کد خبر: ۱۳۸۹۹۱۴
نویسنده سینا واحد - نویسنده

«الازهر»؛ شناخته‌شده‌ترین مجتمع آموزشی دینی در میان مسلمانان آفریقا، و خاورمیانه؛ با این‌که: همیشه خود را از سیاست‌ها و حکومت‌ها و زد و خورد‌های سیاسی و بین‌المللی، دور نگه می‌دارد، و از کنار حکومت‌ها و سیاست‌ها، آهسته و زبان خاموش، عبور می‌کند؛ اما، نتوانست، دربرابر «اتاق تبلیغات جهانی کاخ سفید» مقاومت کند؛ و در‌های تاریخی این مدرسه کهن را، بسته؛ نگه دارد؛ و چنین شد، که «اوباما»، پس از پیروزی در انتخابات، و تصرف «کلید شیطانی کاخ‌سفید»، به خاورمیانه آمد؛ تا در این پایگاه تاریخی‌-مذهبی، در همسایگی «اهرام» و «فرعون‌ها»، با صدای رسانه‌ای بلند، بگوید: اینک، «فرعون جهان»، کلیددار برنده «کاخ سفید» است... و افراد این کاخ، هستند که سرنوشت «خاورمیانه» را، تعیین خواهند کرد و هیچ قدرتی نمی‌تواند، در برابر نقشه ما ایستادگی کند و برای مسلمانان منطقه، اسلامی پر از خشونت و نفرت و خون‌ریزی، بخواهد.

«اوبامای کاخ‌نشین»، هنگامی که تصمیم می‌گیرد «استراتژی سیاست خارجی و جهانی» آمریکا را، نه در سالن‌های مجلل سرزمین آمریکا و نه در سالن‌های تاریخی قاره اروپا؛ بل، در یک سرزمین عربی و آفریقایی، آن هم در یک نهاد آموزشی دینی شناسنامه‌دار، به جهان سیاست‌ورزان و حکومت‌گران و رسانه‌های خاورمیانه بزرگ، عرضه کند؛ چه‌معنای بازنشده‌ای دارد؛ که تا اکنون درباره آن، رسانه‌های پرموج و پرقدرت سلطه‌گران، سکوت کرده‌اند و به جنبه‌های کاملا تبلیغاتی سفر به «قاهره» ... پرداخته‌اند.
«کلیددار کاخ سفید»، در آن زمان، لبریز از نگرانی‌های پایان‌ناپذیر بود... نگرانی از استراتژی‌های گسترش «خط مقاومت» در سرتاسر خاورمیانه و فروپاشی سیستم‌های دفاعی آمریکایی‌ها و غربی‌ها، از «اسرائیل بی‌ریشه و تاریخ و هویت» و البته: از منافع درجه اول تمدن غرب، در سرتاسر خاورمیانه...
بنابراین، «اوباما»، با یک دنیای ترس‌آلود، مواجه بود و نتوانست در طول هشت سال ریاست بر کاخ سفید، سیستم دفاعی آمریکایی‌ها را، در منطقه، نگهداری کند و نگذارد، «خط پیچیده و پیش‌رونده مقاومت، در خاورمیانه به پیشروی خویش ادامه دهد.»
تولید پرخرج و پرهزینه و پرخون «گسترش بنیادگرایی افراطی» به‌نام «داعش» هم، نتوانست، به داد «اوباما» و «پادشاهی عربستان» برسد و... از ترس‌های زیادشونده و نگرانی‌های کشنده آنها، بکاهد...
و هم‌اینک که: «کلیددار جدید کاخ سفید»، با رئیس‌جمهور فرانسه، بیانیه مشترک شگفت‌آفرین، درباره «ایران قوی» صادر می‌کنند، حقیقتی نیست، مگر، این‌که، بگوییم، نگرانی‌های غرب و «اوباما» به اوج تکامل خویش رسیده و تبدیل به یک «ترس بزرگ» و یک «بیم پردامنه»، در دل قدرتمندان و سیاست‌سازان تمدن غرب گشته است؟!
همان‌گونه که، تاریخ نشان داد: گردن‌کشی سیاسی «اوباما» در قاهره، هیچ به سود سیاست‌های سنتی و تاریخی غرب و آمریکایی‌ها، نبوده و زوال و بیچارگی آن‌ها را مضاعف کرد؛ گردن‌کشی دونفره «مکرون» و «بایدن» هم در کاخ سفید، به زوال و بیچارگی بیشتر آنان و همه قدرت دفاعی تمدن غرب در منطقه خاورمیانه خواهد انجامید و سرانجامی، جز «تسلیم» و «تسلیم بیشتر...» در برابر خط پرهیجان و پرشور مقاومت، نخواهند داشت.
تمدن غرب و رهبران پرسروصدای آن، اینک، در ایستگاه «ترس بی‌پایان» از «ایران قوی» و «مقاومت قوی‌تر» نشسته‌اند و هیچ امیدی، برای نجات بادبان‌های شکسته و کشتی درهم شده منافع و قدرت خوبش ندارند.


ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها