در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به جز این، شخصیتهای نمایش شکم، خلاف انفعالی که به طور معمول در فضای تئاتر آبزورد موج میزند، فعال و پویا نشان میدهند؛ نپذیرفتن استدلالهای پدر و تقابل فرزندان و مادر با این شرایط، تصویری از پویایی آنهاست که برخلاف پدر در جستوجوی گریزگاهی از این وضع هستند. پدر خانواده به دنبال سهمیهبندی سیستماتیک مواد غذایی توسط نظم حاکم، راه چاره برای بقا را در محاسبات سختگیرانهای میداند که در حقیقت سهمبندی مضاعفی را بر خانواده خود تحمیل میکند. بهزعم او این تنها راهی است که میتوان از این شرایط دشوار گذر کرد و تحت نظم سرکوبگر حاکم که از بیرون بر اوضاع تسلط دارد، پدر نیز خواهان اطاعت بیچون و چرای خانواده از این نظم است. نمایش همان اندازه که ناکجاآبادی به نظر میآید، با ارجاعهایی مشخص به مختصات زیست ایرانی هم گره میخورد که نوع روابط در میان افراد خانواده مشخصترین جلوههای آن است. مؤلفههای دیگری که نمایش شکم به نوعی از آن خودسازی میکند در ساختار نمایش جلوه گر میشوند. ایده درخشان استفاده از نور پروژکتور برای ترسیم فضای صحنه، راهبرد مناسبی در القای محدودیتهای این خانواده نوعی است. به جز این، در نبود هرگونه اسباب صحنه یا تنوع بصری در فضا همین بازیهای نور است که در همراهی با ضرباهنگ درام پویایی بیشتری به سیر وقایع میبخشد. ارجاعهای متعدد درام به موقعیتهای اجتماعی و تاریخی معاصر جهان گرچه بیشتر در خدمت فضاسازی و روایت است، اما نظرگاههای انتقادی خود در ارتباط با هستی و جهان را هم به همین طریق شکل میدهد. لباسهای متحدالشکل شخصیتهای نمایش میتواند ارجاعی به نظم اشتراکی جوامع سوسیالیستی باشد که البته در همراهی با دیگر تظاهرات نظامهای اشتراکی همچون کنترل مصارف شهروندان، این تصور قوت بیشتری میگیرد. نمایش شکم اما فارغ از همه ارجاعاتی که به جهان بیرون از خودش میدهد، تا اندازه زیادی تلاش دارد شخصیت مستقل خود را شکل دهد و بیش از آنکه مخاطب را به نشانیهایی خارج از متن سوق دهد، بر شکلدادن جهان اختصاصی اثر تمرکز داشته باشد.
بهروز فائقیان
منتقد هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: