
تاریخ، چراغ راه آینده است، اما وقتی ما چشم بر این چراغ میبندیم، محکوم به تکرار تلخترین حوادث میشویم. انفجار و آتشسوزی در بندر شهید رجایی، یکی از مهمترین بنادر کشور، بار دیگر نشان داد که بیتوجهی به عبرتهای تاریخی و هشدارهای مکرر، چه خسارات جبرانناپذیری بر کشور و مردم تحمیل میکند.
این حادثه، علاوه بر خسارات جانی و مالی گسترده، آسیبهای سیاسی و امنیتی جدی به همراه داشت. فاجعهای که نه حاصل قضا و قدر، بلکه نتیجه بیتدبیری، بیانضباطی مدیریتی و ضعف نظارت در سطوح مختلف بود. تجربه تلخ انفجار بندر بیروت، که باعث فاجعهای انسانی و اقتصادی در لبنان شد و انگشت اتهام را به سوی گروههایی، چون حزبالله نشانه رفت، آخرین هشدار جدی برای ما بود. با این حال، به جای درس گرفتن، همچنان شاهد تکرار اشتباهات گذشته هستیم.
بارها و بارها رسانهها درباره بیسروسامانی و بیانضباطی در نگهداری کالاهای خطرناک در بنادر هشدار دادهاند. بارها گفته شده که استانداردهای ایمنی رعایت نمیشود و جان انسانها در معرض تهدید است. اما دریغ از اقدام قاطع و جدی مسئولان در قوای مجریه، مقننه و قضائیه.
امروز، در کمال ناباوری و با نهایت تأسف، باید فاجعهای را به چشم ببینیم که نتیجه قصور همه ارکان حاکمیتی است. دولت در اجرای وظایف خود کوتاهی کرده، مجلس در انجام نظارت و قانونگذاری لازم سستی کرده، و قوه قضائیه در برخورد با تخلفات، چه کوچک و چه بزرگ، مماشات به خرج داده است.
امید است که این حادثه تلخ، این هزینه سنگین که بر کشور و مردم تحمیل شده، نقطه پایان بیتوجهیها باشد. انتظار میرود با برخورد جدی و شفاف با مقصران، چه عمدی و چه سهوی، و اصلاح ریشهای ساختارهای نظارتی و مدیریتی، این بار از تاریخ درس بگیریم. اگر قرار است آیندهای امنتر برای نسلهای بعدی بسازیم، امروز باید عمل کنیم، پیش از آنکه فردایی برای عبرت گرفتن باقی نماند.