درباره روی کین و جنجال های پایان ناپذیرش جراحی برای اتمام دعوا!
این که تصور شود روی کین ، کاپیتان موثر اما بی ادب و جنجالی تیم فوتبال منچستر یونایتد بخواهد در مقطع کنونی دردسرساز نباشد، تصور بیهوده ای است .
کد خبر: ۱۴۲۹۳
در ماههای اخیر، بحران های دست ساخته کین در اطرافش ، به حدی زیاد بوده است که با پیش آمدن موضوع عمل جراحی روی لگن خاصره وی ، الکس فرگوسن ، سرمربی شیاطین سرخ از آن استقبال و او را تشویق کرد. زیرا وی می توانست با چند هفته دوری از میدان و استراحت ، از انظار جستجوگر رسانه ها و مردم مصون باشد و هم خودش ، نفس راحتی بکشد و هم باعث نفس کشیدن باشگاه شود. ابتدا گفته شد که کین 31ساله و پرخاشگر، به دلیل این عمل ، چیزی حدود 3ماه از صحنه ها دور خواهد ماند؛ اما بعدها فرگوسن طول این مدت را 6هفته اعلام کرد که شاید قدری خوش بینانه باشد. این مربی اسکاتلندی گفته است : عمل جراحی روی کین با موفقیت کامل انجام شده است و مشکلی هم ندارد. پزشکان بهبودی او را در حدود 6هفته تخمین زده اند. حتی اگر طولانی تر هم شود، کسی اعتراض نمی کند. او ابتدا با میک مک کارتی ، مربی تیم ملی فوتبال ایرلند جنوبی مشاجره کرد که باعث اخراج شدنش از جام جهانی امسال شد؛ سپس کتاب خاطراتش را منتشر کرد و در آن گفت که الف اینگه هالند، مدافع نروژی منچسترسیتی را بعمد با تکل لت و پار کرده است تا پاسخ تکل مشابه او را در شروع فصل 1997 - 98بدهد که موجب یک سال حاشیه نشینی اش شد. هالند و سیتی ، او را به اقدام قضایی تهدید کردند و اتحادیه فوتبال انگلیس نیز اعلام کرد که از این ماجرا بسادگی نمی گذرد. در همین کتاب ، کین به عده ای دیگر نیز توهین کرد و خودش را بیشتر از چشم مردم انداخت . چندی پیش در بازی منچستر یونایتد با ساندرلند - یکی از مسابقه های لیگ برتر انگلیس - کین به دلیل ضربه زدن با آرنج ، به صورت جیسون مک اتیر - هافبک حریف که از قضا هموطن خود کین است - از زمین اخراج و به علت بالا رفتن نمرات منفی انضباطی اش 3جلسه از شرکت در پیکارها محروم شد. زرنگی فرگوسن مانند همیشه در این بود که این ایام محرومیت و همچنین مجازات های احتمالی برخاسته از محتویات کتاب خاطرات کین را در دوران مصدومیت ، عمل جراحی ، نقاهت و غیبت او حل کرد. این یعنی بیشترین استفاده از دوران محرومیت یک بازیکن ، و کاملا بی اثر کردن احکام کمیته انضباطی در انگلیس و به مسخره گرفتن قوانین این کشور. البته بازتاب های کتاب خاطرات کین در این دوران نیز او را راحت نخواهد گذاشت و وی را همچنان ناراحت خواهد کرد. فقط منچسترسیتی و هالند نیستند که می خواهند کین را به خاطر وحشیگری اش و انجام تکل خطرناک روی هالند، دادگاهی کنند؛ بلکه باشگاه لین فیلد ایرلند نیز که در بخشی از این کتاب مورد بی احترامی کاپیتان منچستری ها قرار گرفته است ، چنین قصدی دارد و اعتراض اش را نسبت به حرفهای او ابراز کرده است . کین در کتابش نوشته : سال 1993بود، پیش از بازی 2ایرلند در چارچوب پیکارهای مقدماتی جام جهانی 1994، محل انجام مسابقه ویندسور پارک شهر بلفاست بود، یک جای ناآرام ، زیرا لین فیلد که اصولا یک باشگاه پروتستان است ، بتازگی یک کاتولیک سیاهپوست استخدام کرده و همه را علیه خود شورانده بود. آن بازیکن بخت برگشته زیاد دوام نیاورد. همین طور مربی ای که او را به آنجا آورده بود. کین بجز ایرلندی بودن و آگاهی از تنش های سیاسی کشورش - که در بستری به طول 40سال هرگز روی آرامش ندیده است اصولا می داند چه می گوید؛ اما بیلی مک کوبری رئیس لین فیلد، این ادعا را رد کرد و آنها را غیردقیق خواند و اینجا نیز یک پرونده قضایی تازه و متفاوت باز شد. فرگوسن با آگاهی از همه دردسرهای بالقوه و طوفان های در راه ، با زرنگی که اصلا پنهان نمی ماند، گفته است : ما، کین را نه برای حالا بلکه برای 4ماه آخر فصل می خواهیم . آن زمان که رقابت های لیگ برتر انگلیس و جام باشگاه های اروپا به مراحل نهایی خود می رسد. من حتی اگر او در اواسط دسامبر (اواخر آذر) به صحنه بازگردد، گله ای نخواهم کرد. من می خواستم که او این عمل جراحی را در تابستان انجام دهد؛ اما او می خواست به جام جهانی برود که رفت و بازی نکرد و دیپورت شد. بعد هم که برگشت ، چنان غرق در جنجال شد و اطرافش را ناآرامی گرفته بود که انجام این عمل ، برایش غیرممکن به نظر می رسید. او در پیکارها با ساندرلند به میدان آمد و خوب هم کار کرد. آن هم بدون تزریق داروی ضد درد؛ اما در پایان مسابقه درد داشت . این که این حرفها چقدر می تواند صحت داشته باشد، چیزی است که فرگوسن و وکلای باشگاه یونایتد و شخص کین بهتر می توانند جوابگوی آن باشند؛ اما این سیستم فرگوسن است که همیشه بازیگرانش را به دلیل نیاز شخصی اش رودرروی هر جریان و ماجرای دیگری و حتی منافع ملی قرار می دهد و بنابراین اتفاق اخیر و قضیه کین ، تازگی ندارد. کین حتی یک روز از ماههای اخیر را به آرامش نگذرانده است . در بخشی از کتاب مورد بحث ، او آرزو کرده است که مک کارتی ، یعنی مربی اخراج کننده او از جام جهانی ، امسال ، بقیه عمرش را در آتش جهنم بگذراند. کین مدعی است دلیل برآشفتن او در اردوی ایرلند، متهم شدن به تمارض و صحنه سازی از سوی مک کارتی بوده است . وی می گوید: مک کارتی گفت تو خودت را به مصدومیت زدی تا در تهران (مقابل ایران در دور پلی اف جام جهانی )2002بازی نکنی . این مساله مرا عصبانی کرد. او دروغ می گفت . اما آمار 3، 4سال اخیر به منظور اثبات حرفهای مک کارتی تلاش می کند. این آمار به ما می گوید که طی این مدت ، کین در حداقل 50درصد بازیهای تیم ملی ایرلندجنوبی غایب بوده و هر گاه این مسابقه ها از راه رسیده است ، او و فرگوسن ادعا کرده اند که وی مصدوم است . تا او بتواند استراحت کند و بلافاصله در بازیهای بعدی منچستریونایتد به میدان برود و این سناریو آنقدر تکرار شده که حالتی مسخره به خود گرفته است . ناراضیان و شاکیان از کتاب خاطرات کین ، از این حد و حدود فراتر می روند. به عنوان مثال جک چارلتون مربی انگلیسی و محبوب سابق تیم ملی ایرلند جنوبی نیز از کسانی است که از تیغ تیز انتقادهای کین مصون نمانده است . شاید کین دالگلیش چهره افسانه ای فوتبال اسکاتلند نیز از کسانی باشد که پس از انتشار کتاب اخم بر ابرو انداخته است . کین مدعی شده است دالگلیش پس از مطلع شدن از انتقال کین به منچستر یونایتد در سال 1993، تلفن را برداشته و هر چه دلش خواسته ، به او گفته است . در آن زمان دالگلیش رهبر بلک بورن بوده است و کین قبول کرده در ازای 4میلیون پوند به تیم وی بپیوندد و در این راه ناتینگهام فارست را ترک گوید؛ اما به محض رسیدن پیشنهاد از سوی الکس فرگوسن ، او در ازای رقمی کمتر از 3/7میلیون پوند، عضو منچستر یونایتد شده است . از زبان خود کین بشنویم : ... به خانه فرگوسن رفتم و با او برای پیوستن به جمع شیاطین سرخ به توافق رسیدم و حتی با سیاست یک بازی بیلیارد را به او باختم تا وی بیشتر از من خوشش بیاید. بعدها به دالگلیش زنگ زدم تا بگویم کار تمام است و به بلک بورن نمی آیم . او دیوانه شد و گفت هیچ کس نمی تواند با من چنین کاری کند. نمی گذارم سالم در بروی ؛ اما من چیزی را امضا نکرده بودم . یک روز گذشت . ساعت 6/30صبح روز بعد، تلفن زنگ زد. گفتم حتما چیزی در خانه (در شهر کورک ایرلند) خراب شده و آنجا اتفاقی افتاده است ؛ اما دالگلیش بود. دوباره فحش داد و گفت کسی نمی تواند از این کارها کند. به او گفتم دارم به تعطیلات می روم و ماجرا تمام شده است . اما 9سال پس از آن حادثه ، نه تنها ماجرا هنوز تمام نشده بلکه داغ تر هم شده است ، کین در 10سال اخیر، آنقدر با منچستر جام و مقام برده که از حد شمارش خارج است ؛ 6بار قهرمانی در لیگ برتر انگلیس و 4بار فتح جام حذفی این کشور نمونه ای از آن است . همین طور آن جام معروف باشگاه های اروپا در سال 1999و پس از پیروزی معجزه آسای 2 - 1بر بایرن مونیخ در وقت تلف شده ؛ اما این که چرا کین در کتاب خاطراتش ، جام حذفی انگلیس محبوب ترین کاپ داخلی این کشور را یک مزاحم خوانده و گفته است به دلیل 2اخطاره و غایب بودن در فینال جام باشگاه های اروپای 1999، هیچ احساسی نسبت به آن پیروزی بزرگ ندارد، مسائلی است که خود او باید جوابگوی آن باشد. همه اینها از روح ناآرام فردی برمی خیزد که به رغم کسب بیشترین موفقیت ها، هر لحظه آماده استقبال از تشنج های تازه است . این که تصور کنیم او در سه ، چهار سال آخر عمر بازیگری اش ، تغییر رویه بدهد، تصوری خام است . تازه ، چه حاصل ؛ آشوب های او در سالهای اخیر به حدی بوده است که حتی آرامش احتمالی (و دور از انتظار و باور) سالهای بعدی نیز سایه ای (ولو کوچک ) را بر آن نخواهد افکند.