آنها با دستبند به دنیا نمی آیند اما...

بزه اولین پدیده ای بود که با تجمع افراد به دور یکدیگر و شکل گرفتن جوامع پدیدار شد، زیرا گردهم آمدن افراد موجب سرپیچی از هنجار های متعارف بین آنها شد و به همین دلیل دستورات و مقرراتی پدید آمد
کد خبر: ۱۳۰۵۹۹
تا قدری آزادی افراد را به سود جامعه مقید کند و حدود هر یک از افراد جامعه مشخص شود.
بررسی های جرم شناسی نشان می دهد هر معلولی ، علتی دارد و هیچ چیز به خودی خود به وجود نمی آید. بنابراین هر جرمی هم دارای علل سازنده ای است که روی فرد اثر می گذارد و او را به سوی ناسازگاری و نابهنجاری سوق می دهد.
بزهکاری اصولا از مجموعه جرایمی به وجود می آید که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندند و به همین دلیل زمانی که مورد بررسی قرار می گیرند، در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، سیاسی ، مذهبی و خانوادگی یک جامعه عمیقا مورد مطالعه واقع می شوند و در وهله اول بزهکاران از جهات مختلف مانند سن ، میزان تحصیلات و مشکلات خانوادگی تقسیم بندی می شوند و در پی آن به علل و عوامل موثر بر بزهکاری نوجوانان و پیشگیری از این عوامل اشاره خواهیم کرد. هر جامعه ای دارای قوانین ، هنجارها و ارزشهایی است. و بزهکار یعنی کسی که قوانین را رعایت نکرده ، زیر پا گذاشته است و بر خلاف این هنجارها عمل می کند.
پدیده بزه و بزهکاری یکی از مشکلات و معضلات عمده اجتماع است که جوامع مختلف به فراخور اندیشه خود همیشه در پی برطرف کردن و ریشه کن کردن آن بودند و از بزه و بزهکاری در جوامع مختلف تعریف هایی شده است.

به نظر می رسد که در رویکردهای مختلف به موضوع بزهکاری به گونه ای متفاوت توجه شده است و تعریف بزه از دیدگاه حقوقی ، جامعه شناسی و جرم شناسی متفاوت است.
رویکرد حقوقی جرم: اگر بپذیریم که بزه ، تخطی از نظام هنجارهای جاری در جامعه است که از طریق قانون جزا می تواند قابل پیگرد باشد، می توان بزه را هر عملی تعریف کرد که از سوی قانون موجب اعمال کیفر از طرف مقام قضایی است. پیروان این رویکرد هر عملی را که برخلاف اخلاق و عدالت اجتماعی باشد جرم می نامند و هدف از تدوین قوانین کیفری را جلوگیری از رفتارهایی می دانند که به نحوی به جامعه و افراد آن آسیب می رساند و نظم اجتماعی را مختل می کند.
رویکرد جامعه شناختی: رویکرد جامعه شناختی بزه عمدتا بر نظریات دورکهیم استوار است اگرچه این نظریات عمدتا پیچیده هستند، اما تاثیر آنها در جرم شناسی غیرقابل انکار است. براساس این نظریه سیر تکاملی فرهنگ ها باعث می شود مفهوم بزه ، نوع و کیفیت آن رویکرد در تعریف بزه به هنجارهای اجتماعی توجه می کند و عملی را جرم می داند که برخلاف هنجارهای جامعه باشد و احساسات و وجدان گروهی یا جمعی را متاثر کند.
رویکرد جرم شناسی: از دیدگاه جرم شناسی ، ناسازگاری افراد و عمل ضداجتماعی ، جرم نامیده می شود. جرم شناسان نه تنها هر عملی را که طبق قانون برای آن مجازات قائل شده اند جرم می نامند، بلکه معتقدند اعمالی که در قوانین کیفری برای آنها مجازاتی پیش بینی نشده ، ولی برای جامعه مضر است ، نوعی جرم است و نیاز به بررسی دارد. دیدگاه کلی این رویکرد در تعریف بزه به فعل یا ترک فعل که برای جامعه خطرناک باشد اعتقاد دارد، مانند اعتیاد به عنوان فعل و یا عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی به عنوان ترک فعل.

تئوری عوامل اجتماعی

از این دیدگاه بزهکار کسی است که جرائم او ثمره جبری یک رشته از عوامل جرم زا مانند عوامل اقتصادی ، رفاهی ، خانوادگی ، تربیتی ، اجتماعی ، فرهنگی و... است و اعتقاد دارند که افراد در اعمال و رفتار خود آزادی نداشته و تحت تاثیر عوامل اجتماعی مرتکب جرم می شوند. این دیدگاه بزهکاری را یک پدیده اجتماعی می داند و تاثیر اجتماع را در ارتکاب جرم تاکید می کند.

تئوری نابرابری اجتماعی

از این دیدگاه بزهکاری و کج رفتاری اجتماعی یک پدیده اجتماعی است که ریشه های آن در نابرابری انسان ها یافت می شود و تمرکز ثروت ها در دست عده ای معدود در برابر بینوایی و بردگی دیگران است و به این طریق انحراف اجتماعی بیانی ویژه از مبارزه طبقاتی و در واقع پاسخی به خشونت نهادی روابط اجتماعی به واسطه عدم تساوی در توزیع امکانات و بی عدالتی اجتماعی و حاکم بر روابط اجتماعی بین افراد است و هر کس طبق عادات و رسوم مورد قبول محیط خود رفتار می کند. بنابراین اگر کسی مرتکب بزه می شود، کاری جز تقلید از کس دیگر نمی کند.

تئوری محیطی

دورکهیم علل بروز جرایم را در محیط اجتماعی مورد مطالعه قرار داده و معتقد است که جرم یک پدیده اجتماعی است و نباید یک پدیده غیرعادی اجتماعی تلقی شود. در هر اجتماع بزهکاری وجود دارد و جامعه ای نیست که در آن بزه وجود نداشته باشد. بزه یک عامل سلامت عمومی و جزو لاینفک هر اجتماع است و علل استثنایی ندارد. دورکهیم معتقد است جامعه پیش از فرد وجود دارد و اثر خود را در فرد انباشته و او را تربیت کرده و بر او مسلط می شود. روحیه هرفرد مستقیما مربوط به تشکیلات و وظایف و دستورات و الگوهای اجتماعی بوده و روابط خصوصی نیز بر عوامل مذکور تاثیر کلی دارند.
دنیس سابو: خاستگاه مجرمیت را در شهرها می جویند و آن را نتیجه بالیدگی سرمایه ورزی می دانند و خاطرنشان می سازند که فرارسیدن جامعه پس صنعتی ، یا به اصطلاح جدید تکنترونیک (technetroniaue) خیلی گران تمام می شود و این بهایی است که جوامع خیلی پیشرفته برای بزهکاری های ناشی از عدم انطباق باید بپردازند.
دکتر لاکاساین افکار دورکهیم را تایید کرده و عقیده دارد بزهکاری یک میکروب اجتماعی است . این میکروب در محیطی که آمادگی برای پروراندن بزهکاری نداشته باشد بروز نکرده و جرمی اتفاق نمی افتد. دکتر لاکاساین می نویسد هر جامعه بزهکارانی دارد که شایسته همان جامعه است. محیط اجتماعی بر اثر عوامل مختلف در فرد اثر کرده و او را به طرف جرم می کشاند.

پیشگیری از بزهکاری

پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل می کند و رهیافت های چندگانه ای را می طلبد که تمامی عوامل خطرزا را در نظر بگیرد. از دیدگاه بهداشت عمومی در پیشگیری بزه ، استراتژی ها و مداخله ها در 3 سطح کلی همانند سایر مسائل بهداشتی و اجتماعی طبقه بندی می شود. این 3 سطح شامل پیشگیری نوع اول یا اولیه ، پیشگیری نوع دوم یا ثانویه و پیشگیری نوع سوم یا ثالثیه است که براساس سطوح مختلف برای هر جامعه ای متغیر است.
پیشگیری اولیه: ایجاد یک محیط سالم
در پیشگیری اولیه به ریشه مساله و عوامل خطرزای محیطی توجه می شود. این نوع پیشگیری سعی بر آن دارد که امکان درگیر شدن با مساله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مساله وجود نداشته باشد، به همین علت استراتژی های برنامه ضرورتا طوری انتخاب می شوند که بتوانند عوامل مخاطره آمیز را کاهش دهند.

تعریف بزهکاری


بزهکاری یک پدیده بسیار پیچیده اجتماعی است که در محیطهای اجتماعی مختلف به شکلهای متفاوتی دیده می شود. تعریف بزه و بزهکاری و رفتار بزهکارانه در هر جامعه ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می شود. اگرچه در بیشتر جوامع ، بزه به عنوان رفتاری قابل تنبیه از طرف قانون تعریف شده است ؛ اما صرفا در تبیین آن مفهوم حقوقی کافی نیست.
بزهکاری به معنای تعدادی متغیر از اعمال ارتکابی علیه احکام قانونی که می تواند ماهیت های مختلفی داشته باشد، وجه مشترک تمام جوامع انسانی است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهیت ، این اعمال تقریبا همیشه از سوی قانون تعریف و پیش بینی می شود.

در تعریف رفتار بزهکارانه به طور کلی قرنهاست اعمالی مانند قتل ، دزدی ، نزاع ، تخریب ، کلاهبرداری ، غارت ، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و تقریبا همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود در میزان و نوع تنبیهی است که براساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می شود. علاوه بر رفتارهای ذکر شده ، رفتارهای دیگری هم هستند که براساس ارزشها و تغییر در ارزشها یا برحسب زمان و مکان بزه تعریف می شوند و در جرم شناسی مورد توجه قرار می گیرند. مثل قوانین مربوط به رانندگی در حالت مستی که در بعضی جوامع به طور کلی در طول زمان ، دگرگون شده تا امروز به عنوان جرم شناخته شده است و از نظر قانونی و حقوقی مشمول مقررات کیفری است

وضع قوانین که بعضی از محدودیت ها را ایجاب می کنند، از آن جمله اند. برای مثال در جامعه ای که حمل اسلحه آزاد است ، این آزادی خود یک عامل خطرزای امکان درگیر شدن با مساله بزه است. بنابراین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها در آن جامعه خواهد بود.
پیشگیری ثانویه: کاهش عوامل خطرزا
در پیشگیری ثانویه هدف کلی دور نگه داشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر برچسب بزه را در فرد تقویت می کند، مثل کنترل خشم و خشونت ، کنترل های خانواده بر رفتارهای ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول استراتژی های برنامه ریزی خود را براساس یافته های پژوهش ها طرح می کند و تاکید زیادی بر فرد یا ارتباطات فرد دارد. به همین دلیل پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیری مهارت های زندگی اجتماعی از یک طرف و محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تاکید می کند. اهمیت این سطح ، پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است.
پیشگیری ثالثیه: کنترل موقعیت خطر
پیشگیری سطح سوم سعی می کند موقعیت مساله را اصلاح یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته می شود. برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسائلی مانند تنبیه ، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضا شوند. پیشگیری نوع سوم ، برنامه ریزی مداخله ای و اداره موقعیت های خطرناک را براساس فعالیت هایی تنظیم می کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.

تحلیل نهایی

بزهکاری کودکان و نوجوانان پدیدهه ای منفرد نیست و به مسائل اجتماعی دیگر مربوط است. برای مثال گسستگی خانواده یکی از عوامل مهم ارتکاب بزه است. عامل دیگری که نشان دهنده ارتباط بزهکاری کودکان و نوجوانان با پدیده ای اجتماعی است ، ارتباطی است که بین وضع مالی خانواده و میزان ارتکاب جرم وجود دارد. توسعه شهرنشینی و گسترش بعد شهر باعث می شود که با سست شدن نظارت کنترل اجتماعی ، ارتکاب بزه افزایش پیدا کند. همچنین عوامل خانوادگی مانند طلاق ، مرگ والدین ، کثرت اولاد، فقدان حمایت های روانی و بی توجهی به نیازهای عاطفی فرزندان ، بی انضباطی در خانواده ، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی ، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی ، طرد از خانواده ، فقدان زمینه های تربیتی مناسب در خانواده ، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر در تقویت یا کنترل بزهکاری نقش دارند.
عوامل اجتماعی مانند بیسوادی ، رشد بی رویه جمعیت ، صنعتی شدن ، اختلافات طبقاتی ، قوانین تحمیلی ، بی عدالتی اجتماعی ، بیکاری ، جنگ ، محیط نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران)، فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترسی برای همه طبقات جامعه ، زاغه نشینی ، زورمداری سیاسی در کنترل و رشد بزه موثرند. همچنین ضعف برخی از سازمان های جامعه پذیر مثل مدرسه ، خانواده و وسایل ارتباط جمعی نیز موجب افزایش بزهکاری می شود.
برچسب یا انگ زدن باعث افزایش بزهکاری می شود که طی فرآیندهایی است که بر اثر آنها جامعه برچسب منحرف به بعضی افراد می زند و نحوه واکنش های این افراد را در مقابل این «داغ باطله» نشان می دهد و اشخاص ، گروهها یا نهادهای رسمی (پلیس ، دادگاه ها) که در برابر این رفتارها واکنش نشان می دهند و شخصیت این افراد برحسب نقش جدید انحراف از نو سازمان می دهند و میزان معاشرت و دلبستگی با افراد بزهکار نیز موجب گرایش فرد به رفتار بزهکارانه می شود.


رقیه یوسف زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها