دلار 900 تومانی بهتر است یا 2000 تومانی

براساس گزارش صندوق بین المللی پول ، افزایش نرخ رشد نقدینگی در سالهای اخیر رشد نرخ تورم را در پی داشت ، به گونه ای که دولت در مواقع مقتضی برای کنترل تورم و کاهش قیمت برخی کالاهای مصرفی اقدام به واردات کرده است.
کد خبر: ۱۴۰۳۱۲

با این حال ، افزایش درآمدهای نفتی و درآمدهای دولت هم در افزایش واردات بی تاثیر نبوده است. البته به اعتقاد کارشناسان واردات کالاها در مواقع ضروری به صورت موقت به کنترل قیمت منجر خواهد شد؛ اما مشکل اقتصادی ایران مشکلی ریشه ای است و تا زمانی که تورم ساماندهی شود، ما مجبوریم برای کنترل آن به واردات بیشتری متمایل شویم که این امر به تولید داخلی صدمه می زند. از سوی دیگر، افزایش واردات وابستگی را به همراه دارد. برای بررسی روند واردات کشور، این موضوع را با دکتر موسی غنی نژاد، اقتصاددان در میان گذاشتیم که می خوانید.

آن گونه که آمارها نشان می دهد در چند سال گذشته بازار تجاری ایران در مقایسه با سالهای قبل به سمت واردات جهتگیری شده است . البته شاید دلایل این افزایش واردات ، کمبود کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در بازارها باشد. شما به عنوان کارشناس اقتصاد این روند را چگونه توجیه می کنید؛
از سال 1379 - 1380 که نرخ ارز را تثبیت کردیم ، در این فاصله 6تا 7سال به طور متوسط سالانه حدود 16 تا 18 درصد نرخ تورم داخلی داشتیم و در این سالها افزایش نرخ ارز فقط 10 تا 15 درصد بوده است. با ادامه این روند از یک سو افزایش نرخ تورم و از سوی دیگر تثبیت نرخ ارز راه برای واردات بیشتر مهیا شده است. صادرات برای صادرکنندگان به دلیل ثابت بودن نرخ ارز و افزایش تورم در داخل گران تمام می شود و همواره آنها با مشکلات عدیده ای برای صدور کالاهایشان مواجه هستند، ضمن این که واردات برای تجار واردکننده رسمی و غیررسمی (قاچاق) به صرفه و ارزان تمام می شود؛ وارداتی که در این سالها بشدت بازارهای ما را در برگرفته و مشکلاتی را برای تولیدات و صنایع داخلی ، شکر، برنج ، نساجی و کفش ایجاد کرده است. به اعتقاد من ، این مشکل ناشی از ثابت ماندن نرخ ارز است. صادرات ما گران و واردات ارزان است. افزایش درآمدهای نفتی و ثابت بودن نرخ ارز به افزایش واردات منجر شده است. در واقع به طور بارز اقتصاد کشور را گرفتار بیماری هلندی کرده است.

در خصوص پدیده بیماری هلندی توضیح بیشتری دهید.
بیماری هلندی تجربه ای است که هلند با کشف گاز در دهه 70 به آن دچار شد، به طوری که در این دهه با افزایش ذخایر گاز، هلندی ها ترغیب به صادرات گاز شده و منابع ارزی بسیاری را به دست آوردند. در نتیجه ، افزایش منابع ارزی آنها باعث قوی شدن پول ملی شد، پس از چند سال با ادامه آن مشکلی در اقتصاد ایجاد شد. دروازه ها به سمت ورود کالاهای خارجی باز شدند و صادرات کاهش یافت ؛ در نتیجه تولیدکنندگان داخلی متضرر شدند و در آخر هم اقتصاد داخلی آنها دچار رکود شد. این روند را در اقتصاد به بیماری هلندی تعبیر می کنند. صادرات یک کالای طبیعی و معدنی و افزایش ذخایر ارزی ، افزایش واردات را موجب می شود. ما در 3 سال گذشته شاهد افزایش قیمت نفت در جهان بودیم که با بالا رفتن قیمتها، درآمدهای ارزی انباشته می شود. از سوی دیگر، نرخ ارز به صورت ثابت باقی مانده است. بنابراین بستر کاملا برای واردات کالا مهیاست.

می توانیم بگوییم برای کنترل واردات نرخ ارز را افزایش دهیم بهتر است یا این که به دلیل تبعات منفی تورم نرخ ارز را ثابت نگه داریم معقولانه تر است. در این باره توضیح دهید.
شما برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی مصوب سال 1379 را نگاه کنید. پیش بینی بر این اساس بود که پس از زمان یکسان سازی نرخ ارز برحسب نرخ تورم داخلی و متناسب با تورم این نرخ تعدیل شود. اگر براساس برنامه ریزی سوم با تغییرات تورم در نرخ ارز تغییراتی صورت می گرفت ، شاید الان هر دلار 2 هزار تومان بود و این برنامه عملی نشد. یعنی خارج از برنامه عمل شد. یکی از استدلال های برنامه ریزان ما برای تثبیت نرخ ارز و عدم افزایش آن این است که اگر نرخ ارز افزایش یابد واردات گران می شود و به دلیلی که بخشی از صنایع داخلی وابسته به واردات است تولید نهایی آنها گران تمام شده و در آخر تورم ایجاد می شود. در صورتی که این استدلال درستی نیست. چون متغیرهای کل نظام اقتصادی اگر متناسب با هم تغییر پیدا نکنند، در بخشهای مختلف دچار اختلال قیمتی می شوند. این که ما قیمت یک کالا را ثابت نگه داریم ، نقش مثبتی را در اقتصاد ملی بازی نمی کند که همچنان هم نکرده است. الان اگر نگاه کنید، می بینید واردات کالاها در چه ابعاد گسترده ای وجود دارد. نرخ ارز پایین است و هر چقدر هم تعرفه واردات را افزایش دهیم ، مشکلی را حل نمی کند؛ چون بخشی از واردات ما به صورت قاچاق غیرقابل کنترل است. برای واردات قاچاق نمی توانیم تعرفه بگذاریم و در آخر هم می بینیم بازارهای ما از کالاهای وارداتی اشباع شده است.

پس شما معتقدید اگر می خواهیم صادرات غیرنفتی افزایش یابد و واردات بی رویه کاهش یابد باید نرخ ارز را افزایش داد؛
صددرصد. راه منطقی تشویق تولید داخلی و توسعه صادرات افزایش نرخ ارز است. مثالی می زنم. چین مدتهاست که نرخ پول ملی خود را تقویت نمی کند، بلکه تضعیف می کند و اعتراض امریکایی ها و اروپایی ها به چین بر این اساس است که قیمت ارز خارجی را کاهش دهد یا با وجود ذخایر ارزی قیمتها را متناسب کند، ولی چین این کار را نمی کند، چون درصدد است صادرات خود را بیش از پیش افزایش دهد. چین قصد واردات کالا را ندارد، خود تولیدکننده و مصرف کننده است یا امریکایی ها دلار خود را در مقابل یورو که پول خارجی آنهاست ضعیف کرده اند. دلار امریکا در مقابل یورو کاملا پایین آمده و این باعث شده اقتصاد امریکا رونق بگیرد و صادرات آنها به اروپا افزایش یابد. الان تمامی کشورهای توسعه یافته و جوامعی که نیازمند توسعه اقتصادی هستند، دنبال این سیاستند. اگر در کشور ما هر دلار 2 هزار تومان شود، یعنی هر صادرکننده به جای دریافت هر دلار 930 تومان فعلی 2 هزار تومان دریافت خواهد کرد، چون دلار 930 تومان صرفه صادراتی ندارد و با وجود تورم که قیمتها 2 برابر شده نرخ ارز ثابت مانده است. مثلا بنزین را در نظر بگیریم ؛ اگر قیمت بنزین را با تورم و بالاتر از تورم اصلاح می کردیم و افزایش می دادیم ، به این مشکلی که داریم نمی رسیدیم. افزایش بعضی اقلام در برنامه سوم پیش بینی شده بود و باید اصلاح می شد.

البته آمارها و آماری که مسوولان ارائه می کنند رقمهای خوبی را از صادرات غیرنفتی نشان می دهند. این ارقام نشان دهنده روند افزایشی خوبی بود. بنابراین چرا شما می گویید صادرات غیرنفتی کاهش یافته یا صادرکننده علاقه ای به صادرات ندارد؛
افزایش آمار صادرات غیرنفتی را نباید با صادرات کالاهای غیرنفتی واقعی اشتباه گرفت ، زیرا افزایش صادرات غیرنفتی در واقع غیرنفتی نیستند. بخشی عمده صادرات آن کالاها وابسته به نفت ، پتروشیمی و گاز است و ثانیا بخش خصوصی هم که صادر می کند در سایه جوایز صادراتی حرکت می کند. اگر ما می توانستیم اصلاح سیستم ارزی را انجام دهیم الان صادرات غیرنفتی ما فوق العاده بیشتر از مقدار حاضر بود. صادرات ما خیلی هم غیرنفتی نیست. بیش از 60 درصد صادرات غیرنفتی ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم صادرات وابسته به نفت و گاز است. به طور کلی ، تجارت خارجی ما دچار اغتشاش قیمتی است و تا وقتی اصلاح نشود، این مشکل پا برجا خواهد بود.

همان طور که می دانیم ، در دولتهای قبلی بویژه در دهه 70 تغییرات نرخ ارز بسرعت صورت می گرفت یعنی تا پیش از یکسان سازی و تثبیت نرخ ارز قیمت آن حتی هر روز هم با روند افزایشی مواجه بود و قیمت بازار ما را مشوش و برنامه ریزان و مردم را با یک نگرانی و اضطرابی مواجه می کرد که اگر قیمت دلار افزایش یابد قیمتهای دیگر کالاها را تحت تاثیر قرار می دهد. شاید هم آن زمان تثبیت نرخ ارز این نگرانی را از میان برد. حال شما که این ادعا را دارید، فکر نمی کنید. اگر این سد شکسته شود و قیمت ارز افزایش یابد تا صادرات رونقی گیرد و واردات کاهش یابد، آیا باز آن نگرانی ها دامنگیر اقتصاد ما نخواهد شد؛
به نظر من برعکس خواهد شد. از سال 1379 به بعد سیاست تثبیت نرخ ارز شروع بسیار خوبی داشت یک ساز و کار کاملا موفقی بود، اما تبعات بعدی آن باید در نظر گرفته می شد. اگر ما توانستیم نرخ ارز را ثابت نگه داریم ، به دلیل بالا رفتن قیمت دلار در بازار جهانی بود ما باید عملکرد اقتصاد داخلی را برای اصلاح نرخ ارز ملاک قرار دهیم که این کار را انجام ندادیم.

اقتصاد ملی ما در یک وضعیت تورمی است


همیشه نگرانی از افزایش تورم وجود داشته و نسخه های قابل درمان هم با تامل بسیار صورت می گیرد. علت این نگرانی ها چیست و تورم را به چه طریقی می توان کنترل کرد؛
دولت تصور می کند علت تورم ناشی از افزایش قیمت بعضی کالاها مانند بنزین است. در صورتی که این طور نیست همان طور که گفتیم ، علت تورم ناشی از افزایش حجم پول است.
افزایش حجم پول عمدتا از طریق کسری بودجه دولت و استقراض دولت از نظام بانکی شروع شده و در نتیجه درآمدهای موجود وارد حساب ذخیره ارزی و تبدیل آنها به ریال و وارد کردن آنها به اقتصاد ملی ایجاد می شود. گزارش اخیر بانک مرکزی نشان می دهد که در سال 1385 نزدیک 40 درصد حجم نقدینگی افزایش یافته و سال قبل آن بیش از 35 درصد بوده است. اینها عوامل تورم زا هستند. چگونه می شود اصلاح کرد؛ با کم کردن هزینه های دولت یا ایجاد تعادل در بودجه دولت همان طوری که گفتم ، دولت کسری بودجه می آورد از بانکها استقراض می کند و از حساب ذخیره ارزی برداشت می کند وقتی از آن حساب برداشت می کند، به دلار که نمی تواند هزینه کند در نتیجه در بانک مرکزی به ریال تبدیل می کند و مازاد آن چیزی که در بودجه پیش بینی شده به اقتصاد ملی تزریق می شود و این حجم پول را افزایش می دهد تا وقتی این مکانیسم تغییر نکند و حجم پول افزایش یابد، ما با فزآیند تورم روبه رو خواهیم بود. مشکل تورم با کنترل یک تا چند کالا حل نمی شود.
سال گذشته دولت 4 بار متمم بودجه به مجلس برده یعنی 4 بار هزینه ها را زیاد کرده است یعنی هزینه های خارج از پیش بینی بودجه بود و به این دلیل نقدینگی 40 درصد افزایش یافت . نقدینگی خوب است ، اما به شرطی که به جریان تولیدی سرریز شود. باید موانع تولید برداشته شود. تجارت خارجی با تولید داخلی هماهنگ شود، در اینجا یک فاصله و شکاف وجود دارد اقتصاد ملی ما در یک وضعیت تورمی است. تجارت خارجی نرخ ارز ثابت را به همراه دارد. این شکاف به تولید صدمه می زند، از سوی دیگر، دولت نباید از ابزار واردات برای کنترل قیمتها استفاده کند تا زمانی که این تفکر را دارد، واضح است که واردات افزایش خواهد یافت و تولید داخل لطمه می بیند

اگر عملکرد اقتصاد داخلی را ملاک قرار می دادیم و طبق برنامه سوم با توجه به نرخ تورم داخلی نرخ ارز را اصلاح می کردیم ، با مشکلات حاضر مواجه نمی شدیم کلیه کشورها نرخ ارز را در مواقع مقتضی تعدیل کردند و نتایج مثبتی را به بار آوردند.

آیا می توانیم نتیجه گیری کنیم که افزایش واردات رشد اقتصادی را کاهش می دهد؛
همین طور است ، اگر به عملکرد اقتصادی در چند سال گذشته نگاه کنیم می بینید که کاملا قابل انتقاد است به این معنا که دولت از درآمد بالای نفتی ابزاری برای کنترل قیمت از طریق واردات استفاده می کند. دولت برای جلوگیری از افزایش قیمت کالای مصرفی مردم در مقاطعی تعرفه های وارداتی را بر می دارد مثلا عید پارسال دولت تعرفه صفر را برای میوه گذاشت و واردات آن افزایش یافت و تولیدکنندگان و باغدارهای محلی بشدت متضرر شدند؛ چون دولت می خواست که کنترل قیمت کند و قیمت میوه افزایش نیافت.

اما ما همه دیدیم که پس از واردات میوه ، بویژه در شروع سال جدید و تقاضای شدید مردم ، باز قیمت میوه کاهش نیافت؛
داستان همین است که قبلا گفتم. مساله تورم با این نسخه ها قابل حل نیست. مساله تورم یک مساله پولی است. حجم پول در بازار زیاد است که تورم را موجب می شود. شما با واردات می توانید به طور موقت قیمتها را کنترل کنید، ولی این کنترل نهایتا هم به تولید داخلی ضرر می زند و هم به طور واقعی چاره ساز تورم نیست. تورم خودش را به هر صورت نشان می دهد. تورم به معنای به هم خوردن بازار پول و بازار کالاست. با هزینه های جاری دولت و کسری بودجه بازار پولی بشدت متورم شده وتولید داخلی هم که رشد محدود 6 تا 5 درصد را دارد این عدم تعادل باعث تورم می شود و با واردات نمی توان جلوی این پدیده را گرفت در صورتی که واردات به تولید داخلی ضرر می زند.

اخیرا در خبرها آمده بود که افزایش واردات در سطح استان ها به دلیل نیاز، بیشتر است مثلا استان مازندران تا خرداد امسال 103 فقره سفارش واردات دارد دلایل این امر را در چه می دانید؛
تولیدکننده داخلی ما با تورم داخلی مجبور است تولید کند. قیمت دستمزدها و حمل و نقل... بالا رفته است. تا به حال فکر کرده اید که مردم ترجیح می دهند به جای مصرف برنج ایرانی از برنج ارزان خارجی استفاده کنند. علت آن محدودیت درآمدی است که وجود دارد از طرف دیگر، برنج کار ایرانی متضرر است . یا در مورد گندم می بینیم که دولت گندم را از گندم کاران می خرد، در صورتی که واردات گندم ارزان تر از آن است. این حرکتهای دولت یارانه دادن است اما تا چه زمان دولت می خواهد گندم و چای را از تولیدکننده بخرد. کار دولت این نیست. دولت به صورت مقطعی می تواند این کار را انجام دهد.

پس با توجه به گفته حضرتعالی ، دولت باید سیاستی اتخاذ کند که بخشی از درآمد نفتی را در جهت حمایت از تولید به کار ببرد این که به نوعی اقدام به واردات کند و یا اقتصاد را به سمت افزایش واردات پیش ببرد در حقیقت اقتصاد را وابسته به واردات می کند در صورتی که به جای افزایش واردات ، می تواند سرمایه گذاری برای تولید آن کالای وارداتی را اعمال کند.
واقعیت این است که دخالت های مستقیم دولت چاره ساز نیست. تنها کار اساسی ای که دولت باید انجام دهد، این است که اجازه دهد بازارها به صورت واقعی عمل کند. قیمتها بتواند به صورت منسجم تغییر یابد. سیستم اقتصادی به صورت سازگار متحول شود. دولت باید نرخ ارز را مانند نرخ دیگر کالاها که در اختیار دولت است با کل قیمتهای نسبی اقتصاد ملی ساز و کار کند، یعنی نرخ ارز را در جهت افزایش قیمت ارز خارجی ، در جهت کاهش ارزش پول ملی تعدیل کند تا متناسب با آن تحولات تورمی شود. اما مشکل ما این است که در داخل ، قیمتها شدیدا بالا رفته در صورتی که در تجارت خارجی قیمتها ثابت مانده است اینها متناسب هم تغییر نکرده است.

شما می گویید دولت اجازه دهد بازار خودش عمل کند آیا بازار اقتصاد، آنقدر قوی هست که خودش بتواند این تغییر و تحولات را بدون دخالت مستقیم او انجام دهد؛
حتما این طور است اگر غیر آن باشد، امکان پذیر نیست. اگر بازار ضعیف هم باشد برای قوی شدن آن می تواند از طریق یافتن قدرت رقابتی و تولید داخلی به قدرت برسد. تولید داخلی چگونه می تواند حمایت شود؛ با واردات ارزان که تولید حمایت نمی شود و تولید خارجی هم بهتر از تولید داخلی است تولیدکننده داخلی نمی تواند رقابت داشته باشد در نتیجه عقب نشینی می کند و یا ورشکست می شود و یا همان طور که گفتیم تولیدکننده داخلی و یا صادرکننده تبدیل به واردکننده می شوند.

اکثر فناوری های جدید در کشور ما وارداتی است یعنی تولیدکنندگان ما توان رقابت با فناوری جدید دنیا را ندارند. به عنوان مثال ، سال گذشته 7.5 میلیون دستگاه گوشی تلفن همراه وارد کشور شد و ما نتوانستیم در زمینه رقابت با آن کالاها حداقل مشابه آن را تولید کنیم. در صورتی که بسیاری از کشورها علاوه بر واردات گوشی های مارک دنیا، بخشی از نیاز داخل را تولید می کنند. به عبارتی ، تولیدی را داشتند که قابل رقابت با گوشی های برتر دنیا بود. شما ایراد کار را در چه می دانید؛
ما هم می توانستیم این کارها را انجام دهیم. اما یکی از دلایل آن به دولتی بودن اقتصاد ما برمی گردد. اگر تولیدکننده و بخش خصوصی را آزاد می گذاشتیم که در داخل با مشارکت سرمایه گذار خارجی تولید کنند و تولید داخل به حساب آید، ما هم می توانستیم در کشور گوشی تولید داخل و قابل رقابت داشته باشیم.

نظر شما درخصوص واردات بنزین چه بود؛ اخیرا دولت به دلیل افزایش واردات بنزین موضوع سهمیه بندی را اجرا کرد تا به نوعی مصرف را کنترل کند و اعلام می شود موفق بوده است. آیا این رویه ها برای کنترل واردات توجیه اقتصادی دارد یا عملکرد دیگری قابل پیش بینی است؛
در این 20 سال گذشته ، مصرف سوخت با شتاب بیشتری در مقایسه با تولید داخلی افزایش یافت. در نتیجه ، شکافی بین مصرف و تولید ایجاد شد که این شکاف دولت را مجبور به واردات بنزین کرد. البته واردات بنزین آسان ترین راه بود، اما دولت می توانست با مکانیسم افزایش قیمت از واردات بی رویه آن جلوگیری کند. نزدیک 2 سال است که قیمت بنزین را ثابت نگه داشتیم در صورتی که سالانه 10 تا 15 درصد افزایش تورم داشتیم. قیمت را ارزان کردیم و به طور نسبی وقتی قیمت کالایی ارزان شود تقاضا و مصرف افزایش می یابد. دولت نگران از افزایش تورم بود. در نتیجه قیمت را ثابت نگه داشت و مصرف زیاد شد. تا این که دولت دید سال گذشته 5 میلیارد دلار صرف واردات بنزین کرد و افزایش واردات بنزین ما را به بازارهای جهانی بیش از پیش وابسته می کرد، در نتیجه جلوی واردات را گرفت ؛ اما اگر قیمت بنزین هر سال افزایش می یافت مصرف قابل کنترل می شد.


مریم میخانک بابایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها