مسیحیان قربانیان جدید سیاست های بلر

روان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری در روزهای آخر سال گذشته میلادی گفت دولت تونی بلر، نخست وزیر انگلیس خطر ناشی از استراتژی این کشور در عراق را نسبت به مسیحیان منطقه خاورمیانه نادیده گرفته
کد خبر: ۱۲۴۰۷۷
و با اقدامات خود در عراق ، آنها را در معرض خطر قرار داده است.
دکتر ویلیامز در مقاله ای که در روزنامه تایمز منتشر کرد، نوشت: دولت بلر با وجود اخطارهای مداوم در آستانه جنگ عراق ، هیچ گونه استراتژی برای حفاظت از اقلیت های مسیحی منطقه در نظر نگرفته است.
وی در این مقاله تاکید کرد که مسیحیان منطقه مورد آزار و اذیت دولتهای مسلمان قرار ندارند، اما افزایش افراطی گرایی ، باعث شده دولتها همه را تحت کنترل داشته باشند. ناگفته نماند که وی به خاطر این اظهارات با سرزنش دولتمردان انگلیسی مواجه شد. اما ظاهرا انتقاد از بلر و دنباله روی وی از سیاست های بوش فقط به مقامهای مذهبی محدود نمی شود. در گزارشی که موسسه تحقیقاتی چتم هاوس - یک موسسه پژوهشی مستقل صاحب نام در انگلیس - منتشر کرده آمده است که بلر به رغم هزینه های مالی ، نظامی و سیاسی این کشور در عراق قادر نبوده نفوذ قابل توجهی در سیاست خارجی امریکا داشته باشد.
پیتر تف ، دبیرکل حزب سوسیالیست انگلیس در مصاحبه با رادیو انگلیسی برون مرزی صدا و سیما این مساله را مورد بررسی قرار داده و درخصوص سیاست خارجی بلر و تبعات آن بخصوص همراهی اش با سیاست های بوش در خاورمیانه سخن گفته است که می خوانید.

دکتر روان ویلیافر، سراسقف کانتربری اعلام کرده است که دولت انگلیس به خاطر اتخاذ سیاست های کوته بینانه و جاهلانه باعث شده است مسیحی ها در خاورمیانه با تهدید و خطر مواجه شوند. آیا ممکن است در این خصوص توضیحاتی را ارائه بفرمایید؛

سراسقف کانتربری همچون برخی دیگر از اسقف ها، سیاست های کوته بینانه انگلیس و همچنین امریکا را تهدیدی برای مسیحی ها در کشورهای مختلف مخصوصا در خاورمیانه تلقی می کند. اکثر مردم انگلیس نیز معتقدند که بلر با اتخاذ سیاست های جنگ طلبانه و پیروی از سیاست های بوش ، زندگی آنها را به خطر انداخته است و منافع مردم انگلیس و این کشور را تهدید می کند. آنها بر این باور هستند که احساس تنفر علیه مسیحی ها و مخصوصا انگلیسی ها پس از حمله به عراق و افغانستان افزایش پیدا کرده است .البته انتقادهایی که به دولت بلر می شود فقط به سیاست های خارجی وی مربوط نمی شود بلکه در مسائل داخلی نیز انتقادهای زیادی بر وی وارد است ولی این سیاست های کوته بینانه او در سطح خارجی است که تهدیدی برای مسیحی ها به شمار می آید.دکتر ویلیامز معتقد است که دولت بلر راه صحیحی را در جنگ عراق در پیش نگرفته است و نباید دنباله رو محض سیاست های امریکا باشد.ولی به نظر می رسد که نه بوش و نه بلر به اعتراض و درخواست های منتقدین خود توجهی ندارند.

برخی معتقدند سیاست انگلو امریکن دولت بلر باعث شده است روابط انگلیس با دیگر کشورهای اروپایی و مهمتر از آن روابط خوب جوامع مسلمانان و مسیحی ها خدشه دار شود. آیا شما با نظر آنها موافق هستید؛

فکر می کنم این مساله تا حدی درست باشد. بلر از روابط انگلیس با امریکا دفاع و ادعا کرده که روابط با امریکا باعث خواهد شد که اعتبار انگلیس در جهان بهبود پیدا کند. همچنین دولت بلر ادعا کرده است سیاست های آن ربطی به تهدید مسیحی ها در خاورمیانه ندارد. ما هر از چند گاهی می بینیم گزارشی منتشر می شود که در آن ادعا می شود حملات علیه یهودی ها، مسیحی ها و یا مسلمانان افزایش پیدا کرده است یا این که یهودی ستیزی و اسلام ستیزی و... افزایش پیدا کرده است و به مدارک مستدلی در این خصوص اشاره می شود؛ بنابراین باید گفت اتخاذ سیاست های یک جانبه گرایانه مثل حمایت بدون قید و شرط از رژیم صهیونیستی باعث ایجاد تنش بین قومهای مختلف می شود و در اینجا باید به دنبال عامل و ریشه این اختلافات باشیم.

آیا سیاست های بلر تاثیری بر روابط مسلمانان و مسیحی های انگلیس هم گذاشته است؛

متاسفانه باید بگویم دنباله روی محض بلر از بوش باعث شده است بدبینی علیه مسلمانان افزایش پیدا کند. پس از حوادث 11سپتامبر مدام از رسانه های مختلف می شنیدیم که مسلمانان در کشتن مردم بی گناه در برجهای دوقلو دست داشتند. از طرفی هم قانون میهن پرستی و قانون ضدترور به ترتیب در کشورهای امریکا و انگلیس تصویب شد که عرصه را بر مسلمانان بیش از پیش محدود کرد و باعث افزایش احساسات ضداسلامی در بین مردم شد. ولی پس از این که دروغ های دولت بلر و دولت بوش فاش شد و ماهیت سیاست های آنها برای مردم آشکار گردید، حمایت از آنها بسیار کاهش یافت و مردم اکنون متوجه شده اند بدنام کردن مسلمانان تنها دستاویزی برای توجیه حمله به عراق بوده است.

وزارت امور خارجه انگلیس با سرزنش کردن ایده های دکتر ویلیامز گفته است این سیاست های انگلیس نیست که باعث به دردسر افتادن و یا تهدید شدن مسیحی ها در خاورمیانه شده است بلکه این افراطی ها و تندروها هستند که برای مردم چه مسیحی و چه غیرمسیحی ها دردسر ایجاد می کنند. نظر شما در این خصوص چیست؛

مسلما در هر دو طرف افراطی هایی وجود دارند. بنده و بسیاری از مردم دنیا بوش و بلر را تندرو تلقی می کنند. نومحافظه کاران دولت بوش و حامیان بلر، خود بخشی از تندروها و افراطی ها هستند. این یک واقعیت است که شبکه القاعده نیز یک شبکه افراطی است که می تواند با بمباران کردن مکانهای مختلف ، جان بسیاری را به خطر بیندازد و با پایمال کردن حقوق بشر و اصول دموکراسی ، نظم نوین جهانی را برهم زند. بله درست است که صدام نیز یک دیکاتور تندرو محسوب می شد، اما نیروهای ائتلاف هم ادعا می کردند برای مبارزه با شبکه القاعده و نابود کردن حکومت صدام بود که دهها هزار نیروی خود را به منطقه خاورمیانه گسیل داشتند.ولی باید این سوال را مطرح کرد که چه کسی این افراد را خلق و از آنها حمایت کرد؛ و چرا در یک مقطع زمانی در قبال عملکردهای آنها سکوت کرد و در یک مقطع زمانی دیگر به مبارزه با آنها پرداخت؛چرا به آنها اجازه داد توسعه پیدا کنند؛ آیا عملکرد این تندروها و افراطی ها تنها در یک مقطع زمانی خاص در قالب تعریف تروریسم می گنجد؛ و اقدامات تروریستی بنا به شرایط زمانی تغییر می کنند؛ از طرفی هم باید اقرار کرد که اگر کشتن هزاران نفر در حادثه 11سپتامبر یک حمله تروریستی محسوب می شود، کشتن هزاران سرباز امریکایی و یا مردم بی گناه عراق چندین برابر بدتر است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها