|
هیپنوتیزم به گفته تاریخ این پدیده با روان انسان ها سروکار دارد و نمی توانیم زمان مشخصی را به عنوان بازیافت اولین پدیده های هیپنوتیزم معین کنیم. اولین بار در اواخر قرن هجدهم هیپنوتیزم توسط دکتر آنتوان مسمر مورد بررسی دقیق و علمی قرار گرفت و به عنوان نوعی درمان از طریق قرار دادن آهنربا در موضع درد مطرح شد. او معتقد بود از سیالات و ستارگان نیرویی ساطع می شود که می تواند بر سرنوشت انسان اثر بگذارد. او بتدریج متوجه شد آنچه بیماران را شفا می دهد، ارتعاشاتی است که از وجود خودش خارج می شود. با توجه به این که در آن زمان هنوز تحقیقات و شناخت کافی نسبت به امواجی مانند الکترومغناطیس یا امواج فکری وجود نداشت ، مسمر این نیرو را سیاله مغناطیسی نامگذاری کرد. مسمر معتقد بود انرژی می تواند از وجود انسانی به انسان دیگر منتقل شده و تاثیرات مثبت آرامش بخشی یا شفادهی را در فرد ایجاد کند. بعدها دانشمندان و طبیبان بزرگی مانند پروفسور شارگو و دکتر برنهایم از این روش در درمان بیماران عصبی و روانی در بیمارستان های آن زمان استفاده کردند. دکتر جیمز برید جراح معروف انگلیسی برای این پدیده که حالتی خواب گونه بود، واژه هیپنوز را پیشنهاد کرد. بعدها برخی از دانشمندان متوجه شدند که این کلمه به معنی خواب است و با وضعیت خلسه هیپنوتیزمی چندان مشابهت و سازگاری ندارد. زیرا این کلمه حالتی شبیه خواب طبیعی را در ذهن تداعی می کند، در حالی که هیپنوز حالتی است که بیشتر به هوشیاری و بیداری همراه با آرامش و رهایی جسمانی شباهت دارد. پس از آن هیپنوتیزم علمی براساس تلقین فیزیکی مطرح شد که بعدها به نظریه مسمر پیوست. اساس تفکر مسمر انتقال نوعی انرژی روحی از عامل یا هیپنوتیزور به سوژه یا فردی است که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرد. اگرچه در سالهای اخیر با پیشرفت فناوری وجود این انرژی در موجودات زنده به اثبات رسیده و قابل تصویربرداری و ثبت است ، اما هنوز هم عده ای نسبت به وجود این انرژی در تردید هستند |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم