زمین خواران در کمین طبیعت

زیر کلاه هیچ شعبده بازی هم نمی شود مثلا 33 هکتار زمین را گذاشت و آن زمین را در یک چشم برهم زدن غیب کرد؛ کاری که زمین خواران حرفه ای انجام می دهند و هیچ اثری از منابع طبیعی باقی نمی گذارند.
کد خبر: ۱۳۴۱۴۵

بارها در شهرهای مختلف اخباری از زمین خواری در سطح بسیار گسترده شنیده ایم. حتی چندی پیش در خبرها آمده بود: "زمین خوار 5 هزارمیلیارد ریالی قاضی پرونده خود را به دلیل این که قرار وثیقه 4 میلیارد تومانی صادرکرده بود، ترورکرد.
"این خبر اگر چه در ظاهر به حجم بزرگ معادلات زمین خواری اشاره دارد، اما درلابه لای خطوط خود نیز از خشونت انسانی موجود به دلیل محروم شدن از سودی کلان خبر می دهد که می تواند کورکننده بسیاری از حسهای انسانی باشد.

پدیده زمین خواری البته به لحاظ رفتارشناسی روانی و اجتماعی قابل بررسی است. غیر ازاین که حرفه غیرمتعارف و نامشروع زمین خواری به حذف گروهی از خصایص انسانی از جمله عدالت خواهی ، انصاف ، رعایت حقوق دیگران (از انسان گرفته تا جانداران و گیاهان) و... می انجامد، وابسته به شکل گیری خصایصی از جمله حضور در لابی ها و زدوبندها، چشم پوشی از حقیقت ها و... است.
این پدیده اگر چه می تواند تاثیرهای فراوانی برفرد داشته باشد، اما نمی توان از تاثیرهای اجتماعی و عمومی آن چشم پوشید. رضا حقوقی کارشناس رفتارهای اجتماعی دراین خصوص معتقد است: پدیده زمین خواری در شرایطی پیش می آید که یا قوانین وجود ندارند یا مجریان قانون نقش اصلی خود را خوب بازی نمی کنند که در هر دو صورت ثمره آن نا امیدی عام مردم از مجریان قانون است.
وی می افزاید: مردم انتظار دارنداین رفتارها به حداقل برسد، نه آن که در برخورد با افراد متخلف ، آنقدر تسامح وجود داشته باشد که حتی نامها و میزان تخلفشان از مردم مخفی بماند. حقوقی معتقد است: شکل گیری هرپدیده زشت اجتماعی که موجب ضایع شدن حقوق ملی شود و اشخاص بنا به منفعت شخصی سرمایه یک ملت را به نفع خود مصادره کنند، ضربه ای به اعتماد مردم است.
مردم بخوبی می بینند که مثلا تپه ای یکشبه و به خواست فردی که آنها حتی نامش را می دانند صاف شده و سوله سازی یا ساختمان سازی در آن صورت گرفته و به خوبی درک می کنند که تبدیل یک منبع حیاتی و ملی یعنی چه.

تخریب اراضی ملی

کاظم نصرتی نصرآباد رئیس جامعه جنگلبانی درخصوص تخریب اراضی ملی توسط زمین خواران می گوید: تقریبا وضعیت منابع طبیعی از اراضی ملی گرفته تا پارکهای جنگلی و محیط زیستی در تمام مناطق یکسان است و می توان به جرات گفت هیچ درخت و بوته ای هم امنیت ندارد. وی با اشاره به آمارهای موجود ادامه می دهد: در خود تهران با آن که مرکز ایران است و از آنجا که در کنار چشم مسوولان است انتظار نظارت بیشتر می رود، در 30 سال گذشته مساحت اراضی طبیعی از 650 هکتار به 400 هکتار رسیده است.

ارزش زمین مشخص نیست


یکی دیگر از مسائل بسیار مهم این است که در کشور ما ارزش اراضی ملی مشخص نیست و تاکنون ارزش منابع طبیعی مشخص نشده است تا درصورت تخریب به نفع یک پروژه ارزش واقعی اراضی مانع از اجرای توسعه ناپایدار شود. بنا به تعاریف جهانی ارزش یک هکتار مرداب یا جنگل و... به لحاظ تولید چندین میلیارد دلار است درحالی که به این ارزش ها در کشور توجهی نمی شود

نصرتی نصرآباد یکی از دلایل عمده تخریب را در این می داند که مدیریت تمام پارکها، منابع ملی و محیط زیست در اختیار دولت است و اضافه می کند: در تمام این سالها برخورد دولتها با اراضی ملی این گونه بوده که این اراضی ملک شخصی است و حق هر دخل و تصرفی را در آن دارند. وی می افزاید: دولتها به دنبال توسعه آنی و زودگذر، در این سالها برای توسعه پایدار برنامه ای نداشتند و به همین دلیل منابع آب ، خاک و پوشش گیاهی و هوا را تخریب کرده اند. نصرتی در تعریف توسعه پایدار می گوید: هر وقت اجرای پروژه ها و طرحها منجربه تخریب منابع طبیعی و زیست محیط شود، آن پروژه ها و طرحها پایدار نبود و در نهایت یک زیان ملی است.
وی با اشاره به این که کافی است نگاهی به اطراف شهرها و پایتخت بندازیم ، تصریح می کند: هر چشم اندازی در اطراف شهرهای کشور از جنوب البرز گرفته تا شمال زاگرس برای توسعه غیرعلمی واگذار شده است.

تبدیل اراضی

یکی از روشهای تخریب اراضی ، تبدیل آنهاست. در بسیاری از مناطق ، اراضی جنگلی یا ملی به کشاورزی و بعد به مسکونی تبدیل شده اند. تغییر و تبدیل اراضی ، یکی از روشهای بسیار متداول در زمین خواری است که حتی بعضی از این تبدیل ها توسط دولتها صورت گرفته است.
نصرتی نصرآباد در این خصوص می گوید: واگذاری های دولتی خود یکی از علل تخریب اراضی است. وقتی برای اجرای یک پروژه ، به جای پول زمین ، معوض آن را از اراضی ملی می دهند، صاحبان پروژه برای رسیدن به پول راهی جز تغییرکاربری ندارند. وی همچنین می افزاید: به این دلیل که بخش تولید و حفاظت زیر پوشش یک وزارتخانه بوده است. حفاظت به معنای واقع اتفاق نیفتاده است.
نصرآباد ادامه می دهد: در این سالها حفاظت از منابع طبیعی زیرمجموعه وزارت کشاورزی بوده است. وزارت کشاورزی وظیفه تولید مواد غذایی را داشته و از آنجا که حفاظت از منابع طبیعی زیرمجموعه این وزارتخانه است همیشه به نفع تولید از بین می رود.
او برای روشن تر شدن مطلب خاطرنشان می کند: وزارت کشاورزی زمانی که اراضی کشاورزی تبدیل به مسکونی شد، حکم به تغییر اراضی جنگلی می دهد تا به کشاورزی تبدیل شوند تا روند تولید بازنماند و این اقدام خود اراضی ملی وجنگلی را تخریب کرده است. وی یادآور می شود: با این روشها اراضی ملی و جنگلی و... همیشه وابسته به شیوه معیشت کشاورزان و تولید آنهاست و از آنجا که تامین غذا به دست دولت است دائما این اراضی تغییر می کنند. وی همچنین با اشاره به توسعه شهر می گوید: در توسعه شهرها نیز روش بلعیدن زمینهای کشاورزی شیوع پیدا می کند. روستا و زمینهایی که در اطراف شهرها مایحتاج غذایی شهرها را تولید می کردند به خانه برای مهاجرت تبدیل شدند.
حسن پیراسته ، مدیر سابق حفاظت محیطزیست استان تهران در خصوص تغییر کاربری اراضی می گوید: شهرنشینی به فضای سبز واراضی ملی غلبه کرده و نبود مدیریت منسجم موجب شده است تا افراد سودجو به اراضی چیره شده و آنها را به نفع خود مصادره کنند. وی می افزاید: کریدورهای هوایی شهر که چشم اندازهای آن نیز محسوب می شوند و به لحاظ ایجاد شرایط روانی مفید، اکسیژن و... نقش بسیار اساسی بازی می کنند، به دلیل سهل انگاری تخریب می شوند.

به خاطر نبود نظارت کافی از سوی مسوولان مساحت اراضی طبیعی تهران در 30 سال گذشته از 650 هکتار به 400 هکتار رسیده است

وی تاکید می کند: روند تخریب در سالهای اخیر بسیار نگران کننده است و تصور می کنم اگر این روش ادامه پیدا کند، فضای کلانشهرهای کشور بسیار مسموم خواهند شد. پیراسته اضافه می کند: در حال حاضر به این مساله توجه نمی شود که اراضی طبیعی حق شهروندان و نسلهای آینده است و دستگاه های نظارتی باید متناسب با تخریب ها واکنش نشان دهند.
وی می افزاید: متاسفانه بعضی از اوقات شاهد هستیم دستگاه ها و نهادهای دولتی ، نظامی و انتظامی نیز به اراضی وارد شده و برای ساخت وساز، آنها را تخریب می کنند.

قوانینی که اجرا نمی شوند

پیراسته درخصوص قوانین بازدارنده می گوید: در حال حاضر قوانین بازدارنده در حد کافی در اختیار هست و مشکل قانونی وجود ندارد؛ اما آنچه وضعیت را به این شکل درآورده است ، ملاحظات و قصوری است که دستگاه ها نسبت به هم دارند. وی اضافه می کند: کافی است نوار جنوبی خزر را مشاهده کنید که چگونه توسط نهادهای دولتی تغییر کاربری داده و ملاحظات باعث عدم برخورد شده است.
پیراسته تاکید می کند: البته در این شرایط افراد سودجو نیز با به دست آوردن ثروتهای باد آورده و با خرید زمینهای کشاورزی و تغییر کاربری آنها نیز نقش بسزایی داشته اند. پیراسته درخصوص برخورد خود در مدت مدیریتش در سازمان حفاظت محیط زیست می گوید: من در تمام 4 سال ماموریت خویش تلاش کردم تا برخوردهای قانونی در حد توان یک سازمان نظارتی صورت گیرد و هنوز بخاطر بعضی از برخوردها به مراجع قضایی می روم.
از سوی دیگر نصرتی نصرآباد، رئیس جامعه جنگلبانی درخصوص قوانین می گوید: قوانین درحال حاضررها شده اند و صدها هزار تخریب و صدها متخلف و هزاران پرونده سالهاست که روی زمین مانده و تکلیف آنها مشخص نشده است . وی تاکید می کند: برخورد جدی صورت نمی گیرد و این مساله زمینه زمین خوارای را فراهم می کند. وی خاطرنشان می کند: بی توجهی به گزارش های سازمان بازرسی درخصوص زمین خواری ، نشان ازرها شدن قوانین بازدارنده دارد.
نصرآباد می افزاید: در این سالها یک دادگاه ویژه تشکیل نشده است تا به طور جدی با متخلفان برخورد کند. وی می گوید: با آن که دولت نهم سند فرابخشی برای محیط زیست نوشته است که بسیاری از مسائل مهم طبیعی در آن مورد توجه قرار گرفته ، اما باید اراده ای جدی برای اجرایی شدن این سند وجود داشته باشد.


نرجس ندیمی دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها