فقط یک آرزو: بازی درالمپیک

از مرداد آینده رقابت های بسکتبال جام ملت های آسیا آغاز می شود. بازیهایی که اهمیت ویژه ای برای بسکتبال ایران دارد چراکه ما پس از دهها سال ، از سکوی آسیا بالا رفته ایم
کد خبر: ۱۳۵۸۷۹
و برای حفظ موقعیت کار بسیار دشواری پیش رو می بینیم.
از طرف دیگر بازیهای آینده ، حکم مسابقه های راهیابی به المپیک را نیز داراست و از آنجا که بین تیمهای دوم تا هشتم آسیا فاصله محسوسی دیده نمی شود، تیم ما در انتظار روزهای بسیار دشوار و سرنوشت ساز است.
ترومن ،سرمربی کاربلد تیم ملی در نخستین آزمون جدی خود چشم به بازیکنان باهوش و مستعد ملی پوش ما دارد و در این بین می تواند حساب ویژه ای روی ایمان زندی ، جوان اصفهانی تیم ملی باز کند، بازیکنی که از سال 2000 بدین سو، از نام های مطرح بسکتبال ماست. به منظور آگاهی از شرایط زندی و تیم ملی ، در محل اردوی این تیم و با استفاده از کنسل شدن یکی از تمرینات هوای باز (به دلیل وزش طوفان)، به ورزشگاه آزادی رفتیم و گفتگوی مفصلی با ایمان گرفتیم.
تیم ملی پس از گفتگوی ما برای برگزاری اردوی تدارکاتی عازم ترکیه شد و روز گذشته به کشورمان بازگشت.

اولین روز آشنایی با بسکتبال چه تصوری از خودت داشتی؛
هیچ وقت فکر نمی کردم به اینجا برسم. بسکتبال برای من یک تفریح بیشتر نبود. یک روز اتفاقی رفتم پیش آقای پارسی اولین مربی ام. به من گفت ، تو استعداد خوبی داری. بعد ادامه دادم ، خدا خواست موفق شدم.

حالا که به گذشته نگاه می کنی ، به نظرت چه روندی را طی کرده ای؛
در یک مقطع زمانی رشد خوبی داشتم. از 19 تا 22 سالگی پیشرفتم قابل توجه بود. در مقطع بعدی دو بار دچار افت شدم. بار اول به دلیل حضور یک مربی ضعیف خارجی و دومین بار به خاطر ازدواج و تشکیل خانواده. به هر حال مقدمات عروسی زمان می خواهد و بخشی از تمرکزم را گرفته بود. در یکی دو سال اخیر نه تنها به آمادگی کامل قبلی رسیدم بلکه با تجربه بیشتری کارم را ادامه می دهم و با شرایط فیزیکی مناسب راحت تر می توانم بازی کنم.

آیا تشویق ها برای ادامه فعالیت موثر بوده اند؛
مسلما. اگر تشویق وجود نداشته باشد، انگیزه ورزشکار کم می شود. با تشویق حس خوب درونی برای خودم به وجود می آورم. تشویق خانواده و مسوولان انگیزه ها را دو چندان می کند.

کسی هم بود که از همان ابتدا مخالف حضورت در بسکتبال باشد؛
مخالف نه ، فقط سخت گیری هایی توسط خانواده ام وجود داشت. من به صورت یک بعدی ورزش می کردم و اصلا درس نمی خواندم. در واقع ورزش را همیشه ترجیح می دادم. همین باعث یکسری سخت گیری هایی شد. آنها دوست داشتند هر دو را در کنار هم داشته باشم ، اما من افراط می کردم.

غیر از بسکتبال ، ورزش دیگری را هم دنبال می کردی؛
هندبال ، والیبال و شنا.

تا کجا خواندی؛
دیپلم و دیگر هیچ.

نترسیدی از این که بسکتبال نتواند زندگی ات را تامین کند؛
آن موقع که باید تصمیم می گرفتم چیزی به عنوان منطق نداشتم. اصلا نمی شناختم. بسکتبال همه دنیای من شده بود. در 24 ساعت شبانه روز تازه یک ساعت کم هم می آوردم!

نگران عواقبش نبودی؛
نه ، اصلا. فکرم به اینجاها نمی رسید. عشق توپ نارنجی بودم و دویدن به دنبال آن.

اولین آزمون جدیت در بسکتبال کی بود؛
مهمترین آزمون که باعث پیشرفت خوبم شد، قهرمانی کشور جوانان در سال 1377 بود. همان دوره به تیم امید ایران دعوت شدم. باورم نمی شد اما دعوتم کردند. این اتفاق زندگی ورزشی مرا تغییر داد.

چه وقت با استرس و اضطراب مواجه می شوی؛
وقتی که واقعا خودم را ضعیف تر از حریف بدانم. به خودم انرژی مثبت می دهم تا از شر استرس خلاص شوم....

و راه غلبه بر آن؛
تمرین بیشتر، اعتماد به نفس. اگر خودم را بالاتر از حریف بدانم و راه غلبه بر آن را بلد باشم ، استرسی ندارم.

تا به حال بازی بد به تماشا گذاشته ای؛
مسلما هر بازیکنی بازی بد و خوب دارد. بازیکن باید به گونه ای عمل کند که از کارش راضی باشد. بسکتبال بازی تیمی است منتهی قبل از رسیدن به شرایط آرمانی تیمی ، هر کس باید شرایط آرمانی ویژه خودش را حفظ کند. من تلاش می کنم عملکرد رضایت بخشی حداقل برای خودم داشته باشم.

در پایان بازی بد با چه روحیه ای به خانه بازمی گردی ؛
تا 23 ساعت بعد از بازی کسلم. حوصله حرف زدن ندارم. دوست دارم تنها باشم. بعد پیش خودم تصمیم می گیرم در بازی بعد جبران کنم. بازی را چند بار در ذهنم مرور می کنم. نقاط منفی را در تمرینات پوشش می دهم و برای جبران بازی بد از تمام وجودم کمک می گیرم.

چه کارهایی انجام می دهی؛
بازیهای NBA نگاه می کنم. آرامم می کند....

و برد؛
خوشحالی. صحنه های بازی را مرور می کنم و دوست دارم با اطرافیان روی اتفاقات خوب حرف بزنیم.

انتظار چه برخوردی از سوی مطبوعات داری؛
مطبوعات در معرفی چهره های ورزشی نقش مهمی دارند. الگو می سازند. انتظار دارم تلاش و زحمات یک تیم را یکجا انعکاس دهند. مطبوعات بیشتر به یک یا دو نفر در یک بازی می پردازند.

بیوگرافی


نام و نام خانوادگی: ایمان زندی مشهدی
نام مستعار: قندی! (در اردوی تیم ملی به این لقب معروف است)
متولد: 28 شهریور 1360 اصفهان
متاهل
قد: 187 سانتی متر
وزن: 90 کیلوگرم
طول 2 دست در حالت باز: 2 متر
فصل اول بازی در لیگ بسکتبال ایران: 1379
اولین تیم: ذوب آهن
اولین بازی برای تیمهای ملی بسکتبال: امید ایران سال 2000 / تیم ملی 2001
تعداد متوسط امتیاز: 25 تا 30 امتیاز
رکورد امتیاز در یک مسابقه: 43 امتیاز
پست: فوروارد سرعتی
خصوصیات: شوتزن ، قادر به دریبل زدن با 2 دست ، سریع الانتقال ، هوشیار و زیرک ، استفاده از فرصت ریباند
وظایف: به عهده گرفتن بیشترین سهم در امتیاز آوردن ، تعیین نوع امکان حمله ای ، پاسکاری با پست ، حفظ بالانس دفاعی


تا به حال پدر و مادرت پس از تماشای بازی ات از تلویزیون به تو ایراد گرفته اند؛
پدر و مادرم در اصفهان بازیهای مرا از دست نمی دهند. نیم ساعت پیش از شروع بازی پای تلویزیون نشسته اند. کم پیش آمده ایراد بگیرند. همیشه تشویقم کرده اند. شاید فکر کنند ناراحت می شوم ، اما اگر ایراد بگیرند، خیلی راحت می پذیرم.

گاهی وقتها شده نوع بازی ات را تغییر دهی؛
خیلی وقتها پیش آمده از یک شگرد خاصی که دارم استفاده نکنم ، چون تیمها روی بازی ام برنامه ریزی می کنند. این طرز تغییر بعضا به ضررم تمام شده است. خیلی ناگهانی تصمیم می گیرم. تمرکزم را به هم می ریزم و به این نتیجه می رسم ، تغییر نوع بازی چندان جایز نیست.

قبل از شروع مسابقه ، به چه موقعیت هایی فکر می کنی؛
اول به برد، دوم به این که در صورت پیروزی ارزیابی کنم و ببینم خودخواهانه بازی نکرده باشم. به من انتقاد کرده اند ایمان زندی خودخواهانه بازی می کند و همبازی هایش را درک نمی کند؛ اما سعی می کنم هم تیمی هایم در کنار یکدیگر از بازی گروهی لذت ببرند. پیروزی حاصل از تلاش دسته جمعی لذتش بیشتر است.

عامل باخت تیم هم شده ای؛
سال 82 بازی با پتروشیمی بندر امام. ثانیه آخر یک امتیاز عقب بودیم ، توپ را به من دادند، نتوانستم کنترل کنم و به خارج رفت و ما باختیم.

برایت اتفاق افتاده برنامه ریزی که قبل از بازی داشتی هرگز اجرا نشود؛
در بازیهای باشگاهی کم اتفاق افتاده ، اما در بازیهای ملی خیلی زیاد. در تیم باشگاهی اگر اشتباه کنی فرصت جبران داری چون تایم بازی ات زیاد است ، اما در تیم ملی جای اشتباه نیست. باید در زمان کم خودت را به گونه ای نشان بدهی که مربی به تو اعتماد کند.

تجربه بازی تیم ملی چگونه است؛
قاعدتا سخت تر است. حس مسوولیت بیشتری دارد. تجربه بازی در تیم ملی با باشگاهی کاملا فرق دارد.

به این مساله اعتقاد داری که هر که در لیگ خوب بود باید به تیم ملی دعوت شود؛
تمام دنیا این گونه است. آماده ترین ها به تیم ملی دعوت می شوند. بهترین جا برای شناخت آماده ها لیگ است. لیگ و تیم ملی ما نیز از این قاعده جدا نیست.

الان همه بازیکنانی که هستند، در لیگ خوب بودند؛
همه بازیکنان حال حاضر اردوی تیم ملی در لیگ بسکتبال تمامی تلاش خود را انجام داده اند.

تیم ملی جای بهترین هاست یا هماهنگ ترین ها؛
بهترین هماهنگ ها.

کسی از این تیم دور مانده؛
بله. چند نفری می توانستند باشند که نیستند.

وقتی مستقیم مورد انتقاد قرار می گیری ، چه واکنشی نشان می دهی؛
اکثر اوقات تودار هستم. واکنشی نشان نمی دهم. بعضی وقتها ورزشکار شرایط مناسبی ندارد. در این شرایط وقتی از او انتقاد می شود باید تحمل بیشتر داشته باشد.

آیا سبک بازی تو خاص است؛
نمی توانم بگویم سبک خاص ، اما فاکتورهایی دارم. بعضی کارهایم را دیگران نمی توانند انجام بدهند. همانطور که من نمی توانم خیلی از کارهای دیگران را انجام بدهم. خودم احساس می کنم جا برای پیشرفت دارم. بستگی دارد به تلاش و جدیت خودم.

به تکنیک چقدر اهمیت می دهی؛
خیلی. اصولا تکنیک گرا هستم. بازیکن اگر تکنیکی باشد بر ضعف بدنی اش تا حد زیادی فائق می آید. هر دو را با هم داشته باشد که نور علی نور است.

چند تن از تکنیکی ترین بازیکنان ایران را نام ببر.
سامان ویسی ، صمد نیکخواه بهرامی ، بابک نظافت ، مهدی کامرانی و جواد داوری.

چرا بازیکنان ما صاحب یک ریتم در بازیهایشان نیستند؛
خودم این مشکل را دارم. باز می گردد به زندگی خصوصی و شخصی ما. قبل از مسابقه یعنی شب قبل ، صبح یا عصر، چه بر ما می گذرد مهم است. جنبه روحی دارد. خیلی مواقع فکر و روح بازیکن در زمین نیست. مشکلات شخصی دخیل است.

کار با مربی برایت فرق دارد؛
هر بازیکنی دوست دارد با مربی خوب کار کند. گاه پیش می آید مربی سطح پایین تری از بازیکن دارد اما با همکاری می توان مسائل را حل کرد. مربی و بازیکن با هم پیشرفت می کنند.

تا حالا شده خلاف خواسته مربی عمل کنی؛
بله. در زمین حدس می زنم اگر این کار را انجام بدهم بهتر است. نفس کار اشتباه است چون باید به برنامه مربی توجه کرد، اما تا حالا نتیجه کارم مثبت بوده است. یا شانس من بوده یا فکرم درست بوده. نمی خواهم بگویم از مربی بهتر می دانم ، اما ابتکار لازم است.

بین تیمی که مربی خوب دارد و تیمی که پول بیشتر می دهد تفاوت قائل هستی؛
حقیقتا بله. اگر اختلاف مالی زیاد باشد حتما پول بیشتر را ترجیح می دهم. هر چقدر بگویم پول مهم نیست شعار سر داده ام. ما ملی پوشان اگر 5 ، 6 سال خوب پول نگیریم ، چگونه باید در آینده از نظر مالی تامین باشیم؛ اگر حرفه ای بودیم و نگران آینده نمی شدیم ، حتما مربی خوب را حتی با پول کمتر ترجیح می دادم.

چرا بیشتر اوقات چهره ات سرد است. یعنی هیچ احساسی را منتقل نمی کند؛
در بازی به تنها چیزی که فکر می کنم کارهای خودم است. به فکر این هستم که چگونه به حریف یا تیم مقابل ضربه بزنم. داور اشتباه می کند هیچ نظری ندارم چون مهم نیست. آنچه پیش از بازی تصور کردم انجام بدهم مهم است. احساسات درونی ام پیوند محکمی با نوع و چگونگی بازی ام دارد. تمرکزم روی انجام بهترین کار ممکن است.

دوست داشتی یار کمکی صباباتری در جام باشگاه های آسیا می شدی؛
بازی کردن به عنوان یار کمکی سخت است. یک بار تجربه کرده ام. شما وارد تیمی می شوید که استخوانبندی شناخته شده ای دارد. یک بازیکن در یک هفته باید خودش را جا بیندازد. فشار روحی ، فکری بالایی را باید تحمل کند. در هر صورت آرزوی قهرمانی برای صباباتری دارم.

می گویند امسال برای ذوب آهن بازی نمی کنی؛
هنوز معلوم نیست. ولی صحبتهایی شنیده ام مبنی بر کاهش بودجه تیم. پارسال برای ذوب آهن همه فداکاری کردند از مدیرعامل گرفته تا مربی و بازیکنان. امسال نمی توانم بپذیرم هم از نظر مالی دستمزدم پایین باشد و هم به نتیجه ای که می خواهم دست پیدا نکنم. احتمالا ذوب آهن را ترک می کنم.

آیا سالی که به طور قرضی به صنام رفتی تجربه موفقی داشتی؛
از نظر نتیجه نه. صنام سال قبل قهرمان شده بود و من با این تیم چهارم شدم. اما از نظر بسکتبال چیزهای جدیدی را تجربه کردم که قبلا نکرده بودم. از بازی در کنار آیدین کبیر لذت بردم. خیلی دوست داشتم با او همبازی شوم که سال 84 شدم.

زندی: اگر در تیم باشگاهی اشتباه کنی فرصت جبران داری چون تایم بازی ات زیاد است ، اما در تیم ملی جای اشتباه نیست


دوست داری در تیمی که بازی می کنی رقیب داشته باشی؛
هر چه در بسکتبال دارم ، دقیقا بر می گردد به این مساله. در ذوب آهن ابتدا بابک نظافت کمکم کرد. هم رفیق من بود و هم رقیب. نکاتی از او آموختم که مربی هم نمی گفت. پیشرفت خودم را مرهون نکات او و البته رقابت با او هستم. من در هر تیمی دنبال رقیب می گردم.

کنار زدن رقبا چگونه است؛
با تلاش و جدیت. اصولا از تخریب دیگران متنفرم. هر کس براساس توانایی اش جایگاه دارد. کنار زدن رقیب با بازی خوب آن هم در میدان مسابقه امکانپذیر است نه با ورود به زندگی شخصی و خدشه دار کردن حریم شخصی افراد.

چه بازیکنانی می توانند در بسکتبال باثبات باشند؛
بدن آماده داشته باشند، روح و روانشان درگیر حاشیه نباشد. انتخاب تیم هم خیلی مهم است. یک تیم خوب می تواند بازیکن را به اوج بفرستد، عکس این موضوع هم صادق است.

برای فراگیری یک حرکت جدید چقدر تمرین می کنی؛
کار فیزیکی و تکرار دفعات زیاد مهم نیست. من بیشتر ذهنی کار می کنم و وقت کمتری را با این تجربه صرف فراگیری حرکت می کنم. بعضی ها به من می گویند با تمرین کم چطور این همه حرکت بلدم ، می گویم فکر می کنم بسکتبال کاملا فکری است.

آیا از تجربیات استفاده می کنی؛
تجربیات بد بعضی وقت ها تکرار می شوند. دست خودم نیست. سعی می کنم از میان ببرم اما نمی شود. ورزش میدان کسب تجربیات است و تجربیات خوب و بد با هم زیبایی ورزش را بیشتر می کند.

قهرمانی را دوست داری؛
خیلی زیاد.

آخرین بار کی قهرمان شدی؛
لیگ برتر بسکتبال در سال 1380.

جلوی آنهایی که قهرمان می شوند کم می آوری؛
دوست دارم جای آنها باشم. هر بازیکنی قهرمان شدن را دوست دارد. من تلاشم را برای قهرمانی انجام می دهم ، اما قهرمانی فاکتورهای متعددی می خواهد.

شیوه آماده کردنت قبل از مسابقه چگونه است؛
همیشه سعی کرده ام خوب استراحت کنم. شب پیش از مسابقه یک قانون دارم و آن زود خوابیدن است. از استراحت کم نمی گذارم. تلاشم را می کنم غیر از بسکتبال ذهنم را به چیزی مشغول نسازم. به دنبال تمامی انگیزه هایی که قبل از بازی وجود دارد، می روم.

روی نیروی ذهنی خودت حساب می کنی؛
خیلی زیاد. حتی گاهی اوقات از نظر بدنی افت می کنم ، اما نیروی ذهنی به کمکم می آید به خودم می گویم الان می توانم بهتر باشم و از این کارها نتیجه گرفته ام.

آیا حالا تمرکز کردن برایت ساده تر شده است؛
خیلی راحت تر از گذشته ، زمانی که تازه شروع کردم با استرس بازی می کردم ، اما حالا تمامی مواردی که ممکن است در بازی رخ دهد را قبلا چندین بار تجربه کرده ام. الان برای من تصمیم درست مهم است . تمرکز روی تصمیم درست کار من است.

تا به حال غافلگیر هم شده ای؛ در بازیهای تهران مقابل مهرام یک امتیاز عقب بودیم من گل زدم یک امتیاز جلو افتادیم. دو ثانیه وقت باقی مانده بود، گفتم بازی را بردیم اما مهرام در همان 2 ثانیه گل زد و باختیم. از آن روز به بعد با خودم عهد بستم تا صدای بوق اسکوربورد را نشنیدم ، پیروزی را باور نکنم!

با یک دفاع سخت و سمج چطور روبه رو می شوی؛
اول سعی می کنم ، حوصله ام را به هم نریزم. منتظر بهترین لحظه برای ضربه می مانم. این گونه دفاع ها معمولا با دو، سه حمله ناگهانی و متفکرانه شکننده می شوند. تنها راه مقابله با آنها صبر است. صبور باش تا وقتی که بتوانی شکستش بدهی.

کی شکست خوردی؛
تا حالا نبوده. خدا را شکر.

بسکتبال اروپا را می پسندی یا امریکا؛
امریکا.

چه تفاوت هایی بین این دو وجود دارد؛
تفاوت زیاد است. بسکتبال امریکا تکنیک فردی دارد و اروپایی ها توانایی بازی گروهی را به رخ می کشند. در NBA هر روز باید شاهد اتفاق تازه ای بود. تنوع حرکات خیلی زیاد است. اروپایی ها یک قانونمندی مشخص دارند و ملزم به رعایت آن هستند.

کدام یک برای بسکتبال ایران موثر است؛
تلفیق هردو. ایرانی ها تکنیک گرا هستند. نوگرایی می کنند، خلاقند. شرایط فرهنگی روحی ما باعث شده روی تکنیک بیشتر وقت صرف کنیم. در حالی که باید تاکتیک پذیری اروپایی ها را از یاد نبریم.

آخرین بار چه تیمی قهرمان بسکتبال جهان شده است؛
اسپانیا.

بازیکن خارجی مورد علاقه ات چه کسی است؛
کوبی برایانت.

بهترین مقامی که تا حالا به دست آوردی چه بود؛
سوم آسیا در دوحه.

چرا بعد از بازیها از اونیکا انتقاد کردی؛
در دوحه به لحاظ بدنی در اوج آمادگی بودم. اعتقاد اونیکا این بود از من کمتر استفاده کند. این مساله خیلی اذیتم می کرد. آماده بودم و انگیزه داشتم ، اما نمی توانستم خودم را نشان بدهم. ما نباید به قطر می باختیم. حق ما دوم بود. اگر با تمام قدرت بازی می کردیم و از نیروهای تیم استفاده می شد، قطر را می بردیم.

چند سال دیگر بازی می کنی؛
تا سن 30 سالگی. اگر از نظر مالی تامین نباشم ممکن است سال های بیشتری بازی کنم.

در حال حاضر کسی هست شبیه تو بازی کند یا جانشین تو در آینده شود؛
بازیکنی که خیلی دوستش دارم ، عماد سلمانی است. او در تیم جوانان ایران بازی می کند. امیدوارم پله های ترقی را خیلی زود طی کند؛ به شرط آن که دچار غرور کاذب نشود.

بنابراین یک ایمان زندی دیگر در راه است؛
بهتر از من می شود.

مربی می شوی؛
شاید، تا حالا فکرش را نکرده ام.

به همه آرزوهایت در بسکتبال رسیدی؛
تقریبا، اما دوست دارم به المپیک و به مسابقات جهانی هم راه پیدا کنم.

زندگی متاهلی چگونه است؛
همسرم دغدغه های حرفه ای ام را بخوبی درک می کند. انتقادهایش کارگشاست و تشویق هایش نیز همین طور.


محمد رضا پور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها