پاطلایی ، برای همیشه آرمید

باز هم همان جای همیشگی. همان قرار ثابت. جایی که نسل قدیم آن را خوب می شناسند؛ ورزشگاهی که حالا ما آن را ورزشگاه پیر و خاموش شهر می نامیم و روزی میزبان دنیایی از هیجان و شور بود.
کد خبر: ۱۴۷۶۴۳

جایی که اشک غم و شوق بسیاری از ملی پوشان فوتبال ایران را دید و روزهای بزرگ زیادی را در دفتر دل خود ثبت کرد. جایی برای قهرمانی در جام ملتهای آسیا در سال 1968.
دیروز، این مکان نوستالژیک اهالی قدیمی فوتبال ، باز هم محل قرار بود و متاسفانه باز هم برای بدرود با یکی از قدیمی ها... و این بار نوبت حمید شیرزادگان بود.
پاطلایی دهه های 30 و 40 فوتبال ایران مدتها با بیماری مبارزه کرد؛ ولی حریف او از حریفانی که سالها در میدان فوتبال با آنها دست و پنجه نرم کرد، سخت تر بود و این بار او تسلیم شد... برای همیشه. دیروز در روزی که قرار بود شاگرد اکبر کیا، حسن فاخری ، ابتهاج ، دکتر امیر مسعود برومند در کولاک و سیمرغ (تیمهای زیرگروه شاهین) و شاگرد خوب و تحصیلکرده زنده یاد دکتر عباس اکرامی در تیم اصلی شاهین به خانه ابدی اش برود، خیلی از بزرگان فوتبال حضور داشتند.
علی پروین ، همایون بهزادی ، ناصر ابراهیمی ، فریدون معینی ، ابراهیم آشتیانی ، محمد پنجعلی ، اصغر شرفی ، بیژن ذوالفقارنسب ، گودرز حبیبی ، مجید جلالی ، حمید استیلی ، کریم باقری ، افشین پیروانی و شاهینی ها که امیر قلعه نویی و محمد ضیایی سرشناس ترین آنها بودند.
پاطلایی در سفر آخرش پای افراد سرشناس دیگری را هم به امجدیه کشانده بود. محمد علی آبادی ،کیومرث هاشمی ،علی کفاشیان ، رضا مشحون ، بهرام افشارزاده ،تقی زاده و حتی هنرمندی به نام سعید راد که علاقه اش به فوتبال شهره عام و خاص است.
پاطلایی دیروز به بهشت زهرا(س) رفت تا برای همیشه آرام بگیرد و مزار او چند نفری از اهالی فوتبال را برای ثانیه ای کنار آن سنگ متوقف کند و این اتفاق آن قدر تلخ بود که حتی پیام های تسلیت ریز و درشت رئیس سازمان تربیت بدنی ، فدراسیون فوتبال ، باشگاه پرسپولیس و مقام های ورزشی دیگر تمام زهر آن را نگیرد. همراهان نامدار پیکر او هم به شهر بازگشتند تا زندگی دوباره از نو آغاز شود و این بار با حسرت نبودن پاطلایی.
انگار نه انگار که کسانی دیگری هم هستند که در بودنشان محبت ما را جستجو می کنند. کسانی مثل حسین مبشر که سالها در تیم ملی بازی و کاپیتانی و پس از آن فدراسیون فوتبال را اداره کرد و حالا مدتهاست که نه به پول که به احترام و توجه و عاطفه فوتبالی ها نگاه دارد. کسانی مثل دکتر برومند (بازیکن سرشناس فوتبال ملی ایران) که پس از فوت همسرش فقط دکتر اکرامی (پدر فوتبال نوین ایران) را داشت و با فوت دکتر حالا او تنهاتر از همیشه روزگار می گذراند. کسانی مثل همین بزرگانی که کنارمان در فوتبال ایران نفس می کشند و قدرشان را تا لحظه آخر نمی دانیم و بی عدالتی و بی توجهی ما آزارشان می دهد.


علی جوادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها