چرا تماشای سریال تازه شبکه یک می‌تواند جذاب باشد؟

اقتدار گیل‌دخت در خانه‌اربابی

نگاهی به ظرفیت‌های سریال «گیل‌دخت» در جذب مخاطبان

آدم‌های‌متفاوت در قابی‌سبز

عبایی سبز بر دامن کوه و جنگل گسترده است و اهالی روستا با رخت‌های رنگارنگ محلی این قاب سبز را گلگون می‌کنند و به زیبایی آن می‌افزایند. اگر از دید فیلمسازان به این فضا بنگریم، می‌توان گفت این قاب چشم‌نواز ظرفیتی را در اختیار فیلمنامه‌نویس و کارگردان قرار می‌دهد تا بسیاری از قصه‌ها را در این فضا روایت کنند و به این ترتیب نوار شمالی کشورمان را به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین لوکیشن‌های تصویربرداری سریال‌های تلویزیونی برگزینند.
کد خبر: ۱۳۹۱۴۶۸
نویسنده نوشین مجلسی - گروه رسانه

به کارنامه تلویزیون که بنگری، سریال‌هایی چون پس از باران، روزهای آبی، وارش، کلبه‌ای در مه، از یاد رفته، پایتخت، دنیای شیرین دریا، در کنار پروانه‌ها و... برخی از این آثار هستند که از قابلیت طبیعی و همچنین قصه‌هایی که در تاریخ آن خطه رقم خوردند بهره بردند. سریال «گیل‌دخت» که مدتی است پنجشنبه‌‎ها و جمعه‌ها راهی آنتن شبکه یک سیما می‌شود هم از نام قصه تا مکانی که بخشی از ماجراها را در آن روایت می‌کند به گیلان سرسبز پیوند خورده است. علاوه‌براین فضای خدادادی از وجوه دیگری که این سریال می‌تواند برای به‌دست‌آوردن دل مخاطب به آن تکیه کند، بستر زمانی قصه است. سریال‌های تاریخی وقتی راوی قصه‌ای دراماتیک باشند که با شخصیت‌هایی از جنس مخاطبان و اجداد آنان همراه است و فقط در محدوده مشاهیر و کاخ‌های سلطنتی نمی‌گردد در جذب مخاطبان موفقیت بیشتری دارد. این نوع سریال‌ها دریچه‌ای به تاریخ اجتماعی، سیاسی و... کشورمان است و همان‌گونه که گفته شد تماشایش می‌تواند برای بسیاری که شیفته دیدن قاب‌های تاریخی و شنیدن نقل‌های کهن هستند، جذابیت داشته باشد.
سریال «گیل‌دخت» با بهره ‌بردن از این المان‌ها و همچنین نمایش شخصیت‌هایی متفاوت که غالبا کرداری متمایز نسبت به جامعه و زمانی که در آن زیست می‌کنند، دارند، توانایی خوبی در جذب مخاطبان دارد. سرآمد این شخصیت‌های متفاوت در سریال، گلنار است. او نقش اصلی زنی را تصویر می‌کند که از زمانه خود چند گام جلوتر است و معمولا با کنشگری و نه منفعلانه تلاش می‌کند به خواسته‌های خود جامه عمل بپوشاند. هرچند گاهی موفق است و گاهی به جبرزمانه و نگاه محدود و محصور اطرافیانش در چارچوب‌های قدیمی و دست‌وپاگیر از رسیدن به آنچه می‌خواهد باز می‌ماند. این ناکامی‌ها البته او را از جنگجویی بازنمی‌دارد. گلنار با وجود تمام ناامیدی‌ها و شکستن‌ها، برای دوباره‌برخاستن انگیزه دارد. این تصویر تا حدی با آنچه از جامعه زنان در دوران قاجار در ذهن داریم متفاوت است اما در عمل با منطق و مختصات قصه‌ای که مجید آسودگان نگاشته و مجید اسماعیلی کارگردانی کرده، همخوانی دارد و برای مخاطبانی که از ابتدا دنبال‌کننده سریال بودند، باورپذیر از آب درآمده است. از سوی دیگر شخصیت‌ها در قاب‌بندی‌هایی که به لحاظ بصری، وزن اثر را بالا برده‌اند، طراحی لباس‌های رنگارنگ و متناسب با موقعیت و زمانی که قصه در آن روایت می‌شود به دیدنی‌تر شدن گیل‌دخت کمک کرده است. همچنین نگاه این سریال به حقایق تاریخی در دل قصه‌ای که با قوه تخیل نویسنده نگارش شده، برای مخاطبان ضمن مزیت آشنایی بیشتر با برهه‌ای از تاریخ، سرگرم‌کننده است.

روزنامه جام جم 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها