آنها میتوانند،چرا ما نه؛!

یک شکست تلخ دیگر و وداع با جام ملتهای آسیا، اما این پایان راه نیست و قطار زندگی به ایستگاه پایانی نرسیده.
کد خبر: ۱۴۰۹۸۲

چارچوب سنتی فوتبال ما و بحثهای همیشگی ، راه چاره نیست. باید از خواب غفلت بیدار شد و به جای جنگ و جدل و دوئل ، یکدلی پیشه کرد و از این ناکامی ، پلی برای موفقیت های آینده ساخت.

شکست مثل پیروزی در سرشت و طبیعت فوتبال نهفته و از اجزای جدانشدنی در این رشته جهانگیر به شمار می آید. فوتبال ما در عرصه جام ملتهای آسیا به باخت و حذف از گردونه این پیکارهای پراعتبار عادت کرده و گویا قرار نیست از این همه ناکامی پند بگیرد و از پیله ندانم کاری خارج شود. هر زمان که در این گونه میادین مهم ، قافیه را می بازیم ، گارد گرفتن علیه یکدیگر و زیرآب زدن شروع می شود و آنگاه است که تنور جبهه گیری داغ می شود.
در این وانفسا، X و Y به جان هم می افتند و خلاصه این که بلبشویی عجیب به راه می افتد، غافل از این که به شکل جدی به دنبال علل این ناکامی های سلسله وار باشیم و از این باختها عبرت بگیریم همانند استرالیا، چین و ازبکستان از گردونه جام ملتهای آسیا خارج شدیم و دوباره زانوی غم در بغل گرفتیم ، مثل همیشه کاسه و کوزه ها را بر سر هم خراب کردیم و یکدیگر را به دوئل دعوت نمودیم.
همیشه در این گونه مواقع و از این باختها عبرت نمی گیریم ، زیرا برنامه و هدفی مدون نداریم. تنها هدفمان این است که همدیگر را مورد انتقادهای نیش دار قرار دهیم و به قول معروف تسویه حساب شخصی کنیم. در مالزی با یک لشکر بازیکن پرادعا از گردونه جام ملتهای آسیا خارج شدیم ، اما آیا این بار از این ناکامی به خود خواهیم آمد؛

قواعد حرفه ای

نباید یک اپسیلون شک کرد که آنها حرفه ای می اندیشند و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم. رقبای ما با هر شکستی ، به دنبال دوئل نمی روند و پوست خربزه زیر پای یکدیگر نمی گذارند، آنها «آینده نگر» هستند و با برنامه ریزی مدون و انسجام ملی ، فردای فوتبال خود را بیمه می کنند.
وقتی مدیریت و تشکیلات در کار باشد و همگام با فوتبال نوین دنیا حرکت کرد، دلیل ندارد که کم بیاوری و قافیه را ببازی.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که با زدن یک دکمه ، می توان وارد دهکده جهانی شد و عصر تکنولوژی را باور کرد.
در این شرایط، اصرار بر دیدگاه های سنتی و آماتور دیگر جواب نمی دهد و نمی توان با من بمیرم و تو بمیری ، در راه موفقیت قدم برداشت.
باید قواعد بین المللی و منشور فوتبال حرفه ای را قبول کرد و به فاکتورهای حیاتی آن احترام گذاشت ، در غیر این صورت این گونه درجازدن ها باز هم تکرار خواهد شد و در نهایت نخواهیم توانست این کشتی را به ساحل موفقیت رهنمون کنیم.
آن زمان که فوتبال ما سر به آسمان آسیا می سایید، عربستان و چین و ژاپن ، رقبای تمرینی بودند و از جدال با تیم ملی فوتبال کشورمان واهمه داشتند، اما اکنون به سبب ندانم کاری ، شرایط به گونه ای رقم خورده که آنها برای ما خط و نشان می کشند و باد در غبغب می اندازند.

مسیر موفقیت

به تاریخ فوتبال آسیا نگاهی عمیق بیندازیم تا متوجه شویم چرا حریفان قدر ما اینچنین در مسیر موفقیت حرکت می کنند. خیلی ساده است ، به قول معروف حساب دو دوتا چهارتاست. مثلا این دسته از حریفان بازیهای آسیایی را آنچنان جدی نمی گیرند و این رقابت ها برای آنها حکم پشتوانه سازی دارد، اما همگی این رقبا، نگاه جدی تری به جام ملتهای آسیا دارند.برای عربستان و ژاپن و کره تفاوتی نمی کند که به عنوان مثال در بازیهای کم اعتبارتر آسیایی به موفقیت نایل شوند یا نه اما جام ملتها برای این رقبای نام آشنا و دیرینه ، از مرتبه ای بسیار بالا برخوردار است.

واقع بینی


بیاییم انصافا واقع بین باشیم و متن را به حاشیه های این فوتبال ارجح بدانیم. هر زمان که در این گونه میادین بزرگ آسیایی قافیه را می بازیم ، به فکر کوبیدن یکدیگر می افتیم و علیه هم گارد می گیریم ، غافل از آن که دلیل اصلی این پسرفت ها و این شکست های سلسله وار را جستجو نمی کنیم.
در سالهای گذشته با تشکیل کمیته علل شکست و جلسات وقت گیر و بیهوده تصور می کردیم می توانیم به این گونه ناکامی ها پایان دهیم و حالا هم با آنالیز بازیهای تیم ملی در مالزی ، فکر می کنیم که از این کوچه بن بست خارج خواهیم شد.
اگر پس از ناکامی در دوره های پیشین ، عبرت می گرفتیم و پلی برای پیروزی های بعدی می ساختیم ، هیچ گاه در برابر کره کم نمی آوردیم و در استادیوم بوکیت جلیل کوالالامپور، دست به عصا حرکت نمی کردیم.
بزرگترین افتخار ما پس از 1976 ، کسب مقام سومی در جام ملتهای آسیاست که برای فوتبال کشورمان با آن کبکبه و دبدبه و سه عنوان قهرمانی پیاپی ، رتبه ای شایسته نیست.
چرا کنکاش نمی کنیم که چگونه در 8 دوره گذشته ، هیچ گاه نتوانستیم بلیت حضور در فینال را بگیریم و چرا همیشه در مراحل حساس (یک چهارم نهایی نیمه نهایی) از قافله مدعیان دور می شویم؛ چرا عربستان و ژاپن و کره در تورنمنت های بااعتبار، سربلند بیرون می آیند و ما درجا می زنیم؛

در لیگ قهرمانان آسیا هم این اصل به صورت جدی پیگیری می شود و خلاصه این که علت اصلی کامیابی تیمهای قدر در شرق و غرب این قاره در رقابت های یادشده ، مدیریت ایده آل و برنامه ریزی اصولی است.

بهترین گزینه

این که چه باید کرد تا از این مخمصه خلاص شد، عنایت ویژه به اصول و مبانی حرفه ای و دوری جستن از اندیشه های پوسیده و قدیمی ، باید در راس امور قرار گیرد. باید ساختار تیم ملی را تغییر و به جای بحثهای تکراری ، یکدلی و مودت را سرلوحه کار قرار داد.
با انتقادهای تکراری و بیهوده و متهم کردن یکدیگر نمی توانیم به این وضعیت تکراری پایان دهیم. بهترین گزینه برای جام پانزدهم و ظهوری موفقیت بار در دوره آتی جام ملتهای آسیا، این است که همین امروز بلند شویم و برنامه ای کوتاه ، میان و بلندمدت را پیشه کنیم.
یک تیم واحد از مربیان حاذق که درگیر باشگاه ها نباشند و بتوانند با حضور فیزیکی تمام هم و غم خود را صرف برنامه های تیم ملی نمایند، جذب کنیم تا آنها بتوانند با حضور مداوم در بازیهای لیگ برتر و حتی دسته اول ، جوانان مستعد را مدنظر قرار دهند. به این شکل که 40 تا 60 فوتبالیست جوان و انرژیک را در قالب دو یا سه تیم به اردوهای مقطعی دعوت کنند و تمرینات آماده سازی در کوران مسابقه های لیگ (مثلا هر 10 روز یا دو هفته یکبار) برپا شود. به موازات این حرکت ، یک مدیر پخته و قدر اروپایی به عنوان لیدر (بخوانید مدیر فنی) حرکات کادر فنی و نفرات مدعو را زیرنظر بگیرد.شک نداشته باشیم که در صورت تحقق این شرایط، یک تیم سرپنجه را برای دوره آینده جام ملتهای آسیا مهیا خواهیم کرد که خواهد توانست به آرزوی دیرینه فوتبال ما جامه عمل بپوشاند.
حضور یک مدیر توانمند و اکتیو اروپایی در کنار مربیان کارکشته و جوان داخلی و در کنار آن ، طرح ریزی برای برپایی اردوهای مختلف داخلی و خارجی در 3 آیتم کوتاه ، میان و بلندمدت ، حتما مثمرثمر واقع خواهد شد و حداقل در بعد فوتبال قهرمانی ما را به سرمنزل مقصود هدایت خواهد کرد.
در صورت تحقق این برنامه ، هم به لیگ لطمه ای وارد نخواهد شد و هم این که برای دوره آینده جام جهانی (2010) و جام ملتهای (2011) ، یک تیم قبراق و مقتدر خواهیم داشت.


رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها