دوپینگ برای مبارزه با دوپینگ

گفتگو در خصوص دوپینگ و تبعات منفی آن صحبت تازه ای نیست اما این موضوع همواره و بنابر دلایل مختلف از جذابیت خاصی برخوردار است و مخاطبان ویژه ای هم دارد.
کد خبر: ۱۴۸۰۹۷

سکوت سرد و عمیقی که مدتهاست بر سیستم کنترل دوپینگ در کشورمان حاکم شده ، پرسشهای فراوانی را در اذهان ایجاد کرده و به نظر می رسد بحران مجهول حاکم بر این قضیه ، روز به روز در حال گسترش است و شاید همین مساله بود که ما را بر آن داشت تا با دعوت از کارشناسان با سابقه و دست اندرکاران سیستم کنترل دوپینگ کشور برای نخستین بار در ایران همه دست اندرکاران مبارزه با دوپینگ را دور یک میز بنشانیم ، پاسخ پرسشهایمان را از آنها جویا شویم و در این میان ناگفته های بسیار دیگری را نیز بشنویم.
در این میان فقطحرف های فدراسیون پزشکی - ورزشی ناگفته ماند که مسوولانش به در خواست ما پاسخ منفی دادند. نکته ای که در این میزگرد بر آن تاکید می شود این است که این عزیزان نه به عنوان اشخاص حقوقی که در جایگاه افراد حقیقی وضعیت موجود را به نقد کشیده اند. با سپاس از آقایان دکتر محمدرضا کاظمی آشتیانی - مسوول کمیته پزشکی فدراسیون دو و میدانی - دکترعلی طاهری ، سخنگوی ستاد مبارزه با دوپینگ - دکتررضا احمدخانی ، مسوول کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال و دکتر محمدشریف که با متانت و صداقت پاسخگوی پرسشهای ما بودند.


برای شروع بحث بفرمایید به عقیده شما در بحث کنترل دوپینگ و نیز مبارزه با آن ، کشور ما در چه جایگاهی ایستاده است؛
آشتیانی : حقیقتش را بخواهید در این زمینه دچار نوعی بلاتکلیفی عجیب هستیم و هنوز نمی دانیم در این رهگذر به کجا می خواهیم برویم. برنامه و پروتکل کاری سازمان ها و افراد هنوز مشخص نیست . اطلاعات درست و دقیقی در اختیار نداریم و به همین دلیل نمی توانیم برای رسیدن به هدف اصلی ، برنامه ریزی صحیح و محکمی داشته باشیم . در یک کلام ، یک بام و دو هوا بودن معضل اصلی ماست ، ضمن این که هیچ شاخص نظارتی هم در این کار وجود ندارد البته این آن چیزی است که ما در تهران می بینیم ولی در شهرستان ها وضعیت به مراتب بدتر است.

چطور؛
آشتیانی : با توجه به این که بیشتر ملی پوشان ما شهرستانی هستند ولی به دلیل عدم اطلاع رسانی صحیح ، هنوز بسیاری از آنها نمی دانند اگر با مشکلی در زمینه مصرف داروهای مختلف مواجه شدند باید به کجا مراجعه کنند. به عنوان مثال در صورتی که ورزشکار ناچار باشد داروهای خاصی را مصرف کند ، باید فرمی با عنوان TUE را پر کند ولی بیشتر این عزیزان اصلا از وجود چنین فرمی و نیز شیوه پر کردن آن اطلاعی ندارند و به همین دلیل با مشکلاتی ناخواسته روبه رو می شوند که ممکن است آنها را در فهرست دوپینگی ها قرار دهد. خوب اگر برنامه ریزی صحیح و اطلاع رسانی دقیقی در کار باشد کار به اینجا کشیده نخواهد شد.

خب ، این برنامه ریزی را چه مرجعی باید انجام دهد؛
آشتیانی : در تمام دنیا این برنامه ریزی را WADA انجام می دهد.

و در کشور ما؛
آشتیانی : در ایران هم مسوول انجام این کار باید به دور از هر گونه افراط و تفریط مشخص شود و اگر قرار است NADO این کار را انجام دهد ، بیاید و آنچه را که در شرح وظایفش آمده انجام دهد.

آشتیانی : در این مورد باید فراجناحی فکر کنیم ، کار باید تعریف شود و افرادی که شرایط احراز آن سمت را دارند بروند و بنشینند و کار را به شکل مطلوب انجام دهند.

در کشور ما متاسفانه اول شخص تعریف می شود و بعد بر مبنای آن شخص کار تعریف می شود! خب طبیعی است وقتی ناچاریم چیزی را از خودمان درآوریم ، ایرادهای بسیاری به آن وارد می شود ، تمام دنیا به یک شکل عمل کرده اند و نتیجه گرفته اند ، حالا ما می گوییم نه ، چیز دیگری می خواهیم.

نه این که بگوید حالا که من نادو هستم ، حرف تمام فدراسیون ها و افراد بی خود است و هر چه من بگویم همان است. نادو باید روشنفکری کند که متاسفانه نمی کند.

لطفا بیشتر توضیح دهید.
آشتیانی : در همه کشورهای دنیا ، فدراسیون های ورزشی مختلف در خصوص کنترل دوپینگ ، تابع قوانین فدراسیون جهانی آن رشته هستند و به عبارتی کنترل دوپینگ ورزشکاران هر رشته زیر نظر فدراسیون جهانی آن رشته است ، یعنی ارتباط تنگاتنگی میان WADA و فدراسیون های جهانی وجود دارد و اینها مانند حلقه های متصل یک زنجیره ، تعاملات مختلفی را در جهت بهبود کارها صورت می دهند و این طور نیست که بخواهند کار یکدیگر را متوقف کنند اما در ایران می گوییم نه. هر چه نادو بگوید همان درست است و این نقطه شروع تضادهاست . خوب وقتی با این افکار در مجامع بین المللی حضور می یابیم ، تضاد موجود برایمان دردسرساز می شود و می بینیم آنها برخی کارهایی را به مرحله اجرا درمی آورند که در اینجا هیچ خبری از آنها نیست و کوچکترین پایبندی نسبت به پروتکل های مصوب آنها در سیستم ما وجود ندارد و در یک کلام این زنجیره در کشور ما چند حلقه مفقوده دارد.
طاهری : نفس تشکیل WADA و سازمان های مبارزه با دوپینگ در کشورهای مختلف ، انجام حرکتی منسجم ، هماهنگ و رو به رشد برای حفظ منافع و حقوق ورزشکار و رویارویی با این پدیده مذموم است و به همین دلیل قوانین و مقررات و رفتارهای مبارزه با دوپینگ براساس استانداردهای کاملا مشخص و یکسان برای رشته های ورزشی مختلف تعریف شده تا به مرحله عمل درآید اما متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که فراموش کرده ایم نادو باید تشکیلات مستقلی (با هدفمندی از قبل اعلام شده) داشته باشد بنابراین در شرایط فعلی بخش عمده فعالیت های نادو در فدراسیون پزشکی ورزشی ورود پیدا کرده است که در این میان بیم آن می رود که وظیفه اصلی این فدراسیون که حمایت پزشکی از ورزشکاران ، جهت دادن به حرکت های حرفه ای آنها و همراهی کردنشان در بعضی موارد (برای استفاده از داروهای خاص) است ، تحت تاثیر قرار گیرد.

احمد خانی : به عقیده من در بحث کنترل دوپینگ و مبارزه با آن اولین گام کار کارشناسی قوی روی موضوع و شکافتن تمام ابعاد مساله است اما افسوس که ما هنوز تعریف درستی از کارشناسی نداریم.

در جایی که ما کارشناسان و فعالان این عرصه هستیم جالب است بدانید در کشور ما هرگاه قرار است اساسنامه ای در خصوص دوپینگ نوشته شود ، خبر آن به هیچ عنوان به ما نمی رسد ، مگر زمانی که اساسنامه مزبور روی میزهای ما قرار می گیرد و به ما می گویند از فردا براساس این اساسنامه عمل می کنید!

شاید ذکر یک مثال قضیه را روشن تر کند. در بازیهای آسیایی دوحه ما کاروانی بالغ بر 240 نفر داشتیم که در این میان تنها 2 نفر از بچه های ما فرم معافیت درمانی داشتند اما در کاروان بسیار کوچکتر قطری ها ، تعداد زیادی از ورزشکاران فرم معافیت درمانی داشتند و این نشان می داد که آنها تعامل خیلی نزدیکی با فدراسیون پزشکی ورزشی کشورشان برقرار کرده اند. همان تعاملی که در کشور ما روز به روز در حال کمرنگ تر شدن و خنثی شدن است . بسیاری از ورزشکاران حرفه ای ما در مواقع مختلف نگران این مساله هستند که آیا زمانی که برای طرح مشکل یا درمانشان قصد مراجعه به فدراسیون پزشکی ورزشی را دارند ، قرار است در آنجا از آنها مچگیری شود و متعاقب آن محکوم و محروم شوند یا این که قرار است به آنها مشورت داده شود و کمکی صورت گیرد؛ بنابراین می بینید که ما ابتدای کار مشکل اینچنینی داریم و هیچکدام نمی دانیم که متولی بحث دوپینگ در کشورمان ، فدراسیون پزشکی ورزشی است یا خیر و اگر هست تکلیف بقیه مسوولیت هایش چه می شود. به هر حال باید قانونی وجود داشته باشد که مشخص کند سیاستگذاری درخصوص این مساله وظیفه کیست . طاهری : براساس قانون (آخرین نظام نامه مصوب سازمان) بخش سیاستگذاری مساله دوپینگ ، در سازمان تربیت بدنی است و این در حالی است که متاسفانه ظرف 2سال گذشته هیچ جلسه سازمانی در این خصوص برگزار نشده و به عبارت دیگر ، جلسات شورای عالی مبارزه با دوپینگ ظرف 24 ماه گذشته اصلا تشکیل نشده است.

و در خصوص بحث اجرایی چطور؛
طاهری : در نظام نامه ای که ستاد ملی مبارزه با دوپینگ امروز براساس آن کار می کند 2 قسمت تعریف شده یکی سیاستگذاری و برنامه ریزی که باید در سازمان تربیت بدنی انجام شود و در خصوص آن توضیح دادم و یک قسمت همین بخش اجرایی که در فدراسیون پزشکی ورزشی باید انجام شود و من نمی دانم که انجام می شود یا خیر اما نکته مهم اینجاست که باید با صداقت و صراحت بررسی کنیم و ببینیم سیاستگذاری ها و برنامه ریزی هایمان در کدام سمت و سو بوده و در حال حاضر چقدر نسبت به گذشته پاک تر هستیم . باشگاه هایمان چقدر سالم تر شده اند و چه تعداد از آنها در خصوص مبارزه با دوپینگ بازرسی و بررسی شده اند. در بحث اجرایی هم ببینیم به چه صورت عمل کرده ایم. چقدر اطلاعات داده ایم. چقدر آموزش داده ایم. چقدر حمایت کرده ایم و در جهت تنبیه و مجازات متخلفان به چه صورت عمل کرده ایم. آیا واقعا در مجازات ما عدالت وجود داشته یا تنها براساس مصلحت ها و سلیقه ها عمل کرده ایم.

اعضای این شورای عالی مبارزه با دوپینگ چه کسانی هستند که پس از گذشت 2 سال هنوز فرصت حضور در یک جلسه را پیدا نکرده اند؛
طاهری : رئیس سازمان تربیت بدنی ، معاونان او ، مسوولان عالی رتبه نیروی انتظامی ، قوه قضاییه ، آموزش و پرورش ، وزارت بهداشت و.... نکته ای که بسیار بحث برانگیز است ناآشنایی جامعه ورزش ما با بحث دوپینگ و عدم اطلاع رسانی موثر از سوی مسوولان در این خصوص است و شما به این ناکارآمد بودن اطلاع رسانی ، مشکلات دیگری از قبیل عدم نظارت بر ورزشکاران و بخصوص قهرمانان ملی را هم بیفزایید.

فکر می کنید برای حل تمام این مسائل چه کاری می توان انجام داد. نمی توانستندبرای این کار از کشورهای دیگر الگو بگیرند؛
شریف : فضای حاکم در آن زمان و فراز و نشیب های موجود ، مسوولان را به این فکر انداخته بود که در بحث مبارزه با دوپینگ تشکیلاتی ایجاد کنند که شرح وظایف آن مبارزه با دوپینگ در چارچوب سیاست های WADA باشد. طریقی که طی شد به نحوی بود که قطع به یقین به چنین سمت و سویی نرفت . شما مطمئن باشید هیچ گاه و در هیچ شرایطی WADA از فدراسیون های بین المللی نمی خواهد که در این زمینه برای فدراسیون های ملی کشورها محدودیت ایجاد کنند، زیرا این کار برخلاف جنبش جهانی مبارزه با دوپینگ است و با دو شعار اصلی WADA کاملا مغایرت دارد.

ممکن است توضیح مختصری در خصوص 2 شعاری که از آنها یاد کردید ، داشته باشید؛
شریف : یکپارچگی و هماهنگی. یعنی شما بیایی چند آیتم را با هم یکپارچه کنی و تحت یک مسیر هماهنگ آنها را هدایت کنید. حالا اگر شما از میان چند آیتم موجود همه را پاک کنی و تنها یکی از آنها را نگاه داری ، چطور می خواهی یکپارچگی داشته باشی؛ منظور WADA از طرح این دو شعار این است که تمامی کانون های فعال مبارزه با دوپینگ (با هر عنوانی که نامیده می شوند) نه تنها باید مورد تقدیر و تشکر قرار گیرند بلکه باید با مساعدت فراوان آنها را به هم نزدیک تر کرد و دوستی و وفاق صمیمانه ای میان آنها به وجود آورد.

پس به نظر شما ، تفکرات جهانی در خصوص دوپینگ با آنچه در کشور ما می گذرد ، تفاوت های اساسی دارد؛
طاهری : بله. وقتی مرجعی به اسم نادو می گوید من نه تنها سیاستگذار بلکه مجری و ناظر هم هستم و راه فدراسیون هایی که می خواهد این کار مبارزه را انجام دهند ، براحتی سد می کنم.

دکتر شریف در صحبتهایشان به این موضوع اشاره کردند که در کشور ما بیشتر از این که به مساله مبارزه با دوپینگ اهمیت داده شود ، به مقوله کنترل دوپینگ پرداخته می شود آن هم در مسابقات بسیار حساس به عقیده شما این سیکل دارای چه معایبی است و نقایص موجود تا چه حد قابل حل و فصل است؛
احمدخانی : من فکر می کنم ما از روز اول (10 سال پیش) با بحث دوپینگ خیلی سطحی برخورد کردیم و این روند تا امروز هم همچنان ادامه دارد. اگر بنابراین باشد که سازمانی تشکیل شود ، باید ابتدا مطالعات کارشناسی پایه در خصوص آن صورت گیرد (همان گونه که اساسنامه تدوین شده WADA که مورد قبول تمام دنیاست بین 1500 نفر کارشناس 3 بار رفته و برگشته تا به شکل کنونی درآمده است) اما در بحث کنترل دوپینگ ما هیچگاه کاری اصولی انجام ندادیم و به قولی با قضیه هیاتی برخورد کردیم . در هر برهه ای به مشکلی برخوردیم ، فکر کردیم سریع ترین راه حل چیست و بلافاصله از آن استفاده کردیم . بحث بودجه که مطرح شد ، گفتیم کجا پول دارد؛ توپ را داخل همان زمین انداختیم و... این جور برخوردها با یک کار دولتی هیچ نتیجه ای در بر ندارد و ما را بکرات با بحران روبه رو می کند. به عقیده من در بحث کنترل دوپینگ و مبارزه با آن اولین گام کار کارشناسی قوی روی موضوع و شکافتن تمام ابعاد مساله است اما افسوس که ما هنوز تعریف درستی از کارشناسی نداریم . در جایی که ما کارشناسان و فعالان این عرصه هستیم جالب است بدانید در کشور ما هرگاه قرار است اساسنامه ای در خصوص دوپینگ نوشته شود ، خبر آن به هیچ عنوان به ما نمی رسد، مگر زمانی که اساسنامه مزبور روی میزهای ما قرار می گیرد و به ما می گویند از فردا براساس این اساسنامه عمل می کنید! باور کنید هنوز مسوولان سازمان تربیت بدنی نمی دانند در کنترل دوپینگ ایران چه می گذرد و هیچ اطلاع درستی از جایگاه NADO و تفاوت بین NADO و کمیته ملی المپیک و تفاوت بین NADO و کمیته کنترل دوپینگ فدراسیون کشتی و فوتبال ندارند و با این وصف چطور انتظار داریم که آنها کارشان را درست انجام دهند. این که NADO در اولین برخورد خود ، می گوید کسی حق ورود در عرصه کنترل دوپینگ را ندارد نتیجه همین بی اطلاعی مسوولان است . شاید اگر امکان توجیه مسوولان به نحوی فراهم می شد و اطلاعات لازم از طریق کارشناسان واقعی در اختیار آنها قرار می گرفت و از برخوردهای بد فعلی اجتناب می شد ، وضعیت تا این حد اسفبار نمی نمود!
طاهری : با توجه به صحبتهای دکتر احمدخانی درباره بی اطلاعی مسوولان و عواقب ناخوشایند آن ، شاید ذکر این نمونه قضیه را بیشتر از پیش روشن کند. چند سال پیش و در یک مقطع زمانی تعداد زیادی نمونه گیری کاذب انجام شد. به این شکل که نمونه گرفته شد ولی به آزمایشگاه ارسال نشد. کسانی که آن روز ورزشکار آلوده بودند و بعدها به عنوان مربی مشغول به کار شدند با این ذهنیت اشتباه که فلان دارو اثر پوشانندگی دارد و موجب شده تا دوپینگ آنها آشکار نشود ، این تفکرات و آموزش های اشتباه را در میان ورزشکاران دیگر جا انداختند و سالها طول کشید تا ما توانستیم یکسری از این شایعات اشتباه و نادرست را از اذهان ورزشکاران پاک کنیم بنابراین امیدواریم امروز با بی توجهی و سهل انگاری کاری انجام ندهیم که 4 ، 5 سال بعد درصدد جبران آن برآییم که کار فوق العاده دشواری است.

گفتید نمونه گیری های کاذبی انجام شد. فکر نمی کنید حرکتهایی از این دست ، موجب محرومیت های اینچنینی برای وزنه برداران ما شد و این سرسری گذشتن ها ، تبعات تلخ امروز را برای ما به ارمغان آورده است؛
طاهری : دقیقا همین طور است. متاسفانه بعضی ناآگاهی ها یا سوئمدیریت ها ، لطمه های جبران ناپذیری را بر پیکره ورزش ما وارد کرده است که تا سالهای سال زیانهای ناشی از آن گریبانگیر افراد بسیاری خواهد بود.

فکر نمی کنید بعضی انصراف دادن ها از مسابقات مهم که تعجب همگان را در پی دارد یا بعضی کنار کشیدن های ناگهانی و بی دلیل یا بیماری های آنی شک برانگیز ، همه می تواند نشانه دوپینگی بودن یک ورزشکار باشد که در برخورد با محکی جدی به نام WADA بی خیال حضور در رقابت ها می شود.
آشتیانی : انشاءالله که این طور نباشد.

ولی من می خواهم جواب قطعی این را بدانم ، چرا که ما در سالهای اخیر نمونه های زیادی از این قبیل داشته ایم؛
آشتیانی : شاید کسی واقعا بیمار بوده باشد بنابراین نمی توان با قاطعیت این را گفت و تعمیم داد البته ممکن هم هست که این طور باشد. شاید هم نباشد. ما باید نیمه پر لیوان را ببینیم بنابراین می گویم انشاءالله که این طور نباشد.

این مساله نمونه گیری های کاذب واقعا پشت من را لرزاند ، آیا در سالهای بعد هم چنین فاجعه ای تکرار شد؛
شریف : نمونه گیری کاذب از جمله مصداق هایی است که باید رسیدگی شود و به عنوان ناقض قوانین ملی و بین المللی برخورد جدی با آن صورت بگیرد. در کنترل دوپینگ رعایت عدالت ، حداقل بین ورزشکاران خودمان اهمیت زیادی دارد. نباید از واقعیت ها پرهیز کنیم تا به این وسیله به اشتباه سپری حمایتی اطراف نام کشورمان در خارج از مرزها بکشیم . ما باید واقعا نگران این باشیم که ورزشکار ما پس از حضور در میادین جهانی و کسب مدالهای رنگین و بازگشت پرافتخار ناگهان دوپینگی شناخته شود و با غیراخلاقی ترین برخورد و توهین آمیزترین حرکات ، مدالش پس گرفته شود و با پایین کشیدن پرچم ، او را به عنوان فردی متقلب و دزد که فاقد شرافت و انسانیت است ، خطاب کنند و محرومیت های جدی را برایش در نظر بگیرند.
طاهری : فکر می کنم حدود سال 74 - 75 بود که حجم زیادی نمونه گیری در فدراسیون پزشکی انجام شد که در آن مقطع فقط بالغ بر 50 نفر از رشته پرورش اندام برای نمونه گیری آمدند اما در حال حاضر گزارشی از آن نمونه گیری ها موجود نیست.

یعنی همه نمونه ها معدوم شد؛
طاهری : اصلا چیزی موجود نیست. آن زمان تفکر حاکم این بود که بیاییم و ورزشکاران را بترسانیم و در واقع یک «شو» اجرا کنیم. گرچه این حرکت در آن مقطع زمانی کوتاه صورت پذیرفت ، اما امروز باید این قضیه آسیب شناسی شود و ببینیم در حال حاضر نگاه سیاستگذارها و برنامه ریزی های اهل فن به چه سمتی معطوف است و واقعا ما به دنبال منافع ملی هستیم یا رسیدن به اهدافی دیگر با هزینه های سنگین.
شریف : از اشاره شما ممنونم. حتما شنیده اید که می گویند «خشت اول چون نهد معمار کج ، تا ثریا می رود دیوار کج».
طاهری : هیچگاه گزارشی در خصوص بیش از یکصد نمونه معدوم شده منتشر نشد و این نتیجه آموزش های اشتباهی بود که ناخودآگاه به سیستم داده شد و پس از آن هم هیچ نظارت و پیگیری به عمل نیامد. حالا باید ببینیم در مقایسه آن سالها کجا قرار گرفته ایم و در چه موقعیتی هستیم.

در حال حاضر داستان ما با WADA چیست و آنها چقدر ما را قبول دارند.
آشتیانی : در درجه اول مهم نیست که WADA چقدر ما را قبول دارد ، ما باید ببینیم در ابتدا خودمان چقدر خودمان را قبول داریم. ما اصلا باوری برای مبارزه با دوپینگ داریم یا نه و اعتقادی بر لزوم حرکت جدی در این زمینه وجود دارد یا خیر؛

حدود 3 سال پیش ، 3 نفر از مدرسان طراز اول فدراسیون جهانی پزشکی ورزشی ، برای آموزش 30 افسر کنترل دوپینگ به کشورمان آمدند و در آن زمان هزینه گزافی بابت این آموزش انجام شد.

پس از آن این افسران آموزش دیده به عنوان مدرس کلاسهای آموزشی و به شکل رایگان ، حدود 150 نفر را در سراسر ایران تحت آموزش قرار دادند و بعد از این دوره ، کلاسهای آموزشی دیگری (برای بار سوم) هم برگزار شد.
شاید برایتان تعجب آور باشد اگر بدانید علی رغم تمام این فعالیت ها و به دلیل مشکلات عدیده در بخش سیاستگذاری ، از این تعداد افسر کنترل دوپینگ ، تا امروز تنها 4 یا 5 نفر آنها برای انجام تست دوپینگ اعزام شده اند و مابقی همچنان بیکار و در انتظارند.

شما چطور؛ خودتان چقدر این قضایا را باور دارید؛
طاهری : این را باید از تک تک افرادی که دست اندرکار این امر هستند بپرسید.

از شما به عنوان یک کارشناس مبارزه با دوپینگ می پرسم که آیا مسوولان ورزش ما باوری برای مبارزه با دوپینگ دارند ، آن هم با توجه به سیستم مدیریتی موجود؛
شریف : باور دارند اما مدیران ما باید یک واقعیتی را برای خودشان حل و فصل کنند و بعد باقی قضایا... ببینید بخواهیم یا نخواهیم ، هر مدیری حوزه قدرتی دارد که بدش نمی آید آن را روز به روز گسترش دهد اما نگاه می کند که این گسترش چقدر براساس اصول است ، چقدر قانونی است و چقدر براساس منافع فعلی خودش ! شاید از زمان همان نمونه گیری های کاذب به بعد ، مدیریت ما می خواهد مبارزه با دوپینگ را به عنوان یک باور بپذیرد اما از سوی دیگر، می خواهد حوزه قدرت مدیریت خود را هم حفظ کند و بلکه افزایش دهد لذا می آید و از کارشناسانی که نظراتشان موافق و حافظ منافع جناحی خودش باشد ، بهره می گیرد و این زمان یعنی وقتی که کارشناس نگاه کند و ببیند که مدیر از او چه می خواهد تا بر اساس آن اولویت ها، منافع سازمانی را تعریف کند اول فاجعه است ! یعنی وقتی من برای مدیر سیستم چیزی بنویسم که او دوست دارد سیستم بسیار بدی را برایش طراحی کرده ام اما اگر مدیر بگوید برو کار صحیح را انجام بده و کاری به من نداشته باش ، آن وقت همه چیز معکوس می شود و شاید اینها همه علت این قضیه بوده که در چند سال اخیر متاسفانه حتی یک طرح سطحی هم در مساله مبارزه با دوپینگ نداشته ایم.

با این همه اثرات منفی که اجرای چنان نمایش هایی به همراه داشت ، می توانیم امروز امیدوار باشیم که دیگر چنین اشتباه هایی تکرار نمی شود؛
آشتیانی : انشاءالله که ادامه نداشته باشد و تکرار نشود!

نمی شود که همیشه نیمه پر لیوان را ببینیم !
طاهری : وقتی داریم قضیه را آسیب شناسی و کالبدشکافی می کنیم ، این هم جزئی از دغدغه های ما محسوب می شود و این که ادامه دارد یا نه مساله ای است که نمی توان با صراحت درخصوص آن صحبت کرد!

طاهری : نفس تشکیل WADA و سازمان های مبارزه با دوپینگ در کشورهای مختلف ، انجام حرکتی منسجم ، هماهنگ و رو به رشد برای حفظ منافع و حقوق ورزشکار و رویارویی با این پدیده مذموم است و به همین دلیل قوانین و مقررات و رفتارهای مبارزه با دوپینگ براساس استانداردهای کاملا مشخص و یکسان برای رشته های ورزشی مختلف تعریف شده تا به مرحله عمل درآید اما متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که فراموش کرده ایم نادو باید تشکیلات مستقلی داشته باشد.

به عقیده من ، فدراسیون پزشکی ورزشی نباید از هدف اصلی خود که حفظ و ارتقای سلامت ورزشکاران است غافل بماند و در نهایت هدف اصلی اش به فراموشی سپرده شود. شاید یک نمونه دیگر در این قضیه ، مساله آزمایشگاه دوپینگ باشد که به رغم تجهیزات فوق العاده اش ، هنوز برنامه ای معین و مشخص برایش تعریف نکرده اند. آن هم آزمایشگاهی که قرار است در سطحی بالا به آنالیز نمونه ها بپردازد.

آقای دکتر احمدخانی ! فکر می کنم شما بهتر از هر کسی به قضیه آزمایشگاه و مشکلات آن اشراف دارید. بگویید ما در این زمینه چقدر به روز هستیم و چه حجم از اطلاعات از طرف سازمان ، نادو یا فدراسیون پزشکی ورزشی به شکل آنلاین به شما منتقل می شود؛
احمدخانی : مشکل آزمایشگاه هم دقیقا مثل مشکل سیستم کنترل دوپینگ ما است. یعنی در تعریف آزمایشگاه ، جایگاهش ، این که چگونه باید باشد ، چه بکند و ایده آل آن چیست ، همین بحث ها را داشتیم و در نهایت هم کار به شکل پایه ای صورت نگرفت و هیچ کارشناسی هم انجام نشد. تاسیس آزمایشگاه کنترل دوپینگ اصلا کار ساده ای نیست. ما در دنیا 32 آزمایشگاه بیشتر نداریم و این دلیل محکمی بر این ادعاست که راه اندازی چنین آزمایشگاهی کاری آسان نیست. ما هم در راستای همین اطلاعات و آگاهی ها در سال 82 سعی کردیم بحث آزمایشگاه را به شکل کارشناسی آنالیز و بررسی کنیم و به راهکارهایی برسیم که بتوانیم یک آزمایشگاه کنترل دوپینگ معتبر در ایران داشته باشیم.

و حالا به این هدف رسیده اید؛
احمدخانی : نه نرسیده ایم ، اگر ما آزمایشگاه کنترل دوپینگ بین المللی در ایران داشته باشیم توان کنترل و مبارزه با دوپینگ ما به مراتب بیشتر از آن چیزی می شود که در حالت ایده آل تصورش می رود ، ضمن این که می توانیم خدماتی را به ورزشکاران ارائه دهیم که در ارتقای سطح ورزشی و کارایی آنها فوق العاده موثر باشد و می توانیم سیستمی را از جهت تغذیه و تمرینات برای ورزشکاران پیاده کنیم که عملکرد ورزشی آنها را به نحو چشمگیری ارتقا دهیم.

به نظر شما اولین گام برای داشتن چنین آزمایشگاهی کدام است؛
احمدخانی : اولین قدم برای تاسیس آزمایشگاه این است که دولت طی نامه ای به WADA کلیه هزینه های آزمایشگاه را تا 10 سال تقبل نماید که متاسفانه نه در زمان مدیریت سابق و نه در زمان مدیریت فعلی ، نتوانسته ایم چنین نامه ای را بگیریم و تا چنین ساپورتی نباشد، بحث آزمایشگاه عملا منتفی است . در نظر داشته باشید که در حال حاضر به خاطر تغییرات دیدگاه های مدیریتی ، آزمایشگاه از اولویت های سیاستگذاری خارج شده است و در واقع 2 سال است که ما هیچ بودجه و اعتباری برای راه اندازی و ادامه برنامه هایمان دریافت نکرده ایم و همین مساله منجر به توقف کار آزمایشگاه شده است بنابراین در حال حاضر اصلا نمی توانیم اشاره ای کنیم به این که ما آزمایشگاه کنترل دوپینگ داریم یا چنین آزمایشگاهی را در حال راه اندازی داریم. در واقع ما اصلا آزمایشگاه دوپینگ نداریم !

تا امروز در این آزمایشگاهی که هم هست و هم نیست چه میزان هزینه ارزی و ریالی انجام شده است؛
احمدخانی : تا این مرحله چیزی حدود یک میلیون دلار هزینه ارزی و 300 میلیون تومان هزینه ریالی شده است.

نمونه هایی که در حال حاضر از ورزشکاران ما گرفته می شود ، اصلا به آزمایشگاه شما می آید یا خیر؛
احمدخانی : نه ، اصلا وارد آزمایشگاه ما نمی شود زیرا کلا در سیستم کنترل دوپینگ ، فقط آزمایشگاه های مورد تایید WADA حق آنالیز نمونه ها را دارند.

بتازگی مساله نمونه گیری بسیار کمرنگ شده و کمتر پیش می آید که از اعضای تیمهای اعزامی ما به مسابقه های برون مرزی تست دوپینگ به عمل آید. به جز این نه در اردوها ، نه در تمرینات و نه هیچ جای دیگر مسوولان مبارزه با دوپینگ ما حضور ندارند. فکر نمی کنید این ساده انگاری ها و به قولی بی خیالی ها ، ممکن است بزودی و بار دیگر آبروی ورزش ما را در عرصه های جهانی با خطر مواجه کند؛
آشتیانی : دبیرکل نادو ایران باید به این سوال جواب دهد. وقتی نادو می گوید هیچ کس حق دخالت در کار ما را ندارد و ما تنها باید در این خصوص سپاسگذار باشیم و بس ، حتما خودشان هم می توانند پاسخگو باشند.

شریف : این سیستم مبارزه با دوپینگ که در حال حاضر وجود دارد به عقیده بیشتر کارشناسان اگر پخته تر و با برنامه ریزی بهتر و در مسیر صحیح تر عمل می کرد شاید خیلی بهتر بود اما وقتی آمدند و برای حل بحث بودجه نادو ، آن را در دل فدراسیون پزشکی بردند به فکر مسائل زیادی نبودند و حالا به اینجا رسیده اند که چنین کاری صحیح نبوده است ، چرا که در هیچ جای دنیا کشوری وجود ندارد که فدراسیون ورزشی آن نادو هم باشد.

شریف : در یک مقطعی اگر صحبت و انتقادی متوجه نادو تازه متولد شده ایران می شد شاید حکم قتل مدیریتی را داشت !

و امروز؛
شریف : الان نادو ایران یک مشکل پلاسمایی پیدا کرده و رفته در قالب دفتر فدراسیون پزشکی. من نادو را قبلا موثرتر می دیدم. یک زمانی بود که تمام تیمهای اعزامی ما قبل از اعزام حداقل یک تستی می شدند اما حالا...
آشتیانی : فکر می کنم امروز دیگر زنگهای خطر به صدا درآمده است البته آن موقع را هم تایید نمی کنم ولی حداقل وجهه ای بود ، شبحی بود ، سایه ای بود.
شریف : حداقل یک فیلتری بود. حالا اگر اینجا هر اتفاقی می افتاد حداقل قبل از اعزام یک فیلتری می شد و می دانستیم بچه های ما ، با خیال مطمئن به خارج می روند. این مساله خیلی مهم است که مدیر یا مربی یک تیم بداند و مطمئن باشد تیمی را که دارد به یک تورنمنت می برد مشکلی ندارد. در این گونه موارد دیگر بیم و هراسی وجود ندارد.
طاهری : بحث بین المللی یک سوی قضیه است. یکی از معضلات کنونی ما استفاده بی رویه از ترکیبات غیرمجاز در باشگاه هاست.
آشتیانی : فرض کنید از یک فدراسیون یک ورزشکار دوپینگی شود. مسوولیت این قضیه با کیست و چه کسی باید پاسخگو باشد؛ اصلا ما نمی دانیم مسوول کیست ، در حالی که طی بخشنامه ای گفته شده که فقط نادو مسوول این کار است اما در زمان پاسخگویی که مسوول مستقیم آن کار در نادو باید بیاید و جواب دهد، اطمینان داشته باشید همه کس برای پاسخگویی می آید به جز همان که باید بیاید!

در مورد روی آوردن باشگاه ها به سمت داروهای دوپینگ ، خطر این قضیه تا چه حد جدی است؛
شریف : یکی از مواردی که نتیجه تست او مثبت بود و اعلام هم شد مدعی بود که شاید این قضیه تقصیر مربی عضله ساز او بوده است و من حیران مانده ام که این دیگر چه اصطلاح تخصصی ای است ! وقتی کسی پزشک باشد اجازه تجویز دارو را دارد ولی اجازه فروش آن را ندارد و اگر داروساز باشد ، اجازه فروش در داروخانه را دارد اما اجازه تجویز ندارد ، حالا یک نفر با نام من درآوردی مربی عضله ساز که شاید حتی دیپلم هم نداشته باشد هم دارو تجویز می کند ، هم می فروشد و هم تزریق می کند! پرده را هم که کنار می زنیم انبوهی از سوداگری را می بینیم که به شکل تار و پودهای فاسدی درهم تنیده شده اند و پاره کردن آنها تبعات زیادی را به همراه خواهد داشت.

فکر می کنید نادوی ایران چه زمان می تواند به فرم مطلوب و مورد قبول دست یابد؛
آشتیانی : در این مورد باید فراجناحی فکر کنیم ، کار باید تعریف شود و افرادی که شرایط احراز آن سمت را دارند بروند و بنشینند و کار را به شکل مطلوب انجام دهند. در کشور ما متاسفانه اول شخص تعریف می شود و بعد بر مبنای آن شخص کار تعریف می شود! خب طبیعی است وقتی ناچاریم چیزی را از خودمان درآوریم ، ایرادهای بسیاری به آن وارد می شود ، تمام دنیا به یک شکل عمل کرده اند و نتیجه گرفته اند ، حالا ما می گوییم نه ، چیز دیگری می خواهیم.

یک بار این سوال را پرسیدم و حاشیه رفتید! فکر می کنید WADA چقدر ما را قبول دارد؛
آشتیانی : ما را در نادو ایران راه نمی دهند و بنابراین نمی دانیم WADA چقدر می تواند ما را قبول داشته باشد! اما این را می دانم که فدراسیون های جهانی بچه های ما را که در فدراسیون های مربوطه در ایران فعالیت می کنند فوق العاده قبول دارند. دنیا ما را قبول دارد ولی خودی ها ما را قبول ندارند! خیلی جالب است ، نه؛

علی جوادی / زهره زیدی فرد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها