در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، آبان ماه سال گذشته بود که صدای فریادهای نرگس 28ساله، تمام کوچه را پر کرده بود. همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد، اما از آن روز به بعد نرگس دیگر نه کوچه را دید و نه آفتاب را.
زن جوان خیلی سریع به بیمارستان منتقل شد. شدت سوختگی در صورت و لاله گوش و دستها و قسمتی از بدن نرگس بهشدت بالا بود، اما مهمترین نگرانی در روزهای اول مربوط میشد به بینایی مصدوم. چند روز بعد از حادثه پزشکان از کمک به بینایی نرگس قطع امید کردند و حالا نزدیک به یکسال است که نرگس از هر دو چشم نابیناست. نرگس در همان لحظات اول بعد از حادثه در طرح شکایت خود به ماموران پلیس گفت: «هشت سال قبل با همسر سابقم ازدواج کرده بودم و یک پسر شش ساله دارم. سالهای اول زندگی ما خوب بود، اما زمانی که همسرم اعتیاد پیدا کرد، دیگر ادامه زندگی برای من سخت شد و تصمیم گرفتم از او جدا شوم. چند وقتی که از جدایی ما گذشت، همسر سابقم با تصور ازدواج دوباره من، بارها به اسیدپاشی تهدیدم کرد، اما من جدی نگرفتم. روز حادثه وقتی از در خانه پدریام بیرون آمدم، موتورسواری را دیدم که جلوی در خانه ایستاده بود. تا به خودم آمدم از داخل یک سطل بزرگ مایعی روی سر و صورتم ریخت و فرار کرد. هر چند او کلاه کاسکت بر سر داشت، اما من شک ندارم او همسر سابقم بود.»
ماموران اقدام به دستگیری متهم کردند و همسر سابق نرگس به اسیدپاشی اعتراف کرد. پرونده بعد از طی روال قانونی راهی دادگاه کیفری یک استان تهران شد و متهم بهزودی در شعبه دهم محاکمه میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: