در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به چه جرمی بازداشت شدی؟
گوشی قاپی. (این جمله را میگوید و بعد دستش را به حالت گیره درمی آورد و ادامه میدهد:) نگاه کنید دستم را اینطوری میگرفتم و گوشی را در چشم برهم زدنی میقاپیدم. اینقدر این کار را کردهام که دستم فرم و حالتش را گرفته است و قبل از اینکه مالباخته متوجه شود که گوشیاش سرقت شده، ما کیلومترها از او فاصله گرفتهایم.
انگیزهات برای سرقت چه بود؟
پول. کی از پول بدش میآید؟
کار هم میکنی؟
دزدی در خانواده ما موروثی است. دزدی هم نکنند یک کار دیگر میکنند. شاید باورتان نشود اما همه خاندان و طایفه ما در زندان به سر میبرند. یکی قتل، یکی زورگیری، یکی سرقت، ... بالاخره هر کسی سر یک جرمی بازداشت است دیگر. فکر میکنید من چرا ناراحت نیستم از اینکه میخواهم زندان بروم. برای اینکه آنجا تنها نیستم و جایی برای خوابیدن پیدا میکنم، خورد و خوراکم هم که سر جایش است. جمعمان جمع است و شک نکنید که آنجا بیشتر از اینجا به ما خوش میگذرد.
سوژههایتان را چطور شناسایی میکنید؟
ما فقط از مردها سرقت میکنیم. بهتر بگویم که از مردها گوشیقاپی میکنیم. فقط هم از آقایان سرقت میکنیم، نه پیرزن، نه پیرمرد، نه زن. ما وجدان داریم، همان جیغی که زنها میکشیدند در گوشمان میپیچید. تا ساعتها در ذهنمان میماند برای همین دور زن جماعت نمیرویم. مردها هم فقط از مردهای جوان، از مردان کم سن و سال یا پیر سرقت نمیکنیم.
سابقه داری؟
بله. دو تا. نه اشتباه کردم چهار یا پنج تایی سابقه دارم. از بچگی سرقت میکردم.
اولین سرقتت چه بود؟
اولین بار پفک دزدیدم. اما سرقتی که بهخاطرش دستگیر شدم، گوشی قاپی بود.
با گوشیهای سرقتی چه میکردی؟
می فروختم. قیمتش هم به مدلش بستگی داشت. یک وقت یک گوشی را 200 هزار تومان میفروشی، یک وقت دو میلیون تومان. مثلا گوشیهای آیفون را که سرقت میکردیم با قیمت بالاتری میفروختیم. خریدارها هم سیستمش را درمی آورند یا گوشی را از مرز خارج میکنند یا وسایلش را برمی دارند. من سواد خارجی ندارم بدانم چطوری این کار را انجام میدهند، اما میدانم که خیلی خوب از این کار پول بهدست میآورند.
چرا بعد از این همه دستگیری تنبیه نشدی؟
ما که فقط دزدی نمیکنیم. ما اصلا دزد نیستیم. من و همدستانم خیر هستیم. ببینید، من گوشی تو را میدزدم که ال سی دی اش و قابش شکسته است. تو هم بعد از سرقت گوشی از من شکایت میکنی. وقتی مرا بازداشت میکنند باید رضایت بگیرم. برای گرفتن رضایت هم یک گوشی نو برایت میخرم. آن وقت گوشی السیدی شکسته تو تبدیل به یک گوشی نو و جدید شده است. دیدید که ما خیر هستیم.
با پولهای دزدی چه میکردی؟
خرج تفریح. خرج لباس برای خودم. 30 میلیون تومان دادم دندانهایم را لمینت کردم. دماغم را عمل کردم. این تغییر چهره را مدیون پولهایی هستم که از سرقتهایم بهدست آوردهام.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: