حمایت از امنیت حرفه ای

وقتی برای اولین بار گلشیفته فراهانی در برنامه «شب شیشه ای» حضور پیدا کرد، آنقدر این برنامه را جذاب کرد که درخواست پشت درخواست به شبکه تهران رسید که شب شیشه ای فراهانی مجدد پخش شود
کد خبر: ۱۳۴۷۴۴
و این گونه بود که دوباره در یک شب دیگر گلشیفته فراهانی به تلویزیون آمد.
آنچه می خوانید خلاصه ای است از گفته های بازیگر آخرین فیلم رسول ملاقلی پور.

یک پرسش خیلی کلیشه ای و تکراری. زیاد هم سخت نیست. گلشیفته فراهانی بهترین فیلم خودش را بدون تاثیر گرفتن از فضای کار احساسی آقای ملاقلی پور کدام فیلم می داند؛
فکر می کنم بازیگرانی که بتوانند به این سوال براحتی جواب بدهند کم هستند، ولی برای من به لحاظ چیزهایی که در زمینه بازیگری آموختم فیلم «اشک سرما» شروعی دوباره بود و با «میم مثل مادر» به بلوغ رسیدم و توانستم خیلی از توانایی هایم را بشناسم.

چند وقت پیش مصاحبه ای از شما خواندم که گفته بودید اصلا مهم نیست مردم چه استقبالی از یک فیلم می کنند، مهم این است که من احساس کنم آن فیلم پیام دارد. هنوز هم بر همان باور هستید؛
من بر این باور هستم که آدم نباید فیلم را براساس سلیقه مردم بسازد، به خاطر این که خیلی از مواقع سلیقه مردم قابل قبول نیست ، البته این یک اصل نیست. خیلی مواقع قشر روشنفکر جامعه یک فیلم را دوست دارد، اما عموم مردم آن را نمی پسندند.

لطفا از حرفتان دفاع کنید. شما می فرمایید که برای مردم فیلم نسازید، پس برای چه کسی باید فیلم ساخت؛
برای مردم هم باید فیلم ساخته شود، چون سلیقه مردم را فیلمسازان می توانند بالا ببرند یا پایین بیاورند.

چه کسی می تواند این کار را بکند مثلا کارگردان یا نویسنده؛
مثل یک ارکستر می ماند. معلوم است که رهبر ارکستر سازها را رهبری می کند مثل همان کارگردان و نویسنده. من می گویم که مردم را هم در نظر بگیریم ، ولی صرفا برای مردم نسازیم. نمی شود گفت یک فیلمی که خوب می فروشد فیلم خوبی است ، ممکن است فیلم بدی باشد.

از نظر شما فیلم خوب یعنی چه فیلمی؛
برای من پیام یک اثر خیلی مهم است. در زمانه ما متاسفانه مردم خیلی کم مطالعه می کنند و بیشتر بصری هستند، بنابر این در این شرایط می توان با سینما یک تحولی ایجاد کرد.

شاید منظور شما این است که فیلمها را سوار بر موج مردم نکنیم.
بله دقیقا. یعنی اگر مردم را رودخانه در نظر بگیریم که می توانند فیلمی را با خودشان ببرند ما می توانیم یک قایق درست کنیم ، مردم را سوار کنیم و خلاف جهت آب حرکت کنیم.

جایی با حسرت گفته بودید که خیلی دوست دارم با رخشان بنی اعتماد کار کنم ، ولی تا زمانی که باران کوثری دخترش است نوبت به من نمی رسد. اول اینکه یعنی این قدر دوست دارید که با خانم بنی اعتماد کار کنید و دوم این که چرا فکر می کنید خانم بنی اعتماد ممکن است همه نقشها را به باران کوثری بدهد؛
من با بهرام بیضایی هم دوست دارم کار کنم. با همه کارگردان های خوب هر بازیگری دوست دارد کار کند. من تاکنون با کارگردان زن کار نکرده ام و خانم بنی اعتماد یک کارگردان زن خوب هستند.

شما در انتخاب کارگردان تاکنون خیلی جسورانه عمل کرده اید. مثلا می روید و با کارگردانی که اولین اثرش را می سازد کار می کنید، مثل فیلم «بوتیک» که البته فیلم خوبی هم هست.
آن چیزی که باعث می شود من انتخاب کنم فیلمنامه است.

یعنی کارگردان ملاک نیست؛
در مرحله اول فیلمنامه است چون فیلمنامه یک دانه سالم است که باید درست پرورش پیدا کند.

یک جایی با جرات گفته اید کجاست کارگردان خوب اما نگفته اید کجاست فیلمنامه خوب.
چرا گفتم ، ولی واقعا الان یک فیلمنامه خوب کم است. وقتی هم که یک فیلمنامه خوب پیدا شود همه می خواهند یک جورایی در آن فیلم بازی کنند.

بخشی از گفته های شما درست است. کارگردانانی که فیلم خوب می سازند زیاد نیستند، ولی من می گویم این حرفها از زبان گلشیفته فراهانی که خیلی جوان است در دنیای سینما کمی باور کردنش سخت است.
من جوان هستم ولی پیر شدم. الان 23 سالم است ، ولی 15 تا فیلم بازی کرده ام ، یعنی من نوجوانی ام تمام شد. من وقتی درخت گلابی را بازی کردم وارد دنیای جوانی شدم و روند سنی ام را طی نکردم.

یعنی به آن پختگی از لحاظ تجربه کاری رسیده اید؛
الان رسیدم ، ولی در یک سنی خیلی لازم نبود، شاید لازم بود من مثل بعضی از همکلاسی هایم به بعضی از شیطنت هایم ادامه بدهم. در یکی از جشنواره های فیلم فجر یکی از داورهای جشنواره به من گفت فرصت زیادی برای گرفتن جایزه داری ، ولی من می گویم که آدم نمی داند تا کی فرصت دارد. این را هم بگویم که فرصت برای بازیگران زن خیلی کم است.

از امنیت شغلی که شما بارها در مصاحبه هایتان یادآور می شوید برایمان بگویید؛
منظور من از امنیت شغلی این است که مثلا می گویند بازیگرها حقوق می گیرند خیلی پولدار هستند، ولی اصلا این طور نیست. شاید یک بازیگر یک بار در سال کار کند و آن پول برای کل سال است ، اگر یک بازیگر مثلا فلج شود و نتواند کار کند هیچ ارگانی نیست به او حقوق بدهد. می دانید که در اروپا اگر بازیگرها یک کار در سال انجام بدهند بقیه سال را حقوق ثابت می گیرند. این طوری می شود که آدم لازم نیست برای هر کاری خودش را به آب و آتش بزند و به خاطر پول خیلی کارها را قبول کند. امنیت شغلی یعنی این. حالا من خوشبختانه مرد نیستم و یک زندگی 5 نفره را نباید بچرخانم ، ولی یک مرد واقعا از طریق بازیگری هرگز نمی تواند یک زندگی را اداره کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها