قاتلینی که مجازات نخواهند شد

این روزها خبرهای تاسف باری از نقاط مختلف کشور به گوش می رسد که موضوع آن قتل است ؛ ولی قاتل قطعا مجازات نخواهد شد.
کد خبر: ۱۴۶۸۲۷

این قاتلان از روی عمد یا بنا به اراده و عقل آدم نمی کشند، بلکه به علت ابتلا به بیماری های روانی دست به جنایت می زنند؛ آخرین و دردناک ترین این وقایع در شیراز اتفاق افتاد که مردی روانی دو کودکش را با پتک بیرحمانه به قتل رساند. این خبر بعلاوه دو خبر اخیر که بازهم پدری روانی فرزندش را در گیلان به قتل رساند و انگشتان پسر همسایه را قطع کرد و شوهر روان پریشی که در هشتگرد همسرش را کشت و سپس خودکشی کرد، این مساله را به ذهن متبادر می کند که واقعا چه تعداد بیمار روانی در جامعه یله و رهایند و در آینده چه تعداد دیگر قربانی خواهند گرفت و اخبار آنها در صفحه حوادث رسانه ها درج خواهد شد؛
ظاهرا بیماران روحی روانی رها شده در جامعه نه تنها متولی خاصی ندارند، بلکه هیچ ساز و کاری نیز برای تشخیص این بیماران و انتقال آنها به مراکز نگهداری ، در جامعه مرسوم و معمول نیست. این مساله هنگامی پیچیده تر می شود که بدانیم تنها بیمارانی در مراکز سازمان بهزیستی به طور دائم نگهداری می شوند که علائم دائمی و حاد بیماری را از خود بروز می دهند و بیمارانی که پس از یک دوره درمانی وارد اجتماع می شوند، تحت نظارت مراکز درمانی خاصی نیستند.
در همین حال بیماری هایی وجود دارند که هیچ مشخصه ظاهری ندارند و در هر چند دوره یکبار سراغ بیمار می آیند. هر دو حالت یاد شده برای سلامت جامعه خطرناک است. بعلاوه این که بیمارانی هم وجود دارند که تاکنون به مراکز درمانی معرفی نشده اند و همچنان در بین خانواده ها یا اجتماعات کوچک و دورافتاده مثل خانواده ، روستا، کارگاه و... به زندگی ادامه می دهند. در جامعه فعلی ، ساز و کاری برای تعریف بیمار روانی یا الگوهایی خاص برای اعلام کردن رفتارهای جنون آمیز وجود ندارد.
به طور مثال ، بددهنی و به کار بردن الفاظ رکیک و ناسزا از نظر برخی روان شناسان غربی یک نوع بیماری روانی به حساب می آید، در حالی که در ایران بی ادبی تلقی می شود. از سوی دیگر، شهروندان نه می توانند و نه می دانند که چطور بیماران روانی را تشخیص دهند یا در صورت اطمینان از موضوع ، با چه نهاد یا مرکزی تماس بگیرند.
مضاف بر این که پلیس هم نمی تواند یک بیمار روانی را تشخیص دهد، مگر در شرایط استثنایی و اوج بحران بیماری که دیگر این حالت بر همه مشهود است.
به هر حال ، آنچه در شرایط کنونی می توان بر آن تاکید کرد، برخورد جدی تر سازمان بهزیستی با معضل بیماران رها شده در جامعه و احساس مسوولیت خانواده ها در قبال شهروندان است. بالاخره سازمان بهزیستی باید ساز و کاری را تهیه و تعریف کند که اولا بیماران قابل شناسایی و تشخیص باشند و ثانیا نظارت بیشتری بر این بیماران صورت گیرد. در هر دوی این اقدامات موازی ، مشارکت مردم و همراهی پلیس الزامی است ، ولی نکته مهم این است که سازمان بهزیستی باید قدم اول را بردارد. حوادث اخیر نه تنها به احساس ناامنی در جامعه دامن می زند، بلکه افکار عمومی را نیز بشدت متاثر می سازد.


سرهنگ عبدالله قاسمی
رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها