دهه فجر به پایان رسیده است. 27 سال است که عادت کرده ایم در این 10روز تاریخ انقلاب را بررسی کنیم و با چگونگی شکل گیری آن آشنا شویم.
کد خبر: ۱۲۵۷۷۱
با نگاهی به این سالها به این نتیجه می رسیم که سهم صدا و سیما در اطلاع رسانی و بازگویی تاریخ انقلاب ،سهم زیادی است و در این میان تلویزیون به عنوان رسانه دیداری موثرتر عمل کرده است.
برنامه های تلویزیون را دردهه فجر می توان در سه نوع دسته بندی کرد: برنامه های ترکیبی ، سریال های نمایشی و فیلمهای مستند. شاید در نگاه اول با یک پیش زمینه سنتی بگوئیم که سریال های داستانی با نوع ساختار و روایت قصه گوی خود بیشتر می توانند موثر باشند و طیف گسترده مخاطب را راضی نگه دارند. اما واقعیت این است که سریال های داستانی در دهه 60خوب عمل کردند، مردم در اوایل این دهه علاقه مند بودند بدانند انقلاب در کجا ریشه دارد، چگونه شکل گرفته است ، پهلوی دوم و درباریان برای کشور چه برنامه هایی داشتند و چگونه می خواستند کشور را تابع سیاست های کشورهای دیگر بخصوص امریکا کنند.
سقوط شاه می توانست برای همه جالب باشد، خیلی ها دوست داشتند بدانند کدام بازیگرها می توانند نقش درباریان و خارجیان را خوب اجرا کنندو ظاهرکدام بازیگر به چه شخصیتی بیشتر شبیه است. البته در آن سالها برنامه ریزی سیما برای سریال های داستانی حساب شده تر بود، مخاطب ها دسته بندی می شدند و برای هر گروه سنی سریال ویژه ای ساخته می شد، مثلا برای گروه سنی نوجوان ، محمد مهدی عسگرپور سریال روح الله را ساخت که تاکنون بارها از تلویزیون پخش شده و یا برای کودکان برنامه های عروسکی جذابی ساخته می شد که آنها را با تاریخ انقلاب آشنا می کرد.سالها گذشت و انقلاب به یک نظام دائمی تبدیل شد.
مردم در کنار جنگ ورق به ورق تاریخ انقلاب را حفظ کردند، کتابهای تاریخی زیادی نوشته شد و خاطرات انقلابیون به صورت مکتوب درآمد. در کنار این اتفاقات ، کشور انقلابی سیر تکامل خود را طی کرد و دستاوردهای بسیاری داشت. حالا در کنار بررسی تاریخ انقلاب لازم است خود انقلاب هم بازگو شود و برای این روایت چه زمانی بهتر از دهه فجر که ذهن مردم آماده پذیرش اطلاعات است ، اما براستی آیا این تغییر نگرشها در برنامه های سیما هم اتفاق افتاده است؛ برای رسیدن به پاسخ این پرسش شاید کافی باشد به برنامه های 2،3سال اخیر تلویزیون نگاهی بیندازیم.
در این چشم انداز متوجه می شویم که دیگر نمی توان مثل دهه 60به سریال های نمایشی امیدوار بود آنها تکرار مکررات هستند و به ندرت حرف جدیدی را مطرح می کنند آنها به شیوه قدیم فقط ریشه های انقلاب را بررسی می کنند، از درباریان می گویند و از دست نشانده بودن شاه و این که خفقان در آن زمان بیداد می کرده ،جالب این جاست که مخاطب این سریال ها بزرگسالان هستند؛ همانهایی که تاریخ انقلاب را از بر هستند، همانهایی که تمایل دارند تاریخ انقلاب را برای کودکان و نسل سوم و چهارم به شکل موثری بازگو کنند تا این نسلها هم بدانند انقلابی که در آن رشد کرده اند و بزرگ شده اند چگونه شکل گرفته است.
بازیگران این سریالها هم تکراری هستند و آنقدر این نقشها را بازی کرده اند که شاید خودشان هم به این باور رسیده اند که نکند واقعا شاه هستند یا سولیوان و ژنرال هایزر.اما در این میان نمی توان جذاب بودن فیلمهای مستند را نادیده گرفت.
سال گذشته تلویزیون در یک اقدام بدیع چند فیلم مستند از مجموعه آزادی را به نمایش گذاشت. تصاویری بکر از روزهای انقلاب ، اتفاقات مستندی که در شهر جریان داشت و تاکنون کسی آنها را ندیده بود،اگر به نقدها و نظراتی که راجع به این فیلمها در جراید چاپ شد نگاهی بیندازیم ، متوجه می شویم بیشتر نسل سومی ها از این فیلمها استقبال کردند، نسلی که در برابر سریال های داستانی سکوت می کند و آنها را فقط قصه می داند.
امسال هم دیدیم که چگونه مخاطبان حرفه ای تلویزیون یکدیگر را به دیدن فیلمهای مستند انقلاب ترغیب می کردند؛ فیلمهای مستندی که حرفهای تازه دارند.
البته امسال برخی از برنامه های ترکیبی تلویزیون نیز با تکیه به فیلمهای مستند و اسناد تاریخی ، جذابیت ویژه ای داشتند که از میان آنها می توان به برنامه رجال دوره پهلوی اشاره کرد که از شبکه چهار سیما پخش شد. برای هر بیننده ای جالب است که بداند اشرف پهلوی به عنوان یک قاچاقچی بین المللی چگونه از تریاک ، هروئین به دست می آورده و خود شخصا آن را به خارج کشور حمل می کرده است ، جالب است بدانیم که اشرف اکنون دچار بیماری آلزایمر است و از گذشته خود هیچ نمی داند.
فیلمهای مستند انقلاب و برنامه های ترکیبی تقریبا راه خود را یافته اند تا سال آینده و دهه فجر هم یک سال وقت است تا سریال های داستانی هم به بدعتی نو برسند تا از قافله دیگر برنامه های سیما در زمینه انقلاب عقب نمانند.