پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل می کند و رهیافت های چندگانه ای را می طلبد که تمامی عوامل خطرزا را در نظر بگیرد. از دیدگاه بهداشت عمومی در پیشگیری بزه ، استراتژی ها و مداخله ها در 3 سطح کلی همانند سایر مسائل بهداشتی و اجتماعی طبقه بندی می شود. این 3 سطح شامل پیشگیری نوع اول یا اولیه ، پیشگیری نوع دوم یا ثانویه و پیشگیری نوع سوم یا ثالثیه است که براساس سطوح مختلف برای هر جامعه ای متغیر است.
پیشگیری اولیه: ایجاد یک محیط سالم در پیشگیری اولیه به ریشه مساله و عوامل خطرزای محیطی توجه می شود. این نوع پیشگیری سعی بر آن دارد که امکان درگیر شدن با مساله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مساله وجود نداشته باشد، به همین علت استراتژی های برنامه ضرورتا طوری انتخاب می شوند که بتوانند عوامل مخاطره آمیز را کاهش دهند.
|
تعریف بزهکاری
بزهکاری یک پدیده بسیار پیچیده اجتماعی است که در محیطهای اجتماعی مختلف به شکلهای متفاوتی دیده می شود. تعریف بزه و بزهکاری و رفتار بزهکارانه در هر جامعه ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می شود. اگرچه در بیشتر جوامع ، بزه به عنوان رفتاری قابل تنبیه از طرف قانون تعریف شده است ؛ اما صرفا در تبیین آن مفهوم حقوقی کافی نیست. بزهکاری به معنای تعدادی متغیر از اعمال ارتکابی علیه احکام قانونی که می تواند ماهیت های مختلفی داشته باشد، وجه مشترک تمام جوامع انسانی است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهیت ، این اعمال تقریبا همیشه از سوی قانون تعریف و پیش بینی می شود.

در تعریف رفتار بزهکارانه به طور کلی قرنهاست اعمالی مانند قتل ، دزدی ، نزاع ، تخریب ، کلاهبرداری ، غارت ، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و تقریبا همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود در میزان و نوع تنبیهی است که براساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می شود. علاوه بر رفتارهای ذکر شده ، رفتارهای دیگری هم هستند که براساس ارزشها و تغییر در ارزشها یا برحسب زمان و مکان بزه تعریف می شوند و در جرم شناسی مورد توجه قرار می گیرند. مثل قوانین مربوط به رانندگی در حالت مستی که در بعضی جوامع به طور کلی در طول زمان ، دگرگون شده تا امروز به عنوان جرم شناخته شده است و از نظر قانونی و حقوقی مشمول مقررات کیفری است |
وضع قوانین که بعضی از محدودیت ها را ایجاب می کنند، از آن جمله اند. برای مثال در جامعه ای که حمل اسلحه آزاد است ، این آزادی خود یک عامل خطرزای امکان درگیر شدن با مساله بزه است. بنابراین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها در آن جامعه خواهد بود.
پیشگیری ثانویه: کاهش عوامل خطرزا در پیشگیری ثانویه هدف کلی دور نگه داشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر برچسب بزه را در فرد تقویت می کند، مثل کنترل خشم و خشونت ، کنترل های خانواده بر رفتارهای ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول استراتژی های برنامه ریزی خود را براساس یافته های پژوهش ها طرح می کند و تاکید زیادی بر فرد یا ارتباطات فرد دارد. به همین دلیل پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیری مهارت های زندگی اجتماعی از یک طرف و محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تاکید می کند. اهمیت این سطح ، پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است.
پیشگیری ثالثیه: کنترل موقعیت خطر پیشگیری سطح سوم سعی می کند موقعیت مساله را اصلاح یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته می شود. برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسائلی مانند تنبیه ، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضا شوند. پیشگیری نوع سوم ، برنامه ریزی مداخله ای و اداره موقعیت های خطرناک را براساس فعالیت هایی تنظیم می کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.
تحلیل نهایی
بزهکاری کودکان و نوجوانان پدیدهه ای منفرد نیست و به مسائل اجتماعی دیگر مربوط است. برای مثال گسستگی خانواده یکی از عوامل مهم ارتکاب بزه است. عامل دیگری که نشان دهنده ارتباط بزهکاری کودکان و نوجوانان با پدیده ای اجتماعی است ، ارتباطی است که بین وضع مالی خانواده و میزان ارتکاب جرم وجود دارد. توسعه شهرنشینی و گسترش بعد شهر باعث می شود که با سست شدن نظارت کنترل اجتماعی ، ارتکاب بزه افزایش پیدا کند. همچنین عوامل خانوادگی مانند طلاق ، مرگ والدین ، کثرت اولاد، فقدان حمایت های روانی و بی توجهی به نیازهای عاطفی فرزندان ، بی انضباطی در خانواده ، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی ، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی ، طرد از خانواده ، فقدان زمینه های تربیتی مناسب در خانواده ، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر در تقویت یا کنترل بزهکاری نقش دارند.
عوامل اجتماعی مانند بیسوادی ، رشد بی رویه جمعیت ، صنعتی شدن ، اختلافات طبقاتی ، قوانین تحمیلی ، بی عدالتی اجتماعی ، بیکاری ، جنگ ، محیط نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران)، فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترسی برای همه طبقات جامعه ، زاغه نشینی ، زورمداری سیاسی در کنترل و رشد بزه موثرند. همچنین ضعف برخی از سازمان های جامعه پذیر مثل مدرسه ، خانواده و وسایل ارتباط جمعی نیز موجب افزایش بزهکاری می شود.
برچسب یا انگ زدن باعث افزایش بزهکاری می شود که طی فرآیندهایی است که بر اثر آنها جامعه برچسب منحرف به بعضی افراد می زند و نحوه واکنش های این افراد را در مقابل این «داغ باطله» نشان می دهد و اشخاص ، گروهها یا نهادهای رسمی (پلیس ، دادگاه ها) که در برابر این رفتارها واکنش نشان می دهند و شخصیت این افراد برحسب نقش جدید انحراف از نو سازمان می دهند و میزان معاشرت و دلبستگی با افراد بزهکار نیز موجب گرایش فرد به رفتار بزهکارانه می شود.