پشت میله های فولادی بهشت یا جهنم؛

حتما تصدیق خواهید کرد که اکثر ما در طول زندگیمان حداقل یک بار از این جمله معروف که «چند وقت بره گوشه زندون آب خنک بخوره آدم می شه» در مورد افرادی که به نظرمان گناهکار هستند
کد خبر: ۱۳۸۸۴۹
، استفاده کرده ایم ، ولی شاید ندانیم این جمله به ظاهر راه حل که گمان می کنیم با به زندان انداختن فرد ، تمام مشکلات ، حل و کارها درست می شود نه تنها معضلات را به صورت واقعی حل نمی کند، بلکه مشکلات بزرگتر و حادتر را این بار با وسعت بیشتری ایجاد می کند.
در قانون کیفری ما برای حدود 400 مورد اقدامات مردم حکم زندان تعیین شده است ، مثلا کوپن فروش به زندان رود، کبوترباز به زندان رود و....

چندی است آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضاییه بر زندان زدایی و جایگزین مجازات های دیگر به جای زندان تاکید می کند. این نوشتار می کوشد تاثیر زندان و اثرات مخرب آن را بر فرد زندانی و جامعه به تصویر بکشد.
امروزه اکثر ناظران جدی بر زندان و اثرات آن بر این عقیده اند که زندان آموزشگاه جنایت ، مربی جنایتکاران ، استمرار جرم و به وجود آورنده جماعتی حاشیه ای است که فکر و ذکری ندارند جز این که بعد از خلاصی از زندان زندگی شهروندان شریف را مختل کنند، زندان نرخ مجرمیت را پایین نمی آورد. می توان زندان ها را وسعت داد، بر شمارشان افزود یا تغییرشان داد، اما کمیت جرمها و مجرمان ثابت باقی می ماند یا حتی افزایش می یابد. کسانی که زندان را ترک می کنند بیشتر از گذشته امکان بازگشت به آنجا را دارند. آنچه مورد توافق جامعه شناسان است ، این است که زندان ، در اعاده حیثیت و بازگرداندن مجرم به جامعه توفیق نداشته است. در نتیجه اگر بپذیریم قانون برای تعیین جرمها در نظر گرفته شده و وظیفه دستگاه کیفری کاهش جرم است و زندان وسیله ای برای جلوگیری ، آنگاه باید شکست زندان را تصدیق کنیم.

نظام زندان در ایران

امروزه در جهان دستگاه های قضایی می کوشند در کنار بهره گیری از عنصر انتقام برای تسکین خاطر زیان دیدگان به منافع اجتماعی حاصل از مجازات نیز توجه کنند و ضمن ادغام این دو(انتقام منافع اجتماعی) با اصل اصلاح بزهکار سیستم کیفری خویش را به حداکثر کارایی لازم برسانند، لذا می بینیم که در جوامع پیشرو با کم رنگ شدن برخی از انواع مجازات احکامی مانند «الزام اشتغال به امور عام المنفعه بدون دریافت اجرت»، «شرکت در دوره های آموزشی خاص» و... بیش از پیش صادر می شود.
در این میان مجازات زندان به عنوان یک راهکار در برنامه کاری تمام محاکم قضایی جهان پیش بینی شده ، اما آنچه نظامهای دادگستری را در این زمینه از یکدیگر متمایز می کند، 2 چیز است:
1- جایگاه زندان در میان دیگر مجازات ها.
2- نحوه نگهداری زندانیان.
در نظام قضایی اسلام ، زندان هرگز به عنوان یکی از ارکان اصلی مجازات مطرح نشده است ؛ با این وجود، متاسفانه قانونگذاران ما جایگاه ویژه ای برای زندان قائل شده و جرایم بسیاری را با زندان های طویل المدت همراه ساخته اند. حال آن که معقولانه تر به نظر می رسد زندان تنها ویژه افرادی باشد که حضورشان در جامعه موجب تباهی است یا باعث تجری دیگران به ارتکاب جرم خواهد شد.

اعتیاد، ایدز و هپاتیت


جرمهایی که افراد زندانی به علت انجام آنها در زندان به سر می برند اغلب همان رفتارهای پرخطری هستند که فرد را در معرض ابتلا به بیماری های عفونی خطرناکی چون ایدز و هپاتیت قرار می دهد.
از سوی دیگر، محیط زندان برای بسیاری از افراد نخستین فرصت زندگی برای آشنایی با اعمال خلافی چون اعتیاد و بی بند و باری جنسی محسوب می شود. از سوی دیگر ممنوع بودن استفاده از مواد مخدر و در دسترس نبودن وسیله مناسب تزریق گاهی افراد را مجبور می سازد از هر راه و به هر شیوه ای متوسل شوند تا ماده مخدر را به بدن خود برسانند.
دیده شده که در برخی موارد 10 تا 20 نفر از یک سرنگ آلوده مشترک استفاده می کنند و استفاده از وسایل معمولی مانند لوله خودکار به جهت تزریق مواد مخدر نیز شایع است

کثرت و ازدحام زندانیان باعث شده که مسوولان زندان ها، بخش عمده ای از توان مادی و معنوی خود را مصروف مسائلی چون امنیت ، بهداشت و تغذیه کنند و دیگر برای رسالت اصلی خویش یعنی اصلاح و بازپروری زندانیان توان یا حتی انگیزه ای نداشته باشند، حال آن که بهداشت ، تغذیه و... همگی مقدمه ای برای رسیدن به این اهداف بزرگ یعنی اصلاح و تربیت هستند. بر اثر فقدان فضای اصلاحی در زندان هاست که خود زندانیان متولی امر آموزش به یکدیگر می شوند و اندوخته ها و تجارب خود را در زمینه های مختلف ارتکاب جرم به یکدیگر منتقل و آماتورها را نیز به بزهکاران حرفه ای بدل می کنند. در شرایط فعلی نظام زندان در ایران نه تنها متضمن نفع اجتماعی و اصلاح فردی نیست ، بلکه در بسیاری موارد محصولی جز ضرر اجتماعی و افساد فردی به همراه ندارد.

اقتصاد زندان

در گذشته پرداخت میلیاردها ریال یارانه ، هزینه واقعی نگهداری زندانی را نشان نمی داد، در سالهای اخیر یارانه ها به مرور کاهش قابل ملاحظه ای یافته است و به نسبت همان کاهش سازمان زندان ها باید هزینه بیشتری بپردازد. به هر رو 150 هزار زندانی در کشور وجود دارد و تامین هزینه آنها خود یک بودجه کلان می خواهد.
واقعیت این است که دولت توان تغذیه 150 هزار زندانی را ندارد. با کاهش حمایت اقتصادی خانواده زندانی از زن و فرزندان فرد محبوس معضلات اقتصادی ناشی از زندانی کردن افرادی که نان آور خانواده هستند، بسیار تشدید شده است.

زنان زندانی

طبق آمار، از کل 157 هزار نفر زندانی در کشور 4 هزار و 800 نفر آنان را زنان تشکیل می دهند که به دلیل ارتکاب به جرائم مختلفی مانند مواد مخدر، اعتیاد، جرائم مالی ، سرقت و روابط غیراخلاقی تحمل حبس می کنند اما اکثر آنها متاهل و دارای فرزند هستند و عدم حضورشان در کانون خانواده مشکلات عاطفی و اجتماعی مختلفی را برای فرزندانشان در پی دارد.
این مساله که زن پیش از هر چیز و پیش از این که مجرم باشد مادری است که تعدادی کودک چشم به محبت و امید به نگهداری او دارند و با نبود او می توان شاهد از هم پاشی نظام خانواده ای بود و بقیه افراد خانواده را بر لبه پرتگاه انحراف دید.تحقیقات نشان می دهد احتمال بزهکاری در فرزندان این گونه مادران به مراتب بیشتر است ؛ البته وقتی پدر خانواده هم دچار بزهکاری باشد، باز هم این احتمال وجود دارد؛ اما به این دلیل که مادر محور خانواده است و پایه اصلی احساسات کودکان بر این اساس شکل می گیرد و فرزندان معمولا گرایش شدیدی از لحاظ عاطفی و رفتاری نسبت به مادر دارند، جرم مادر می تواند زمینه ساز بزهکاری فرزندان باشد و به مراتب احتمال بزهکاری دختران این گونه مادران به دلیل وابستگی شدید عاطفی بیشتر است.

در نظام قضایی اسلام زندان هرگز به عنوان یکی از ارکان اصلی مجازات مطرح نشده است

برای کاهش مشکلات فرزندان زنان زندانی ابتدا باید ریشه بزهکاری زنان بازشناسی شود تا از ابتلا و گرایش آنان به بزهکاری جلوگیری شود و سیستم قضایی کشور با ملاحظه و تخفیف به زنان بزهکار که عموما مادر هستند، در صدور احکام تا جایی که قوانین اجازه می دهد، تعلیق مجازات ، جرائم و سایر مجازات های جایگزین حبس را برای مجازات آنها انتخاب نماید یا مدت حبس زنان را کاهش دهد تا زودتر به کانون خانواده بازگردند.
همچنین در سطح زندان ها مشاوره های روانی را گسترش دهیم تا زنان زودتر اصلاح شوند و همچنین از ارتکاب آنها به جرم جلوگیری کند.

مردان زندانی

عموما در کشورهای شرقی و خصوصا در کشور ما، مرد مرکز و محور خانواده هاست ، به طوری که همه تشویق ها و تنبیه ها و تعیین و ترسیم خطوط فرهنگی ، سیاسی و اخلاقی خانواده از جانب مرد صورت می گیرد. همچنین قطب اقتصادی مرد است و به این ترتیب در هر خانواده مرد حکم مرکز ثقل و کانون جاذبه را دارد که دیگر افراد خانواده پیوسته تحت تاثیر این جاذبه قدرتمند در گردشند. در چنین وضعیتی تنها الگوی موجود برای اعضای خانواده همان مرد است و با محبوس شدن پدر، فرزندان منبع تغذیه فرهنگی و تربیتی خود را از دست می دهند. فاجعه دقیقا از همین جا آغاز می شود.
در واقع محبوس شدن پدر یعنی مجروح شدن روح و روان فرزند و دفن فرهنگ نپخته اش که در نهایت این فرهنگ منفی و به عبارتی ضد فرهنگ در جامعه تکثیر و منتشر می شود. همچنین تحقیقات نشان داده عدم حضور پدر می تواند در هویت یابی کودک اختلال ایجاد کند. بنابراین ملاحظه می شود که زندان علاوه بر ایفای نقش در زمینه تامین امنیت می تواند خود تهدیدکننده امنیت در جامعه نیز باشد مگر این که برای بازپروری و حمایت زندانیان برنامه های منظم و علمی در نظر گرفته شود.


میترا پازکی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها