وکالت به بهزیستی روانی افراد جامعه نیز کمک فراوانی می کند ، فرد ستمدیده ای که بدون حضور وکیل و با ناآگاهی کامل نسبت به مسائل قضایی وارد دادگستری می شود ، از همان ابتدا خود را بی یاور احساس می کند و هر روز بر اضطراب و استرس او افزوده می شود ؛ چراکه از یک طرف به دلیل ناآگاهی و عدم اطلاع وارد دنیای مجهول و ناشناخته ای می شود که از سیگنال های تعریف شده و مشخصی در ذهن او برخوردار نیست و از سوی دیگر فرد آگاه و یاور و همراهی را نیز با خود ندارد که با اتکای به او به این وادی دشوار وارد گردد.
در چنین وضعیتی به طور طبیعی تنش های ذهنی و روانی فرد افزایش می یابد و این تنش های ذهنی جهتگیری ها و فعالیت معمول او در فرآیند دادرسی را دچار مشکل می کند.
|
وکالت در خدمت عدالت

در دنیای مدرن وکالت در خدمت دادگستری است و مقام قضا وکیل را یار و همراه خود می بیند و برای وجود او اهمیت و اعتبار فوق العاده ای قائل است ، در چنین دنیایی قضاوت بدون وکالت امری ناقص ، ناکامل و بی سرانجام است همچنان که وکالت بدون قضاوت فاقد معنا و مفهوم است. وکالت و قضاوت حلقه های یک زنجیر واحدند و بدون وجود هریک از آنها زنجیره دادرسی هرگز تکمیل نخواهد شد.وکالت بر جذابیت امر قضا می افزاید و آن را از حالت ایستا و ساکن خارج می کند و پویایی خاصی به فرآیند دادرسی می بخشد و آن را از حالت کاملا یکطرفه خارج می سازد که نتیجه طبیعی چنین پروسه ای کاهش میزان استبداد قضایی است. استبداد قضایی نتیجه و معلول طبیعی عوامل و پارامترهای مختلفی است که یکی از مهمترین آنها عدم حضور وکیل یا کمرنگ بودن حضور اوست ، وکیلی که در کار خود احساس امنیت نکند و گستره عملکرد مطلوبی نداشته باشد و از جهات مختلف دچار محدودیت باشد هرگز نخواهد توانست در مقابل بیداد و استبداد قدعلم کند |
ولی با حضور وکیل وضعیت به نحو فوق نخواهد بود. با حضور وکیل امنیت روانی شخص افزایش می یابد و ذهنیت او نسبت به سیستم قضایی و فرآیند دادرسی مثبت شده ، سطح تحمل و بردباری او تقویت می گردد.
شخصی که به خاطر داشتن وکیل با استرس و اضطراب کمتری در محیط دادگستری حاضر می شود به طور طبیعی از سلامت جسمانی و بهداشت روانی مطلوب تری برخوردار خواهد بود چرا که طبق یک اصل اولیه و بدیهی علم پزشکی ، استرس کمتر مساوی با بهزیستی و سلامت بیشتر است. به دلیل فرآیند فوق میزان فرصت سوزی ها ، اتلاف وقت و عمر افراد نیز تا حد زیادی کاهش و کیفیت عمر ، بهبود و کمیت آن نیز افزایش می یابد چون بین کاهش استرس ، بهبود کیفیت زندگی و افزایش عمر مفید افراد از نظر علمی رابطه مستقیمی وجود دارد. از این منظر وجود وکیل نه تنها از نظر اقتصادی به ضرر موکل نیست بلکه به اقتصاد فرد ، خانواده و اجتماع نیز کمک می نماید زیرا به طور طبیعی فردی که از آرامش روانی و عصبی بهتری برخوردار باشد از فکر آرامتر و توان بیشتری نیز برخوردار خواهد بود، این فکر آرام و توان بیشتر منجر به تلاش و فعالیت بهتر و مطلوبتر اقتصادی شده و کار و فعالیت بیشتر و بهتر نیز نتیجه ای جز بهبود اقتصاد فردی ، خانوادگی و اجتماعی ندارد و همه اینها در مکانیسمی معنادار و علی و معلولی سبب ترقی و تعالی اقتصاد کلان جامعه خواهد شد و جامعه به طور مستقیم از ثمرات این امر برخوردار می گردد.
حضور پررنگ و موثر وکلای دادگستری در محاکم و مواجهه حضوری و مستمر و تعامل آنها با قضات به طور مستقیم یا غیرمستقیم در افزایش انعطاف پذیری اطراف دعوی موثر است و سطح قابلیت انطباق افراد را با موقعیت های جدید افزایش می دهد و در روحیه و عملکرد فردی قضات نیز تاثیر غیرقابل انکاری خواهد داشت و باعث گرایش هر چه بیشتر قضات از کنش عرفی به کنش خردگرایانه می گردد و اسباب پرهیز از مصلحت جویی های بی مورد را فراهم می نماید.
فرصتی برای اصلاح دیدگاه ها
حضور وکلای آگاه به قضات دادگستری امکان می دهد در روشهای قضایی خود تحول ایجاد کنند و با چون و چراهایی عدالت خواهانه به تجربیات مطلوبی دست یابند و با درک جدیدی از قضات با طرز نگرش و نگاهی نوین به مسائل و معضلات قضایی بنگرند. حضور موثر وکیل از تاثیر بر سه قلمرو ذهنیت (بیان خود) ، عینیت (دستیابی به شناخت مشترک) و بینا ذهنیت (نقد کلان) فضای مناسبی را برای مفاهمه فراهم می آورد و از محدود شدن قضات در فضایی بسته و در چنبره ای از افکار خود ساخته (فاقد نقد) جلوگیری می کند. بسیاری از قضات با استفاده از حضور مفید و موثر وکلا در کشورهای پیشرفته گستره فعالیت فکری خود را افزایش داده و به نوعی با اصلاح و تنقیح دیدگاه های خود تلاش نموده اند جلوه زیباتری از افکار قضایی را به نمایش بگذارند و با بازاندیشی ، بازسازی و احیای مجدد خود هویت قضایی ویژه ای بیابند و از طریق افزایش مطالعات و تعاملات درون و برون گروهی و نیز نظام مند کردن خواستها و تمایلات خویش ، هویت قضایی برتری از خود ارائه دهند.هویت قضایی برتر برای دادرسان محاکم از طریق تبادل اطلاعات و تعامل چند سویه با وکلای دادگستری حاصل می شود.
در این تعامل ، دادرسان نقش عمده و فعالی در گزینش ، فهم و تفسیر اطلاعات قضایی دارند و هرگز پذیرنده محض و فاقد تفکر نیستند. به بیان دیگر تکثر دیدگاه ها در فرآیند قضایی باعث گسترش حوزه انتخاب قضات و در نتیجه افزایش دقت آنان خواهد شد و همین امر به طور مستقیم سبب ارتقای سطح رضایتمندی مردم از سیستم قضایی شده ، در بهبود اعتبار سیستم قضایی نیز تاثیر فراوانی خواهد داشت.
به هر حال با حضور وکلای دادگستری در قالب یک مدیریت هدفمند و آزاد با رویکرد نهادینه سازی آموزه های حرفه ای وکالت نه تنها ارزشها و آرمان های واقعی سیستم قضایی آسیب نمی بیند بلکه روز به روز نیز تقویت خواهد شد و با یک جهتگیری روشن ، واقع بینانه و منطبق بر موازین علمی مشکلات اصلی در تحقق عدالت قضایی برطرف می گردد منتهای مراتب نتیجه کار به میزان تلاش ، فهم و ادراک صحیح سیستم قضایی از دنیای وکالت بستگی دارد ؛ بدون شناخت وکالت ، فهم ضرورت و اقتضائات طبیعی آن هیچ برنامه قضایی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. اما در صورت برخورد صحیح ، علمی و واقع گرایانه ، وکالت نوین در خدمت ارزشهای والای قضا و آرمان های متعالی قرار گرفته ، سبب تبلور هویت مستقل وکالت در کنار قضاوت خواهد شد. به امید تبلور حقیقی هویت مزبور.