jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۲۴۲۲۶۴ ۲۵ آذر ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

فرماندار کارون در گفت‌وگو با جام‌جم:

بحران کوت‌عبدا... جدی است

معصومه خنفری، نخستین فرماندار زن استان خوزستان است؛ زنی که از دی ماه 95 تا همین حالا سکان اداره شهرستان کارون را به دست گرفته و در این سه سال کم با فاضلاب سروکله نزده! خنفری جواب تلفن ما را درست زمانی می‌دهد که سر جاده به استقبال استاندار خوزستان رفته؛ مصاحبه ما با او از فاضلاب شروع می‌شود؛ مشکلی که می‌گوید حل آن کار او نیست! گفت‌وگوی ما در انتها به یک معضل بزرگ‌تر می‌رسد؛ به خانه‌هایی که دیوار هایشان ترک خورده و جان اهالی را تهدید می‌کند.

خنفری اما مصاحبه ما را به وعده یک تماس دیگر نیمه تمام می‌گذارد تا به استقبال استاندار برود.
خانم خنفری، مردم کوت عبدا... از فاضلاب گلایه دارند چرا این مشکل حل نمی‌شود؟
چون کوت عبدا... کلا شبکه فاضلاب ندارد، خروجی آب‌هایش از طریق جوهای روباز است که در مناطق اطراف آن سرریز می‌شود و با افزایش ساخت و سازها در منطقه این جوهای روباز دیگر گنجایش حجم فاضلاب را ندارد.
خب چرا کوت عبدا... شبکه فاضلاب ندارد؟
چون این منطقه از ابتدا به این شکل ساخته شده، این منطقه قبلا تالاب بوده، یعنی محل تجمع آب‌های موسمی و سطحی. از طرف دیگر خروجی فاضلاب مناطق اطراف مثل گاومیش آباد و بخشی از کوت عبدا... قدیم و گندمکار هم به این منطقه سرریز می‌شده، اما در طول زمان کم کم این منطقه توسط مردم پر شد.
یعنی چه سالی؟
زمانی که کارون جزو شهرستان اهواز بود.
یعنی 8 سال پیش؟
بله... اینجا بدون این که خاکبرداری بکنند یا خاک مناسب بریزند، روی همین تالاب را پرکردند و ساخت و ساز انجام شد. اما کم کم این تالاب فرونشست کرد و ما با هر بارندگی با مشکل فاضلاب مواجه می‌شویم. مخصوصا بعد از سیل اخیر، که تقریبا دوماه سطح آب رودخانه بالا بود و باعث شد خاکی که این منطقه را با آن پوشانده و رویش ساخت و ساز کرده بودند شسته شود و از بین برود. درنتیجه منطقه بیش از پیش نشست کرده، حتی همین دو سه روز پیش در دو نقطه از جاده مواصلاتی آبادان به کوت عبدا... با فرونشست زمین مواجه شدیم و زمین تا عمق دو متر باز شد.
بالاخره برای این مشکل فاضلاب که صبر مردم را تمام کرده چه تدبیری کرده‌اید؟
فقط توانستیم با مکنده‌ها فاضلاب را تخلیه کنیم، البته با یک لوله‌گذاری هم فاضلاب این منطقه را به سپتیک (محل خروجی فاضلاب) گاومیش آباد وصل کردیم، اما این سپتیک جوابگوی کل منطقه نیست، چون این منطقه خیلی وسیع است و از گاومیش آباد شروع می‌شود تا گندمکار.
یعنی چقدر جمعیت دارد؟
خیلی زیاد، نصف جمعیت شهر کوت عبدا... که می‌شود حدود 30 هزار نفر، البته همه این 30 هزار نفر درگیر فاضلاب نیستند، اما در آینده آنها هم درگیر می‌شوند. فعلا آن ده هزار نفری که در تالاب خانه ساخته‌اند، درگیر مشکل هستند. یعنی سطح منطقه نشست کرده، آسفالت خیابان‌ها ترک خورده، ​دیوارها ترک خورده و... و کل منطقه رفته رفته فرونشست می‌کند.
حالا مردم باید چه کار کنند؟
من نمی‌دانم... چون واقعا منطقه نشست کرده و سطح این نشست هم وسیع است. من که کارشناس نیستم در این خصوص تصمیم بگیرم و اینجا هم شبکه فاضلاب ندارد. یعنی اگر بخواهند شبکه فاضلاب جدید هم بکشند معلوم نیست مشکل حل شود، یا اگر بخواهند سطح منطقه را بالا بیاورند، معلوم نیست به نتیجه برسند. من هم واقعا نمی‌دانم و می‌گویم این کار من نیست. فاضلاب مشکل امروز و دیروز نیست ما همیشه مقطعی آن را حل می‌کنیم، اما حالا چون سیل به آن دامن زده مشکل ما بیشتر شده. در هر بارندگی ما یک هفته درگیر جمع آوری آب‌های سطحی بودیم، الان این زمان بیشتر شده... خیلی از خانه‌ها هم اخیرا ترک برداشته...
این موضوع الان جان مردم این منطقه را تهدید نمی‌کند؟
چرا صد درصد همین طور است، چون منطقه هم وسیع است.
خب شما فرماندار هستید، نمی‌شود به عنوان فرماندار این موضوع را اعلام کنید یا درباره‌اش هشدار بدهید؟
این موضوع را ما طی مکاتبات مختلف اعلام کردیم، ولی الان دیگر استاندار دارد می‌آید و من منتظرش هستم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر