در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اینجا بسته به شرایط، کارهای متفاوتی میکنید؛ میروید و با اکراهی عمیق در درونتان دستهایتان را با صابون میشویید یا با بیاعتنایی، دیگران را متقاعد میکنید که طبیعتا بدن مقداری میکروب هم نیاز دارد و با این استدلال سفسطهآمیز به جان غذا میافتید. گاهی هم پیش میآید که دستمالی مرطوب یا کرم تمیزکننده به شما میدهند و مجبورتان میکنند دستهایتان را تمیز کنید.
دستهایتان را میشویید ولی شاید از خودتان پرسیده باشید، میکروبها دقیقا چه هستند و از کی پایشان به زندگی ما باز شد؟! این موجوداتی که حتی یکبار ندیدیمشان دقیقا کجا هستند؟! واقعا با شستوشو از بین میروند؟! در گذشته که انواع صابون از شرکتهای بزرگ تولیدکننده مواد بهداشتی نبود، بدنهای ما و میکروبها چطور با هم کنار میآمدند؟ ممکن است احساس کنید این روزها حلقه محاصره محصولات بهداشتی و به عبارتی، سیطره علم و محصولات آن در حال تنگتر شدن است. ما در شرایطی جدید و در میان انبوهی از دستورالعملها و محصولات جدید فناورانه قرار گرفتهایم و پیوسته در تلویزیون یا شبکههای اجتماعی در گوشی تلفن همراه گفته میشود اگر به محصولات بهداشتی آنها بیتوجهی کنیم، ضرر میکنیم. بنابراین از ترس یا تحت ترغیب آگهیها، آنها را میخریم و استفاده میکنیم.
شاید فکر کنید، تمام اینها نوعی حساسیت بیش از حد است و برخی کارها را عمدا انجام ندهید. اما واقعیت چیست؟! آیا این ناراحتی و مقاومت شما در برابر محصولات بهداشتی امری به جاست و علم و گستره محصولات بهداشتی روزافزون آن، نوعی تمهید اقتصادی برای دانشمندان و دولتهاست؟ یا ماجرا ریشه در تنبلی شما دارد؟!
ما انسانها در طول تاریخ، سعی کردهایم با محیط پیرامونمان تعامل داشته و به نوعی همزیستی با آن برسیم. مرز بین ما و محیط پیرامونمان همیشه درهم تنیده بوده است، از محیط پیرامون خیلی متمایز نبودهایم و همیشه چیزی شبیه آن بودهایم و هستیم که در اطرافمان بوده است. مثلا وقتی 50 سال قبل خبری از این همه صابون و مواد شوینده نبود، جنس زندگیمان شبیه همان محیط بود؛ ساده و بدون آلودگیهای متنوع امروز و تنها یکسری میکروب محدود دور و برمان بود. عادت کرده بودیم با همان شویندههای گیاهی و آب داغی که روی خودمان میریختیم تمیز شویم. یک نوع صابون بود و بهخاطر محدودیتها، هفتهای یک بار از آن استفاده میشد. اما امروز بدن و پیرامونمان شکل متفاوتی گرفته است.
اتفاقی که افتاده، این است که بدن ما و بهداشت آن از موضوعی نسبتا ساده در گذشته به وضعیتی پیچیدهتر تحول یافته است. در گذشته، بدن ما تنها موضوع خود ما بود و استفاده از آب و صابون گیاهی، آن هم هفتهای یکبار کافی به نظر میرسید. اما امروزه بدن ما موضوع حوزههای مختلف شده است؛ حوزه علم و فناوری، حوزه اقتصاد، حوزه سیاست و البته حوزه فرهنگ. قضیه هم از این قرار است با تحولاتی که در نظام دانش و اقتصاد افتاده است و قصهای طولانی دارد، محیط پیرامون و البته سبک زندگی ما به سرعت تغییر کرده است. با گسترش شرکتهای بزرگ و متنوع بهداشتی و البته دستورالعملها و بروشورهای تبلیغاتی که از میکروبهای جدید، آلودگیهای جدید، مدهای زیبایی جدید و دهها الگوی رفتاری خبر میدهند، بدن ما متحمل نوع جدیدی از همزیستی با شرایط جدید شده است. حالا بدن ما در پیوند با این شرایط تعریف و تولید میشود. شاید اگر بخواهیم به فرمان «باید اول دستهایت را با صابون بشویی» بیاعتنایی کنیم، در مسیر بر هم زدن نظم جدید باشیم، بهتر است اول شناختی از این همزیستی بهدست آوریم و سپس با ایدهای برای همزیستی بین بدن و محیط اطرافمان دست به تغییر بزنیم.
انسیه حیدری
دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: