بازپرس رضایی ابتدا از 2 مرد طلافروش تحقیق کرد که یکی از آنها در تشریح ماجرا گفت: من داخل مغازه ام بودم که مرد جوانی برای فروش 10 عدد سکه بهار آزادی نزد من آمد و قیمت آنها را پرسید و سکه ها را روی پیشخوان مغازه گذاشت.
دقایقی بعد وقتی سکه ها را بررسی کردم ، متوجه شدم وزن آنها کم است ، مطمئن شدم که وی کلاهبردار است و می خواهد سکه های تقلبی را به من بفروشد، بنابراین از او خواستم دقایقی در مغازه بماند تا سکه ها را به همکارم نشان دهم که ناگهان مرد فروشنده 9 عدد از سکه ها را برداشت و پا به فرار گذاشت.
شاکی ادامه داد: مرد جوان را تعقیب کردم و متوجه شدم وی زن سالخورده ای را که داخل مغازه دیگری بود صدا می زند، با اشاره مغازه دار را متوجه ماجرا کردم که وی با پلیس تماس گرفت و به اتفاق ، مانع فرار زن سالخورده شدیم ، اما مرد جوان در شلوغی مرکز تجاری ناپدید شد.
وقتی ماموران آمدند، زن کلاهبردار دستگیر شد و هنگامی که سکه های کشف شده از آن زن و سکه ای را که مرد فراری جا گذاشته بود، مقایسه کردیم متوجه شدیم که یکی هستند.
بازپرس رضایی پس از شنیدن اظهارات 2 مرد شاکی ، زن سالخورده را متهم کرد که وی جرم خود را نپذیرفت.
بنابر این گزارش ، متهم با قرار قانونی بازداشت شد و تحقیقات تکمیلی از وی برای فاش شدن راز سکه های تقلبی آغاز شد.