بى ترديد افراد شايسته و وارسته‌اى هستند كه همراه اهل بيت عليهم السلام مى‌شوند و اين گونه تشكلى را پديد مى‌آورند. هر كسى كه مدعى پيروى از اهل بيت است، اين گونه نيست كه از ياران اهل بيت به شمار آيد؛ بلكه شايستگى‌هايى لازم است؛ بايد فراهم شود تا فرد از ياران اهل بيت عليهم السلام به شمار آيد.
کد خبر: ۱۲۹۴۵۷۹

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از حوزه نت؛  در اين بخش برخى از اين شايستگى‌ها را از زبان على بن موسى عليه السلام بررسى مى‌كنيم و نمونه‌هايى از ياران اهل بيت عليهم السلام را در راستاى سيره حضرت يادآورى مى‌نماييم تا انديشه و رفتار آنان در روح و روان همگى تأثيرگذار باشد كه تشيع و تشكل همسوى اهل بيت عليهم السلام هميشه پايدار گردد.

ياران اهل بيت عليهم السلام

امام رضا عليه السلام در مورد شيعيان مى‌فرمايد: شيعيان ما نماز را بپا مى‌دارند، زكات مالشان را مى‌پردازند، ماه رمضان روزه مى‌گيرند، حج واجب خويش را انجام مى‌دهند و اهل بيت پيامبر را دوست مى‌دارند و از دشمنان آنان بيزارند. شيعيان ما اهل پرهيزكارى و تقوا هستند؛ شيعيان ما اهل ايمان و ورع مى‌باشند. آنگاه اگر كسى شيعه اهل بيت عليهم السلام شد، مشمول ستايش امام رضا عليه السلام مى‌شود كه فرمود: هر كس شيعه ما را دوست بدارد، ما را دوست داشته و هر كس با آنها دشمنى كند با ما دشمنى كرده است. شيعيان ما با نور خدا نگاه مى‌كنند. آنان از نعمت‌هاى خاص خدا بهره‌مند هستند. بيمارى و رنج آنها رنج ماست. اندوه آنان اندوه ماست. شادى آنان شادى ماست. هيچ كدام از شيعيان ما از قلمرو چشم ما دور نيستند،

ولا يغيب عنّا احدٌ من شيعتنا. اين‌ها برخى از ويژگى‌هاى شيعه از زبان على بن موسى عليه السلام مى‌باشد. اينك نمونه‌هايى از شيعيان على بن موسى عليهما السلام:

دعبل خزاعى را يكى از اين نمونه‌ها مى‌توان نام برد. وى در مدح و ستايش عترت قدمى بزرگ برداشته است و در معرفى عترت به واسطه هنرى كه داشت توفيق خوبى فراهم ساخته است. دعبل شاعر و هنرمند توانايى است. شعرهاى پرمحتوا و روان وى برسر زبان‌ها جارى بود. كار دعبل جرأت و شجاعت بالايى را مى‌طلبد كه فرد اگر هنر شعر و فهم و درك معارف عميق را هم داشته باشد، بايد فردى مقاوم و شجاع باشد تا بتواند در ستايش عترت شعر بگويد. زيرا دشمنان اهل بيت عليهم السلام با اين گونه افراد برخورد سخت و خشنى داشتند. زبان‌ها را از كام بيرون مى‌كشيدند. ميثم تمّارها را در بالاى چوبه دار زبانشان را به خاطر وفادارى و مدح على عليه السلام بيرون كشيدند. متوكل عباسى دستور داد زبان ابن سكّيت را به خاطر مدح حسن و حسين عليهما السلام و فاطمه زهرا عليها السلام از حلقومش بيرون كشيدند! نمونه‌هايى اين گونه در تاريخ تشيع فراوان به چشم مى‌خورد.

اينك دعبل با خوف و خطرهايى كه وجود دارد اين گونه در مدح عترت و على بن موسى عليهما السلام شعرى مى‌گويد. دعبل فردى شجاع و جانباز در راه اهل بيت عليهم السلام است. وى مى‌داند ستايش اهل بيت عليهم السلام چه پى‌آمدى ممكن است داشته باشد. با اين حال اين چنين در مورد على بن موسى عليهما السلام زبان به ستايش مى‌گشايد. همان گونه كه اشاره شد وى در اين راستا اين گونه اظهار مى‌دارد: من چوبه دار خويش را پنجاه سال است كه به دوش مى‌كشم، اني لاَحمِلُ‌ خشبي علي كتفي خمسين عاماً. اين گونه فردى يار اهل بيت عليهم السلام مى‌تواند باشد. اين گونه فردى ياور امام رضا عليه السلام مى باشد. دعبل در سال 246 در اثر مسموميت در سن 98 سالگى درگذشت.

ياران اهل بيت عليهم السلام

محمد بن ابى عُمَير از اصحاب و ياران امام رضا عليه السلام مى‌باشد. فردى معتمد و سرشناس در زمان خودش است. در زمان هارون وى را دستگير نمودند و به نخل بستند و تازيانه زدند تا نام شيعيان را در عراق ببرد. ولى وى تازيانه‌ها را تحمل مى‌كند. اما نام كسى را نمى‌برد. ابن ابى عمير را هفده سال زندان مى‌كنند. تمام زندگى و نيز كتاب‌هايش در اين مدت از بين مى‌رود. وى‌فرد متمولى نيزبوده است.

 

محمد، ده هزار درهم از فردى طلب داشته است. بعد از آزادى از زندان شخص بدهكار خانه‌اش را فروخته ده هزار درهم را به نزد وى مى‌آورد. ابن ابى عمير مى‌پرسد اين پول را چگونه تهيه كردى آيا گنجى به تو رسيده است، يا از كسى ارث برده‌اى. وى چيزى نمى‌گويد. محمد مى‌گويد تا نگويى چگونه تهيه كرده‌اى نمى‌پذيرم. شخص بدهكار مى‌گويد خانه‌ام را فروختم تا بعد از مدت طولانى بدهكارى‌ام را بپردازم. محمد ابن ابى عمير مى‌گويد من اينك به يك درهم اين پول نيازمندم. اما يك درهم آن را نخواهم پذيرفت. زيرا دستور دين ما اين است كه كسى نبايد خانه‌اش را به خاطر بدهى‌اش بفروشد.

عبدالسلام هِرَوى معروف به «اباصلت» از ياران و از اصحاب خاص امام رضا عليه السلام است. وى فردى مورد اعتماد و شيعه مخلص اهل بيت عليهم السلام است. تنها جرمش در نزد اهل سنت، شيعه بودنش مى‌باشد. جرم ديگرش اين است كه وى در محبت اهل بيت عليهم السلام افراط‍‌ داشته است. وى همان شخصى است كه در تجهيز و غسل و كفن نمودن على بن موسى عليهما السلام حاضر و ناظر بوده است. مأمون به خاطر اطلاعاتى كه از جريان مسموميت و شهادت امام رضا عليه السلام داشته وى را يك سال زندانى مى‌كند. در زندان به اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم متوسل مى‌شود. كرامت جوادالائمه عليه السلام وى را از زندان آزاد مى‌كند. نگهبانان زندان هم مى‌ديده‌اند. ولى مثل اين كه توجه نداشته باشند هيچ گونه اقدامى نمى‌كنند.

على بن عبيدالله از نوادگان امير المؤمنين عليه السلام در مدينه است. مى‌گويد خيلى دوست داشتم خدمت امام رضا عليه السلام برسم. ليكن از ابهت حضرت جرأت نمى‌كردم تا روزى حضرت بيمار شدند. يكى از دوستان گفت اگر مى‌خواهى به ملاقات آقا نايل شوى، اكنون وقتش فرا رسيده است. با هم به ملاقات امام رفتيم. آنگاه روزى على بن عبيدالله بيمار مى‌شوند، على بن موسى عليهما السلام به ديدار و ملاقات وى مى‌آيد. حضرت در كنار اتاق نشسته از وى تفقد مى‌كند. همسر ايشان به نام «ام سلمه» جاى نشستن امام را از پشت پرده نشان مى‌كند. هنگامى كه حضرت بيرون مى‌روند، ام سلمه آمده جاى امام رضا عليه السلام را مى‌بوسد و خود را متبرك مى‌كند. خبر اين حادثه را به امام رضا عليه السلام مى‌دهند. حضرت در حق اين خانواده مى‌فرمايد: على بن عبيدالله و همسرش و فرزندش از اهل بهشت هستند، زيرا كه دوستدار اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يعنى على و فاطمه‌اند كه خداوند در معرفى ايشان فرمود همانند ديگران نيستند،

ان ولد علي و فاطمه عليهما السلام اذا عرفهم الله لم يكونوا كالناس

اينها نمونه‌هايى از ياران و علاقه‌مندان على بن موسى عليهما السلام مى‌باشند كه از صميم قلب به حضرت عشق مى‌ورزند و در انديشه و رفتار تلاش دارند همانند حضرت باشند.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها