سفارت امریکا در تهران همان باغی که حدود 2 هفته پیش خبر رسید قرار است به حراج گذاشته شود تا از مردی آزاردیده احقاق حق شود بخشی از تاریخ انقلاب 28 ساله کشور را در خود دارد؛ جایی که دانشجویان خط امامی در اوایل انقلاب تسخیرش کردند و رسوایی بزرگی برای دولت کارتر در پی داشت.
سفارت امریکا به دلایل متعددی ، ازجمله وسعت زیادش نمی توانست در مقابل حمله از خارج چندان قابل دفاع باشد، آن هم زمانی که همه مردم ایران با مشت های گره کرده مرگ بر امریکا می گفتند و هر روز خیابان طالقانی و تخت جمشید آن زمان ، شاهد راهپیمایی و تظاهرات مردمی علیه امریکا بود.
|
حراج باور نکردنی
در حالی که از 13 آبان 58 بیش از 27 سال می گذرد، حالا تکه ای از تاریخ انقلاب به ادعای یک ایرانی مقیم قبرس قرار است به حراج گذاشته شود. از زمان این ادعا تاکنون شاید چند روزی به اندازه انگشتان یک دست فرصت باقی نمانده باشد، اما هنوز خبری از حراج و تایید آن نشده است . ادعای حراج سفارت امریکا از سوی حسین علیخانی ، بازرگان ایرانی مقیم قبرس به رسانه های خارجی اعلام شد و ترجمه آن روی خروجی سایتهای ایرانی قرار گرفت در حالی که او مدعی بود شعبه ای از دادگاه های ایران حکم به حراج داده اند. روزنامه تایمز از قول او نوشته بود؛ قرار است این ملک به فروش برسد و از محل پول حاصل از آن غرامتی که علیخانی از امریکا طلب کرده است ، پرداخت شود.علیخانی به گفته خود حدود 15 سال پیش در جریان یک معامله از سوی ماموران گمرک به اتهام نقض قانون تحریم لیبی ، ربوده شد. امریکا او را به دلیل معامله ای که از سوی دولت امریکا غیرقانونی خوانده شد، بازداشت کرد و مدت 30 روز مورد بازجویی ماموران امریکایی قرار گرفت تا در نهایت اتهام را پذیرفت و از سوی دادگاه به 4 ماه حبس محکوم شد. علیخانی پس از آزادی در سال 2002 به ایران آمد و به دادگاه عمومی تهران شکایت کرد. شعبه سوم دادگاه عمومی تهران هم یک سال بعد به ادعای خودش با رای دادن به نفع او دولت امریکا را به پرداخت 550 میلیون دلار خسارت محکوم کرد. رای از طریق دفتر حفاظت منافع ایران به دولت امریکا ابلاغ شد، اما این دولت به رای دادگاه اعتنا نکرد. سال گذشته هم دولت امریکا 10 روز فرصت داشت تا این خسارت را بپردازد وگرنه این مبلغ از محل دارایی آنها در ایران به علیخانی پرداخت می شد. این قانون معادل قانونی است که دولت امریکا در کشورش به اجرا می گذارد و در ایران هم در زمان مجلس ششم ، این قانون به تصویب رسید تا به احقاق حق ایرانیانی کمک کند که از دولت امریکا متضرر شده اند، در حالی که امریکا در ایران دارایی ای ندارد بجز سفارت سابق امریکا و موزه 13 آبان امروز! او در شرایطی از دولت ایران خواست تا برای فروش سفارتخانه و باغ آن حراج را برگزار کند که به نقل از خودش اعلام شده بود، ممکن است آنجا را به پارکی برای بازدید مردم تبدیل کند. اما واکنش مسوولان امریکایی در این میان جالب است که از سالها پیش به زعم خود ایران را از رابطه با خود محروم کرده اند. یک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا در حالی که از اخبار جدید در این خصوص اظهار بی اطلاعی کرده بود، گفته است ، ما از دولت ایران انتظار داریم اطمینان دهد که تهدید یاد شده برای فروش ملک سفارت امریکا عملی نخواهد شد. اما علیخانی که از فروش آن خیلی مطمئن بود، اعلام کرد که افراد زیادی علاقه مند به خرید این ملک هستند؛ زیرا از موقعیتی عالی برخوردار است. او اظهار امیدواری کرد که از محل فروش سفارت سابق امریکا در تهران 200 میلیون دلار به دست آورد که البته از مبلغ غرامت تعیین شده در دادگاه بسیار کمتر است. پس از سکوتی کوتاه مدت از سوی مسوولان قضایی و سیاسی خارجی کشورمان که همه را نگران کرده بود، معاون قضایی دادستان تهران ، اعلام کرد که طبق قوانین بین المللی سفارتخانه ها قابل فروش یا توقیف نیستند. او درباره رای دادگاه مبنی بر توقیف سفارت امریکا به دلیل نپرداختن غرامت به علیخانی گفت که دادگاه ها فقط می توانند به توقیف اموال قابل دسترس مانند شرکت ، ساختمان ، اتومبیل ، حساب بانکی و نظیر اینها رای دهند و نمی توانند به توقیف سفارتخانه ها رای دهند، این حکم مغایر قوانین بین المللی است . سفارتخانه ها قابل فروش نیستند و فروش آن علاوه بر آن که وجهه خوبی برای کشور ندارد، از نظر قوانین داخلی هم اشکال دارد، زیرا اگر قرار بود خسارت های خود را در قبال فروش سفارتخانه ها دریافت کنیم ، این کار را درباره سفارتخانه عراق در ایران ، در زمان پس از جنگ تحمیلی انجام می دادیم. اندکی بعد سخنگوی قوه قضاییه هم در واکنش به این ادعا، حراج ساختمان سفارت امریکا از سوی قوه قضاییه را تکذیب کرد. جمشیدی در این مورد گفت : از آنجا که استیفای خواسته خواهان ، خلاف کنوانسیون وین درخصوص اماکن دیپلماتیک است ، بنابراین خواسته او رد شد. اما حسینی ، سخنگوی وزارت امور خارجه در نهایت با یادآوری این که موضوع صرفا دارای ابعاد سیاسی و دیپلماتیک نیست و دارای ابعاد حقوقی و قضایی هم است ، از بررسی بیشتر به وسیله قوه قضاییه خبر داد. سرانجام خبر حراج تکه ای از تاریخ ایران ، برای پرداخت غرامت با همان سرعتی که آمده بود، رفت و خبری از آن نشد، اما علیخانی اولین کسی است که از دادگاه های ایران علیه امریکا رای گرفته است که اجرای آن فقط با حراج تاریخ ممکن است |
زمین 14 هکتاری سفارت در نزدیک منطقه تجاری مرکز شهر قرار داشت و دیواری دو متر و نیمی از هرطرف آن را محدود می کرد و آن سوی دیوار، به گذرگاه های عمومی ختم می شد.درون سفارتخانه ، ساختمان اصلی ، دبیرخانه ، کنسولگری ، یک انبار بزرگ ، اقامتگاه سفیر و معاون او و چهار خانه برای اعضای سفارتخانه و باغ و زمین چمن وسیعی وجود داشت. نزدیک دیوار شمالی سفارت هم یک مجموعه مسکونی آپارتمانی به نام ساختمان بیژن بوده که برای اقامت گروهی از اعضای سفارتخانه احداث شده بود. روبه روی ساختمان دبیرخانه هم دروازه اصلی سفارتخانه به خیابان تخت جمشید باز می شد.
آن زمان که برگهای تاریخ اسلامی ورق می خورد، سفارتخانه 13 تفنگدار داشت که با استقرار در دبیرخانه ، کنسولگری و اقامتگاه سفیر، امنیت داخلی سفارتخانه را تامین می کردند و حفاظت خارجی به عهده ایرانیانی بود که اطراف دیوارها و جلوی دروازه اصلی آن کشیک می دادند.
گذشته از کارمندان ایرانی سفارت ، هر روز صدها ایرانی به عنوان ارباب رجوع رفت و آمد داشتند. به همین دلیل دسترسی دانشجویان خط امامی به سفارتخانه و بررسی آن چندان کار دشوار و دور از دسترسی نبود و آنها هم از این فرصت به اندازه کافی استفاده کردند.
همان ایام دانشجویان در تدارک راهپیمایی و تظاهرات 13 آبان سال 58 در مقابل سفارت امریکا بودند و به آنها گفته شده بود در آن روز اتفاق مهمی خواهد افتاد. تقریبا همه می دانستند اتفاق مهمی خواهد افتاد و حتی این خبر به گوش کارمندان و دیپلمات های امریکایی هم رسیده بود، اما تعداد کمی از دانشجویان بودند که می دانستند حادثه مهم ، حمله به سفارت امریکاست.
کارمندان سفارتخانه هنوز حمله پیشین به سفارتخانه را که حدود یک سال پیش رخ داده بود فراموش نکرده بودند. گرچه ماجرا یکروزه پایان یافته بود اما خاطره آن روز موجب شده بود تا تعدادی از کارمندان ایران را ترک کنند. در واقع یک سال پیش از تعدادی کارمندان سفارتخانه به میزان قابل توجهی کم شده بود و تعدادی هم جایگزین شده بودند؛ اما کمتر کسی تمایل داشت در دوره انقلاب ، دوره ای که هرروز در خیابان ها و مقابل سفارت امریکا راهپیمایی و تظاهرات بود، کارمند سفارت امریکا باشد.
به هر حال حمله سال گذشته که آن هم با هدف دستیابی به مدارک و اسناد محرمانه انجام شده بود، ساختمان دبیرخانه را که اولین ساختمان مقابل در ورودی سفارتخانه بود، کاملا تغییر داده بود. پنجره های دبیرخانه از داخل با میله های آهنی حفاظت می شد و پشت آن هم جعبه فلزی ای حاوی شن قرار داده بودند تا در صورت شلیک گلوله ، خطری کسی را تهدید نکند.
این موضوع ، ساختمان دبیرخانه را به منطقه جنگی شبیه کرده بود و کارمندان سفارتخانه هم دیگر براحتی نمی توانستند اوضاع و احوال خارج از سفارت را مشاهده و بررسی کنند.
سرانجام روز موعود فرارسید، کارمندان سفارتخانه که به تظاهرات مردمی طی یک سال و اندی گذشته عادت کرده بودند، دیگر توجهی به سروصداهای خارج از سفارتخانه نداشتند. هر کس در حال انجام کارها و وظایف خود بود، دو نفر از مسوولان ارشد سفارتخانه هم برای مذاکره با وزارت امور خارجه ایران به آنجا رفته بودند تا درخواست تضمین امنیت محل سفارتخانه را از دولت داشته باشند. هنوز مذاکرات پایان نگرفته بود که یکی از کارمندان سفارتخانه از طریق بی سیم تفنگداران متوجه حضور عده ای از تظاهرکنندگان در باغ سفارتخانه شد. او به زحمت از یکی از پنجره های دبیرخانه که جعبه آهنی مقابل آن مانع دید بود، عده ای از تظاهرکنندگان را دید که از دیوار وارد سفارتخانه شده و با قیچی زنجیر در را بریدند و در یک لحظه در اصلی سفارت را باز کردند. دیگران هم در پی شان وارد سفارت شدند.
آن روز از ورود ارباب رجوع جلوگیری شده بود تا امنیت محل حفظ شود، اما آنها مقابل چشمان حیرت زده کارمندان سفارت ، بسادگی وارد باغ شدند.کم کم از درهای فرعی و دیوارهای باغ هم تعداد دیگری از دانشجویان با سرعت وارد باغ شدند و به صورت منظم در باغ دسته بندی شده و هر گروه به سمتی رفتند. مدتی بعد تعداد دانشجویان به هزار نفر رسید و به جستجوی تمام ساختمان های باغ پرداختند. تنها امیدواری کارمندان سفارتخانه ، آن بود که گروهی که در حمله پیشین برای کمک به آنها و خروج مهاجمان اقدام کرده بودند، این بار هم به کمک آنها بشتابند. مقامات ارشد سفارتخانه که از موضوع تسخیر آنجا مطلع شده بودند، مسیر بازگشتشان از وزارت امور خارجه ایران را دور زدند تا به آنجا برگردند و برای مقابله با مهاجمان از دولت ایران کمک بخواهند.
کارمندان سفارت از طریق دوربین های مداربسته ، حرکت دانشجویان را زیر نظر داشتند؛ اما دقایقی بعد تصویر دوربین ها یکی یکی قطع شد، حالا دیگر از اخبار باغ بی خبر می ماندند و باید منتظر می نشستند تا دانشجویان سراغشان بیایند.
خاک امریکا در تسخیر دانشجویان ایرانی
تعداد دانشجویان در سفارت مرتب افزایش می یافت و آنها با وجود بسته بودن در دبیرخانه ، موفق شدند به زیرزمین دبیرخانه راه یابند؛ جایی که کارمندان سفارتخانه اسناد را از گاوصندوق ها بیرون ریخته و آماده دستور برای انهدام آنها بودند. دستوری از جانب مقامات ارشد نیامد و آنها با ورود دانشجویان بناچار اسناد را داخل گاوصندوق ها گذاشتند.
طبقه بالای دبیرخانه در اتاق گنبدی شکل هم تعدادی از کارمندان مخابرات مردد بودند که آیا درست است بدون دستور مقام ارشد، مدارک را از بین ببرند یا خیر، این تردیدها ادامه داشت که دستور رسید همه کارمندان در طبقه اول دبیرخانه جمع شوند. همه خود را به آنجا رساندند، تفنگداران اما در زیرزمین سعی می کردند دانشجوان را معطل کنند تا شاید کمکی از بیرون برسد. فرمانده تفنگداران به گروگان گرفته شده بود و بقیه آنها در زیرزمین اسلحه به دست ، بدون آن که اجازه تیراندازی داشته باشند، ماسک های خود را زده و از گاز اشک آور برای متوقف کردن دانشجویان استفاده می کردند. آنها در حالی متوجه پیشروی دانشجویان شدند که در کمال تعجب دیدند صف اول دانشجویان از زنان تشکیل شده.
درگیری با دانشجویان ادامه داشت و دانشجویان در حالی که عکس بنیانگذار انقلاب را بر سینه داشتند و پارچه ای به سرشان بسته بودند، قصد پیشروی کردند، دقایقی بعد از طریق بیسم به تفنگداران خبر دادند که باید خود را به طبقه دوم دبیرخانه برسانند. زیرزمین خالی از تفنگداران شد و آنان به طبقه دوم رفتند، سایر کارمندان هم در طبقه دوم جمع شده بودند، با ورود آخرین افراد در فلزی طبقه دوم بسته شد و آنها به کلی از دانشجویان جدا شدند.دانشجویان هنوز فریاد می زدند که نمی خواهند به کسی صدمه بزنند. آنها پشت در طبقه دوم سفارت از کارمندان می خواستند تا در را باز کنند.
تفنگدار گروگان گرفته شده هم به طبقه دوم منتقل شد و دانشجویان با تهدید او تلاش کردند به طبقه دوم راه یابند.یکی از کارمندان سفارت خارج شد تا با آنها گفتگو کند، اما لحظاتی بعد متوجه شد دانشجویان عقب نشینی نخواهند کرد. در همان لحظات کارمندان مخفی شده در طبقه دوم از کاردار سفارت دستور گرفتند که در را روی دانشجویان باز کنند. دقایقی بعد در باز شد در حالی که 10 نفر از کارمندان سفارت در اتاق گنبدی شکل مخفی شده بودند برای انهدام اسناد محرمانه تلاش می کردند که بعدها معلوم شد به سازمان سیا تعلق داشته است. اتاق گنبدی شکل بخش مخابراتی در ساختمان دبیرخانه بود که تماسهای محرمانه با امریکا از آنجا گرفته می شد. طی چند ساعت که کارمندان ، دانشجویان را معطل می کردند، تمام اسناد محرمانه مخابرات رشته رشته شد و دستگاه های شنود و جاسوسی از بین رفت و وقتی در آخرین لحظات آنها مجبور شدند در را باز کنند دانشجویان متوجه شدند تمامی اسناد محرمانه از بین رفته و خبری از اسلحه ها نیست.
اولین برگ تاریخ در اولین روز از تسخیر لانه جاسوسی امریکا ورق خورد در حالی که از اسناد لانه جاسوسی فقط آنهایی سالم به دست ایرانیان رسید که در گاوصندوق دفتر کاردار سفارت باقی مانده بود و او آن روز برای مذاکره با وزارتخانه در سفارت نبوده و امکان انهدام مدارک را نداشت. از آن روز به بعد تسخیر لانه جاسوسی و گروگانگیری کارمندان و مسوولان آن که به تصور خود دانشجویان هم نمی رسید که بیش از 3 یا 4 روز به طول بینجامد، 444 روز طول کشید و ایرانیان ثابت کردند سفارت امریکا در تهران براساس ادعاهای آنها در واقع لانه جاسوسی این کشور بوده است.
پس از آن بود که اسناد خرد شده لانه جاسوسی یک به یک توسط دانشجویان منتشر شد.