فضای مرکزی سالن نمایش به معرفی آثار متعلق به منطقه لرستان و بعضی از مناطق کرمانشاهان و ایلام اختصاص دارد که از نظر زمانی قدمتی از هزاره سوم پیش از میلاد تا هزاره اول پیش از میلاد را شامل می شود. این آثار شامل اشیای سفالی ، مفرغی و معدودی آثار سنگی ، استخوانی و صدفی می شود که در این میان آثار مفرغی به دلیل تنوع و کثرت ، قدرت خلاقیت ، مهارت و ظرافتی که در ساخت آنها به کار رفته از شهرت جهانی برخوردارند و ارزش علمی و فرهنگی آنها، این آثار را مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و مجموعه داران بزرگ جهان قرار داده است.
حضور این آثار نقطه عطفی در شناخت تاریخ فلزکاری و چگونگی تحول در سبکهای فلزکاری ایران است.
تعدادی از این آثار حاصل اکتشافات علمی است که در دهه های گذشته از محوطه های باستانی ورکبود، کل ولی در استان ایلام ، سرخ دم ، کفترلان (کمترلان)، چغاسبز، دم آویز در لرستان و مناطقی از کرمانشاه به دست آمده است .سفالینه های لرستان با مشخصات و ویژگی های خاص از نظر فرم و نقوش و آثار مفرغی هم در طیف گسترده ای از نظر فرم و تزیین در قالب ابزار جنگ ، قطعات زین و برگ اسبان ، زیورآلات و تزئینات شخصی ، اشیای آیینی و تشریفاتی ، ظروف و وسایل روزمره مجموعه نفیسی را در موزه به نمایش گذاشته است.
هخامنشی تا ساسانی شروع آثار هنری این دوره از انتهای سالن موزه با قطعات بزرگ و حجیم سنگی است که بیشتر آنها از تخت جمشید آورده شده و نمایانگر قسمتی از عظمت و شکوه معماری یکی از مجموعه های تاریخی ایران و جهان است. تعدادی از این آثار حجیم سنگی به دیوار یا کف سالن متصل و در محل خود ثابت شده اند. یکی از زیباترین آثار برجای مانده از دوره هخامنشی نقش برجسته بارعام است.
|
لوح حامورابی

لوح حامورابی که در طول دوران تحصیل در مدرسه راجع به آن در کتاب تاریخ مطالبی خوانده ایم در همین قسمت و در امتداد ویترین اشیای پیش از تاریخ در وسط سالن خودنمایی می کند. خط، یکی از بزرگترین تحولات اجتماعی ، فرهنگی بشر بود که موجب شد جوامع وارد دوران تاریخی تازه ای شوند. در بدنه لوح حامورابی ، متن قانونی در 282 ماده به خط میخی آکادی نوشته شده که مفاد آن بر اساس روابط اجتماعی آن عصر تنظیم شده است. بالای این لوح نقش برجسته حامورابی که در جلوشاماش ، خدای خورشید به نیایش ایستاده دیده می شود. این لوح در 1160 پیش از میلاد به وسیله شوتروک ناهونته پادشاه ایلام هنگام فتح بابل به شوش آورده شده است. نکته تاسف آور درباره لوح مذکور این است که آنچه در این موزه نگهداری می شود نمونه بدلی لوح اصلی است که در موزه لوور پاریس است و بدل آن به وسیله دولت فرانسه در اختیار ایران قرار داده شده است. اصل این لوح در حفاری های سال 1907 میلادی به وسیله ژاک دمرگان فرانسوی از شوش کشف و از آنجا مستقیم به موزه لوور منتقل شد |
در دوره هخامنشی تاکید روی سنگ و حجاری است ، صحنه حجاری معروف به بارعام داریوش اول (و شاید خشایارشاه اول)، در این صحنه پادشاه هخامنشی نشسته بر اریکه سلطنتی در مرکز دیده می شود. این صحنه حجاری در بررسی هنر و فرهنگ دوره هخامنشی حائز اهمیت است. ظرافت هنر حجاری که بویژه در خنجر تشریفاتی پادشاه بخوبی مشاهده می شود، در نوع خود کم نظیر است.
قرینه سازی و القای شکوه و عظمت پادشاه از خصوصیات بارز هنر این دوره است.
بازدیدکنندگان از این صحنه حجاری با کمی دقت می توانند با سلسله مراتب درباری و تا حدودی طبقات اجتماعی این دوره آشنا شوند. در دوره هخامنشی سه طبقه اصلی شامل خاندان پادشاهی ، روحانیون (که نگهبان آتش مقدس هستند) و عموم جامعه ، طبقه تولیدکننده جامعه اعم از کشاورزان و صاحبان صنایع و حرفه ها می شود.
نمونه دیگر ستونی متعلق به کاخ جنوبی آپادانا متشکل از قطعات مربوط به چند ستون مختلف و پیکر حیوان بالدار با تنه گاو و سر انسان است که قسمتی از یک سرستون کاخ سه دروازه است و نمایانگر کیفیت بالای حجاری و سنگ تراشی و ساخت ستونهای منحصر به فرد و استفاده از تزیینات نقش برجسته در کاخ تخت جمشید است. همچنین قطعاتی از آجرهای لعابدار با نقوش شیر، گاوهای بالدار، تیرانداز، حیوانات بالدار با سر انسان ، گلهای لوتوس و رزت مربوط به کاخهای هخامنشی در شوش و تخت جمشید است که زینت بخش قسمتی از سالن موزه است.
از نمونه های دیگر آثار حجیم سنگی ، تندیس بدون سر داریوش با کتیبه های سه گانه میخی ، پارسی باستان ، عیلامی ، بابلی و هیروگلیف است که از شوش به دست آمده است. مجموعه آثار هخامنشی بیشتر در محوطه های باستانی چون تخت جمشید، شوش و پاسارگاد یافته شده است که شامل اشیای کوچک سنگی از قبیل ظروف مختلف است.
یکی از ویترین های این قسمت به نمایش اشیای مختلفی چون سردیس شاهزاده هخامنشی ، پیکرک حیوان ، پلاک با نقش عقاب و یک کوزه از جنس خمیر و سنگ لاجورد اختصاص دارد. سفالینه های مربوط به این دوره به 2 صورت بدون لعاب و لعابدار از حفاریهای پاسارگاد تخت جمشید و شوش به دست آمده و نمونه زیبای آن ریتونی از پاسارگاد است.
مجموعه اشیای کتیبه دار هخامنشی نیز از جمله نفایس این موزه است.
پس از اشیای به دست آمده از دوره هخامنشی موجود در این موزه ، آثار برجای مانده از دوره اشکانی چیده شده اند. یکی از آثار بسیار ارزشمند این دوره تندیس مفرغی بی نظیر بزرگزاده اشکانی است که از معبد شمی کشف شده است. آثار مهم دیگر نقش برجسته های سنگی از مناطق شوش ، مسجدسلیمان ، بردنشانده و مجموعه سردیس های سنگی زنان و مردان مانند سردیس مرمرین ملکه موزا، زن فرهاد چهارم از شوش و اشیای مختلف مفرغی است. سفالینه های به دست آمده از محوطه های گرمی ، کنگاور، شوش و گلیان نیز با توجه به ویژگی های هنری این دوره و مشخصات بومی هر منطقه از تنوع بسیاری برخوردار است. یکی از زیباترین اشیای موجود در سالن تابوت لعابدار است که از شوش به دست آمده است. از ویژگی های بارز این دوره ، رونق گرفتن مجدد کار سفال کاری است.
مجموعه قابل توجهی از اشیای شیشه ای نیز که از تنوع بسیاری برخوردار بوده ، نمایانگر ارتباط و نفوذ فرهنگی و تجاری با برخی سرزمین ها چون سوریه و چین است که یک ویترین را به خود اختصاص داده است.
نکته حائز اهمیت درخصوص این موزه این است که از لحاظ آثار باقی مانده از دوران اشکانی ، این موزه در دنیا جزو برترین هاست. بازدیدکنندگان پس از دوران اشکانی آثار مربوط به سلسله ساسانی را مشاهده می کنند. هنر این دوران در پی احیای هنر امپراتوری هخامنشی بوده و در استمرار فرهنگ اشکانی نیز موثر بوده است. در این دوره گچبری و موزائیک کاری حائز اهمیت است.
از آثار مهم این دوره تزیینات مختلف گچبری مربوط به طاقها، پایه ستونها و تزیینات الحاقی به دیوار از مناطق چال ترخان (تپه عشق آمادری) در جنوب تهران و حصار دامغان است. نقش مایه ها و طراحی های به کار رفته در گچبری ها به صورت نقوش گیاهی ، جانوری و انسانی است.
موزائیک سازی نیز هنری است که در دوره ساسانی با استفاده از تصاویر و طرحهای ایرانی و پیروی از شیوه بیزانسی انجام می گرفت. بهترین نمونه های موزائیک این دوره مربوط به کاوشهای بیشاور (فارس) است که شامل چندین قطعه بسیار زیبا متشکل از سنگهای الوان می شود.