کشورها به ویژه مصر، عربستان سعودی،سوریه، ترکیه و الجزایر وارد میکند تا به جبهه او بپیوندند.
واکنش به ایران هستهای:
نویسنده این کتاب به دو مسئله اساسی میپردازد: آیا میتوان ایران هستهای را به عقب بازگرداند و چگونه میتوان در کنار ایران هستهای زندگی کرد؛
نویسنده کتاب امکان خلع سلاح ایران بعد از ساخت آن را بعید میداند و بارها میخواهد که تمام تلاشها باید برای جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هستهای به کار گرفته شود.و در غیر این صورت، اسرائیل ناگزیر است به زندگی در کنار ایران هستهای بیاندیشد.
در چنین حالتی نویسنده کتاب خواستار اتخاذ اقدامات و گامهای زیر است:
نخست:تقویت قدرت بازدارندگی هستهای اسرائیل به ویژه تقویت مؤلفههای قدرتی اسرائیل برای وارد کردن "ضربه دوم" به ایران.
دوم:تقویت همکاری راهبردی با آمریکا و اقدامی جدی برای امضای توافقنامه دفاعی مشترک با آمریکا.
سوم:پیوستن اسرائیل به پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در زمان مناسب.
چهارم:بازنگری در سیاستهای مبهم هستهای اسرائیل و اعلام رسمی اسرائیل به عنوان کشوری هستهای در زمان مناسب خود.
پنجم: ایجاد کانالهای مستقیم یا غیرمستقیم با رهبران ایران برای تفاهم با آنان درباره سیاست هستهای و روشن کردن خطوط قرمز. اهمیت این کتاب در این است که دیدگاه نخبگان امنیتی در اسرائیل را به شکل وسیعی بیان کرده است و به همین دلیل از ورود به جزئیات گزینه نظامی اسرائیل همچون امکان استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی مثلا در نابودی تاسیسات هستهای ایران خودداری میکند.