مسوولان سرشان شلوغ است و احتمالا وقت ندارند تکلیف این قبیل مسائل را مشخص کنند که گاه غیر از مال ، جان انسان ها را نیز می گیرد! تنها وقتی قضیه به جایی حاد رسید، بیانیه ای ، هشداری و خبری صادر می شود و آبها که از آسیاب افتاد، دوباره همان آش و همان کاسه است.
خوشبختانه روزنامه جام جم چندی پیش آغازگر موجی تازه در رسانه ها شد و از لزوم برخورد قاطعانه با شیادانی نوشت که به عنوان انرژی درمانگر و با سرکیسه کردن مردم درمانده به ثروتی کلان رسیده اند؛ شعبده بازانی یک لا قبا، که اکنون به متمولانی صاحب خانه های مجلل ، خودروهای گران قیمت و سرمایه گذاری های هنگفت در داخل و خارج از کشور بدل شده ، زن و فرزندانشان را برای حظ بردن از لذایذ زندگی ، آن هم از جیب مستاصلان ، ساکن ینگه دنیا کرده اند.
چاپ مناظره دکتر پریس کی نژاد (متخصص بیولوژی تکوینی ، رشد و ترمیم و نمو) با محمدعلی اکبری (مدعی انرژی درمانی) بازخوردی زیاد داشت و پس از آن بسیاری از مدعیان ، همکاران و دوستان علی اکبری ، به تکاپو افتادند تا با ارسال کتابها و سی دی هایی از کارهای خود به رسانه ها، روند آگاه سازی افکار عمومی را مختل سازند.
در این مناظره ذکر شده بود: چند سال پیش «اف.دی.ای» که یک ارگان کاملا علمی است ، تصمیم گرفت تکلیف انرژی درمانی را مشخص کند. بر این اساس ، فراخوانی گسترده داد و موضوع را در دانشگاه هاروارد که معتبرترین سانتر علمی است ، مطرح کرد تا با انجام آزمایش ها و تحقیقاتی ، در نهایت تکلیف انرژی درمانی معلوم شود. زیرا برای مثال در امریکا و اروپا حدود 11 هزار نفر به صورت غیررسمی به همین کار مشغولند، اما هیچ مکانیسمی برای فعالیت آنها تعریف نشده بود.
|
نیرنگ بازان

واقعیت تلخ این است که وزارت بهداشت اعلام می کند، انرژی درمانی مستندات علمی ندارد و این کارها دخالت در درمان محسوب می شود؛ مسوولان قضایی معتقدند این افراد با استفاده از نوعی شارلاتانیسم از مردم درمانده سوء استفاده می کنند، برخی رسانه های گروهی فراگیر شدن این گونه کلاهبرداری های آشکار را هشدار می دهند و با دعوت همگان به تعالی جامعه و پذیرفتن این که زمان عوامزدگی و در جا زدن فرهنگی سپری شده و اکنون علم و دانش در دنیا حرف اول را می زند، از مردم می خواهند مراقب نیرنگ بازانی باشند که با سوء استفاده از ناآگاهی ها بر شانه هایمان پای می گذارند و خود را بالا می کشند، اما هنوز همگی در این چرخه درگیریم و همتی نمی کنیم تا به گونه ای اصولی از قید و بند آثار سوء چنین نگاه آشفته ای خود را خلاص کنیم |
مبلغ گزافی نیز به عنوان جایزه تعیین شد تا اگر کسی بتواند انرژی درمانی را به عنوان یک روش درمانی اثبات کند، به او پرداخت شود. هنگامی که گزارش این فراخوان منتشر شد، هیچ کس نتوانسته بود آن را اثبات و جایزه را از آن خود کند. حاصل این فراخوان صدور بیانیه ای شد که در 13 نوامبر سال 2003 در دانشکده علوم پزشکی نیویورک که محل تجمع محققان برجسته دانشگاه های دنیاست ، منتشر شد. در آن بیانیه تاکید شد که تا به امروز هیچ تحقیقی علمی وجود ندارد که بتواند اثرات انرژی درمانی را روی هیچ کدام از بیماری ها اعلام کند.
قاضی معینی ، مسوول رسیدگی به پرونده علی اکبری در مشهد که موارد ابهام پرونده وی همچنان پابرجاست ، طی گفتگویی با خبرنگار جام جم ، تلویحا به فریب خوردن برخی مسوولان اشاره کرد و با شکوه از عوامفریبی این مدعی دروغین و سادگی کسانی که تحت تاثیر اعمال وی قرار می گیرند، افزود: 8 ماه وی را در زندان مشهد نگه داشتیم ، اما سرانجام با نفوذ برخی افراد[!] پرونده او به تهران منتقل شد و حالا آزاد است.
سازمان نظام پزشکی ، وزارت بهداشت و قوه قضاییه نیز به طور جداگانه اعلام کردند: انرژی درمانی در کشور ما مبنای علمی ندارد و هرگونه فعالیت در این زمینه مداخله در پزشکی محسوب می شود و دارای مجوز قانونی نیست.
پرسش اصلی این است که با اطلاع از همه این موارد، چرا آنها همچنان در گوشه و کنار کشور به فعالیت غیر قانونی مشغولند و هیچ کس جلوی مداخلات آنها را نمی گیرد؛! اگر جعلی بودن مدارک به اصطلاح دکتری از دانشگاه های ینگه دنیا، مونتاژ تصاویر جلد نشریات معروف ، ادعای ارتباط با خدا و در همان حال دریافت پولهای هنگفت از فقرا و نیازمندان مستاصل و... از این دست اقدامات ، فریب نیست ؛ خوب است یکی از همین مسوولان فریب را تعریف بفرمایند و ما را از ناآگاهی خویش نجات دهند. واقعا چرا از سال 1345 که دادستان وقت تهران اعلام کرد: «مریدان شیطان را معرفی کنید» و «رمالان و دعانویسان به اتهام شیادی تحت تعقیب قرار می گیرند» هنوز سخن از شیادی چنین افرادی در میان است و هنوز بساط کف بینی ، فال ، رمل و شفا (با نگریستن به لیوان آب) و حرکت دست و نوای صوت و نباتهای ورد خوانده شده و... برقرار است؛
خودمان را فریب می دهیم
واقعا چرا برخی از ما علاقه زیادی داریم به این که خودمان را به کوچه علی چپ بزنیم ! خوشمان بیاید یا نه ، یا باید بپذیریم که آدمی خرافاتی ، ساده لوح ، عوام زده ، ناآگاه ، مغفول عوامفریبی نیرنگبازان و... هزار صفت دیگر هستیم ، یا این که قدرت مواجهه و قبول واقعیات را داشته باشیم و با تغییر نگاهمان ، بیش از این خود را فریب ندهیم.
حقیقت این است که همه اینها، مترادفات همان اسمهایی است که پیش از این هم به نام شیادی و کلاهبرداری شناخته شده بود. آنها که قسم می خورند شفا یافته اند، با اثرات مورد تایید تلقین و مبحثی چون اثر فکر بر ماده و پلاسبو یا دارونمایی آشنا نیستند. اگر بهبود یا شفایی در هر یک از این مقولات دیده می شود، حتی در هیپنوتیزم که هم اکنون تنها روش درمانی دارای جواز در کشور است تلقین پذیری بسیار شدید مغز است که اثر می گذارد.
هر تلقینی با تلاش خود بیمار هم ممکن است. فقط باید قصد کند و با تلقین توانمندی خود تمرینی مستمر را همراه سازد تا نتیجه بگیرد. نیازی به پرداخت مبالغ هنگفت ، اعتماد به کسانی که ادعای شفا دارند، یا بهره گیری از مقدسات مردمان نیست. تمرکز انسان بر ذهن خود، او را با دنیایی ذهنی آشنا می کند و به او قدرتی می دهد که وصف ناپذیر است. کارهای مرتاضان هندی و خیلی اشخاص دیگر همگی ناشی از تمرکز آنها بر ذهن است. از سوی دیگر، منشا بسیاری از بیماری ها ذهنی است و برای درمان آنها باید باور بهبود در آن حاصل شود. تلقین می تواند به سیستم ایمنی بدن دستور دهد در برابر بیمارها به گونه ای مقاوم تر فعال شود یا حتی سبب بهبود بیماری هایی شود که در پی جواب منفی پزشکان ، به خود تلقین کرده ایم دیگر بهبود نخواهیم یافت!
من کسی را می شناسم که یک روز در میان دچار حملات میگرن می شد و چندین بار در هفته احساس دردی عظیم زندگی او را مختل کرده بود و تنها با تزریق دیکلوفناک و داروی خواب آور، پس از ساعتی بهبود می یافت. او با تلقین به خود و تقویت تکنیک های تخیل ، اکنون مدتهاست که از این حملات پر درد رهایی یافته است.
موارد این چنینی زیادند. چنان که کودکی با آموزش تصور یک بازی کودکانه و شلیک سفینه های دفاعی در ذهن خود به تومور مغزی اش باعث تحلیل تومور و سپس ناپدید شدن آن می شود. یا یک بیمار مبتلا به سرطان گلو وقتی تصویر قسمت مبتلا به سرطان را می بیند، آن را در حکم جزیره ای فرض می کند که گلبول های سفید همچون برف سطح آن را می پوشانند و جزیره را وادار می کنند در آب حاصل از این پوشش حل شود.
نقش تلقین و تصوراتی این چنین در حدی است که در آزمایشی چشم کسی را بستند و با گذاشتن یک میله سرد روی دست وی ، چنین القاء کردند که میله ای داغ روی دستش نهاده اند. پوست دست او تاول زد و متورم شد!
خوب است در دنیای آزمایش های مبنی بر مشاهده و تجربه علم بیاییم و برای همیشه خود را از ترفندهای خرافات گونه شیادان خلاص کنیم. تا کی باید با فریب خود کشتی زندگی و آسایش مان را در دریای متلاطم ناآگاهی هایمان غرق کنیم؛