نقش زنان درتوسعه اقتصاد

«چرا یک زن نمی تواند کاملا شبیه یک مرد باشد؛» این عبارتی است که هنری هیگینز در یکی از تالیفات خود با عنوان «بانوی امیدبخش من»، به آن اشاره می کند. احتمالا نسلهای آینده این پرسش را بیشتر از خود خواهند پرسید.
کد خبر: ۱۳۴۹۵۷

هم اکنون در کشورهای ثروتمند جهان ، دختران در مدارس از پسران پیشی می گیرند، زنان بیشتر از مردان در تحصیلات دانشگاهی موفق اند و مهمتر این که زنان راحت تر از مردان جذب بازار کار می شوند. شاید بجرات بتوان گفت که زنان در حال حاضر قدرتمندترین موتور محرکه رشد اقتصاد جهان به حساب می آیند.
در دهه 50 میلادی ، تنها یک سوم زنان امریکایی که به سن اشتغال رسیده بودند، در بازار کار به صورت تمام وقت حضور داشتند. ولی امروزه این رقم به دو سوم ارتقاء یافته است ، به طوری که اکنون زنان امریکایی تقریبا نیمی از نیروی کار این کشور را به خود اختصاص داده اند. در مقابل ، از دهه 50 به بعد، میزان اشتغال پذیری مردان امریکایی با 12 درصد افت ، به 77 درصد رسیده است. البته این اتفاق در همه کشورهای صنعتی یکسان رخ نداده و جریان زنانه شدن بازار کار، فعلا راه طولانی در پیش رو دارد. برای مثال ، سهم زنان ژاپنی و ایتالیایی در بازار کار کشورشان فعلا در سطح 40 درصد قرار دارد.
زنان در سراسر جهان نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در اداره امور خانواده و جامعه دارند. آنان برای تسریع روند تغییر و تحقق هدفهای توسعه پایدار، می توانند مسوولیت بسیارجدی و مهمی را به عهده گیرند.
آموزش زنان و مشارکت آنان در بازارکار نقش بسزایی در توسعه کشورهای توسعه یافته داشته است ، به گونه ای که حدود نیمی از جمعیت شاغلان در برخی کشورها را زنان تشکیل می دهند.
آنها می توانند در تمام قسمتهای اقتصادی بازوی اصلی و قدرتمندی برای پیشبرد اهداف باشند. در بسیاری از نواحی کشورهای در حال توسعه ، رشد زنان در اداره امور کشاورزی ، آب ، جنگلداری و منابع انرژی افزایش یافته است. در جهان امروز زنانی وجود دارند که با همت و سعی خود توانسته اند مدیران موفقی شوند؛ ازجمله مسوول برنامه ریزی اقتصادی شرکت نوکیا که با سیاست های خاص خود شرکت را در سطح جهانی مطرح کرده است و در واقع اعتماد به نفس در هر شخصی رمز موفقیت است.
به عنوان مثال ، وزیر خارجه امریکا با غلبه بر مجموعه ای خیره کننده از زنان قدرتمند، از رئیس جمهور گرفته تا مدیران برتر تجاری ، برای دومین سال متوالی در صدر فهرست زنان معتبر ایستاده است. رایس سال گذشته هنوز وزیر نشده بود و مشاور امنیت ملی دولت جورج بوش ، رئیس جمهور امریکا بود. برخی معتقدند این امر نشان می دهد خانم رایس بسیار قدرتمند است. خانم رایس با اعصابی پولادین و رفتار متین در این اواخر توانست با فعالیت های دیپلماتیک خود جایگاهش را مستحکم کند. خانم رایس در تصمیمات بزرگ بوش نقشی کلیدی و پشت صحنه ایفائ کرده است.
بنا بر این گزارش ، بالاترین جایگاه برای زنان دنیای تجارت نصیب مارگارت وایتمن ، مدیر اجرایی حراجی اینترنتی eBay شده است. وی بالاتر از ان مولکای ، مدیر زیراکس قرار گرفت.
سلی کراچک ، مدیر مالی بانک امریکایی سیتی گروپ و تحلیلگر سابق سهام که به خانم پاک شهرت دارد، یکی از رهبران نسل آینده این بانک و از چهره های برجسته وال استریت تلقی می شود.

نقش زنان در بازار کار

افزایش اشتغال پذیری زنان در بازار کار کشورهای توسعه یافته ، به دلیل معرفی نوع مشاغل جدیدی است که هر روز به بازار کار وارد می شوند. به عبارت دیگر، اکنون برخلاف سابق از حجم کارهای تولیدی که بیشتر انجام آنها از عهده مردان برمی آید، کاسته شده و در عوض ، مشاغل خدماتی مناسب بانوان گسترده تر شده اند. لذا تقاضا برای نیروی کار فیزیکی در بازار کار کمتر شده است. این امر به نوبه خود زنان و مردان را در بازار کار کشورهای غربی به طور مساوی در کفه ترازو قرار داده است.
به همین دلیل ، هم اکنون در کشورهای در حال توسعه زنان با موفقیت و شانس بیشتری جذب بازار کار می شوند. در همین خصوص ، در بازارهای نوظهور آسیای شرقی در برابر هر 100 نفر نیروی کار مرد، حدود 83 نفر نیروی کار زن قدعلم کرده که میزان آن از حد متوسط کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی OECD نیز بیشتراست.
در حقیقت ، راز موفقیت اقتصادهای شرق آسیا در بخش صنایع صادراتی بویژه بخش منسوجات در به کارگیری زنان در این صنایع نهفته است ؛ زیرا هم اکنون 60 تا 80 درصد مشاغل این بخش ها در انحصار زنان قرار دارد . براساس آمارهای رسمی ، در اقتصادهای توسعه یافته جهان ، زنان کمتر از 40 درصد محصول ناخالص داخلی GDP این کشورها هستند. البته اگر ارزش کار آنان در منزل نیز به این جمع افزوده شود، در آن صورت سهم زنان از نصف فراتر خواهد رفت.
بعلاوه ، در چند دهه اخیر افزایش ورود زنان به بازار کار کمک قابل توجهی به رشد اقتصادی جهان کرده است . همان طورکه می دانید، 3 منبع عامل رشد GDP به شمار می روند که عبارتند از به کارگیری و استخدام هرچه بیشتر افراد جامعه در بازار کار، استفاده بیشتر از سرمایه به نسبت نیروی کار و افزایش بهره وری نیروی کار و سرمایه به واسطه به کارگیری فناوری های جدید. جالب است بدانید از دهه 70 به این سو، زنان از هر دو زمینه شغلی جدید، یکی را از چنگ مردان ربوده اند. به این ترتیب و با یک حساب سرانگشتی می توان چنین نتیجه گیری کرد که در خلال یک دهه گذشته ، مشارکت فزاینده زنان در بازار کار و اشتغال در کشورهای توسعه یافته جهان خیلی بیشتر از جهش اقتصادی چین به رشد و توسعه اقتصاد جهانی کمک کرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها