توپ مالیات در زمین فوتبالیست ها

شاید بتوان برای تعریف مالیات از این عبارت استفاده کرد که ابزار اقتصادی دولت برای پیشبرد برنامه های مفید و خدمتی مناسب به آحاد جامعه است.
کد خبر: ۱۳۵۶۵۱

از جمله وظایف اقتصادی دولت ، اعمال برنامه ها و سیاست های مختلف برای تخصیص بهینه منابع تولیدی میان 3 بخش خصوصی ، دولتی و عمومی ، توزیع عادلانه درآمد و ثروت درجامعه ، تثبیت قیمتها، حرکت به سمت وضعیت مناسب اشتغال و در نهایت دستیابی به رشد اقتصادی هرچه بیشتر است.
دولت برای انجام وظایف ، ماموریت ها و مسوولیت های اقتصادی خود به منابعی نیاز دارد که از محل درآمدهای مالیاتی و غیر مالیاتی تامین می شود. درآمدهای غیرمالیاتی وجوهی هستند که دولت از طریق فعالیت های اقتصادی خود جمع آوری می کند. ویژگی مهم این منابع مالی ، اغلب نامنظم بودن آن و به دلیل اطمینان نداشتن از کسب این درآمدها غیرقابل برنامه ریزی است و اگر دولت اتکایی بیش از حد روی این قسم از درآمدها داشته باشد، با عواقبی چون کسری پی درپی در ساختار بودجه خود مواجه خواهد شد.

در اقتصاد ایران ، درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز از اقلام عمده تشکیل دهنده درآمدهای دولت به شمار می روند. اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی با توجه به نوسان های شدید بهای نفت در بازار جهانی ، بی ثباتی کل درآمدهای دولت را طی دهه های گذشته در اقتصاد ایران موجب شده است.
از سوی دیگر به علت پایین بودن سهم درآمدهای مالیاتی در تامین مخارج دولت و همچنین کافی نبودن درآمدهای غیرمالیاتی برای پوشش دادن مخارج ، دولت در دوره های مختلف ، با کسری بودجه مواجه بوده است که وجود این کسری بودجه در درازمدت و استقراض از بانک مرکزی برای تامین این کسری و همچنین تزریق درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت به اقتصاد کشور باعث تشدید تورم در اقتصاد ایران شده است.
بنابر این ضرورت ، اصلاح و تجدیدنظردر نظام مالیاتی کشور امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. در کشوری مانند ایران که همه در بررسی اقتصادی آن (به غلط) پیش از هر چیز، چشمه پول زای نفت را در آن دیده و به همین دلیل آن را بی نیاز از کمکهای توانای اقتصادی می دانند مالیات در چند بخش نتوانسته جایگاه واقعی خود را پیدا کند که شاید یکی از این بخشها ورزش باشد.

مالیات در ورزش

متاسفانه کلمه مالیات در ورزش کشور ما آن گونه که باید و شاید جا نیفتاده و این ناپختگی در فوتبال بیش از دیگر قسمتها به چشم می آید. شاید وضعیت نابسامان دریافت مالیات در بخش ورزش (که البته در 2 سال اخیر تلاش فراوانی برای سامان بخشیدن به آن صورت گرفته) جزیی از سیستمی است که قشر حقوق بگیر را درخصوص جذب عادلانه مالیات از همه اقشار و همه صنوف در شک و تردید فرو برده است.

مالیات در فوتبال به وصله ای ناجور تعبیر شده که فکر می کنند بخشی از حقوق حقه ورزشکاران ایران را نابود می کند

آنها که پیش از دریافت حقوق خود مالیات درآمد را از آن کسر شده می بینند، نه به پرداخت مالیات ، که به نبود همین ظرافت ، دقت و جدیت در دریافت مالیات از اقشار پردرآمد جامعه انتقاد دارند. مالیات نه راهی برای جذب بخشی از پول مردم که بهانه ای برای ورود و مشارکت ملت محسوب می شود و فرد به دلیل مالیاتی که می پردازد حق بازخواست بخش یا بخشهایی از حقوق خود از دولت را پیدا می کند.با تمام این اوصاف ، مالیات در فوتبال به وصله ای ناجور تعبیر شده که قرار است بدون آن که مزیتی همراه خود داشته باشد، بخشی از حقوق حقه ورزشکاران ایران را نابود کند. این برداشت نادرست از جذب مالیات ورزشی بخصوص در ابتدای ورود سازمان امور مالیاتی کشور به ورزش نمود بیشتری داشت و اگرچه در شرایط کنونی کمتر وجود دارد، اما به هر حال چنین جملاتی هنوز هم در راهروی هیاتهای فوتبال شنیده می شود.
اگرچه کسر مالیات از قرارداد ورزشکاران به قانون تبدیل شده ، اما به نظر می رسد تا رسیدن به وضعیت مناسب برای دریافت مالیات واقعی از ورزشکاران راهی طولانی پیش رو است. 2 سال پیش بابایی ، رئیس امور مالیاتی ورزشکاران از نامی مشهور در فوتبال ایران نام برد که مالیات سالهای 79 تا 81 خود را نپرداخته و در فهرست افراد ممنوع الخروج از کشور قرار دارد. شاید منظور او علی پروین باشد که داستان او و مودیان مالیاتی ، ماهها ذهن روزنامه های ورزشی کشور را مشغول خود کرده بود. این داستان تا آنجا پیش رفت که پروین گفت یک ریال هم مالیات نمی دهم . البته به نظر می رسد بخشی از مشکلی که گفته می شود برای تیم جدید او (اکباتان) ایجاد شده است را همین ماجرا تشکیل می دهد.
در آن زمان ، مقاومت پروین این سوال را در ذهن علاقه مندان به ورزش از یک سو و مسوولان مالیاتی ایجاد کرد که در آینده چگونه با پرونده های مشابه برخورد می شود؛

هدف اصلی: دریافت مالیات

مسوولان مالیاتی در حوزه ورزش اکنون می گویند: نظر به افزایش ارقام قراردادهای ورزشکاران در سالهای اخیر، بخشنامه رئیس سازمان امور مالیاتی ایران ابلاغ شده است. این بخشنامه ، بازیکنان رشته های مختلف ورزشی را در ردیف مشاغل محسوب کرده و به همین دلیل آنها مشمول پرداخت مالیات هستند.
براساس فرمول جاری ، 30 درصد رقم قرارداد ورزشکاران از پرداخت مالیات معاف است و بین 10 تا 35 درصد از 70 درصد مابقی رقم قرارداد به عنوان مالیات دریافت خواهد شد.
محمدرضا بابایی و محمد رضاقلی ، 2 تن از مقامات ارشد دست اندرکار در اخذ مالیات از ورزشکاران گفته اند سوئتفاهم هایی در زمینه این ارقام وجود داشت که اکنون برطرف شده و ورزشکاران با رغبت بیشتری برای پرداخت مالیات خود مراجعه می کنند. هرچند باشگاه ها و افراد صاحب نامی در عرصه ورزش ایران ، بویژه فوتبال هستند که کارنامه خوبی در پرداخت مالیات خود ندارند.
سخنان این 2 مسوول اخذ مالیات از حوزه ورزش ایران دارای لحن و قوتی است که نشان می دهد جامعه ورزشی باید با پرداخت مالیات به شکل جدی تری کنار بیاید.
یکی از کارشناسان مالیاتی در ایران نیز با این نظر موافق است و می گوید: شاید این نخستین باری باشد که چنین جدیتی برای اخذ مالیات از ورزشکاران در دستور کار قرار گرفته است اما با این حال هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.
او نیز افزایش درآمدهای کلان بازیکنان و باشگاه ها از ناحیه خرید و فروش بازیکنان را علت جلب توجه سازمان مالیاتی کشور می داند و می گوید: درآمد کلان برخی ورزشکاران که در ردیف جراحان و مشاغلی از این دست قرار گرفته ، باعث شده است با حرفه ای شدن فوتبال ایران ، مقوله دریافت مالیات هم پررنگ شود.

مالیات ورزشکاران

تا سال 1372 خبری از قراردادهای آنچنانی در فوتبال نبود. آن سال یکی از باشگاه های سرمایه دار کشور که به یکی از 2 کارخانه غول خودروساز وصل بود، عنوان قهرمانی فوتبال در ایران را به دست آورد و از همان زمان رقمهای نجومی فوتبالیست ها، سنسورهای حساس ذهن افراد اقتصادی را متوجه خود کرد. از آن سال فوتبال در ایران به یکی از مشاغل پولساز تبدیل شد و همه تیمهای فوتبال و باشگاه های معتبر را اجبارا به سمت خرج رقمهای سرسام آور در این ورزش همه گیر هدایت کرد. فوتبال از آن پس حرکت آرام خود را برای تبدیل شدن به بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور آغاز کرد و پس از مدتی شتاب گرفت. حالا باشگاهی نیست که بتواند بدون هزینه کرد میلیاردها تومان در سطح اول فوتبال ایران دوام بیاورد.
سازمان امور مالیاتی کشور با حاکم شدن این شرایط بر فوتبال ایران ، در بخشنامه ای اعلام کرد از ورزشکاران به عنوان افراد شاغل ، مالیات دریافت خواهد کرد.
اداره کل امور مالیاتی استان تهران موظف شده است 70 درصد درآمد ورزشکاران را که شامل مالیات می شود، دریافت کند. البته در پیاده شدن چنین طرحی تخفیف هایی نیز اعمال می شود. طبق قانون ، ورزشکاران و مربیان تا درآمد 190 هزار تومان در ماه از مالیات معاف هستند و از این مبلغ به بالا باید مالیاتش را به اداره مالیات ها پرداخت کند. یکی از کارشناسان امور مالیاتی می گوید: مالیات به 2 شکل از ورزشکاران دریافت می شود. بخش اول از قرارداد مدت دار آنها و بخش دیگر نیز از حقوق ماهانه شان.
او می گوید: بازیکنان و مربیان باید برای ثبت قراردادهای خود مفاصه حساب مالیاتی داشته باشند و در غیر این صورت از ثبت قراردادها جلوگیری خواهد شد.

آغاز دردسر

داستان دقیقا از همین نقطه آغاز می شود. از نظر بسیاری از کارشناسان مشکل از اینجا آغاز می شود که این مفاصه حساب ، پولی است که برای رقم ثبت شده قرارداد و حقوق دریافت می شود، نه رقم واقعی مورد توافق بازیکن و باشگاه.
با پرس وجویی ساده در میان فوتبالیست ها براحتی به این حقیقت پی خواهید برد که دیگر فوتبالیستی برای 10 میلیون تومان پیش پرداخت ، تن به تمرین نمی دهد و در شرایطی که یکی از فوتبالیست های سرشناس برای 2 سال بازی در یک تیم نظامی 700 میلیون تومان دریافت کرد (و متاسفانه هیچ سند مکتوبی جز پول واریزی به حساب آن بازیکن برای اثبات این ادعا برجا نمانده است) بازیکنان دیگر دست کم فصلی 70 تا 80 میلیون تومان دریافت می کنند.
با این اوصاف ، قرارداد 10 میلیون تومان برای یک فصل و حقوق 200هزار تومان در ماه کاملا صوری و مجازی است و نمی تواند همان قراری باشد که میان بازیکن و باشگاه گذاشته شده است.
مسوولان امور مالیاتی کشور اگرچه توانسته اند پس از دوندگی های بسیار داستان مفاصه حساب مالیاتی را در قراردادهای فوتبالی جا بیندازند، اما هنوز برای این معضل بزرگ چاره مناسبی اتخاذ نکرده اند.
به نظر می رسد باید راهی برای تعامل مناسب باشگاه ها و سازمان مالیاتی کشور یافت ، چون به نظر می رسد این بهترین راه باشد. راهی که منافع دولت و باشگاه در آن لحاظ شود. اتفاقی که در کشور ما نمی افتد و بازیکنان به دلیل صرفه اقتصادی برای خود تاکنون به آن تن نداده اند.

الگوبرداری

در بحث جذب مالیات ورزشکاران می توان به کشورهای صاحب فوتبال نگاهی انداخت ، شاید راه مناسبی برای دریافت بی دردسر رقم واقعی مالیات ورزشکاران پیدا شود.
مهدی مهدوی کیا جزو نسل اول لژیونرهای فوتبال ایران محسوب می شود. او همراه علی دایی ، کریم باقری و خداداد عزیزی به بوندس لیگای آلمان رفت و برخلاف بقیه بازیکنان که به ایران بازگشته اند، هنوز با وجود مشکلات ریز و درشتی که هامبورگ برای او درست کرده در لیگ آن کشور مشغول فعالیت است. البته احتمال جدایی او از هامبورگ در پایان این فصل بوندس لیگا تقریبا به 100 درصد رسیده است.

قراردادهای صوری


نگاهی به برگه قراردادهای بازیکنان ، بویژه بازیکنان سرشناس و نامدار حقیقت بزرگی را آشکار خواهد کرد: هیچ بازیکنی در این کشور مالیات واقعی قرارداد خود را نمی پردازد. در شرایطی که بازیکنان درجه یک برای یک سال بازی دست کم 120 میلیون تومان دریافت می کنند و قرارداد 2 بازیکن جنجالی قرمز و آبی که سال گذشته به تیمهای حریف رفته اند، 270 میلیون تومان عنوان می شود، سازمان مالیاتی به دلیل سفید بودن برگه های قرارداد دچار نوعی سردرگمی شده و از سر اجبار رقم 13 میلیون برای 3 سال را تعیین کرده است. این رقمی است که سال گذشته سازمان امور مالیاتی برای 3 سال 82 ، 83 و 84 بازیکنان پرسپولیس اعلام کرد.
خبری که 2 هفته پیش خبرگزاری فارس روی خط خود قرار داد، نشان می دهد ماجرای این توافق پنهانی و قراردادهای صوری به نقاط باریک کشیده شده است. این خبرگزاری در خبر خود آورده است: رفت و آمدهای فراوان بازیکنان پرسپولیس و استقلال به اداره دارایی توجه همه را جلب کرده است. به نظر می رسد اگر بازرسان مالیاتی بتوانند مجازی بودن قراردادها و غیرقابل مقایسه بودن رقم واقعی قراردادها با رقم ثبتی قرارداد در هیات فوتبال را ثابت کنند، شاید کار این 2 باشگاه بزرگ حتی به تعلیق فعالیت ها و سقوط به دسته پایین تر هم ختم شود.
با این اوصاف ، نباید انتظار وقوع معجزه داشت و مالیات را مانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته ، روغن چرخهای اقتصادی و عمرانی کشور دانست. در کنار همه اینها باید به قرارداد بازیکنان و بویژه مربیان خارجی اشاره کرد که تاکنون به آن توجهی خاص نشده است

مهدی حقایق تازه ای را از نظام مالیاتی ورزشکاران در آن کشور بیان می کند: اینجا مانند ایران ، بازیکن با اداره مالیات طرف نیست. باشگاه است که باید رقم واقعی پرداختی به بازیکن را مشخص و از آن مبلغ درصد قابل توجهی را به عنوان مالیات پرداخت کند. این فرآیند قانون است و کسی نمی تواند از آن سرپیچی کند. در بوندس لیگا یک ، درصد مالیاتی بازیکنان متاهل 44 درصد و مالیات بازیکنان مجرد 57 درصد رقم قرارداد است. هیچ کس اینجا از مالیات فرار نمی کند و همه با رغبت آن را می پردازند، چون می دانند به همه مردم آن کشور در پرداخت مالیات یکسان نگاه می شود. این سیستم در ورزش و بخصوص فوتبال ایران وجود ندارد و زمان زیادی طول می کشد تا سیستم مالیاتی فوتبال ایران مانند باشگاه های حاضر در بوندس لیگا شود.
البته باید به نکته مهمی در این زمینه اشاره کنم و آن مزایایی است که دادن مالیات در آلمان همراه خود دارد. پرداخت این رقمهای سنگین در آلمان تسهیلات بیشماری دارد که بیمه کامل و خدمات رایگان دولت و در خدمت شهروند بودن ، بخشی از آن محسوب می شود. اگر ورزشکاران ایران چنین خدماتی دریافت کنند حتما با رضایت مالیات می پردازند.
وحید هاشمیان که او هم سابقه ای دیرینه در بوندس لیگا دارد، اوضاع مالیاتی و نظام حاکم بر باشگاه ها را این گونه شرح می دهد: من بدون آن که به طور مستقیم با اداره دارایی در ارتباط باشم ، بیش از نیمی از قراردادم را به عنوان مالیات می پردازم. برای فردی مانند من که نمی خواهد در آلمان زندگی کند، پرداخت چنین رقمی واقعا آزاردهنده است ، ولی این قانون است و کسی نمی تواند از آن فرار کند. اینجا فوتبالیست های مجرد بیشترین مالیات را می پردازند. فوتبالیست های متاهل 13 درصد کمتر مالیات می دهند و به تعداد فرزندان میزان (هرچه بیشتر باشد) این مالیات چند درصدی کاهش می یابد. برای فردی مثل مهدی که خانوده اش را به آلمان آورده پرداخت این میزان چیزی نیست. چون او در برابر این مالیات ، خدمات قابل توجهی از دولت دریافت می کند. او از ارائه این خدمات از یک سو و از پرداخت مالیات توسط همه اقشار از سوی دیگر، اطمینان دارد و طبیعی است که از این شرایط به طور کامل رضایت داشته باشد.

نگاهی به ایتالیا

نگاهی به لیگ سری A ایتالیا که همواره یکی از پررمز و رازترین لیگهای فوتبال در دنیا تلقی می شود، نشان می دهد درصد مالیات در ورزش کشورهای اروپایی تا چه اندازه جا افتاده است. 2 فصل قبل ، لیگ سری A با تاخیری چند هفته ای آغاز شد و دلیل این تاخیر نه مانند امسال به دلیل رسوایی زد و بندها و داوری فوتبال این کشور که به دلیل بحران شدید مالی بود. داستان تا آنجا پیش رفت که کار به کاهش حقوق بازیکنان کشید؛ اما به دلیل تهدید بازیکنان به اعتصاب ، این پیشنهاد عملی نشد. کلارنس سیدورف ، هافبک میلان که تیم او با وجود مشکلات فراوان ابتدای فصل ، تا فینال لیگ قهرمانان اروپا پیش رفت ، درباره آن روزها می گوید: خیلی شرم آور است که شما برای رفاه یک کشور نیمی از قرارداد خودت را بدهی و بعد به دلیل بحرانی که اصلا ربطی به تو ندارد، به کاهش دستمزد محکوم شوی. ما به اندازه کافی در رونق اقتصاد ایتالیا نقش داشته ایم و دلیلی ندارد که به کاهش حقوق تن بدهیم.
رقمی که سیدورف در میان صحبتهایش با گاتزتا دلو اسپورت بیان کرد، نزدیک همان رقمی است که مهدی گفته بود و این نشان می دهد داستان مالیات ورزشکاران در بیشتر کشورهای قاره سبز تقریبا یکی است ؛ اما به اشکال مختلف روایت می شود.

کشوری فقرزده

کشور قهوه (برزیل) اگرچه میان کشورهای دنیا به کشوری فقرزده مشهور است ؛ اما برای ورزشکاران خود نظامی مالیاتی وضع کرده که همه طرفداران فوتبال در دنیا از آن آگاهی دارند. برزیل با جمعیتی نزدیک 188 میلیون نفر در جنوب شرقی امریکای لاتین بیشتر از هر چیز به دلیل سواحل فوتبالیست ساز ریودوژانیرو مشهور است.
لولا داسیلوا عضو حزب کارگر برزیل که سال گذشته توانست با 61 درصد آرای مردم ، صندلی ریاست جمهوری را از آن خود کند، در نخستین سخنرانی پس از انتخاب گفت: ترمیم سیستم مالیاتی برای حذف مالیات از اقشار کم درآمد و انتقال این فشار به قشر مرفه ، نخستین اولویت کاری من است.
او که یکی از عاملان تولد تئوری دفاع از محرومان جامعه در برزیل و یکی از دوستان هوگو چاوز (پنجاه و سومین رئیس جمهور ونزوئلا) به شمار می رود، میزان مالیات اقشار پردرآمد از جمله ورزشکاران را تا سطح اروپا افزایش داد به گونه ای که در حال حاضر دومین منبع درآمد این کشور را مالیات ورزشکاران و مالیات فروش بازیکنان فوتبال تشکیل می دهد. داستان پرداخت مالیات به دولت نه برای ورزشکارانی که در آن کشور فعالیت می کنند، بلکه برای ورزشکارانی که در کشور دیگری فعالیت و در برزیل زندگی می کنند نیز وجود دارد. روبن باریچلو، راننده شماره 2 تیم معروف فراری در فصل 2005 و فیلیپ مسا، راننده شماره 2 فراری در فصل گذشته ، هر 2 در زمره چنین افرادی هستند. آنها که سوار اتومبیل تیم معروف و پولدار ایتالیایی در فرمول یک فعالیت می کردند، رقم قابل توجهی از درآمد خود را به دولت برزیل می پرداختند.
این در حالی است که تیم آنها ایتالیایی و محل فعالیت آنها 18 پیست معروف دنیا بود (که البته پیست سائوپائولو تنها یکی از آنها محسوب می شد). فیلیپ مسا که در آخرین گراندپری فصل گذشته (در پیست سائو پائولوی برزیل) قهرمان شد و چهره درخشان فراری در فصل 2006 به شمار می رفت و به همین دلیل قرارداد خود را تمدید کرد و در کنار کیمی رایکونن فنلاندی ، تیم فراری فصل جدید را تشکیل می دهد و اتفاقا در این فصل هم موقعیت خوبی در جدول امتیازها دارد و حتی بالاتر از هم تیمی گرانقیمتش ایستاده ، در سال 2006 یک میلیون و 200 هزار یورو به عنوان مالیات به دولت برزیل پرداخت کرد و از پرداخت این مبلغ سنگین شکایت نکرد.

اصلاح نظام مالیاتی

جان کلام این که به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور باید نگاهی نو به سیستم تازه وارد مالیاتی در ورزش انداخت و آن را به گونه ای دیگر نوشت. باید راهی برای ارتقای فرهنگ مالیاتی یافت تا کمتر فردی هم از سوی وجدان خود و هم از سوی دستگاه های اجرایی امکان فرار از پرداخت مالیات به دولت را بیابد و پولی به عنوان مالیات بر درآمد ورزشکاران و بخصوص فوتبالیست ها به خزانه دولت واریز شود که درصد واقعی قراردادها و حقوق آنهاست.


علی جوادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها