بدعتی خطرناک در نظام قضایی

رویس لامبرس، قاضی یک دادگاه فدرالی امریکا روز جمعه 1/10/85 دولت ایران را به عنوان مسوول انفجار 25 ژوئن 1996 برجهای الخبر عربستان سعودی شناخته که طی آن 19 نفر از اتباع امریکایی کشته شدند و حکمی به مبلغ 253 میلیون دلار به عنوان غرامت علیه دولت جمهوری اسلامی ایران صادر کرده است.
کد خبر: ۱۲۳۰۸۱

حکم مذکور به وسیله لامبرس در حالی صادر شده است که پیش از این یک دادگاه بدوی امریکا با اعلام عدم کفایت استنادات مربوط به مداخله ایران در حادثه الخبر عربستان ، این واقعه را غیرقابل انتساب به ایران اعلام کرده بود.
این اقدام دادگاه فدرال امریکا متعاقب حکم بلنک منینگ ، قاضی دادگاه فدرال ایالت ایلی نوی امریکا در تیر امسال است.
در این پرونده ، بازماندگان قربانیان یک بمبگذاری گروه حماس در اسرائیل ، علیه دولت ایران به دلیل ارتباط با گروه حماس طرح دعوا کرده و این قاضی نیز ضمن منتسب دانستن اعمال حماس به جمهوری اسلامی ایران ، دولت ایران را به پرداخت غرامت به مبلغ بیش از 71 میلیون دلار به بازماندگان قربانیان عملیات مذکور محکوم کرد و گنجینههای باستانی ایران در موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو را به عنوان محل تامین غرامت معرفی و تایید کرد.
در بررسی جنبههای حقوقی احکام صادر شده بالا، پرسشهای زیر مطرح است:
1 آیا اصولا اعمال گروههای غیردولتی ، قابلیت انتساب به دولت را دارند؛
2 شرایط انتساب و تبعات آن چیست؛
3 آیا دادگاههای داخلی کشورها دارای صلاحیت فرامرزی قضایی نسبت به دولتهای دیگر هستند؛
4 تعارض صلاحیت قضایی فرامرزی کشورها با اصل استقلال حاکمیت دولتهای دیگر چگونه قابل جمع است؛
انتساب: براساس مقررات راجع به اصل مسوولیت بینالمللی کشورها، دولتها تنها در قبال اعمال سازمانها و مقامات رسمی منتسب به خود مسوولیت دارند و در قبال اعمال اتباع خود یا دیگر اتباع (حتی در قلمروی خود) مسوولیت ندارند. پس به منظور احراز مسوولیت بینالمللی دولتها در قبال اقدامات افراد یا سازمانها، ابتدا باید انتساب این سازمانها یا افراد به دولت اثبات شود.
یادآوری این نکته نیز ضروری است که به منظور اثبات انتساب ، ضروری است تا عنصر کنترل را اثبات کرد. به عبارت دیگر صرف منتسب بودن ارگان یا فردی به دولت نمیتواند مسوولیت اقدامات آن ارگان یا فرد را به دولت اثبات کند بلکه پس از اثبات انتساب ، میزان کنترل دولت بر اعمال آن ارگان یا افراد باید بررسی شود که در این مرحله مفاهیم کنترل کلی یا کنترل موثر مطرح میشود.
دیوان بینالمللی لاهه در قضیه شکایت نیکاراگوئه علیه ایالات متحده امریکا (1986) ضمن پذیرش ادعای نیکاراگوئه مبنی بر حمایت و کمک مستقیم امریکا از شورشیان و ضد انقلابهای نیکاراگوئه ، با استناد به این که میزان حمایت و نفوذ امریکا در بین شورشیان به میزانی نبوده است که کنترل کامل نیروهای ضد انقلاب را به دست امریکا بدهد ، دعوای مسوولیت نیکاراگوئه علیه امریکا را نپذیرفت.
بنابراین در قضایای مطرح در دادگاههای امریکا ، بر فرض اثبات دخالت نیروهایی چون حزبالله یا حماس در عملیاتهای مورد اشاره ، به منظور احراز مسوولیت بینالمللی دولت ایران در قبال اعمال گروههای فوق ، اولا باید اثبات شود که دولت جمهوری اسلامی ایران (و نه گروهها یا سازمانها و اشخاص غیر دولتی) از این گروهها حمایت میکردند و ثانیا باید اثبات شود این حمایتها به حدی بوده است که قدرت کنترل کامل و موثر بر اعمال این گروهها را به دولت ایران میداده است.
براساس اطلاعات ارائه شده در خصوص پروندههای گفته شده هیچکدام از 2 فرضیه اثبات نشده است.

صلاحیت فرامرزی دادگاههای داخلی کشورها

منشور سازمان ملل متحد به عنوان میثاق بینالمللی اقدامات فرامرزی دولتها تحت صلاحیت عمومی سازمان ملل متحد است و دولتهای عضو (از جمله جمهوری اسلامی ایران و امریکا) ملزم به رعایت مفاد آن هستند. از جمله اصول اساسی و مبنایی منشور ، اصل تساوی حاکمیتها در عرصه نظام بینالمللی است. بند دوم از ماده یک منشور در بیان مقاصد ملل متحد اعلام میدارد مقاصد ملل متحد به قرار زیر است:... توسعه روابط دوستانه میان ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل و انجام دیگر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی.
همچنین بند اول از ماده دوم منشور اعلام میدارد: سازمان بر مبنای اصل تساوی حاکمیت تمامی اعضای آن قرار دارد.
از سوی دیگر، اعمال حق قضایی یکی از جلوههای حاکمیتی دولتها بوده و تسری این صلاحیت به دایره صلاحیتی دیگر کشورها در تعارض آشکار با اصل تساوی حاکمیتهای کشورهاست. به عبارت دیگر اجرای حکم صادره به وسیله سیستم قضایی یک کشور نسبت به دولت (حاکمیت) دیگر به معنای استیلای یک حاکمیت بر حاکمیت دیگر است و برای احتراز از همین موضوع اصل مصونیت دولتی مطرح شده است.
دولت امریکا با تصویب اصلاحیه قانون مصونیت حکام خارجی در سال 1996 محاکم فدرال آن کشور را درگیر دعاوی علیه دیگر کشورها کرده است که تا پیش از تصویب این اصلاحیه، صلاحیتی برای رسیدگی به آنها نداشتند.
براساس توضیحات گفته شده این اصلاحیه و رویه متعاقب آن به سه دلیل ناقض حقوق بینالمللی عرفی بوده و در آینده میتواند به مسوولیت بینالمللی دولت امریکا در برابر دول متضرر از قانون اصلاحیه 1996 (از جمله جمهوری اسلامی ایران) ختم شود. این دلایل عبارتند از:
1 اصلاحیه 1996 صلاحیت محاکم امریکا را به شبه جرمهایی گسترش داده است که ادعا میشود به وسیله دولتهای خارجی در خارج از امریکا صورت پذیرفته است. چنین بدعتی چه در رویه دولتی و چه در حقوق عرفی (اصل مصونیت دولتها) بدون وجاهت حقوقی است.
2- این اصلاحیه در انتساب اعمال اشخاص و گروههای خارجی از معیار و مسوولیت انشقاقی استفاده کرده که این مساله بصراحت در رویه قضایی بینالمللی مردود شناخته شده است.
3- این اصلاحیه به محاکم داخلی امریکا اجازه میدهد خسارت تنبیهی علیه دول خارجی صادر کند در حالی که بر اساس اصل تساوی حاکمیتها، حقوق بینالملل تنها خسارت ترمیمی یا جبرانی را درباره دولتها تایید میکنند.

مکانیسمهای برخورد با رویه جاری قضایی امریکا

طرح مکرر پروندههای شکایت از سوی اتباع امریکا علیه دولت جمهوری اسلامی ایران بتازگی روند پرشتابی به خود گرفته است. بهطوریکه در 3 ماه گذشته علاوه بر پرونده اموال فرهنگی ایران در دانشگاه شیکاگو ، بتازگی پرونده برجهای الخبر عربستان نیز مطرح شده است و چشمانداز ادامه این روند نیز وجود دارد.
جمهوری اسلامی ایران به 2 طریق سلبی و ایجابی امکان مقابله با این روند را دارد:
روش سلبی: با استناد به استدلالات گفته شده درخصوص عدم صلاحیت دادگاههای داخلی در صدور رای علیه دول خارجی ، جمهوری اسلامی ایران آرای صادره از سوی محاکم داخلی امریکا را ناقض مقررات بینالمللی اعلام کرده و خود نیز از طرح این دعاوی در دادگاههای داخلی خود علیه دولت امریکا خودداری کند.
روش ایجابی: براساس این روش ، با تصویب لایحهای مبنی بر تسری صلاحیت دادگاههای داخلی کشور علیه دولت امریکا ، دعاوی متواتری از سوی اتباع و سازمانهای غیردولتی ایرانی علیه دولت امریکا طرح شده و پس از صدور احکام محکومیتی دولت امریکا ، دادگاههای صادرکننده احکام ، دستور اجرایی این احکام را نیز صادر کنند ، طرح شکایات مربوط به تحولات 28 مرداد 1332 و دخالت امریکا در کودتای داخلی (که براساس آن منافع خصوصی اتباع کشورمان تضییع شد) ، حمله نظامی به طبس ، حمله به سکوها و کشتیهای نفتی ، اعمال مقررات تحریمی ، اعمال تحریم بر هواپیماهای غیرنظامی و کشتهشدن مسافران هواپیماها ، کمکهای سیاسی ، اطلاعاتی و نظامی به تجاوزات صدام علیه ایران ، تهدیدات دولتی مبنی بر حمله نظامی به ایران و افزایش خطر سرمایهگذاری در ایران ، نقض مقررات حقوق بشری دولت امریکا علیه اتباع حقیقی و حقوقی ایرانی مقیم امریکا (که در تمامی موارد فوق اتباع خصوصی ایرانی و سازمانهای غیردولتی متضرر شدهاند) میتوانند موضوع شکایات اتباع ایرانی علیه دولت امریکا قرار گیرد، همچنین در همین خصوص طرح دعوای بستگان مجروحان و شهدای شیمیایی کشورمان به دلیل مشارکت امریکا در حمایت از عراق (با معرفی استنادات محکم حقوقی) مناسب است.


رضا صادقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها