مقطع حساس‌کنونی

داستان شخص و مشاور و اره

شخصی در خواب به مشاور روان‌شناس مراجعه کرد تا با او مشورت کند. مشاور به او گفت: حق ویزیت را پرداخته‌ای؟ شخص گفت: بلی. مشاور گفت: 25 دقیقه وقت داری تا مشکلت را بگویی و در صورت بیشتر شدن زمان هر‌ده‌دقیقه 15هزار تومان.
کد خبر: ۱۲۳۲۳۳۶

شخص قبول کرد و گفت: مدتی است خواب‌های عجیبی می‌بینم. مشاور گفت: مثلا چی؟ شخص گفت: باید خودتان ببینید. مشاور و شخص هردو به خواب شخص رفتند. مشاور گفت: خب، چی می‌بینی؟ شخص گفت: یک هیولا زیر‌تختخوابم قایم شده است. مشاور گفت: کو ببینم؟ شخص زیر تختخواب را به مشاور نشان داد. مشاور هیولای زشت و کریه و ترسناکی را مشاهده کرد که در زیر تخت شخص پنهان شده بود. فورا از خواب بیدار شد و شخص را نیز از خواب بیدار کرد و باهم به خانه شخص رفتند. مشاور به شخص گفت: یک اره بیاور. شخص یک اره آورد. مشاور گفت: این اره برگزیت است. یک اره چوب‌بر بده! شخص رفت و یک اره چوب‌بر آورد و به مشاور داد. مشاور پایه‌های تخت شخص را برید و تخت را روی زمین گذاشت و گفت: لانه‌اش را خراب کردیم. دیگر چی؟ شخص گفت: خواب‌های دیگری هم می‌بینم که نمی‌توانم توضیح بدهم. مشاور گفت: بخوابیم. وقتی خوابیدند و به خواب شخص رفتند، مشاور گفت: گفتی حق ویزیت مرا دادی؟ شخص گفت: بلی. مشاور گفت: حق اره و حق خواب و حق مأموریت را هم بده. شخص گفت: چقدر می‌شود؟ مشاور گفت: 600هزارتومان. شخص مبلغی از کیفش درآورد و به مشاور داد. مشاور پول‌ها را شمرد و دید که 450‌هزار تومان است. فریادی زد و گفت: این که کم است. بر اثر این فریاد از خواب بیدار شد و مشاهده کرد شخصی در کار نیست و او در دفتر مشاوره خودش و پشت میز کارش به خواب فرو رفته است. چشمانش را بست و گفت: باشه، همان 450 هزار را بده. اما فهمید که خواب تمام شده است و دیگر فرصتی نیست. پس رو به دوربین کرد و گفت: لعنت به چشمی که بی‌موقع باز شود و خاموش شد و به این‌ترتیب ضرب‌المثل اره برگزیت به گنجینه ضرب‌المثل‌های واحد مرکزی خبر اضافه شد.

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها