jamejamonline
اقتصادی عمومی کد خبر: ۱۵۱۸۹   ۲۲ مهر ۱۳۸۱  |  ۱۳:۵۲

اگرچه سقوط ارزش سهام بازار نیویورک مدتی قبل از حوادث یازدهم سپتامبر شروع شده بود، اما حوادث روز یازدهم سپتامبر و پس لرزه های آن

، در تسریع وخامت اوضاع اقتصادی و امنیتی امریکا نقشی چشمگیر ایفا کرد. با هم نگاهی به انعکاس این وقایع در بعضی از وسایل ارتباط جمعی امریکا می اندازیم . روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ شانزدهم دسامبر2001( سه ماه بعد از حوادث امروز یاد شده ) ضمن گزارشی درخصوص افزایش شدید فروش سلاح گرم می نویسد: «فروش سلاح گرم طبق آمار منتشره از سوی اف .بی .آی از 9درصد قبل از یازدهم سپتامبر به 22درصد در ماههای اکتبر و نوامبر افزایش یافته که در ماه اکتبر به اوج خود یعنی 1029691 قبضه سلاح رسیده است .» شگفت آن که حوادث امروز یازدهم سپتامبر مسائل بسیار دیگری را که نشاندهنده پتانسیل فروپاشی جامعه امریکاست در معرض دید قرار داد و افشا کرد. باز هم در روزنامه نیویورک تایمز مورخ بیست وچهارم دسامبر 2001 در مقاله ای با عنوان «دزدی از مغازه ها بعد از حوادث امروز یازدهم سپتامبر بشدت رو به افزایش است »، می خوانیم : «خسارت ناشی از دزدی (کش رفتن ) اجناس از مغازه ها که در سالهای اخیر افزایش یافته بود، در سال 2000 به بیش از 13میلیارد دلار رسید. انتظار می رود که مشکلات اقتصادی کنونی فقط در سال 2002یک میلیارد دلار به رقم فوق الذکر اضافه کند.» و باز هم برای آن دسته از کسانی که فکر می کنند دزدی از مغازه ها به قشر فقیر جامعه محدود می شود، بد نیست بدانیم که روزنامه فوق در همان مقاله اشاره می کند: «اوایل همین ماه یکی از هنرمندان سینما به نام وایونا دایور به جرم دزدی از مغازه ای در بوتیکی در خیابان پنجم واقع در بورلی هیلز دستگیر شد.» در همین مقاله به نقل از آقای پیتر برلین که مسوول درمان دزدان مغازه ها به عنوان بیمار است ، آمده است : «دزدی از مغازه ها صرفا نشاندهنده مشکلات مالی نیست ، بلکه اغلب حکایت از این موضوع دارد که مردم می خواهند چیزی را به دست آورند که در ازای آن زحمتی نکشیده و پولی نپردازند. بسیاری از مردم برای جبران خسارت ، دست به این کار می زنند. این خسارت ممکن است به شکل از دست دادن سلامت ، از دست دادن فرزندان ، پدر، مادر و یا از دست دادن شغل و یا سقوط ارزش سهامشان باشد. این در حقیقت یک نوع جانشین سازی است .» و باز هم در روزنامه نیویورک تایمز مورخ سیزدهم ژانویه 2002می خوانیم : «تا به امروز 248هزار فرصت شغلی از دست رفته است و پیش بینی می شود تا پایان سال 2002این رقم به یک میلیون و 800هزار فرصت شغلی برسد.» گزارش زیر یکی از آخرین گزارش هایی است که 8ماه از ادامه اوضاع نابسامان اقتصادی امریکا حکایت دارد. شبکه خبرگزاری ABC امریکا سرویس ویژه :Nightline اگر شما مالک سهام هستید و باید گفت اغلب امریکاییان به نحوی سهامدار هستند، آخرین اخبار نمی تواند اخبار خوشی برای شما باشد. این پرسش در زمانی نه چندان دور می توانست این گونه مطرح شود: در دنیای تجاری امریکا چند کلاهبردار دیگر وجود دارد؛ اما این روزها حتی این سوال نیز می تواند سوالی ساده و خام باشد، مگر این که این گونه مطرح شود: آیا دیگر تاجر امین و درستکاری در امریکا باقی مانده است ؛ و مهمتر برای هر سرمایه گذار در بازار سهام این که : براستی دیگر به چه کسی می توان اعتماد کرد؛ همین هفته پیش بود که یکی از مدیران شرکتهای بزرگ به جرم معاملات داخلی و فرد دیگری به جرم خرید آثار هنری ، آن هم برای فرار از مالیات دستگیر شدند. این حوادث امروز درست در زمانی اتفاق می افتد که داستان فساد گسترده و افتضاحات شرکتهای بزرگی چون Merrill Lynch, Arthur Anderson, Enronبر سر زبانهاست . دو سال پیش ، پس از آن که حباب شرکتهای تکنولوژی روز (High Tech)ترکید و سقوط ارز سهامشان آغاز شد، پس از آن که بسیاری از ما که بر اثر بی تجربگی بر این باور بودیم هوچی گران سرمایه هنگفتی را از دست دادند، اقتصاد کشور اگر به رکود کامل دچار نشده باشد، باید گفت که لنگ لنگان حرکت می کند. در حالی که امریکایی ها مات و مبهوت مانده اند که برای سرمایه گذاری به چه کسی اعتماد کنند و به کجا روی آورند، اخبار اخیر که از زدوبندهای پشت پرده و کلاهبرداری های گسترده و فراگیر در پشت میزهای دادوستد سهام حکایت دارد، بسیار دلسرد و ناامیدکننده است . دانستن این که به چه کسی می توان اعتماد کرد، این روزها عملا غیرممکن است . آیا شما می توانید به گزارش حسابرسی هایی که دفاتر حسابداری شرکتها را حسابرسی می کنند، اعتماد کنید؛ به مشورت و نظر تحلیلگرانی که به شما توصیه می کنند همان سهامی را بخرید که همکارانشان می فروشند، چطور؛ راستی درباره روزنامه نگاران امور مالی چطور؛ آنها اطلاعاتشان را از کجا می آورند؛ جالب آن که حتی اگر شما شخصا در بازی خریدوفروش سهام نقشی نداشته باشید، چنانچه پولتان را در حسابهای بازنشستگی که مدیریت آن را شرکتهایی به عهده دارند که در بازار سهام فعالند، سرمایه گذاری کرده اید، در حقیقت این شما هستید که به طور غیرمستقیم در بازار سهام فعالید و این شرکتهای سرمایه گذار نیز اطمینان بیشتری نسبت به آینده ندارند. براستی به چه کسی می توان اطمینان کرد؛ وقتی که خوش آتیه ترین سهام دیروز، امروز باعث ورشکستگی و آبروریزی شرکتهای صادرکننده آن می شود، معنای آن این است که روانشناسی سرمایه گذاری دچار تغییرات اساسی شده است . آیا تمامی حوادث امروز و تحولات یاد شده ، حکایت از فاجعه ای بزرگ برای اقتصاد امریکا دارد؛ امشب ما در این باره بحث خواهیم کرد. خبرنگار اقتصادی ما، کریس بری با رئیس اداره مقررات خریدوفروش بازار سهام ، هاروی پیتس ، در خصوص پیشنهادهای او درباره اصلاح نظارت دولت به گفتگو خواهد نشست . تلاش ما بر آن خواهد بود تا معنی پیشنهادهای او را درک کنیم و از دو دیدگاه عقلایی ولی متفاوت ، کلیت وضعیت حاضر را مورد نقدوبررسی قرار دهیم ؛ یکی دیدگاهی که بر این عقیده استوار است که با وجود اخبار مایوس کننده اخیر، اقتصاد امریکا رو به بهبود است و دیگری که معتقد است نجات از وضعیت فعلی ، استحکام ، شفافیت و حسابرسی بیشتری را در تمامی ارکان اقتصاد کشور می طلبد. برنامه امشب ما را حتما ببینید.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پایان احتکار مسکن؟

پایان احتکار مسکن؟

نخستین مصوبه مجلس یازدهم که به‌طور مستقیم به مطالبات مردم اختصاص داشت، مربوط به مالیات بر خانه‌ های خالی (احتکار مسکن) و اصلاح قانون مالیات‌ ها در این زمینه بود.

چرا هزینه نقل‌وانتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی گران است؟

چرا هزینه نقل‌وانتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی گران است؟

موضوع هزینه سند نقل‌ و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی یکی از گلایه‌های مهم مردم در سال‌های گذشته بوده است؛ این موضوع در حالی است که با میانداری مقامات پلیس راهور، افکار عمومی شناسنامه خودرو (برگ‌ سبز) صادره از سوی نیروی انتظامی را به عنوان سند خودرو کافی می‌دانند و از این نظر معتقدند هزینه دریافتی در دفاتر اسناد رسمی بابت ثبت رسمی نقل‌وانتقال خودرو، گران و بار مضاعفی بر دوش مردم به حساب می‌آید.

چرا دیپلماسی اقتصادی را باید جدی گرفت؟

چرا دیپلماسی اقتصادی را باید جدی گرفت؟

چندی پیـش محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در جریان حضور وزیرخارجه در صحن مجلس و پس از قانع نشدن نمایندگان از پاسخ‌های وزیرخارجه، در جملاتی به بیان ضرورت احیای دپیلماسی اقتصادی در این وزارتخانه کلیدی پرداخت و عنوان کرد: باید نام وزارت خارجه را تغییر دهیم و اگر نیاز است این کار را هم دنبال کنیم و نام آن را به وزارت خارجه و تجارت امور بین‌الملل تبدیل کنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر