طلاق ، بحران جوامع مدرن

در نیم قرن گذشته ما شاهد افزایش طلاق از یک سو و کاهش قبح جدایی 2 همسر در افکار عمومی جهانی از سوی دیگر هستیم.
کد خبر: ۱۲۷۲۹۶

در سالهای اخیر بیشتر کشورهای جهان برای آسان تر کردن روند طلاق اقدام کرده اند ؛ هرچند با وضع قوانینی سهل گیرانه نسبت به طلاق ، این پدیده در دهه های 60 و 70 میلادی در کشورهای اروپایی بسرعت افزایش یافت ، اما در دهه های اخیر ، میزان آن تا اندازه ای تثبیت شده است ؛ اما چرا آمار طلاق افزایش پیدا می کند؛
با استقلال تدریجی زنان از نظر اقتصادی و ورود آنها به عرصه کار ، ازدواج ها دیگر همچون گذشته براساس اتکای اقتصادی زنان به مردان شکل نمی گیرد. دیگر آن که در اشکال جدید خانواده ، ازدواج بیش از هر چیز دیگر تلاشی است برای برقراری رابطه ای ارضاکننده و ثمربخش به منظور پاسخگویی به میل عاطفی و جنسی.
در این حال ارزیابی ازدواج برحسب میزان ارضای شخصی ، اندازه گیری و ارزشگذاری می شود و طلاق با نبود این حس (ارضای شخصی) صورت می گیرد. آنتونی گیدنز ، جامعه شناس معاصر انگلیسی معتقد است با صنعتی شدن و مهاجرت کشاورزان از مزارع به کارخانه ها و ترک خانه ها از سوی مردان روستایی ، خانواده بتدریج از شکل یک واحد تولید خارج شد و به هم تنیدگی میان مفاهیم خانواده و کار به هم خورد. از جمله مهمترین فرآیند ، تضعیف نظام پدرسالاری در خانواده های سنتی بود. با فروپاشی روابط کاری و اقتصادی در خانواده ها ، پیوستگی اعضا از نظر مالی به کارخانه داران بیشتر و قدرت پدر به حوزه های شخصی تر هدایت شد. از سوی دیگر با جدایی از محل کار ، روابط شخصی در خانواده از روابط در محیط کار متمایز و به رشد فردگرایی عاطفی و ظهور آرمان های عشقهای رمانتیک منجر شد که این مساله شالوده اصلی ازدواج ها را فراهم آورد. با آغاز قرن بیستم خانواده به عنوان قلمروی ارضای شخصی و بستر نزدیکی و صمیمیت عاطفی و جنسی میان زن و شوهر تعریف شد و از نظر فرم نیز تحت تاثیر صنعت و زندگی شهری امروزی به اشکال هسته ای سوق پیدا کرد.
مورد دیگر که نیز در اینجا باید به آن اشاره کرد بحثی متاخر در جامعه شناسی مصرف است. با رشد صنعت و حضور ملموس فناوری در خانه همچون اختراع و توسعه فناوری لوازم خانگی ، زن به عنوان یکی از ارکان جدی خانواده با محول کردن بسیاری از کارهایی که در دنیای سنتی در خانه مجبور بود خود آنها را انجام دهد به وسایل پیشرفته ای همچون جارو برقی ، ماشین لباسشویی و غیره ، فراغ بال گسترده پیدا کرد یا به زبان دیگر وقت آزاد بیشتری به دست آورد که می توانست حالا آن را صرف کارهای اجرایی در بیرون از خانه و از آن مهمتر کارهای فکری کند. بی شک استفاده از صنعت لوازم خانگی و رشد مصرف فناوری نقشی بسزا و تاثیر مهمی در ایجاد و تقویت جنبشهای فکری و اجتماعی زنانه و برابری جویانه داشته است.
روند نوسازی در کشورهای غربی ، تغییراتی در مفهوم و شکل خانواده به وجود آورده است که از مهمترین این دگرگونی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) در اشکال جدید ، گروههای خویشاوندی نفوذ خود را از دست دادند و از تاثیر آنان در طلاق و ازدواج گروه خویشاوندی کاسته شده است.
ب) با رشد فردگرایی و ایجاد عشق رمانتیک و کاهش قدرت نظارتی پدر بر اعضای خود ، رویکردی کلی برای انتخاب آزادانه همسر و بالطبع طلاق آزادانه همسر شکل گرفته است.
ج) استقلال اقتصادی قابل توجه زنان ، نوعی آگاهی به حقوق خویش را میان آنان رشد داده است. حق زن در انتخاب همسر و نیز حق تصمیم گیری او برای پایان زندگی زناشویی ازجمله این آگاهی ها و حق تصمیم گیری ها به شمار می رود. همچنین از موارد دیگر باید به کاهش ازدواج های خانوادگی ، رواج آزادی جنسی و گسترش حقوق کودکان اشاره کرد.
ملاحظه می شود تغییر مفهوم و شکل خانواده یعنی تبدیل خانواده های گسترده و خویشاوندی به هسته ای و تغییر کارکرد اقتصادی خانواده به کارکردی عاطفی و جنسی و نیز استقلال اقتصادی زنان و به دنبال آن رشد جنبش های برابری جویانه میان زن و مرد و در نتیجه تضعیف وضعیت مردسالارانه در محیطهای خانوادگی ، در ملموس ترین نتیجه خود ، هم ازدواج ها را غیرقبیله ای و غیرخانوادگی کرد و صورت بندی رمانتیکی به آن بخشید و هم امکان طلاق را بیش از گذشته ساخت.
خلاصه آن که فرآیندهای متجددانه ای همچون افزایش حقوق زنان و تغییر شکل خانواده ها از گسترده به هسته ای ، افزایش آمار طلاق را منجر شده است. یکی از علل افزایش طلاق ، رشد آگاهی های طبقه زنان به حقوق خویش است ؛ آگاهی هایی که مرهون پیشرفت های اجتماعی است و در نگاهی دیگر ، طلاق مولود روندهای نوسازی در جامعه مدرن محسوب می شود.


رعنا دهقانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها