از ابتدای انقلاب اسلامی تا اواخر سال 84 ، در یک دوره به صورت پراکنده و مقطعی ، طرح جمع آوری متکدیان اجرا شد آن هم به خاطر برگزاری یک اجلاس مهم در پایتخت ؛ ولی تقریبا در اغلب اوقات متکدیان در محیطی امن ، بدون هیچ گونه دردسر به فعالیت خود ادامه می دادند تا این که از اردیبهشت ماه امسال به دنبال احیای مصوبه شورای عالی اداری سال 1378 که در آن مسوولیت ساماندهی متکدیان و بی خانمان ها به 9 ارگان سپرده شد عملا دوره جدید برخورد با این عمل مجرمانه که قانون از لفظ کلاشی استفاده کرد ، آغاز شد ، اما تفاوت آن با اقدامات قبلی این بود که مدیریت شهری جدید شعار حرکت آهسته و پیوسته را سرداد و حرفی از طرح ضربتی به میان نیاورد.
بر اساس این مصوبه ، شهرداری و نیروی انتظامی مسوول جمع آوری و نگهداری موقت (21 روز) را برعهده داشته و مسوولیت بهداشت و درمان متکدیان و بی خانمان ها به وزارت بهداشت ، تامین شغل به وزارت کار و بررسی پرونده و صدور رای به دستگاه قضایی واگذار شده است.
در نهایت با رای قاضی ، گروههای هدف بهزیستی شامل معلولان ، بیماران روحی روانی ، سالمندان و... تحویل این نهاد ، افراد نیازمند تحویل کمیته امداد ، افراد معتاد به مراکز بازپروری و متکدیان باسابقه و مجرم به زندان باید ارجاع شوند. از همان ابتدای کار پس از برگزاری جلسات متعدد از سوی شورای اسلامی شهر و به استناد اظهار نظر رئیس شورای اسلامی شهر تهران ، تعدادی از ارگان ها از جمله وزارت بهداشت و وزارت کار اصلا در طرح همکاری نکرده اند و ارگان هایی مانند بهزیستی نیز به دلیل آنچه مشکلات بودجه ای می نامند ، همکاری محدودی دارند.
مشاهدات و اعلام نظرها حاکی است ، تا این لحظه تقریبا شهرداری تهران و نیروی انتظامی بیشترین فعالیت را داشته اند و وظایف برخی نهادها نیز بر دوش مدیریت شهری سنگینی می کند که همین مساله تا حدودی بر روند اجرای طرح تاثیر منفی گذاشته است ، هر چند مسوولان شهرداری معتقدند اگر لازم باشد به تنهایی کار را جلو می برند. به همین دلیل ، در زمینه های مختلف از جمله نگهداری بلندمدت یا مهارت آموزی و رد مرز اتباع بیگانه و... در مراکز خود ، امکاناتی فراهم کرده اند.
در طرف دیگر طرح ، جمعیت متکدیانی قرار دارد که اخطاریه شهرداری تهران را در هفته نخست دریافت کرده اند ، مبنی بر این که تکدیگری بر اساس مواد 712 و 713 قانون مجازات اسلامی جرم است و اگر نسبت به ترک آن اقدام نکنند با برخورد قانونی مواجه می شوند ، همچنین در این اخطاریه - که از سوی مددکاران شهرداری تهران به دست آنها رسید - اشاره شد ، افراد نیازمند می توانند خود را معرفی کنند تا اقدام لازم صورت پذیرد.
|
رهگذران احساساتی

متکدیان با سوء استفاده از احساسات و عواطف شهروندان ، روزانه حداقل بین 30 تا 50 هزار تومان درآمد دارند و در بازرسی بدنی و محتویات پرونده و اسناد برخی متکدیان دیده شده است که دارای سرمایه های هنگفت و دارایی های سرسام آوری هستند. در یک مورد فرد دستگیر شده که پیرمرد 65 ساله ای بوده فقط چندین میلیون تومان وجه نقد در حساب پس انداز و سهام داشته و یک منزل مسکونی در تهرانپارس |
البته قبل از ارائه اخطار ، بنابر اعلام مسوولان شهری ، اقدامات امنیتی و انتظامی برای شناسایی و دستگیری سرکردگان باندها و گروههای حرفه ای صورت گرفته بود. در روزهای نخست اجرای طرح - که با حضور گشتهای جمع آوری آغاز شد - از سوی متکدیان چندان جدی گرفته نشد ولی بتدریج با افزایش برخوردها با متکدیان ، شاهد کاهش شدید جمعیت آنها بودیم به طوری که برخی ها بساط تکدیگری را به شهرهای مجاور مانند کرج منتقل کردند. البته در پی این اقدام ، استانداری تهران تصمیم به اجرای طرحهای مشابه در شهرهای مجاور تهران گرفت.
افراد متکدی و کلاشی هم که با اصرار و پافشاری ، قصد ادامه کار داشتند بسرعت از سطح شهر جمع آوری شده و به مراکز نگهداری موقت تحویل شدند.
در این مرکز افراد شهرستانی با حکم قاضی پس از ارائه تعهد از سوی خود و خانواده شان ، به شهرستان محل سکونت بازگردانده می شوند و در صورت تکرار و دستگیری مجدد ، به زندان فرستاده می شوند و گروههای هدف بهزیستی ، کمیته امداد و مراکز بازپروری و سازمان زندان ها نیز با حکم قاضی به خود این نهادها تحویل داده می شوند. البته بتدریج روند تحویل توسط بهزیستی ، همان طور که مسوولان آن بارها اذعان کردند به دلیل نداشتن اعتبار و بودجه کند شد و از سوی دیگر بسیاری از این افراد برای برنگشتن به سطح خیابان ، نیاز به اشتغال داشته ولی وزارت کار به صورت جدی در این زمینه مسوولیت نپذیرفت.
از سوی دیگر به دلیل فعال نشدن ستادهای استانی ساماندهی بی خانمان ها و متکدیان ، امکان تحویل افراد شهرستانی جمع آوری شده و ساماندهی آنها در شهرستان محل اقامت وجود نداشت ، همچنین در زمینه اتباع بیگانه نیز از یک سو ارگان های مسوول در زمینه رد کردن آنها تا مرز اقدام نکرده و از سوی دیگر سختگیری لازم برای جلوگیری از ورود مجدد گروههای جدید به بهانه های مختلف و تبدیل آنها به متکدیانی دیگر را نداشتند.
مجموعه این مسائل موجب شد تا شاهد بازگشت درصد کمی از افراد جمع آوری شده باشیم یا این که تعداد زیادی از متکدیان و بی خانمان ها در مراکز شهرداری رسوب کنند و اخیرا بنابر اعلام رسمی معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران ، به دلیل کژ کارکردی برخی نهادها مجددا شاهد حضور موج جدیدی از اتباع بیگانه در قالب متکدیان در سطح شهر باشیم.
تغییر شیوه های تکدیگری
بر اساس آمارهای موجود شهرداری تهران ، در طول 313 روز از سال جاری بیش از 8600 بی خانمان و متکدی از سطح شهر تهران جمع آوری شده اند که حدود 4000 نفر آنها متکدی بودند.
اجرای مستمر این طرح البته با ضعفهایی ، موجب شد که باوجود اصرار همراه با ریسک برخی ها به تکدیگری ، شیوه های سنتی بر سر چهارراه ها و میادین ، متکدیان حرفه ای شیوه های تکدیگری را تغییر دادند که به طور مثال دوری از محلها و نقاط سیبل و قابل شناسایی مانند سرچهارراه ها و میادین اصلی و پناه بردن به نقاط کور و پیچیده تر مانند مترو ، اماکن مذهبی یا مراجعه به در منازل شهروندان تحت عنوان جمع آوری صدقات و نذورات برای برگزاری مراسم مذهبی و... از جمله آنهاست.
در طرف دیگر این طرح ، شورای شهر تهران نیز با بررسی ضعفها و کم کاری های صورت گرفته و اعلام اسامی برخی ارگان های کم فعال و بیش فعال ، خواستار حضور جدی دستگاه هایی مانند وزارت کار و بهزیستی برای حل ریشه ای این معضل شدند و نیز ادامه فعالیت شهرداری تهران بدون توجه به این مسائل شدند.
اما این پرسش در ذهن ها نقش بسته که اگر نهادهای مسوول چون وزارت کار ، بهداشت و بهزیستی به طور جدی وارد نشوند ، شهرداری تا چه حد توان ادامه و استمرار کار را دارد؛ و آیا این اقدام در خلا عدم حضور ارگان های مسوول به صورت ریشه ای رفع می شود یا کاهش می یابد؛ تکلیف اشتغال این افراد چه می شود؛ شهرداری تا چه مدت می خواهد از یک سالمند یا فرد بی سرپرست نگهداری کند؛ آیا مدیریت شهری توان ایجاد شغل ، اسکان دائم و صرف هزینه های سرسام آور آن را که به نقلی ماهانه 200 میلیون تومان است ، دارد؛
البته پرواضح است که یک ستون اصلی این طرح شهروندان تهرانی هستند و اگر شهری بدون گدا می خواهند ، باید بین تکدیگری و دادن وجه به افراد کلاش در خیابان و کمک به نیازمندان واقعی تمایزی قائل شوند و همچنین با مجریان طرح و گشت ها همکاری لازم را داشته باشند که یکی از اینها می تواند تماس با 137باشد ، در غیر این صورت به طور قطع این معضل ادامه خواهد داشت ؛ چون منبع تغذیه آسیب قطع نشده است. به نوعی باید گفت اگر مردم کمکهای این چنینی نکنند ، تا 90 درصد پدیده تکدیگری ریشه کن می شود و برای 10 درصد باقی مانده دستگاه ها باید تلاش کنند.
برای ساماندهی نحوه کمک رسانی مردم و ترمیم نگاه دستگاه ها و ورود آنها به این پدیده اجتماعی ، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی باید همپای اقدامات سلبی پیش رود.