دوستان ایران در امریکا

شاید تا سال 1998 و پیش از پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ریاست جمهوری این کشور، هیچ کس باور نمی کرد که ایران بتواند در حیاط خلوت امریکا بجز کوبا دشمن شماره یک واشنگتن ، دوستانی وفادار بیابد.
کد خبر: ۱۳۶۸۲۱

امریکای لاتین از زمان انتشار دکترین جیمز مونروئه در دسامبر سال 1823 به حوزه نفوذ امریکا تبدیل شد و هر لاتینی چون سیمون بولیوار که داعیه آزادی و استقلال ملتش را داشت ، محکوم به نابودی بود تا این که چگوارا و فیدل کاسترو از میان این ملت به پا خاستند و تا به نتیجه رسیدن انقلاب ملت خود در کوبا به مقاومت در مقابل ژنرال باتیستا، دیکتاتور دست نشانده امریکا ادامه دادند.

در سال 1973 سالوادورآلنده به عنوان نماینده ملت استقلال خواه شیلی در این کشور به قدرت رسید؛ اما کاخ سفید و سازمان سیا توانست مردم را فریب دهد و میان آلنده و مردم شیلی فاصله بیندازد تا این که سرانجام آلنده را در 11 سپتامبر سال 1973 به قتل رساندند. در سال 1979 یعنی 6 سال پس از مرگ آلنده ، دانیل اورتگا، رهبر ساندینیست ها توانست به مردم نیکاراگوئه استقلال و آزادی را هدیه دهد؛ اما دولت امریکا اورتگا را برنتافت و با ارسال تسلیحات پیشرفته برای گروههای شورشی نیکاراگوئه ازجمله کنتراها، این کشور را به سمت یک جنگ داخلی سوق داد تا این که اورتگا در سال 1990 تحت فشار گروههای مخالف ، بار دیگر صحنه را به مخالفان دولت واگذار کرد تا شاید وقتی دیگر با آماده شدن زمینه مناسب به صحنه سیاسی بازگردد.
نقطه اوج این تحولات ضدامریکایی ، پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ریاست جمهوری دسامبر سال 1998 بود. از آن زمان قاعده دومینو در این منطقه به اجرا در آمد و کشورهای امریکای لاتین در انتخابات متعدد یکی پس از دیگری از زیر نفوذ امریکا خارج شدند. در اروگوئه تاباره واسکز از چپگرایان این کشور به پیروزی رسید. در بولیوی ایوو مورالس از جنبش به سوی سوسیالیسم بر سر کار آمد و در اکوادور رافائل کوره ا، مردی با اندیشه های انقلابی کاسترو و چاوز به قدرت رسید؛ اما ضربه نهایی بر پیکره سد نفوذ جیمز مونروئه ، بازگشت اورتگا، چریک سابق به صحنه سیاسی نیکاراگوئه بود.
محور ضدامریکایی در امریکای لاتین شکل گرفت و حتی تا مرزهای امریکا یعنی مکزیک نیز رسید. در اینجا بود که مقامات امریکایی از همه توان خود برای شکست مانوئل لوپز اوبرادور، نامزد ضدامریکایی انتخابات ریاست جمهوری بهره گرفتند و در نهایت و با تقلب آشکار، رقیب وی فیلیپه کالدرون را به قدرت رساندند. با این همه این جنبش با قدرت در سراسر امریکای لاتین گسترش یافت. مرام این جنبش در نوع تعامل با امریکا موجب خشم و نگرانی مقامات امریکایی شد. این مرام عبارت بود از:
1- استقلال اقتصادی و سیاسی از امریکا.
2- مقابله با خواسته های سلطه جویانه امریکا در منطقه و مخالفت با طرحهای استعماری و امپریالستی امریکا در منطقه.
3- توجه به دیگر کشورهای استقلال خواه جهان ازجمله ایران.
4- توجه به رفع اختلافات میان کشورهای منطقه بدون دخالت دادن امریکا و تلاش برای تقویت همگرایی و اتحاد در منطقه از طریق گسترش اتحادیه های منطقه ای ازجمله بازار امریکای جنوبی ، موسوم به مرکوسور.
بر این اساس ونزوئلا به تبعیت از کوبا و دیگر کشورهای چپ جدید به تبعیت از ونزوئلا روابط گسترده ای با کشورهای خاورمیانه ازجمله ایران و کشورهای عربی برقرار کرده اند. اقدام هوگو چاوز در محکوم کردن جنگ اسرائیل علیه لبنان و بستن سفارتش در تل آویو و قطع روابط با رژیم صهیونیستی نشان داد که هوگو چاوز با پیشینیان خود کاملا متفاوت است. ونزوئلا همچنین روابط گسترده ای با ایران برقرار و در همه جوانب از جمهوری اسلامی ایران حمایت کرد. ایران و ونزوئلا 2 دشمن راهبردی امریکا به 2 متحد استراتژیک تبدیل شدند. در این میان بازگشت اورتگا به قدرت دایره متحدان استراتژیک ایران را به امریکای مرکزی نیز کشاند و اورتگا که در بین سالهای 1979 تا 1990 نیز روابط گسترده ای با ایران داشت ، بار دیگر درصدد تحکیم روابطش با ایران است.

اهداف ایران در امریکای لاتین


ایران در امریکای لاتین درصدد دستیابی به 2 هدف زیر است:
توسعه روابط منطقه ای با امریکای لاتین به منظور اتخاذ مواضع مشترک درخصوص مسائل بین المللی از جمله مبارزه با تروریسم و مقابله با سیاست های سلطه جویانه امریکا در سراسر جهان.
گسترش روابط اقتصادی به منظور متنوع سازی روابط تجاری و همکاری های منطقه ای از طریق گسترش سرمایه گذاری در کشورهای امریکای لاتین و دستیابی به بازار گسترده این منطقه.
جمهوری اسلامی ایران به منظور دستیابی به این اهداف فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده است. هم اکنون ایران یکی از شرکای مهم اقتصادی در ونزوئلا است و تا چند سال آینده نیز روابط اقتصادی گسترده ای با کشورهای بولیوی ، اکوادور و نیکاراگوئه برقرار خواهد کرد.
به اعتقاد کارشناسان بین المللی ، هر چند گسترش و روابط بازرگانی انگیزه مناسبی برای نزدیکی ایران به کشورهای امریکای لاتین است ؛ اما آنچه بیش از روابط اقتصادی برای ایران و کشورهای موسوم به چپ جدید در امریکای لاتین اهمیت دارد، اشتراک دیدگاه های آنها درباره مقابله با زورمداری قدرتهای جهانی است. این اشتراک دیدگاه باعث افزایش قدرت کشورهای در حال توسعه و به نتیجه رسیدن آرمان های آزادی خواهانه آنها خواهد بود. مساله ای که کاخ سفید هرگز آن را تحمل نخواهد کرد و به طور مسلم در این راه کارشکنی هایی ایجاد خواهد کرد

از نظر سران کشورهای موسوم به چپ جدید، ایران کشوری قدرتمند، اقتصادی و سیاسی است که ظرفیت بسیار بالایی در زمینه های صنعتی و کشاورزی دارد. ضمن این که تقویت همکاری با این کشور به معنای افزایش قدرت معنوی هر کشوری محسوب می شود. ولی ایران واقعا در امریکای لاتین در پی چیست؛
روابط ایران و امریکای لاتین ، گرچه به دلیل بعد مسافت و نبود شناخت کافی طرفین از یکدیگر نسبتا دیر شروع شد، ولی با وجود این پیشینه آن روابط به بیش از یکصد سال بازمی گردد. در این مدت طرفین سعی بر افزایش آگاهی های خود و شناخت متقابل از امکانات و توانمندی های یکدیگر داشته اند.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط نظام شاهنشاهی از آنجا که ایران یکی از متحدان استراتژیک امریکا در سطح بین المللی محسوب می شد، روابط این کشور با نهضت های آزادیخواه و حکومت های انقلابی تابع خواسته های امریکا بود. در عین حال روابط ایران نظام شاهنشاهی با کشورهای دیکتاتور آن زمان در امریکای لاتین بسیار گسترده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 شرایط کاملا متفاوتی به وجود آمد. به طوری که نهضت های آزادیخواه و مبارز به همراه کوبا و نظام انقلابی نیکاراگوئه روابط گسترده ای با جمهوری اسلامی ایران برقرار کردند. در حالی که سفارتخانه کشورهای دارای حکومت های راستگرا و توتالیتر و تابع امریکا به سرعت به بستن سفارتخانه های خود در ایران اقدام کردند با آغاز جنگ تحمیلی و اعمال تحریم های اقتصادی و همچنین انزوای سیاسی ، جمهوری اسلامی ایران توسعه روابط با کشورهای امریکای لاتین را در اولویت های خود قرار داد. در این دوران سفارتخانه های ایران در کشورهای شیلی ، اروگوئه ، نیکاراگوئه ، کوبا و کلمبیا افتتاح و شروع به کار کرد. به طوری که حجم مبادلات تجاری ایران با کشورهای منطقه پس از انقلاب اسلامی به 15 میلیارد دلار رسید؛ اما با وجود توسعه گسترده روابط تجاری میان ایران و کشورهای امریکای لاتین ، روابط سیاسی 2 طرف بر درک متقابل سیاسی استوار نبود و کاستی هایی در نگاه طرفین مشاهده می شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، زمینه گسترش روابط جمهوری اسلامی ایران و کشورهای منتقد امریکا افزایش یافت. پس از پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا این روابط به میزان چشمگیری افزایش یافت.
سفرهای پیاپی مقامات ایرانی به کشورهای منتقد و یا مخالف دولت امریکا، خواب آرام را از ساکنان کاخ سفید ربوده است. ضمن این که سفر مقامات و سران کشورهای امریکای لاتین دولتمردان امریکا را بیش از پیش آشفته کرده است. سفر دانیل اورتگا، رئیس جمهوری نیکاراگوئه و رهبر جنبش مردمی ساندینیست ها به ایران ، بار دیگر مقامات کاخ سفید را برای کم اثر کردن این سفر بر روحیه مردم امریکای لاتین به تکاپو واخواهد داشت. این در حالی است که اورتگا از زمان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر ثابت کرده است که گسترش روابط با ایران را بر تقویت روابط با امریکا ترجیح خواهد داد. همان طور که احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران نیز جایگاه ویژه ای برای اورتگا قائل است و او بود که در سفر به نیکاراگوئه ، اورتگا را نماد عدالت طلبی ، استقلال خواهی و بیداری مردم کشورش توصیف کرد.


تهمینه بختیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها