گفت‌وگو با مجید یراق بافان؛ مجری تلویزیون درباره محرم و عاشورا

روضه امام حسین(ع)، عاشقم کرد

سال‌هاست مجید یراق‌بافان را در تلویزیون با اجرای برنامه‌های مذهبی و معارفی می‌بینیم و گاهی عکس‌هایش را در پیاده‌روی اربعین. با یراق‌بافان هم‌صحبت شدم تا از مسیری که دلش را به امام حسین(ع) نزدیک کرد برایمان بگوید.
کد خبر: ۱۲۲۷۳۱۶

از اولین مواجهه و تجربه حضور در هیات و روضه‌خوانی برای سیدالشهدا بگویید، از خاطره‌هایی که در ذهنتان مانده و گاهی آنها را به یاد می‌آورید.
اولین خاطراتم به زمان‌های خیلی دور برمی‌گردد، دوران کودکی و اوقاتی که با مادرم به مراسم روضه‌خوانی می‌رفتم. پنج، شش ساله بودم با مادرم که سیدموسوی بود، چهارشنبه هر هفته به حرم شاه‌عبدالعظیم می‌رفتیم تا او نذر روضه هفتگی خود را ادا کند. این زیارت هفتگی برای من که بچه بودم از چند منظر عالی بود، اول این که با مادرم بیرون بروم. بعد سوار اتوبوس‌های دو طبقه شوم و بروم طبقه دوم، جلوی اتوبوس بنشینم و وقتی اتوبوس از درختان رد می‌شد، سرم را پایین بگیرم که به من نخورد! و سوم یک آش‌فروشی بود در بازار قدیم شهر ری که مادرم بعد از روضه برای ما می‌خرید و چقدر خوشمزه بود. اینها خاطرات کودکی‌ام بود، اما آنچه خودم به یاد دارم محله‌ای بود که در آن زندگی می‌کردیم، منطقه 14 تهران که از مناطق قدیمی تهران است. هیات‌های این منطقه خیلی پر رونق بود. دسته‌های عزاداری از میدان خراسان و شوش راه می‌افتادند و به میدان 17شهریور می‌رسیدند و از آنجا به میدان امام حسین(ع). تمام دلخوشی من در دوران کودکی و نوجوانی این بود که اول وقت بروم مسجد خداداد در خیابان عارف و پرچم بزرگ را دستم بگیرم و جلوی دسته حرکت کنم.یادم هست یک سال بزرگ‌ترین پرچم را به من دادند، من نه حمایل بند داشتم و نه کمربند و... اما پرچم را به دست گرفتم و راه افتادم. صحنه زیبایی بود؛ یک پرچم بزرگ در دستان کوچک کودکی که همه توان خود را به کار گرفته بود تا علمدار خوبی برای دسته عزاداری باشد.
تکان‌دهنده‌ترین تصویری که از واقعه کربلا در ذهن دارید.
تصور کنید یک شخصیت بزرگ که نوه پیامبر(ص) است و همیشه اطرافش پر از آدم بوده اما ظهر عاشورا این آقا، تنهای تنهاست. آنقدر هم تیر و نیزه خورده که نمی‌تواند از جایش تکان بخورد. می‌گویند سه ساعت امام حسین(ع) در گودال قتلگاه در میان خون بودند، در این شرایط تمام رمق خود را به‌کار می‌گرفتند، به نیزه‌ای تکیه می‌دادند و به سمت خیمه‌ها نگاه می‌کردند تا ببینند آنجا چه خبر است. این تصویر خیلی جانسوز است. سیدالشهدا(ع) دلش شور اهل‌بیتش را می‌زند و آن طرف حضرت زینب(س) دلش پیش برادرش است که چه بلایی سرش آمده ! امام‌حسین(ع) خیلی مهربان بوده‌اند. ما ایشان را فقط به واسطه حادثه کربلا و ده روز اول محرم می‌شناسیم. یکی از حلقه‌های مفقوده جامعه امروزی ما نامهربانی نسبت به یکدیگر است. این در حالی است که امام حسین(ع) و دیگر اهل بیت(ع) در اوج مهربانی بودند و وظیفه ما این است که این مهربانی را بشناسیم و آن را فریاد کنیم. امام حسین(ع) شب عاشورا با شمشیر، خارهای دور خیمه‌ها را از زمین درمی‌آورند، به ایشان می‌گویند چه می‌کنید وسط جنگ. می‌گویند: فردا من دیگر نیستم، نمی‌خواهم خار‌به‌پای بچه‌ها فرو رود... .
برای دریافت شفاعت از امام حسین(ع) چه آدابی را رعایت کنیم؟
هیچ ترتیبی و آدابی مجو ... فقط یک کلام به امام شهید بگویید: آقا اجازه دهید دوستتان داشته باشیم. محرم و ده روز اولش به‌خصوص برای همه آدم‌ها از هر قشر و خط و جناحی شرایطی فراهم می‌شود که به امام حسین(ع) توسل جویند و ایشان را دوست داشته باشند. عشق به حسین‌بن‌علی(ع) در فطرت و سرشت ماست؛ از همان دوران نوزادی که در بغل مادر و زیر چادر او روضه امام حسین(ع) را گوش می‌دهیم و عاشق ایشان می‌شویم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها