پاسارگاد یادگاری از پارسیان

«پارسه کد» به معنی اردوگاه پارسیان ، همان مکان باستانی ای است که امروزه به آن می گوییم پاسارگاد. در جاده اصفهان - شیراز بیش از مرودشت که تخت جمشید در آن واقع است ، دشت مرغاب یا دشت پاسارگاد قرار دارد.
کد خبر: ۱۳۲۲۴۹

کوروش کبیر، فرمانروای انشان که پدرش پارسی و مادرش دختر آستیاگ ، آخرین پادشاه ماد بود، این منطقه را به پایتختی هخامنشیان برگزید. پاسارگاد در واقع اردوگاهی وسیع بود که در آن باغها، کاخها و آرامگاه قرار داشت. دیواری بزرگ هم اردوگاه را محافظت می کرد.
در طرفین ورودی باغ دو گاو نر بالدار نصب شده بود. این نمادی برای نگاهبانی است. پاسارگاد، جلوه ای پرشکوه از هنر ایرانی است که البته نکات بسیاری از آن هنوز هم ناشناخته مانده است. با آن که گاوهای بالدار آشوری ، رنگ پردازی های بابلی ، علایم مصری و نشانه های دیگری از دیگر اقوام در بدنه معماری این مجموعه دیده می شود؛ اما هیچ یک از آنها به طور کامل آشوری ، بابلی و مصری نیستند.
هر چه از خارج آمده ، رنگ پارسی به خود گرفته و هنری جدید را به وجود آورده که بی نظیر است.

بسیاری هنر پاسارگاد را بسیار مهمتر از هنر پارسه (تخت جمشید) می دانند. اجزای این مجموعه بزرگ که هر ساله بازدیدکنندگان و گردشگران داخلی و خارجی بسیاری را به خود می بیند، شامل آرامگاه کوروش کبیر، کاخ بارعام ، دروازه انسان بالدار، کاخ اقامتی ، تل تخت ، باغ ، آتشکده یا معبد است.

آرامگاه کوروش

بنای سنگی باشکوهی که به محض ورود به منطقه دشت مرغاب جلب توجه می کند، آرامگاه کوروش است. می گویند زمانی که اسکند مقدونی به اینجا رسید، به کتیبه ای برخورد که اشکهای او را جاری کرد. هر چند که امروز اثری از آن کتیبه نیست.
آریستوبون از طرف اسکندر مامور تعمیر آرامگاه کوروش شد. او یکی از کسانی است که به این کتیبه که سخنی از کوروش کبیر است ، اشاره کرده است: «ای انسان ، من کوروش پسر کامبیز هستم. من دولت پارس را تاسیس کردم و بر تمام ممالک آسیا فرمانروایی کردم. این آرامگاه را از من دریغ مدار». چنان که آریستو بون می گوید، آرامگاه کوروش در وسط یکی از باغهای شاهی که آب زیادی در آن جاری بود، قرار داشته است. امروزه ، تنها نشانه هایی از آن باغ در دست است. او در ادامه شرح آرامگاه چنین آورده است: «این آرامگاه به شکل برج چهارگوش کم ارتفاعی است که درختان کهن بر آن سایه اندخته اند. در قسمت فوقانی بنا اتاقی هست که تابوت کوروش در آن جای دارد و سقف آن با سنگ پوشیده شده است. یک تخت و یک میز با جام هایی از طلای ناب در آن قرار دارد. بعلاوه یک تشت بزرگ زرین و مقدار زیادی از جامه های گرانبهای کوروش و جواهر نیز در آنجا هست ».
ویژگی های هنر معماری هخامنشی برافراشتن بنا با سنگ ، بدون استفاده از ملات است. آرامگاه کوروش کبیر نیز بنایی است که ضمن بهره گیری از این سبک معماری ، همچنان شکوه تمدن پارسی را نشان می دهد. 6 ردیف سکوی بزرگ که ابعاد آنها از پایین به بالا کم می شود. بر روی آخرین سکو، اتاقی با دری کوچک بنا شده که ظاهرا تابوت کوروش در آن قرار داشت.

کاخ اختصاصی کوروش


طرح این کاخ فاقد توازن و تقارن معمول بناهای هخامنشی است. یک تالار مستطیل شکل ستون دار با دو ایوان ، یکی از ایوان ها که ایوان ورودی است دارای 2 ردیف 20 ستونی است. ایوان کوچک تر هم که در مقابل آن قرار دارد، 2 ردیف ستون 12 تایی دارد. تعداد ستون های تالار مرکزی هم 36 عدد است که به این ترتیب تعداد کل ستون ها به 100 می رسد. در کف دو انتهای تالار مرکزی ، 5 ستون خشتی وجود داشته و ظاهرا یک ستون بار یک توکار در هر گوشه تعبیه شده بود. سنگهای چهارگوش کوچک و بزرگ کف دارای بندهای دقیقی بوده و بعضی از آنها حالت مایل دارند. بی تردید زیرستون های این کاخ از شکیل ترین نوعی هستند که در ایران تهیه شده است.
ستون های با شیارهای افقی در پاسارگاد فقط در این کاخ است . در کاخ اقامتی کوروش رنگها جلوه گری می کنند. لاجوردی ، فیروزه ای ، سبزمسی ، قرمزتند، قرمز روشن و زرد. از دلایل ظرافت های فوق العاده به کار رفته در این کاخ می توان به وقتی اشاره کرد که در سوراخ کردن سنگ ها در نقاطی که قلمه ستون سفید رنگ تالار دارای ترک بوده ، اعمال شده است.

در ایوان ورودی که حدود 72 متر طول دارد، یک سنگ سفید دیده می شود که تخت سلطنتی است. یک قطعه سنگ نیز که 12 سانتی متر ارتفاع دارد، جلوی این تخت به عنوان زیرپایی تعبیه شده است. محل تخت بین ستون های 10و 11 یعنی دقیقا در مرکز ایوان است. نقش برجسته ای موجود در کاخ شاه را با همراهش نشان می دهد. هر دو، جامه بلند چین دار پارسی بر تن دارند. اندام شاه ابعاد اغراق شده ای دارد. او یک عصای بلند در دست دارد. کفشهای او بدون بند است. اما کفشهای ملازمش بند دارد. احتمالا اندام شاه بوسیله اتصال های فلزی با طلا تزیین شده بود. این نقش برجسته ها هم از نظر سبک و هم از نظر محتوا، بسیار شبیه نقش برجسته های تخت جمشید است

در بالای این اتاقک نیز سقف سنگی شیروانی قرار دارد که برخی آن را الهامی از معماری گوتیک می دانند.
این آرامگاه با نمای صاف و کمترین جزئیات تزئینی ، احساس بزرگی ، سادگی و قدرت را القا می کند. طول و عرض پایین ترین سکو 12.5 در 13.5 متر است. یک طرح تزئینی مدور در نمای شمال غربی آرامگاه و در زیر سنگ تاج خرپشته مشاهده شده است که در قدمت آن تردیدی نیست. نکته جالب درباره این طرح ، وجود نشانه های دندانه دار بسیار ریزی است که با چشم غیرمسلح دیده نمی شود.

کاخ بارعام

کاخ بارعام بین دروازه کاخ انسان بالدار و کاخ اقامتی کوروش قرار دارد. این کاخ دارای یک تالار ستون دار است که 4 ایوان ستون دار، 4 طرف آن را احاطه کرده اند. تالار مرکزی این بنا کمی بزرگ تر از سالن مرکزی کاخ انسان بالدار است. یک ستون سنگی سالم در این مجموعه به چشم می خورد. زیرستون ها از سنگ سیاه تراشیده شده و روی بستری از سنگ نخودی رنگ قرار دارد. چهارنوع سرستون مربوط به ستون های تالار مرکزی کشف شده که عبارتند از شیر شاخدار، شیر ماده ، یک گاو و یک نوع سرستون دیگر که برخی آن را اسب دانسته اند. این نوع اخیر بسیار منحصر به فرد است ، چرا که در دیگر آثار دوره هخامنشی دیده نشده است.
کف اصلی سالن مرکزی تقریبا از میان رفته است. جرزها، حداقل تا سال 1840 میلادی دارای متنی به خط میخی بوده است: «من ، کوروش ، پادشاه هخامنشی.» در ضلع شمال شرقی کاخ ، ایوان ستون دار وسیعی دیده می شود که ابعاد آن حدود 53 در 9.5 متر است. براساس برخی نظریات ، این ایوان دارای یک تخت سلطنتی کار گذاشته در کف بوده است. البته نشانه ای دال بر وجود آن دیده نشده است. ایوان جنوب غربی که حدود 32 متر طول دارد، حدود 20 متر کوتاه تر از ایوان بزرگ ورودی است و کف این ایوان سالم تر مانده و بقایای دو ستون سیاه رنگ آن دیده می شود. شاید سرستون ایوان ها متفاوت از سرستون تالار اصلی بوده به این دلیل که یک سرستون کوچک منحصربه فرد با نقش برگ آویخته کشف شده است.
در ورودی جنوب شرقی ، نقش انسانی با پای برهنه و دامنی که در ادامه به صورت لباسی یکسره به فلس ماهی تبدیل شده ، مشاهده می شود. پشت آن نیز پاها و دم یک گاو وجود دارد. هیچ نشانه ای از حجاری های یونانی در کاخ دیده نمی شود هر چند برخی الهام ها را می توان قابل بررسی دانست.

دروازه انسان بالدار

در انتهای محوطه کاخها و جنوب شرقی کاخ بار عام ، کاخ یا دروازه انسان بالدار قرار دارد. دروازه اصلی شامل یک تالار ستون دار با دو ورودی جانبی است. ورودی های دوگانه این دروازه حدود 9 متر ارتفاع داشته اند. کف این تالار که از سنگهای سفید پوشیده شده بود، یکی از شکیل ترین بخشهای پاسارگاد به شمار می آمد. در پایه ستون ها دقت زیادی برای استحکام آنها اعمال شده بود، چرا که ارتفاع این ستون های عظیم سنگی به 16 متر می رسید. این بنا براساس برخی شواهد، مشابه دروازه ملل تخت جمشید است.
در ورودی شمال شرقی این بنا، ستونی سفیدرنگ وجود دارد که نقش مشهور انسان بالدار بر آن حک شده است. این نقش در اصل دارای یک کتیبه به 3زبان پارسی باستان ، عیلامی و آکدی بود: «من ، کوروش ، شاه هخامنشی ». این نقش برجسته مردی را نشان می دهد که ریشی انبوه و چهاربال دارد. روی این مرد به سوی مرکز بناست . او تاجی بر سر دارد که روی آن شاخهای بلند و تاب دار قوچ و دو مار کبرا دیده می شود. بر بالای سر هر مار گویی کوچک وجود دارد که نماد خورشید است.
بخش اصلی این تاج 3 دسته گل نی است که هر یک گوی خورشید را بر فراز خود دارند و با پر شترمرغ احاطه شده اند. هر چند برخی آنها را ماهی فرض کرده اند. این مرد لباسی بلند برتن دارد و دست راستش تا قفسه سینه بالا آمده است. برخی آن را خود کوروش و برخی آن را همتای روحانی کوروش دانسته اند. افرادی نیز نظریات دیگری ارائه کرده اند.

باغ سلطنتی

شواهد موجود نشان می دهد کاخهای پاسارگاد در میان انبوه درختان وجود داشت. آب نماهای شناخته شده این باغ بزرگ بیش از 1100 متر طول دارد. آبنمای اصلی آبراهی بوده که بقیه آبنماها را تغذیه می کرد.

یکی از ویژگی های هنر معماری هخامنشی برافراشتن بنا با سنگ بدون استفاده از ملات است

آخرین مخزن تامین آب در نزدیکی رود پلوار قرار دارد. در مسیر این آبنماهای 9 گانه حوضچه های سنگی زیبایی وجود داشت.
این حوضچه ها از سنگهای یکپارچه با بیش از 1 متر مربع مساحت تراشیده شده اند. حوضچه ها بیش از نیم متر عمق و حدود 1 متر مربع مساحت داشتند. ساختار این آبنماهادر نهایت سادگی است. هیچ نوع بست یا اتصالی به کار نرفته در حالی که کل ساختار، یکپارچه به نظر می رسد و باید توجه داشت که ترازپذیری اولیه از دقت اعجاب آوری برخوردار است. در متون باستانی فقط یک بار از وسعت ، زیبایی و هوای خنک پاسارگاد صحبت شده ، آن هم در جایی که از باغ باشکوه اطراف آرامگاه کوروش کبیر سخن به میان آمده است دلبستگی هخامنشیان به احداث باغ و احساسی که ایرانیان در این خصوص در طول تاریخ حفظ کرده اند از قول دیگران نیز گفته شده است: گزنفون مورخ یونانی می گوید که لیساندر، سردار اسپارتی که به دعوت کوروش صغیر به باغ او آمده بود ، سرمست از رایحه گلها به ستایش از باغبان باغ پرداخت و از زبان کوروش شنید که خودش بانی باغ بوده و حتی تعدادی از درختان را خود او کاشته است.

زندان

در قسمت شمالی محوطه کاخها یک برج سنگی بلند قرار دارد که ارتفاع آن به 14 متر می رسد. شبیه ترین نمونه به آن کعبه زرتشت در نقش رستم است. این بنا شامل یک برج مربع است راه پله ای در قسمت شمال غربی ، به یک اتاق بدون پنجره راه داشت.
پایه برج شامل 3 سکو است که از پایین به بالا کوچک تر می شوند. برج مربع شکل و هر ضلع آن حدود 7 متر و 30 سانتی متر است. کاربرد این بنا هنوز مشخص نیست. برخی بر این نظرند که برج زندان جایگاه آتش مقدس بوده ، برخی نیز می گویند که نوعی نادر از انواع آرامگاه است. عده ای نیز بر این باورند که خزانه ای برای نگاهداری اشیای مهم مذهبی یا سلطنتی بوده است.

تل تخت

ساخت این بنا با مرگ کوروش کبیر نیمه کاره رها شد و بعدها به عنوان خزانه سلطنتی تقریبا دست نخورده به اسکندر رسید. تل تخت هر چه که بوده به عنوان مستحکم ترین نقطه و منطقه ای بی دفاع به شمار می رفت.
دیوارهای آن با سنگ و بدون استفاده از ساروج یا هر ملات دیگری ساخته شده است و همان طور که از معماری هخامنشی برمی آید، به جای ملات ، از بستهای آهنی دم چلچله ای استفاده شده است. یک پلکان سنگی هم داشته که به این وسیله به آن راه می یافتند. در زوایای این بنا ستونهای بلندی وجود داشت و رواقی که تاج کنگره مانندش ، سر در آن را زینت می داد. کاربری این بنا هم مانند زندان ، هنوز نامشخص است.


امیرعلی خلج
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها